بازی مستقل جدید بمبانانا؛ آشوب، بمب و میمون‌ها

بازی مستقل و کوآپ جدید بمبانانا (Bombanana) که این روزها در اینترنت سر و صدا به پا کرده، تجربه‌ای مشابه بازی‌های رومیزی اما با چاشنی بمب و میمون‌هاست.

تتیم تحریریه۳ دقیقه مطالعه۰ بازدیدهمین حالا
بازی مستقل جدید بمبانانا؛ آشوب، بمب و میمون‌ها

می‌گویند اگر به یک میمون زمان بی‌نهایی بدهید تا به طور تصادفی روی کلیدهای یک ماشین تحریر ضربه بزند، تقریباً به طور حتم آثار کامل شکسپیر را کلمه به کلمه خواهد نوشت. اما وقتی به سه میمون با دسترسی محدود به حواس خود، زمان محدودی برای خنثی کردن یک بمب می‌دهید چه اتفاقی می‌افتد؟ بمب منفجر می‌شود، تقریباً همیشه بمب منفجر می‌شود.

این واقعیت وحشتناکی است که باید در بازی بمبانانا (Bombanana)، بازی جدید خنثی‌سازی بمب به صورت همکاری در فروش (Co-op) که در آن شما و سه دوستتان در نقش میمون‌ها بازی می‌کنید، با آن روبرو شوید. بخش میمون بودن سرگرم‌کننده است، اما به اندازه این واقعیت حیاتی نیست که یکی از شما نمی‌تواند ببیند، یکی نمی‌تواند بشنود و یکی نمی‌تواند صحبت کند؛ این موضوع واقعاً کار را خراب می‌کند. این بازی شبیه به تیم ۳ (Team 3)، بازی ساخت و ساز کوآپ است که آن نیز بر اساس سه میمون خردورز ساخته شده است.

من تعدادی از دوستانم را گرد هم آوردم و به عنوان میمونی که نمی‌تواند ببیند شروع کردم، نقشی که اتفاقاً همان میمونی است که باید بمب را خنثی کند. این کار به همان اندازه که انتظار دارید دشوار است.

هیچ یک از ما هیچ سرنخی از آنچه در جریان بود یا نحوه ارتباط با یکدیگر نداشتیم. شخصی که کتابچه راهنما را در اختیار داشت نمی‌تواند صحبت کند، تنها کسی که می‌توانست ببیند چه کاری انجام می‌دهد نمی‌توانست دستورالعمل‌ها یا سوالات را بشنود، و من نمی‌توانستم ببینم چه جهنمی در جریان است—به علاوه من تحت فشار بسیار ضعیف عمل می‌کنم. در نهایت ما فقط به پشت نشستیم، به سمت یکدیگر موز پرتاب کردیم و منتظر ماندیم تا بمب همه ما را از شر این عذاب خلاص کند تا بتوانیم دوباره گروه را تشکیل دهیم، استراتژی بچینیم و دوباره تلاش کنیم.

ما به زودی به یک استراتژی مبهم دست یافتیم. میمون میانی، که می‌توانست ببیند اما نمی‌تواند بشنود، روی مکانیسم‌های داخلی بمب که می‌توانست ببیند کار می‌کرد و تک تک چیزهایی را که می‌دید با جزئیات شرح می‌داد تا میمون دارای کتابچه راهنما بتواند ورق بزند و بفهمد چه کاری انجام می‌دهیم.

سپس آنها روی اجزای خاصی در داخل بمب، مانند چهار کلید، تمرکز می‌کنند و سوالات درستی مانند «اولین کلید قرمز است، باید بالا باشد یا پایین؟» می‌پرسند و منتظر می‌مانند تا میمون دارای کتابچه راهنما گردن خود را برای نگاه کردن به سقف بشکند یا فقط به زمین خیره شود تا پیام را دریافت کند. سپس میمون میانی اطلاعات را به صورت کلامی به میمون نابینا منتقل می‌کرد که پس از آن امیدوارem کار درست را انجام می‌داد.

مشکل این است که با پیشروی در مراحل، کار بسیار سخت‌تر می‌شود. با هر مرحله، یک معمای اضافی برای حل کردن، حواس‌پرتی‌های بیشتر و حتی یک گیج کوچک ظریف که به تدریج به سمت بالا می‌خزد و در صورت عدم هل دادن آن به سمت پایین، انفجار فوری را ایجاد می‌کند، به وجود می‌آید.

دوست دارم بگویم که در نهایت ما در هر خنثی‌سازی بمبی عالی عمل می‌کردیم. شاید بقیه تیم من می‌توانستند بدون من این کار را انجام دهند، اما مغز من تحت فشار تمایل دارد خالی شود، بنابراین احتمالاً نباید پس از دوره‌ام به عنوان میمون نابینای خنثی‌کننده بمب، با کتابچه راهنما به پایان می‌رسیدم. با این حال، بمبانانا (Bombanana) همچنان بسیار سرگرم‌کننده بود و نوعی آشوب را تسهیل می‌کند که من از این نوع بازی‌های کوآپ دوست دارم، بنابراین حتی اگر همه ما کمی سوخته بودیم، من آن را یک پیروزی به حساب می‌آورم.


منبع: pcgamer.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.