من همیشه از طرفداران فیلمهای کمیاب بودهام. بعضی از فیلمها مثل یک رؤیا به سراغ انسان میآیند و فیلم فانتزی تاریک بریتانیایی «خانه کاغذی» (Paperhouse) محصول سال ۱۹۸۹ یکی از آن کشفهای نادر بود. من اواخر یک شب آن را پیدا کردم، زمانی که چرخیدن میان کانالهای تلویزیون هنوز مرسوم بود؛ یکی از قربانیان واقعی عصر استریم که در آن پیدا کردن ارگانیک این گویندههای پنهان سینمایی بسیار سختتر شده است.
لحظهای که تماشا را شروع کردم، کاملاً مجذوب مفهوم ترسناک زنده شدن نقاشیهای یک دختر جوان شدم. این اثر دقیقاً روی مرز بین تخیل دوران کودکی و وحشت روانشناختی حرکت میکند و شما را به دنیایی میکشد که هم شکننده است و هم به شدت آزاردهنده.
از عامل ترس تدریجی آن گرفته تا کیفیت بهشدت منزوی رؤیاهای دختر جوان، «خانه کاغذی» یک کلاسیک فراموششده است. اگر به دنبال کشف یک گوهر پنهان هستید، این فیلمی است که قطعا میخواهید به فهرست تماشای خود اضافه کنید. و خوشبختانه برای شما، این فیلم به طور کاملا رایگان در توبی (Tubi) پخش میشود.
«خانه کاغذی» درباره چه چیزی است؟
فیلم «خانه کاغذی» زمانی شروع میشود که آنای جوان (با بازی شارلوت برک) در مدرسه غش میکند و تب غدهای در او تشخیص داده میشود. او که با تب بالا در بستر محصور شده، دنیای واقعیاش با یک چشمانداز رؤیایی سوررئال درهم میآمیزد که در آن هر چیزی روی کاغذ میکشد بلافاصله در خواب او متبلور میشود.
ماجرا از آنجا شروع میشود که او یک خانه ابتدایی و کجومعوج را در یک مزرعه بایر طرح میزند و سپس در جریان رؤیای بعدی خود، دقیقاً روبروی آن میایستد، با همان حصار بدشکل و پنجرههای کجش. او که در این تنهایی وهمآور به دنبال یک همدم است، پسری به نام مارک را در یکی از پنجرههای بالایی میکشد.
با این حال، وقتی آنا در خواب به ملاقات مارک میرود، متوجه میشود که او بسترنشین است و نمیتواند راه برود و در داخل خانه به دام افتاده است. تلاشهای مضطربانه آنا برای تغییر نقاشیهایش و کمک به او نتیجه معکوس میدهد و دنیای فانتزی تنهایی او را به کابوسی بسیار عجیبتر و ترسناکتر تبدیل میکند.
چرا پیشنهاد میکنم «خانه کاغذی» را استریم کنید
فیلم «خانه کاغذی» مانند یک رؤیای تبدار واقعی پیش میرود. خط داستانی زنده شدن طرحهای آنا - و تمام آشفتگیهای روانشناختی که به دنبال آن میآید - شما را مستقیماً به درون خود میکشد. برنارد رز (Bernard Rose)، کارگردان فیلم، فضایی عجیبوغریب میسازد که تداعیگر یک دنیای رؤیایی جوی و قریبالوقوع است که بازتابدهنده عذاب درونی آنا در خانه است و با پدری غایب و رابطهای ناپایدار با مادرش تغذیه میشود. احساس گناه فزاینده او به خاطر ناتوانی در نجات دادن پسر درون رؤیایش، به استعارهای تکاندهنده از کنترل نداشتن کامل او بر شرایط دنیای واقعیاش تبدیل میشود.
عامل ترس ناراحتکننده نباید تعجبآور باشد، با توجه به اینکه توسط همان کارگردانی ساخته شده که فیلم «مرد کندی» (Candyman) را به ما هدیه داد. رز میفهمد چگونه یک رؤیا را به همان اندازه یک کابوس واقعی، عمیقاً غریب جلوه دهد. درست مانند رؤیاهای واقعی خودمان، دنیایی که آنا میسازد در ظاهر تقریبا واقعی به نظر میرسد، اما دقیقاً در زیر سطح آن، چیزی اساساً ایراد دارد. در اینجا منتظر خشونت اسلشر «مرد کندی» نباشید؛ «خانه کاغذی» شوکهای وحشیانه را به نفع ترس جویانه کاهش میدهد و به عنوان یک فیلم ترسناک فانتزی تاریک فوقالعاده در نوع خود پابرجا میماند.
اگر به دنبال یک فیلم ترسناک برای تماشا هستید و میخواهید ترسهای ناگهانی کلاسیک را با حالوهوای روانشناختی عوض کنید، این یکی را از دست ندهید. این فیلم دهههاست که از رادار پنهان مانده و هرگز هیاهوی جریان اصلی سایر آثار اصلی ژانر وحشت دهه ۸۰ را دریافت نکرده است. آن را در پلتفرم استریم رایگان مورد علاقه خود پیدا کنید و در آن غوطهور شوید.
