ما اخیراً از هوش مصنوعی خواستیم تا مشاغلی را که احتمال بیشتری دارد توسط هوش مصنوعی جایگزین شوند، رتبهبندی کند. اکنون شرکت آنتروپیک (Anthropic)، سازنده مدل کلود (Claude)، در تلاش است تا به سوالی پاسخ دهد که همه ما میپرسیم: اگر هوش مصنوعی همچنان به پیشرفت خود ادامه دهد چه اتفاقی میافتد؟
مدل اقتصادی جدید این شرکت بررسی میکند که با رشد بیشتر هوش مصنوعی، چه اتفاقی میافتد و بهطور مشخص چگونه میتواند بر مشاغل، دستمزدها و اقتصاد ایالات متحده تا سال ۲۰۳۰ تأثیر بگذارد. برخی از نتایج بسیار قابل توجه هستند.
بر اساس یک مجموعه فرض، اقتصاد به طور قابل توجهی رشد میکند در حالی که دستمزدهای «کارگران دانشی» (knowledge workers) تقریباً تکان نمیخورد. این اصطلاح برای اولین بار توسط نظریهپرداز مدیریت پیتر دراکر (Peter Drucker) در سال ۱۹۵۹ ابداع شد تا تغییر رو به رشد در اقتصاد جهانی را از کار یدی سنتی به سمت کار فکری و مبتنی بر اطلاعات توصیف کند. یک کارگر دانشی اساساً حرفهای است که سرمایه اصلی او تخصص، تفکر انتقادی و دانش تخصصیاش است.
هنگامی که آن فرضها بیشتر فشار داده شدند، شکاف حتی چشمگیرتر میشود، به طوری که اقتصاد ۳۲.۴ درصد بزرگتر از آنچه در غیر این صورت میبود رشد میکند در حالی که دستمزدهای کارگران دانشی بیش از ۱۰ درصد کاهش مییابد.
برای شفافسازی، شرکت آنتروپیک (Anthropic) هیچکدام از این نتایج را پیشبینی نمیکند. این شرکت فقط تلاش میکند نشان دهد چگونه عواملی از جمله پذیرش هوش مصنوعی، اتوماسیون و توانایی کارگران برای تغییر مشاغل میتوانند تعیین کنند که اگر هوش مصنوعی رونق بهرهوری وعده داده شده توسط توسعهدهندگانش را محقق کند، چه کسی واقعاً سود میبرد.
آنتروپیک سه آینده مختلف برای هوش مصنوعی را مدلسازی کرد
ما همچنین آینده هوش مصنوعی و اینکه جهان در سال ۲۰۳۵ چگونه خواهد بود را پوشش دادهایم. مدل شرکت آنتروپیک (Anthropic) به محققان اجازه میدهد فرضیاتی از جمله میزان قابلیت هوش مصنوعی، گستردگی پذیرش آن توسط کسبوکارها، میزان کارکرد خودکار آن، میزان بهرهوری بیشتر آن برای افراد و آسانی یافتن مشاغل جدید توسط کارگران جابجا شده را تنظیم کنند.
سپس این شرکت از سه مجموعه فرض برای نشان دادن سناریوهای متوسط، قابل توجه و افراطی هوش مصنوعی استفاده میکند.
نسخه متوسط بیشتر شبیه به تحولات تکنولوژیک قبلی به نظر میرسد. هوش مصنوعی بهرهوری را بهبود میبخشد و اقتصاد رشد میکند، اما اثرات تا حد زیادی در محدوده هنجارهای تاریخی باقی می مانند.
اوضاع در سناریوی قابل توجه به طور قابل توجهی متفاوت به نظر میرسد، جایی که هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ قادر میشود نیمی از تمام وظایف کار دانشی را انجام دهد و میتواند بیشتر آن وظایف را به صورت خودکار انجام دهد.
این بدان معنا نیست که هوش مصنوعی نیمی از تمام کارهای دانشی را انجام میدهد. کسبوکارها این فناوری را در همه جا نمیپذیرند، بنابراین مردم همچنان اکثریت وظایف کار دانشی را در سراسر اقتصاد انجام میدهند.
حتی با وجود این محدودیت، مدل شرکت آنتروپیک (Anthropic) رشد اقتصادی را با سرعتی حدود دو برابر نرخ طبیعی خود اجرا میکند.
اقتصاد میتواند بدون اینکه حقوق شما تغییری کند، رونق بگیرد
در سناریوی قابل توجه شرکت آنتروپیک (Anthropic)، تولید ناخالص داخلی ایالات متحده تا سال ۲۰۳۰ به ۳۶.۳ تریلیون دلار میرسد که ۸.۳ درصد بیشتر از زمانی است که هوش مصنوعی وجود نداشت.
در همین حال، دستمزدهای کارگران دانشی اساساً ثابت است. بخشی از دلیل این است که شرکت آنتروپیک (Anthropic) یک شغل را به عنوان یک چیز واحد که هوش مصنوعی میتواند یا نمیتواند جایگزین آن شود، در نظر نمیگیرد. در عوض، مشاغل را به وظایف فردی تقسیم میکند که برخی از آنها را هوش مصنوعی میتواند تقویت کند، برخی را میتواند خودکار کند و برخی دیگر هنوز به یک انسان نیاز دارند.
پرستاری را در نظر بگیرید، مثالی که شرکت آنتروپیک (Anthropic) در مدل برجسته میکند. هوش مصنوعی ممکن است بتواند دستورالعملهای ترخیص را پیشنویس کند، به نظارت بر بیماران کمک کند یا یک برنامه مراقبتی را سازماندهی کند. سایر وظایف اداری ممکن است در نهایت به طور کامل خودکار شوند.
اما یک ربات گفتگوی هوش مصنوعی نمیتواند یک بیمار را حمام کند. بنابراین، تقاضا برای افرادی که برخی از انواع کارهای دیجیتال را انجام میدهند میتواند کاهش یابد در حالی که بهرهوری ایجاد شده توسط هوش مصنوعی تقاضای بیشتری را در جاهای دیگر ایجاد میکند.
شرکت آنتروپیک (Anthropic) از ساختوساز به عنوان مثال دیگری استفاده میکند. اگر هوش مصنوعی به طور چشمگیری زمان مورد نیاز برای طراحی و صدور مجوز زیرساخت را کاهش دهد، پروژههای بیشتری میتوانند قابل اجرا شوند. آن پروژهها هنوز به افرادی برای ساختن نیاز دارند و به طور بالقوه تقاضا و دستمزدها را برای کارگران ساختمانی افزایش میدهند.
برنامهنویسان ممکن است در نهایت به برقکار تبدیل شوند
محاسبات زمانی تغییر میکند که هوش مصنوعی بتواند به اندازه کافی یک شغل را خودکار کند که کارفرمایان به سادگی به تعداد زیادی از افراد برای انجام آن نیاز نداشته باشند.
شرکت آنتروپیک (Anthropic) از برنامهنویسان و کارگران مراکز تماس به عنوان مثالهایی از افرادی استفاده میکند که ممکن است در نهایت به مشاغل کمتر در معرض خطر هوش مصنوعی مانند پرستاری یا کارهای الکتریکی منتقل شوند.
اینکه افراد چقدر آسان میتوانند این 전환 را انجام دهند، به عنوان یکی از مهمترین متغیرها در مدل شرکت آنتروپیک (Anthropic) ظاهر میشود. اگر هوش مصنوعی کار را سریعتر از آنچه کارگران جابجا شده میتوانند به مکان دیگری بروند حذف کند، بیکاری افزایش مییابد، که این نیز یکی از دلایلی است که نتایج افراطیتر باید با احتیاط بررسی شوند.
وقتی آنتروپیک فرضها را به شدت بالا میبرد چه اتفاقی میافتد؟
سناریوی افراطی شرکت آنتروپیک (Anthropic) یک آزمون استرس از اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهد اگر چندین فرض تهاجمی در مورد هوش مصنوعی همگی به حقیقت بپیوندند.
در این نسخه، هوش مصنوعی در اکثریت قریب به اتفاق وظایف کار دانشی مولدتر از انسانها میشود، تقریباً همه آنها را به صورت خودکار انجام میدهد و انواع جدیدی از کار دانشی را ایجاد نمیکند تا جایگزین آنچه ناپدید میشود شود.
شرکت آنتروپیک (Anthropic) میگوید رسیدن به آن نقطه احتمالاً نیازمند هوش مصنوعی خودکار بهبودبخش بازگشتی در کنار پذیرش فوقالعاده سریع است. تحت این فرضها، اعداد بسیار بزرگ میشوند. تا سال ۲۰۳۰، تولید ناخالص داخلی ایالات متحده به ۴۴.۴ تریلیون دلار میرسد و اقتصاد را ۳۲.۴ درصد بزرگتر از زمانی میکند که هوش مصنوعی وجود نداشت.
کارگران دانشی بادآورده متناظری را تجربه نمیکنند. دستمزدهای آنها بیش از ۱۰ درصد کاهش مییابد، در حالی که بیکاری فراتر از سطوحی که معمولاً با رکودها مرتبط است، افزایش مییابد. این سناریو چیزهای زیادی را در مورد رابطه بین رشد اقتصادی و افرادی که آن را تولید میکنند آشکار میکند.
بیشتر آمریکاییها انتظار نسخه افراطی را ندارند
همانطور که در سایت سناریو ذکر شد، شرکت آنتروپیک (Anthropic) همچنین در ماه اوت از ۱۰,۹۸۰ آمریکایی پرسید که چه انتظاری دارند هوش مصنوعی قادر به انجام آن باشد، فکر میکنند کسبوکارها چقدر سریع آن را خواهند پذیرید و یافتن مشاغل دیگر چقدر برای کارگران جابجا شده دشوار خواهد بود.
هنگامی که این پاسخها به مدل وارد میشوند، پاسخدهنده معمولی بسیار نزدیکتر به سناریوی قابل توجه شرکت آنتروپیک (Anthropic) قرار میگیرد تا سناریوی افراطی آن.
این انتظارات اقتصادی را ایجاد میکند که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۰ درصد بزرگتر از زمانی است که هوش مصنوعی وجود نداشت، و بیکاری حدود ۵ درصد است. حدود ۱۰ درصد از پاسخدهندگان پاسخهایی سازگار با سناریوی افراطی شرکت آنتروپیک (Anthropic) دادند.
حتی آن نقطه میانی نشاندهنده یک تغییر قابل توجه در نحوه کار میلیونها نفر خواهد بود.
هوش مصنوعی قادر به انجام نیمی از تمام وظایف کار دانشی تا سال ۲۰۳۰ میتواند مشاغلی را که شرکتها برای آنها استخدام میکنند، مهارتهایی که دستمزدهای بالاتری را به خود اختصاص میدهند و اینکه آیا برخی از پرتقاضاترین مشاغل یقه سفید امروزی به اندازه ارزش فعلی خود باارزش باقی میمانند یا خیر، تغییر دهد.
معنای این برای شغل شما چیست
دلایل زیادی وجود دارد که در مصرف هیچیک از این اعداد به صورت تحتاللفظی احتیاط کنیم.
مدل شرکت آنتروپیک (Anthropic) پاسخهای دولتی، چرخههای تجاری، اختلالات بازار مالی، تغییرات در تقاضای مصرفکننده یا خطرات فاجعهبار هوش مصنوعی را در نظر نمیگیرد. همچنین آیندهای را مدلسازی نمیکند که در آن رباتهای بسیار توانا بتوانند بسیاری از کارهای فیزیکی امروز را انجام دهند، که میتواند چشمانداز مشاغلی را که در اینجا نسبتاً محافظتشده به نظر میرسند به طور چشمگیری تغییر دهد.
و باز هم، اینها سناریوهایی هستند، نه پیشبینیهای شرکت آنتروپیک (Anthropic) برای سال ۲۰۳۰. آنچه آنها نشان میدهند این است که آینده کار ممکن است پیچیدهتر از سوال آشنای این باشد که آیا هوش مصنوعی شغل شما را خواهد گرفت یا خیر.
هوش مصنوعی میتواند برخی از کارگران را بسیار بهرهورتر کند، تقاضا برای دیگران را کاهش دهد و تقاضای جدیدی در مشاغلی ایجاد کند که ارتباط کمی با نشستن پشت کامپیوتر دارند. در همان زمان، اقتصاد میتواند بسیار سریعتر رشد کند بدون اینکه آن دستاوردها به طور متناسب در دستمزدهای کارگران ظاهر شوند.
منبع: tomsguide.com
