نگاهی به بازی درخشان Lunarium
از شما میخواهم که اجازه ندهید بازی Lunarium در دریای انتشارات بیشمار در استیم (Steam) گم شود. صندوق ورودی من مملو از بازیهای اکشن نقشآفرینی (Action RPG) است و گاهی تشخیص آنها از یکدیگر دشوار میشود؛ اما Lunarium به دلیل سبک هنری خاصش که یادآور طراحیهای بازیهای Nier یا Final Fantasy است، کاملاً متمایز ظاهر شد.
پس از تجربه این بازی، متوجه شدم که با یکی از بهترین بازیهای اکشن نقشآفرینی سال روبرو هستم. آخرین چیزی که میخواهم این است که اثری با چنین سبک هنری دستساز و تاثیرگذاری، توسط موج بازیهایی که سعی دارند با هوش مصنوعی مولد (Generative AI) کیفیت را شبیهسازی کنند، بلعیده شود. ویرانههای فروپاشیده و جنگلهای سرسبز Lunarium مانند محیطهای بازی Nier: Automata هستند که در پرسپکتیو دوبعدی ایزومتریک فشرده شدهاند؛ دنیایی غمزده با رنگهای کدر، گویی هیولاهای تاریکی که با آنها روبرو میشوید، در حال مکیدن زندگی از آن هستند.
Lunarium تا حدی یک بازی «سولز-لایک» (Soulslike) است، اما از نظر ضربآهنگ به بازی Sekiro نزدیکتر از Dark Souls است. با مرگ، تمامی دشمنان دوباره ظاهر میشوند، اما میتوانید بهسرعت آنها را شکست دهید یا نادیده بگیرید تا در کمترین زمان به نقطه قبل بازگردید. شخصیت اصلی یعنی «آو» (Ave) در ابتدا کمی کند به نظر میرسد—بهطوری که اولین مبارزه با باس بازی چند بار برای من طول کشید تا به دامنه حرکتهای او عادت کنم—اما با جمعآوری ارتقاها، او بسیار چابکتر از قهرمانان معمولی سولز-لایک میشود.
در واقع «آو» تنها یکی از دو شخصیت قابل بازی است. پس از یک سکانس کوتاه مقدماتی، او با «لون» (Lune) ملاقات میکند، یک کماندار مرموز و شناور که میتواند در نبرد به او کمک کند. ابتدا تصور میکردم «لون» صرفاً شخصیت راهنمای من باشد، اما او در حقیقت یک مبارز بیرحم در برخی از شدیدترین برخوردهای بازی است.
بهعنوان «آو»، شما بر مدیریت حملات دشمن با جاخالی یا دفع ضربات (Parry) تمرکز میکنید تا آنها را برای «لون» آماده کنید. سیستم دفع ضربه دقیقاً مانند Sekiro عمل میکند که زمانبندی عالی آن، نوار تعادل دشمنان را پر میکند. با پر شدن این نوار، میتوانید به «لون» دستور دهید تا با یک تیر، تعادل آنها را درهم بشکند تا «آو» بتواند کارشان را تمام کند.
اگرچه تنها کنترل مستقیم «آو» را در اختیار دارید، همچنان باید به صورت تاکتیکی به هر دو فکر کنید. من در اوایل بازی مهارتی به دست آوردم که به «لون» اجازه میداد آخرین ضربه «آو» در یک کمبو را تقویت کند. این مهارت تأخیر کمی به ضربات اضافه میکرد و مرا مجبور میکرد تا در مورد استفاده یا عدم استفاده از آن تصمیم بگیرم. برخی هیولاها آنقدر سریع هستند که نمیتوانید ثانیهای برای دفع ضربه تلف کنید، اما لذت دفع سه ضربه پیاپی با «آو» و شکستن دفاع دشمن با تیر «لون» درست پیش از اتصال آخرین ضربه، وصفناشدنی است.
لحظهای که درخت مهارتها نشان داد میتوانم حرکت «دش» (Dash) را زنجیرهای اجرا کنم—مشابه کاری که برای ۵۰۰ ساعت در Eldered Ring Nightreign با شخصیت «دوشس» انجام دادم—فهمیدم که قرار است عاشق Lunarium شوم. فریب ساعت اول بازی را نخورید؛ شما تا پایان سفر قرار نیست فقط به هیولاها ضربه بزنید. با ساخت شنلها و گلدوزیهایی برای «آو» که تواناییهایش را تغییر میدهند، راههای مختلفی برای برخورد با نبردها وجود دارد. صفحه استیم بازی به موردی اشاره میکند که با ضربات متوالی، آسیب بیشتری وارد میکند و دیگری که دشمنان را در برابر حملات از پشت (Backstab) ضعیف میکند؛ بنابراین ترکیبات زیادی برای آزمایش وجود دارد.
هیچکدام از اینها برای من اهمیت چندانی نداشت اگر این دو دختر چنین دلربا نبودند. اگرچه بومیسازی انگلیسی بازی همیشه بینقص نیست، اما گفتوگوهای سرگرمکننده بین «آو» و «لون» باعث میشود مشتاق دنبال کردن داستان باشید. «آو» شخصیتی سرسخت دارد، اما وقتی «لون» به او هشدار میدهد که تارهای سیاه آلودهکننده دنیا چیزی نیستند که بتوان بهراحتی مثل علف هرز چید، به حرف او گوش میدهد. من درست پیش از ملاقات با شخصیت دیگری که قدرتهای جادویی مشابه «لون» دارد اما ظاهراً در انجام وظیفهاش برای جلوگیری از این فاجعه شکست خورده، بازی را متوقف کردم و گمان میکنم آن دیدار به خوبی پیش نخواهد رفت.
نسخه پیشنمایش من بخش زیادی از متون تاریخی مربوط به پادشاهیهای ویرانشده و معابدی که از آنها عبور میکردیم را نداشت. اما حتی بدون آن زمینه، متوجه شدم که توسعهدهندگان به تاریخچه این مکان فکر کردهاند و صرفاً برای پر کردن سهمیه یک بازی سولز-لایک، مجسمههای شکسته را در محیط پخش نکردهاند. دقت به جزئیات در محیطها و نحوه اتصال آنها به یکدیگر باعث میشود هر بخش در ذهن شما بماند. حتی میانبرهایی که به شما در بازگشت به مسیرها کمک میکنند، بهگونهای پنهان شدهاند که با یافتنشان احساس باهوش بودن میکنید.
نمیتوانم بگویم با انتظارات پایین سراغ Lunarium رفتم، اما قطعاً انتظار نداشتم چیزی تا این حد خوشساخت پیدا کنم. نادیده گرفتن این بازی در ژانر شلوغ استیم یک جنایت است. ژوئیه امسال بسته الحاقی درخشان Hell Clock را برای طرفداران بازیهای اکشن نقشآفرینی به ارمغان آورد و حالا Lunarium را برای کسانی داریم که میخواهند دنیایی غمزده در آستانه فروپاشی را کاوش کنند. خوششانسم که میتوانم از هر دو لذت ببرم. بازی Lunarium در تاریخ ۲۸ ژوئیه در استیم عرضه میشود.
