هرچه تلاش میکنم، ارتباط برقرار کردن با خطوط داستانی فعلی کمیکهای مردان ایکس (X-Men) شرکت مارول (Marvel) برای من بسیار دشوار بوده است. در ابتدا، این حس گسست را میتوان به تلخی از دست دادن وضعیت موجود کراکوا (Krakoa) در سال ۲۰۲۴ نسبت داد. عصر کراکوا به راحتی از نظر خلاقیت پربارترین دوره در فرنچایز مردان ایکس از زمان اوج دوران کاری کریس کلیرمونت (Chris Claremont) بود، و مارول اشتباه بزرگی مرتکب شد که به جای یافتن راهی برای جلو رفتن با ملت انعطافپذیر جهشیافتهها به عنوان پایه و اساس دائمی، هم چیز را از نو شروع کرد. اما این بیتفاوتی نسبت به خط داستانی مردان ایکس پس از کراکوا در دو سال گذشته محو نشده است. فرنچایز مردان ایکس در یک بنبست خلاقانه گیر کرده است، و هر امیدی که کراساوور DNX بتواند اوضاع را تکانی دهد، متأسفانه در شماره اول بر باد میرود.
رویداد DNX ظاهراً یک رویداد کراساوور بین مردان ایکس و چهار شگفتانگیز (Fantastic Four) است، اگرچه ریشههای آن عمدتاً در کمیکهای در حال انتشار مردان ایکس به قلم نویسنده آن، جید مککی (Jed MacKay) و کراساوور سال گذشته یعنی عصر مکاشفه (Age of Revelation) نهفته است. فرض پشت این مجموعه این است که هم سایکلاپس (Cyclops) و هم وایت بیست (White Beast) (نسخه اصلی و فاسد شده هنک مککوی که اکنون رهبری گروه شرورهای معروف به 3K را بر عهده دارد) آیندهای را دیدهاند که در آن یک ویروس ویرانگر بشریت را به جهشیافته تبدیل کرده است. سایکلاپس به دنبال جلوگیری از وقوع آن آینده است، در حالی که وایت بیست میخواهد صاحب آن آینده باشد. و اکنون درگیری رو به رشد بین مردان ایکس و 3K به اوج خود میرسد.
صادقانه بگویم، کاش این شماره در بیان وسعت درگیری به همان اندازه کارآمد بود. اما در عوض، فیلمنامه ازهمان ابتدا به شدت درگیر روایت داستان و توضیحات میشود. تأکید بیش از حد روی این است که سایکلاپس خطرات را توضیح دهد و حوادث اخیر ایکس را خلاصه کند و اصلاً به اندازه کافی وارد درگیری واقعی نمیشود. نتیجه این است که تا زمانی که شماره اول به پایان میرسد، داستان به سختی حس میشود که شروع شده است. در حالی که مارول در حال حاضر در میان چندین رویداد کراساوور دیگر (انتقامجویان: آرماگدون و ملکه سیاهپوش) قرار دارد، DNX واقعاً باید از همان ابتدا استدلال قویتری برای خودش ارائه میکرد.
این کمک نمیکند که شخصیتهای چهار شگفتانگیز در اینجا بسیار اضافه به نظر برسند. آنها از طریق یک زیرداستان وارد داستان میشوند که در آن بیست معمولی به آقای شگفتانگیز (Mister Fantastic) مراجعه میکند تا بیماری ژنتیکی مداوم مگنتو (Magneto) را درمان کند. حتی با وجود این بردار داستاننویسی، هرگز احساس نمیشود که چهار شگفتانگیز دلیل منطقی یا ارگانیکی برای حضور در این درگیری داشته باشند. این بیشتر شبیه به یک آرک معمولی از مجموعه مردان ایکس مککی به نظر میرسد که یک تیم ابرقهرمانی خارجی به زور در آن گنجانده شده است. عصر اولتران (Age of Ultron) سال ۲۰۱۲ نشان داد که پتانسیلهایی در بررسی مشارکت بعید بین جهشیافتهها و خانواده ریچاردز (در این مورد، اتحاد ولورین/زن نامرئی) وجود دارد، بنابراین امیدواریم DNX در نهایت بتواند رگههای جالبی را در آنجا پیدا کند.
شماره اول DNX تنها زمانی واقعاً کار میکند که روی شخصیتهای 3K تمرکز کند. هر تیمی که شخصیتهایی مانند کاساندرا نووا (Cassandra Nova) و کلون مگنتو یعنی جوزف (Joseph) را مجبور کند با هم کار کنند، در بهترین حالت یک چیدمان سست خواهد بود، و مککی نهایت استفاده را از آن در اینجا میبرد. شما تقریباً باید برای وایت بیست احساس ترحم کنید وقتی میبینید که متحدان پشتسرگذار و فریبکار او شکست را از دهان پیروزی بیرون میکشند و او تلاش میکند کل تشکیلات را با نیروی محض اراده در کنار هم نگه دارد.
طراح فدیکو ویسنتینی (Federico Vicentini) و رنگپرداز دیوید کوریل (David Curiel) تمام تلاش خود را میکنند تا اولین شمارهای را که بسیار پر از گفتوگو است، جذابتر کنند. کار چهرهپردازی ویسنتینی در بهترین حالت ناپایدار است، بهویژه وقتی صحبت از چهره شخصیتها به میان میآید، اما او انرژی مشهودی را به صفحه میآورد که به جبران فیلمنامه کند کمک میکند. شاید این کار به قیمت داشتن تعداد زیادی پنل با زاویه هلندی تمام شود، اما به هر حال همین است. و رنگهای کوریل به همه چیز ظاهری پر جنبوجوش میدهد، و برخی از صفحات برجسته شامل یک فلاشبک بصری به کراساوور جذابیتهای مرگبار (Fatal Attractions) و نبرد روانی بین کوئنتین کوایر (Quentin Quire) و کاساندرا نووا است.
منبع: ign.com
