بررسی بازی ولورین مارول؛ بلاک‌باستر سرگرم‌کننده اما زودگذر

بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) تجربه‌ای اکشن و سینمایی است که با وجود مبارزات خشونت‌آمیز و داستان جذاب، فاقد ماندگاری و عمق لازم برای تبدیل شدن به یکی از بهترین انحصاری‌های پلی‌استیشن ۵ (PS5) است.

تتیم تحریریه۱۰ دقیقه مطالعه۰ بازدید۸ روز پیش
بررسی بازی ولورین مارول؛ بلاک‌باستر سرگرم‌کننده اما زودگذر

به خوب یا بد، بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) اساساً یک اثر بلاک‌باستر قابل بازی است. شما در این بازی شاهد تماشای صحنه‌های سینمایی، سکانس‌های هیجان‌انگیز و داستانی (در بیشتر مواقع) لذت‌بخش خواهید بود. اما این عنوان انحصاری پلی‌استیشن ۵ (PS5)، درست مانند بسیاری از فیلم‌های تابستانی مدرن، فاقد محتوای عمیق است و حتی کمی زود فراموش می‌شود.

بازی ولورین (Wolverine) روی کنسول پلی‌استیشن ۵ (PS5) خیلی زود تمام کارت‌های خود را رو می‌کند. در حالی که مبارزات خشن با شخصیت اصلی داستان همخوانی دارد، حتی لذت خونین تکه‌تکه کردن سرباز دشمن نیز با سرعت ناامیدکننده‌ای تکراری می‌شود. با این حال، حداقل روایت داستان اصلی برگرفته از کتاب‌های کامیک جذابیت‌های خود را دارد و بازی روی کنسول پلی‌استیشن ۵ پرو (PS5 Pro) - زمانی که مشکلات فنی لذت آن را خراب نمی‌کنند - همیشه عالی به نظر می‌رسد.

من از تجربه‌این بازی خوش‌ساخت ولورین (Wolverine) لذت بردم، اما حتی در همین لحظه که دارم این نقد را می‌نویسم، یعنی تنها یک هفته پس از اتمام کمپین بازی، خاطره آن در حال محو شدن است. اما اگر هدف این بوده که بازیکنان یک تجربه تک‌نفره بمباران‌کننده داشته باشند که در آن درگیری‌های درونی لوگان (Logan) در مرکز توجه قرار گیرد، شرکت سازنده یعنی اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games) قطعا موفق بوده است.

کمی جای ناامیدی دارد که بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) جذابیت‌های عمیق‌تری برای غرق شدن ندارد. این اثر فاقد ماندگاری و تنوع در گیم‌پلی است تا بتواند در زمره بهترین انحصاری‌های پلی‌استیشن ۵ (PS5) قرار گیرد.

ولورین مارول: اصول اولیه

  • این چیست؟ بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) یک بازی اکشن-ماجراجویی سوم شخص است که در آن کنترل قهرمان همیشه‌خشمگین را به دست می‌گیرید تا برای محافظت از جهش‌یافتگان در برابر چندین شرور خطرناک، ارتش دشمنان را نابود کنید.
  • این بازی برای چه کسانی است؟ طرفداران سرسخت مارول (Marvel) ممکن است از این زاویه نگاه تازه به شخصیت لذت ببرند، در حالی که بازیکنانی که به دنبال یک بازی کوتاه (و غالباً جذاب) هستند از رویکرد خطی ولورین (Wolverine) استقبال خواهند کرد.
  • قیمت آن چقدر است؟ بازی ولورین مارول روی پلی‌استیشن ۵ (Marvel’s Wolverine on PS5) در آمازون ۶۹ دلار قیمت دارد. همچنین یک نسخه دیجیتال دلوکس (Digital Deluxe Edition) با قیمت ۷۹ دلار به همراه برخی لباس‌های اضافی وجود دارد.
  • سازنده این بازی چه عناوین دیگری ساخته است؟ بازی ولورین (Wolverine) توسط شرکت اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games)، سازنده سری بازی‌های مرد عنکبوتی مارول (Marvel’s Spider-Man) توسعه یافته است. دیگر عناوین برجسته این شرکت شامل رچت و کلنک (Ratchet & Clank)، سانست اووردرایو (Sunset Overdrive) و فرانچایز تیراندازی رزیستانس (Resistance) برای کنسول پلی‌استیشن ۳ (PS3) هستند.
  • این بازی شبیه به چه عناوینی است؟ بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) شباهت‌های زیادی به سری خواهرخوانده خود یعنی مرد عنکبوتی مارول (Marvel’s Spider-Man) دارد، اما بدون دنیای باز و با ضریب خون و خشونت که روی عدد ۱۱ تنظیم شده است.

جهانی از مارول که نمی‌شناسید

بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) بازیکنان را مستقیماً وارد بطن اکشن می‌کند. پس از یک کات‌آف مقدماتی کوتاه، ولورین (Wolverine) با ماموریت نجات ناتانیل اسکس (Nathaniel Essex)، رهبر تیم اکس (Team X) و حکم یک چهره پدرانه برای لوگان (Logan) که توسط شروری به نام بولیوار ترسک (Bolivar Trask) اسیر شده، از یک هلیکوپتر به پایین می‌پرد.

من تحسین می‌کنم که شرکت اینسامنیاک (Insomniac) تصمیم گرفته از رویکرد داستان منشا (origin story) اجتناب کند. درست مانند اولین بازی مرد عنکبوتی مارول (Marvel’s Spider-Man)، شما کنترل یک ولورین (Wolverine) جاافتاده را به دست می‌گیرید که از قبل با قدرت‌های خود آشناست و پیشینه غنی‌اش در سراسر کمپین تک‌نفره بررسی می‌شود.

طرفداران اصیل مارول (Marvel) ممکن است از برخی تغییرات ایجاد شده در داستان‌های ریشه‌دار ایکس‌من (X-Men) بینی خود را بالا بگیرند. با این حال، داستان به طور کلی سرگرم‌کننده است و در ترغیب بازیکنان برای عبور از موانع متعدد دشمنان جهت آگاهی از اتفاقات بعدی، عملکرد خوبی دارد. همچنین چندین چهره آشنا از جمله میستیک (Mystique)، سیبرتوث (Sabretooth)، لیدی دث‌استریک (Lady Deathstrike) و جین گری (Jean Grey) در بازی حضور دارند.

مورد آخر از همه مهم‌تر است. رابطه بین جین (Jean) و ولورین (Wolverine) نقش برجسته‌ای در روایت داستان ایفا می‌کند و پذیرش عشق نوپای آن‌ها کار سختی نیست. در این جهان از مارول (Marvel) هیچ شخصیتی مثل اسکات سامرز (Scott Summers) سر راه لوگان (Logan) قرار ندارد، بنابراین مثلث عشقی کلیشه‌ای ایکس‌من (X-Men) تکرار نمی‌شود.

حضور کمتر موفق یک شخصیت متعلق به ناتانیل اسکس (Nathaniel Essex) است. من از اسپویل‌های مستقیم خودداری می‌کنم، اما هر کسی که حتی به طور مبهم با تاریخچه کتاب‌های کامیک ایکس‌من (X-Men) آشنا باشد، می‌داند که قوس شخصیتی او به کجا ختم می‌شود؛ این یعنی وقتی افشاگری بزرگ رخ می‌دهد، تأثیرگذاری لازم را ندارد.

اگرچه این اثر داستان قطعی و نهایی ولورین (Wolverine) را روایت نمی‌کند، اما داستانی خوش‌ساخت و با ریتم مناسب از کتاب‌های کامیک ارائه می‌دهد. بازی شخصیت اصلی را در موقعیت مطلوبی قرار می‌دهد که ساخت دنباله آن محتمل به نظر می‌رسد، به خصوص به دلیل وجود یک صحنه جذاب پس از تیتراژ پایانی که خط داستانی را باز نگه می‌دارد.

بیرون آوردن پنجه‌ها

شرکت اینسامنیاک (Insomniac) ترسی از پرداختن به خشونت وحشیانه در تفسیر خود از ولورین (Wolverine) نداشته است. لحظاتی پس از به دست گرفتن کنترلر دوال‌سنس (DualSense)، پنجه‌های لوگان (Logan) با خون رنگین می‌شوند و او به معنای واقعی کلمه از میان دشمنان عبور می‌کند، اعضای بدنشان را قطع می‌کند، امعاء و احشاء را بیرون می‌ریزد و برخی از حرکات تمام‌کننده (finisher) آن‌قدر افراطی هستند که اولین باری که آن‌ها را دیدم عملاً به خود پیچیدم.

متأسفانه، در حالی که چنین سطح بالایی از خشونت در ابتدا نوظهور است، اما لذت شکم‌دری کردن یک دشمن با سرعتی نگران‌کننده فروکش می‌کند. مبارزات ولورین (Wolverine) همیشه بسیار خودنمایانه به نظر می‌رسند، اما بسیار تک‌بعدی هستند. این سیستم اساساً شامل حملات سبک و سنگین، به همراه قابلیت دفاع گاه‌به‌گاه در هر چند ضربه است.

با پیشروی در داستان، مجموعه‌ای از توانایی‌های ویژه را آزاد می‌کنید؛ یکی از آن‌ها به ولورین (Wolverine) اجازه می‌دهد با زانو به چانه دشمن ضربه بزند و دیگری اجازه می‌دهد رگباری سریع از ضربات برنده‌کننده را رها کنید. اما این موارد کار زیادی برای جذاب کردن سیستم مبارزاتی که ظرف چند مرحله تکراری می‌شود، انجام نمی‌دهند. دشمنان اواخر بازی بسیار جان‌سخت هستند و باس‌فایت‌ها دارای نوار سلامت بزرگ و الگوهای حرکتی قابل پیش‌بینی هستند که مشکل را دوچندان می‌کند.

حداقل مدیریت هوشمندانه نوار خشم (rage meter)، که با کشتن دشمنان پر می‌شود، می‌تواند درگیری‌های بعدی را کمتر طاقت‌فرسا کند. در سطح خشم ۳، قابلیت اجرای فوری دشمنان را آزاد می‌کنید، بنابراین می‌توانید در میدان جنگ بچرخید و در عرض چند دقیقه افراد مزدور را به خمیر تبدیل کنید.

از طرف دیگر، اغلب می‌توانید مخفی‌کاری (stealth) را انتخاب کنید؛ چندین مرحله لوگان (Logan) را در محیط‌هایی با چمن‌های بلند و درختان مرتفع قرار می‌دهند، اما من تعجب می‌کنم: آیا کسی ولورین (Wolverine) را با رویکرد مخفیانه مرتبط می‌داند؟ این قطعاً با شخصیت او همخوانی ندارد.

با پیشرفت بازی، مناطق مبارزه بزرگ‌تر می‌شوند و دشمنان بیشتری برای تکه‌تکه کردن وجود دارند، اما من خودم را در حال انجام کارهای مکانیکی دیدم و به کامبوهای پایه‌ای تکیه می‌کردم که تا پایان کار کفایت می‌کنند. درخت مهارت حرکات جدیدی را آزاد می‌کند، اما آن‌ها تا حد زیادی غیرضروری هستند؛ در درجه سختی نرمال، صرفاً فشردن مداوم دکمه حمله استاندارد و ضربه زدن به دکمه دفاع کافی خواهد بود.

کنار زدن مه از گذشته لوگان

بازی ولورین (Wolverine) در درجه اول یک تجربه بسیار خطی است. هیچ دنیای بازی باز مانندی مانند نیویورک مرد عنکبوتی وجود ندارد. با این حال، برخی مراحل به شما اجازه می‌دهند کمی پرسه بزنید. تماشای مناظر ارزشش را دارد، زیرا اقلام کلکسیونی وجود دارند که دیدگاه اینسامنیاک (Insomniac) از جهان ایکس‌من (X-Men) را گسترش می‌دهند.

من حدس می‌زنم برخی از بازیکنان فراوانی بخش‌های «پیاده‌روی» را یک کار طاقت‌فرسا بدانند، اما من از این تغییر سرعت لذت بردم و آن‌ها به شکستن روند تکراری مبارزات کمک کردند. آن‌ها همچنین راه طولانی را برای توسعه رابطه ولورین (Wolverine) با بازیگران مکمل طی می‌کنند که یکی از نقاط قوت اصلی بازی است. بدون آن‌ها من حتی نیم‌نگاهی هم به جین گری (Jean Grey) اهمیت نمی‌دادم.

درهای کابوس اختیاری (Nightmare Doors) بینش بیشتری نسبت به گذشته ولورین (Wolverine) ارائه می‌دهند و عمده محتوای فرعی را تشکیل می‌دهند (مگر اینکه بطری‌های ویسکی کلکسیونی را حساب کنید). این درهای چوبی ابهت‌دار با ریشه‌های بنفش درخشان در مراحل به راحتی قابل تشخیص هستند و هر کدام یک ماموریت چالشی مستقل ارائه می‌دهند. پس از تکمیل، یک قطعه حافظه کوتاه دریافت می‌کنید.

چالش‌های درهای کابوس از آزمایش‌های مبارزاتی (نه اینکه واقعاً به دشمنان *بیشتری* برای کشتار نیاز داشته باشم) تا برخی دوره‌های عبور و مرور بسیار سرگرم‌کننده متغیر است که من همیشه مشتاقانه منتظرشان بودم. پس از اتمام، رتبه‌ای از برنز تا آدامانتیم (adamantium) به شما داده می‌شود و من احساس مجبور بودن کردم که قبل از حرکت به جلو، بالاترین رتبه را در هر کدام کسب کنم. کسانی که به دنبال رکوردشکنی هستند آن‌ها را دوست خواهند داشت.

در اینجا، بازی همچنین با سه چالش که شما را در برابر ۲۰ موج از دشمنان قرار می‌دهد، وارد ژانر روگ‌لایت (roguelite) می‌شود. بین هر پنج موج، می‌توانید یک اصلاح‌کننده را انتخاب کنید که لوگان (Logan) را تقویت می‌کند (افزایش آسیب، کاهش زمان بارگذاری توانایی‌های ویژه و غیره)، در حالی که اثر منفی نیز به او می‌دهد (مانند طولانی‌تر شدن زمان پر شدن نوار خشم)، که شما را مجبور می‌کند تاکتیک‌های مبارزه خود را تطبیق دهید.

این آزمایش‌های مبارزاتی بسیار ساده هستند و همه در یک نقشه کوچک اتفاق می‌افتند، اما پایه و اساس خوبی در اینجا وجود دارد. من دوست دارم ببینم آن‌ها بیشتر گسترش یابند. شاید آن‌ها به یک دی‌ال‌سی (DLC) پس از عرضه مشابه بسته الحاقی محبوب والهلا (Valhalla) برای بازی گاد آو وار رگناروک (God of War Ragnarök) اشاره می‌کنند؟

تصاویر خیره‌کننده با لبه‌های ناهموار

روی کنسول پلی‌استیشن ۵ پرو (PS5 Pro)، بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) بسیار زیبا به نظر می‌رسد و خوب اجرا می‌شود. مدل‌های شخصیتی باارتباط هستند، جزئیات خونین هنگامی که لوگان (Logan) پنجه‌های خود را در یک اوباش فرو می‌کند فوق‌العاده است و صداپیشگی از استاندارد بالایی برخوردار است. اعتبار ویژه‌ای به لیام مک‌اینتایر (Liam McIntyre)، صداپیشه جهش‌یافته همنام بازی تعلق می‌گیرد.

حتی زمانی که اکشن فشرده و سریع می‌شود و ولورین (Wolverine) بین سربازان دشمن و در نهایت روبات‌های سنتینل (Sentinel) می‌پرد، من هرگز هیچ افت فریم ریت متوجه نشدم؛ همeth روی ۶۰ فریم بر ثانیه قفل بود. شرکت اینسامنیاک (Insomniac) گزینه‌های دسترسی زیادی را به بازیکنان ارائه می‌دهد که بسیار قابل ستایش است.

متأسفانه، در حالی که بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) یکی دیگر از عناوین پلی‌استیشن استودیوز (PlayStation Studios) است که ثابت می‌کند قدرت زیادی در پلی‌استیشن ۵ (PS5) باقی مانده است، تجربه من با اشکالات و باگ‌های آزاردهنده مواجه شد. این موارد از اجساد دشمنان معلق در هوا، شروع حرکت تمام‌کننده توسط ولورین (Wolverine) با هوای خالی (که اعتراف می‌کنم بسیار خنده‌دار به نظر می‌رسید) تا اجسام قابل تعاملی که تا زمان ایستادن لوگان (Logan) در زاویه عالی همکاری نمی‌کردند، متغیر بود. آزاردهنده اما قابل تحمل.

چیزی که هضم آن سخت‌تر بود، نیم دوجین کرش کردن سختی بود که در طول بازی ۱۵ ساعته من رخ داد. بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) در زمینه چک‌پوینت‌ها دست‌ودل‌باز است، بنابراین بیشتر آن‌ها هیچ پیشرفت واقعی را از من نگرفتند، اما دو مورد در طول باس‌فایت‌ها اتفاق افتاد که مرا مجبور کرد از ابتدا شروع کنم. و همانطور که اشاره شد، باس‌فایت‌ها در حال حاضر بیش از حد طولانی هستند، بنابراین نیازی نبود که طولانی‌تر شوند.

نتیجه‌گیری بررسی بازی ولورین مارول: حکم نهایی

من نمی‌خواهم نسبت به بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) خیلی سختگیر باشم. این یک تجربه اکشن-ماجراجویی با کیفیت بالا است که به شما اجازه می‌دهد رویاهای ایکس‌من (X-Men) خود را برای تبدیل شدن به نمادین‌ترین عضو تیم زندگی کنید. با این حال، در طول بازی، همیشه احساس می‌کردم چیزی گم شده است.

یک کیفیت خط تولیدی در بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) وجود دارد؛ این اثر تمام ضربات مورد انتظار یک بازی مدرن رده‌بالا (AAA) را اجرا می‌کند، اما هرگز هویت خاص خود را حکاکی نمی‌کند. مبارزات تکراری است، داستان خوب اما قابل پیش‌بینی است و پس از اتمام آن، دلیل کوچکی برای بازگشت احساس کردم - حتی پاکسازی چند جایزه باقی‌مانده برای کسب تروفی پلاتین نتوانست مرا به ادامه بازی ترغیب کند.

بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) بدون شک به خوبی ساخته شده است و مقداری سرگرمی ابرقهرمانی بی‌ریا ارائه می‌دهد، اما عرضه آن در چنین برنامه زمانی فشرده‌ای از انتشارها، دیدن جایگاه واقعی آن را دشوار می‌کند.


منبع: tomsguide.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.