نقد و بررسی فیلم Bucking Fastard: شاهکار عجیب ورنر هرتزوگ

نگاهی به فیلم جدید و سوررئال ورنر هرتزوگ (Werner Herzog) به نام Bucking Fastard با بازی کیت و رونی مارا که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد.

تتیم تحریریه۵ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۵ روز پیش
نقد و بررسی فیلم Bucking Fastard: شاهکار عجیب ورنر هرتزوگ

این نقد و بررسی بر اساس اکران فیلم در جشنواره فیلم ونیز (Venice Film Festival) نوشته شده است. فیلم Bucking Fastard هنوز تاریخ اکران عمومی ندارد.

ورنر هرتزوگ (Werner Herzog) با الهام آزادانه از دوقلوهای یورک‌شر، فریدا و گرتا چاپلین (Freda and Greta Chaplin) که به طور مشهوری هماهنگ با هم صحبت می‌کردند و حرکت می‌کردند، داستانی واقعی از وابستگی متقابل را به یک درام اپیزودیک بی‌نظیر درباره بزرگسالان پناهگاهی که برای اولین بار وارد جامعه می‌شوند، تبدیل می‌کند.

نتیجه این اثر، فیلم Bucking Fastard، عجیب و مالیخولیایی است و گاهی به سمت سوررئال متمایل می‌شود — و به شکلی مناسب در تیتراژ ابتدایی به دیوید لینچ (David Lynch) تقدیم شده است — و اگرچه نتا‌یج پایانی آن فاقد تأثیر مورد نظر است، اما نتیجه نهایی خیالی و ارزشمند است.

بخش بزرگی از این موفقیت به چالش انتخاب بازیگر و کارگردانی چنین اثر خاصی برمی‌گردد. خواهران کیت مارا (Kate Mara) و رونی مارا (Rooney Mara) کارنامه‌های موازی داشته‌اند که سرانجام در آخرین اثر هرتزوگ با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. آن‌ها نقش ژان و جون هالبروک (Jean and Joan Holbrooke) را بازی می‌کنند — به ترتیب، هرچند که تفاوت چندانی هم ندارد.

هنگامی که فیلم آغاز می‌شود، این خواهران آمریکایی («ما دوقلو نیستیم، ما خواهر هستیم،» آن‌ها با تأکید و به صورت هم‌صدا توضیح می‌دهند) در ایرلند، جایی که بزرگ شده‌اند، به جرم تعقیب و آزار همسایه جذاب خود، آقای مولرونی با بازی اورلاندو بلوم (Orlando Bloom)، محاکمه می‌شوند؛ مردی که آن‌ها ادعا می‌کنند عاشقش هستند و پس از تعدادی رابطه سه‌نفره مشتاقانه، با او ازدواج کرده‌اند.

خطرات در اینجا کم است — یک حکم عدم تماس به جای محکومیت کیفری — و این اجازه را به داستان می‌دهد تا با فلاش‌بک‌ها و نمایشی شدن وسواس‌هایشان، رنگ‌وبویی شیطنت‌آمیز به خود بگیرد.

دو چیز در طول این پرده اول بلافاصله مشخص می‌شود: اول، اینکه تماشای خواهران مارا در کنار یکدیگر لذت‌بخش است و آن‌ها دیالوگ‌های همپوشانی یا پژواک‌مانند را با لبخندهای کج‌ومعوج و نگاه‌های معنی‌دار به یکدیگر اجرا می‌کنند؛ دوم، اینکه هالبروک‌ها علیرغم تلاش‌هایشان برای استقلال جنسی، درکی به‌طور غم‌انگیزی ناقص از جهان دارند.

آن‌ها شیوه صحبت کردن، حرکت کردن و لباس پوشیدنی عتیقه‌وار دارند، به طوری که دوره زمانی فیلم عملاً مبهم است. محاکمه آزار و اذیت واقعی فریدا و گرتا در دهه ۱۹۸۰ بود — عنوان فیلم از یک لغزش کلامی که آن‌ها با هم در دادگاه داشتند گرفته شده است — بنابراین آسان است که چنین فضایی را روی پرده فرض کنیم تا اینکه اولین آیفون (iPhone) پس از حدود سی دقیقه ظاهر می‌شود (با لطف یک تماشاگر کنجکاو که پس از تبدیل شدن خواهران به افراد مشهور محلی، تقاضای سلفی می‌کند).

دوقلوهای واقعی موضوع مستندهای خودشان بودند، اما هرتزوگ، که 실제로 آن‌ها را ملاقات کرده بود، از نیاز یا تمایل به ساخت یک زندگی‌نامه سنتی اجتناب می‌کند.

در عوض، او انزوا و خودبیزاری را که تصور می‌کند ممکن است زندگی بزرگسالی آن‌ها را تعریف کرده باشد، استخراج می‌کند؛ به عنوان زوجی از زنان که چنان با یکدیگر هماهنگ هستند که به سختی می‌توانند با دنیای خارج ارتباط برقرار کنند یا جدای از هم عمل کنند.

او همچنین شخصیت‌های جایگزین خیالی خود را با نوعی ساده‌لوحی آغشته می‌کند که مردان در سرتاسر فیلم تهدید می‌کنند از آن سوءاستفاده کنند و هر زمان که خواهران پا به بیرون می‌گذارند، عدم قطعیتی تحمیل‌کننده ایجاد می‌کنند.

در فرهنگ عامه مردسالارانه، دختران و زنان دوقلو تمایل دارند جایگاهی ترسناک یا شهوت‌انگیز داشته باشند؛ به ارواح دوقلو در فیلم درخشش (The Shining) فکر کنید، یا فانتزی پورنوگرافیک خوابیدن با دو زن همسان.

این ایده ها سایه سنگینی بر سر هالبروک ها می اندازد، زیرا هرتزوگ باعث می شود آن‌ها ناآگاهانه در طول تعاملات پیش پاافتاده با مردانی که یا مکار هستند یا پدرسالارانه رفتار می کنند، با این نیروها دست و پنجه نرم کنند؛ مردانی که خیرخواهی‌شان ممکن است با ریسمان‌های نامرئی همراه باشد. شک همیشه سایه می‌اندازد، حتی اگر خواهران به ندرت خودشان آن را احساس کنند.

با این حال، هنگامی که فیلم از محاکمه آن‌ها عبور می‌کند و تلاش‌هایشان را برای زندگی به تنهایی — یعنی فقط آن دو نفر با هم — دنبال می‌کند، لحنی آرام‌تر به خود می‌گیرد، و بی‌جهت هم نیست.

فیلم Bucking Fastard به ندرت به جزئیات گذشته آن‌ها می‌پردازد، بلکه در عوض درام خود را از اشاره‌های زودگذر به تربیت پیچیده‌شان توسط والدینی که هرگز آن‌ها را نمی‌بینیم و پس از اینکه شیطنت‌هایشان شامل آتش‌سوزی می‌شود، تمایل کمی به ارتباط با آن‌ها دارند، مهندسی معکوس می‌کند.

عدم وجود عشق واقعی و پذیرش بر فراز هالبروک‌ها شناور است و باعث می‌شود آن‌ها احساسات خود را در هر نوبت سوءتعبیر کنند، حتی اگر آنچه احساس می‌کنند خالص باشد. آن‌ها، به نوعی، غریبه هستند — ارواح دوقلویی که کسی جز یکدیگر ندارند زیرا جهان هر دوی آن‌ها را طرد کرده است.

فیلم زمانی به اوج تأثیرگذاری خود می‌رسد که آن‌ها بسیار دور از جامعه به حومه سرسبز ایرلند نقل مکان می‌کنند.

هنگامی که خواهران به دیدن خاله بیمار خود لوییس با بازی ماریون او دوایر (Marion O'Dwyer) می‌روند و با چوپان پیر و مهربان و بارکش او، مک‌فارلین با بازی برندان کانروی (Brendan Conroy) دوست می‌شوند، فیلم Bucking Fastard روی جنبه تخیلی خود مکث می‌کند تا ژان و جون بتوانند با دقت بیشتری در مورد آنچه از بشریت می‌خواهند و آنچه در ازای آن به آن‌ها می‌دهد، فکر کنند.

پاسخ همیشه مهربانانه نیست، اما این مکان نویدهای شاعرانه‌ای از فرار را از طریق یک افسانه محلی پیرامون یک غار نزدیک به آن‌ها ارائه می‌دهد — که اگرچه آن‌ها ظرفیت هضم داستان‌های آن را ندارند، اما چیزی را در اعماق وجودشان شعله‌ور می‌کند.

این فیلم دارای اشتیاقی شیرین و تلخ برای زندگی است که هرتزوگ آن را در میان صحنه‌های ثابت و نقاش‌گونه در میان نماهای بسته چشم‌ماهی شلوغ و قاب‌بندی‌های عجیب و غریب خود می‌یابد (دوربین، به شکلی مناسب، هماهنگ با هر دو بازیگر اصلی حرکت می‌کند).

و اگرچه انتزاع‌های نهایی آن به کاتارسیس یا روشنی معنا‌دار نمی‌رسد — اگر چیزی باشد، فیلم با یک روند نزولی غافلگیرکننده به پایان می‌رسد — تراژدی ملایم هرتزوگ از دو زن طرد شده توسط جهان، بین لحظات سرگرم‌کننده و مستقیماً لمس‌کننده در نوسان است، مانند یک افسانه بزرگسالانه درباره اشتیاق برای ارتباط.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.