سالها فکر میکردم درک خوبی از فیلمهای رامبو (Rambo movies) بر اساس تقلید طنز آمیز رامبو در برنامه «UHF» اثر «ویرد ال» یانکوویچ دارم و احتمالاً نیازی نیست خود فیلمها را تماشا کنم. با اینکه من با فیلمهای اکشن هم دورههای سیلوستر استالونه (Sylvester Stallone) یعنی آرنولد شوارتزنگر، دولف لاندگرن و ژان کلود ون دام بزرگ شدم، اما همیشه در ویدیوکلوب از فیلمهای رامبو رد میشدم و چیز دیگری را انتخاب میکردم. آنها حتی با معیارهای پایین نوجوانی من برای فیلمهای اکشن هم بیش از حد کارتونی به نظر میرسდნენ - و این بدون در نظر گرفتن سریال کارتون واقعی کودکان رامبو است.
بنابراین وقتی بالاخره در بزرگسالی فیلم «اولین خون» (First Blood) را دیدم، تمام پیشفرضهای مرا درباره اینکه یک فیلم رامبو چه میتواند باشد، به هم ریخت. اگرچه این فیلم در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، اما دنباله معنوی آن دسته از درامهای شخصیتمحور و تلخی است که هالیوود در دهه ۱۹۷۰ با بازیگرانی مانند جین هکمن و آل پاچینو تولید میکرد. اکشن زیادی در فیلم وجود دارد، اما هیچ شباهتی به آنچه یانکوویچ در «UHF» مسخره میکند، ندارد. تمام این مسائل در چهار فیلم بعدی میآیند، اما «اولین خون» فیلمی صریح، خوشساخت و اغلب تکاندهنده درباره یک کهنهسرباز آسیبدیده و بدرفتاریدیده جنگ ویتنام است.
هر پنج فیلم رامبو از همین ماه در توبی (Tubi) پخش میشوند و من همچنان توصیه نمیکنم که وقت خود را صرف هیچکدام از دنبالهها کنید. اما اگر شما هم مانند من نسبت به رامبو به عنوان یک شخصیت بیاعتنا بودهاید، به خودتان مدیون هستید که «اولین خون» را تماشا کنید و مطالعه شخصیتی غمانگیز و پیچیدهای را که آغازگر همه اینها بود، تجربه کنید.
فیلم «اولین خون» مبارزه قهرمان خود را جدی میگیرد
جان رامبو با بازی استالونه، «اولین خون» را به عنوان یک ولگرد بیادعا آغاز میکند که در میان صداهای گیتار آکوستیک حزنانگیز و سازهای بادی موسیقی متن جری گلدسمیت، به سمت خانهای روستایی در شمال غربی اقیانوس آرام قدم میزند. او یک قهرمان اکشن اغراقآمیز نیست، بلکه فقط یک روح گمشده است که به دنبال یک دوست میگردد؛ مردی که با او در ویتنام خدمت کرده است. رامبو هنگام نزدیک شدن به زنی که در حال آویزان کردن لباسها در بیرون خانهای که فکر میکند دوستش در آنجا زندگی میکند، خجالتی و مکثکننده است، و وقتی میفهمد که آن مرد بر اثر سرطان، یعنی نتیجه مواد شیمیایی که در ویتنام در معرض آنها قرار گرفته، درگذشته است، به آرامی ویران میشود.
حتی پس از اینکه او سرگردان وارد شهر با نام کنایهآمیز هوپ (Hope) میشود، رامبو به دنبال دعوا نیست یا حتی علاقهای به صحبت با کسی ندارد. او فقط میخواهد برای خوردن چیزی توقف کند و این کلانتر محلی، ویل تیسل (برایان دنهی)، است که دردسر ایجاد میکند. تیسل حرف خود را با رامبو صریح میزند و موهای «بلند» او (که هنوز بسیار بالاتر از شانههایش است) و کاپشن ارتشیاش با برچسب پرچم آمریکا را به سخره میگیرد. او صراحتاً میگوید: «ما آدمهایی مثل شما را در این شهر نمیخواهیم»، و قبل از اینکه رامبو را به حومه شهر ببرد و به شدت تشویق به رفتن کند، این را میگوید.
اگرچه رامبو به سختی صحبت میکند، اما استالونه رنجی را که او هر روز با آن زندگی میکند و استیصال او را برای نوعی آرامش و عادی بودن به تصویر میکشد. این شهر آرام به نظر مکانی میرسد که یک مرد قوی و ساکت میتواند در آن کار شرافتمندانهای پیدا کند، اما واقعیت این است که کهنهسربازان ویتنام مانند رامبو اغلب طرد شده و مورد بدرفتاری قرار میگرفتند و در کشوری که آنها را پس زده بود، به حال خود رها میشدند.
وقتی او از دستورات کلانتر سرپیچی میکند و به هوپ بازمیگردد، رامبو دستگیر میشود و تحت رفتار تحقیرآمیز معاونان ظالم قرار میگیرد. این تجربه PTSD او را تحریک میکند و این همان چیزی است که خشونت را به راه میاندازد، نه هیچ انتقامجویی یا حمله از پیش برنامهریزیشدهای.
«اولین خون» یک شاهکار اکشن است
در حالی که «اولین خون» به دقت به وضعیت روحی رامبو توجه میکند، اما این به معنای کمبود اکشن در آن نیست. پس از فرار از بازداشت پلیس، رامبو در جنگل اطراف پناه میگیرد و با استفاده از آنچه در دوران حضورش در ویتنام آموخته بود، تلههایی را به صورت بداهه میسازد. «اولین خون» به جای اکشن بمبافکن و دور از ذهن فیلمهای بعدی رامبو، دارای مبارزاتی به دقت صحنهسازی شده و عمدتاً در مقیاس کوچک است و کارگردان تد کوتچف هر رویارویی را باارزش میکند.
حتی زمانی که او با انتقامجویی خود بزرگتر و جسورتر میشود، رامبو همیشه مطمئن است که از کشتن دشمنان خود اجتناب میکند و تعداد کشتهها در «اولین خون» تقریباً صفر است، برخلاف دهها جسد در فیلمهای بعدی رامبو. این بازتابی از اولویتهای شخصیتی است که فقط میخواهد به حال خود رها شود، اما نمیتواند آموزشی را که از سرهنگ سام تروتمن (ریچارد کرنا) دریافت کرده و او را به یک ماشین کشتار تبدیل کرده است، فراموش کند.
تروتمن نشاندهنده تشکیلات نظامی است که افرادی مانند رامبو را استخدام کرده و دور انداخته است، و اگرچه او ابراز همدردی با کارآموز سابق خود میکند، اما در نهایت او نیز به اندازه تیسل در هل دادن رامبو به لبه پرتگاه مقصر است. هیجان زیادی در تعقیب و گریزها، تیراندازیها و انفجارهایی که با پیشرفت «اولین خون» افزایش مییابد وجود دارد، اما همه آنها با غم و اندوه آغشته شدهاند و بیانگر آشفتگی درونی رامبو هستند.
این دغدغهای برای هیچکدام از فیلمهای بعدی و خالیتر رامبو نیست و چیزی نیست که وقتی تمام شناخت من از این فرنچایز منحصر به چیزهایی بود که در پارودیها دیده بودم، انتظارش را داشتم. اما این همان چیزی است که «اولین خون» را بسیار مؤثر میکند و آن را به عنوان یکی از بهترین فیلمهای ساخته شده درباره مشکلات کهنهسربازان در بازگشت به زندگی غیرنظامی تثبیت میکند. این ارزش بیشتری از تمام اکشنهای خام رامبو در ادامه دارد.
منبع: tomsguide.com
