بیشتر کسانی که در حوزه رایانش فعالیت دارند، با مسئله P در برابر NP (P versus NP problem) آشنا هستند، اما مهندسان سیال و ریاضیدانان بسیار مشتاقند بدانند که آیا معادلات ناویه-استوکس (Navier-Stokes) دارای پاسخهای هموار و تعریفشده در سطح جهانی هستند یا خیر. هر دو سؤال بخشی از مسائل جایزه هزاره (Millennium Prize Problems) هستند که حل آنها ارزش یک میلیون دلار پاداش و شهرت جاودانه دارد. شرکت اوپنایآی (OpenAI) ادعا میکند که کارکنان و مدلهای داخلیاش شرایط حل ناویه-استوکس را که در جایزه هزاره تعیین شده، حل کردهاند. اما این ادعای پر سر و صدا با موجی از انتقادات مواجه شده است، زیرا ادعا میشود این شرکت ممکن است کار یک تیم تحقیقاتی را که به مدت یک سال روی یک مسئله مقدماتی و مرتبط کار میکردند، سرقت ادبی (Plagiarism) کرده باشد.
تریستان باکمستر (Tristan Buckmaster) (دانشمند دانشگاه نیویورک) و لوِنت آلپوگه (Levent Alpöge) (از کارکنان شرکت آنتروپیک (Anthropic)) به آرامی روی اثبات معادلات اویلر کار میکردند؛ معادلات اویلر مسئله ریاضی دیرپای دیگری است که بهطور کلی بهعنوان پلهای برای حل ناویه-استوکس شناخته میشود.
به گفته باکمستر، کار او با آلپوگه «یک همکاری کاملاً شخصی و عاری از هرگونه توافق سازمانی یا مشارکت رسمی توسط هر یک از کارفرمایان ما» بوده است. این محققان از کلود (Claude) شرکت آنتروپیک و کدکس (Codex) شرکت اوپنایآی به عنوان دستیار استفاده کردند که ظاهراً امروزه در این زمینه رایج است، تا کارهای جانبی (مانند مستندسازی، جستجو و غیره) را انجام دهند و همچنین مراحل منطقی را طی کنند. مقدار قابل توجهی از زمان پردازش (Compute Time) مورد نیاز این پروژه نیز از جیب شخصی باکمستر پرداخت شد.
این زوج تقریباً یک سال تا ۱۵ اوت ۲۰۲۶ کار کردند تا اینکه «نتایج انفجار با نیروی هموار، هم برای بوسینسک و هم برای اویلر» را به دست آوردند. باکمستر میگوید رویکرد جدید مبتنی بر کار قبلی دیگو کوردوبا (Diego Córdoba) و لوئیس مارتینز-زوروا (Luis Martínez-Zoroa) بوده و او معتقد است زوروا باید واجد شرایط دریافت مدال فیلدز (Fields Medal) باشد.
اگرچه این تیم احتمالاً از این دستاوردها راضی بود، اما باکمستر گفت که اثبات تولید شده توسط مدل زبانی بزرگ (LLM) «وحشتناکترین» چیزی بوده که تا به حال دیده و آن را «آشغال هوش مصنوعی» نامیده است که قصد داشته آن را برای وضوح بیشتر بازنویسی کند. با این وجود، آنها آن را در ۲۲ اوت با استفاده از لین (Lean)، یک زبان برنامهنویسی استاندارد که بهطور خاص برای تأیید اثباتهای ریاضی طراحی شده است، تأیید کردند.
در ۳ سپتامبر، آلپوگه به باکمستر در مورد شایعاتی که در گردش بود مبنی بر اینکه آنتروپیک یک مسئله مهم ریاضی را حل کرده است، خبر داد. این موضوع تقریباً مطمئناً به کار این تیم اشاره داشت و ظاهراً برخی فکر میکردند که خود شرکت روی این مسئله کار میکند. شایعهسازان حتی تئوریپردازی کردند که مسئلهای که آنتروپیک حل کرده، ناویه-استوکس است. آلپوگه همچنین معتقد بود که اوپنایآی از این اخبار مطلع شده است.
این امر باعث شد باکمستر به یک «ریاضیدان برجسته» ناشناس در اوپنایآی ایمیل بزند و توضیح دهد که این تلاش یک همکاری شخصی بین او و آلپوگه بوده و ربطی به آنتروپیک ندارد. آن ریاضیدان پاسخ داد و جزئیات خواست و گفت «جلوگیری از رقابت مفید خواهد بود» و زمان پردازش اوپنایآی را پیشنهاد کرد. پس از چند روز، در ۶ سپتامبر، باکمستر، فرد ناشناس و سباستین بوبک (Sébastien Bubeck) از اوپنایآی دو بار بدون حضور آلپوگه گفتگو کردند. به او گفته شد که اوپنایآی یک انفجار زمان محدود را برای معادلات ناویه-استوکس اجباری (زیرمجموعهای از مسئله) اثبات کرده است.
آلپوگه با ارسال پیام متنی بیانیه دقیق را درخواست کرد و به او گفته شد «وجود انفجار اجباری در R³ و T³» و اینکه «تابع اجبار گزینه هموار [C] و [D] در ففرمن است»، که به یکی از چهار دسته احتمالی ایجاد شده توسط جایزه هزاره اشاره دارد، و هر یک از آنها به عنوان واجد شرایط برای جایزه معتبر است، اما یک راه حل کامل برای همه سناریوها محسوب نمیشود؛ متمایزی که توسط سایر دانشمندان ذکر شده است.
اینجاست که داستان جالب میشود. باکمستر ادعا میکند که آن ایده (انفجار اجباری) دقیقاً همان ایدهای بوده که تیمش «بیصدا» انتخاب کرده بود و هیچکس دیگری که او میشناخت روی آن کار نمیکرد. شاید از همه مهمتر، او میگوید که «این جهتی نیست که کسی در چند روز با دادن صورت مسئله به یک مدل به آن برسد»، که نشان میدهد اجرای مسئله کلی از طریق یک ربات بهسرعت آن رویکرد بالقوه را آشکار نمیکند.
در واقع، باکمستر ادعا میکند که طی تماسها، بوبک در نهایت فاش کرد که به جای اینکه فقط مدلهای هوش مصنوعی و عاملها با چند مدیر حضور داشته باشند، یک تیم کامل از انسانهای زنده روی ناویه-استوکس کار میکردند. تیم اوپنایآی ابتدا از مدلها خواست تا مسیرهای سادهتر را طی کنند و خود اعلان متنی (Prompt) که اثبات ناویه-استوکس را تولید کرده بود، با اعلان دادن به کدکس، با مقدار «دیوانهکنندهای» از محاسبات مورد نیاز ایجاد شده بود.
سپس باکمستر پرسید که اعلان اولیه چه زمانی صادر شده است، و پاسخ اوپنایآی «در چند روز گذشته» تا زمان گذشتن «مدتی» نرسید. او پرسید که آیا مدل «روی جلسات ما در کدکس آموزش دیده یا به آنها دسترسی داشته است» و اوپنایآی به او گفت که کدکس به دادههای کاربر دسترسی ندارد. سرانجام، او پرسید که آیا دادهها به طور کلی برای آموزش مدل استفاده شده است یا خیر، و نکته مهم این است که ظاهراً پاسخی دریافت نکرد.
اوپنایآی ظاهراً دو گزینه به باکمستر پیشنهاد کرد: اول، اینکه باکمستر و آلپوگه ابتدا اثبات اویلر خود را منتشر کنند. روز بعد، اوپنایآی اثبات ناویه-استوکس خود را پست میکند و به این دو نفر اولویت میدهد. گزینه دوم این بود که باکمستر به تنهایی، بدون لونت، مقالهای با اثبات ناویه-استوکس بنویسد و تأیید کند که یک مدل داخلی اوپنایآی آن را حل کرده است. بوبک ظاهراً بر حذف لونت از اثبات اویلر اصرار داشت، زیرا استخدام او در آنتروپیک «آزاردهنده» بود. باکمستر هیچکدام را انتخاب نکرد و به اوپنایآی گفت که اگر گزینه اول را انتخاب کند، یافتههای خود را علنی خواهد کرد، همانطور که از آن زمان اتفاق افتاده است.
این امر باعث شد که باکمستر آن را به عنوان یک تهدید از سوی بوبک تعبیر کند، کسی که از او پرسید «چرا [او] باید [حرفه خود] را خراب کند». پس از اینکه باکمستر پرسید چرا این اتفاق میافتد، بوبک به او گفت: «اگر نمیخواهی من مهربان باشم، پس مجبور نیستم مهربان باشم.» سپس بوبک ظاهراً با آلپوگه تماس گرفت و عقل باکمستر را زیر سؤال برد، که آلپوگه با امتناع پاسخ داد و پرس و جوها را به همکارش ارجاع داد.
کل این ماجرا سؤالات جدی را در مورد اینکه اوپنایآی (و دیگران) در واقع با دادههای کاربران جمعآوری شده از طریق مدلهای زبانی بزرگ خود چه میکنند، مطرح میکند، علیرغم دکمههای ضامن که قرار است آن را غیرفعال کنند. اوپنایآی نه تنها از گفتن این موضوع به باکمستر که آیا از دادههای تیم او برای آموزش استفاده کرده است یا خیر، خودداری کرده است، بلکه در روابط عمومی خود درباره ناویه-استوکس میگوید در حالی که «هیچ داده خاصی از کاربر برای حل این مسئله دسترسی پیدا نکرده است،» اما «نمیتواند رد کند که دادههای ناشناس مشتق شده از استفاده آنها از محصولات ما به بهبود مدلهای [آن] کمک کرده است.»
اثبات اوپنایآی هنوز نیاز به یک بررسی همتا (Peer Review) دارد که احتمالاً سالها طول میکشد تا هر حزبی بتواند جایزه هزاره را به خانه ببرد. این شرکت اعلام کرده است که قصد ندارد ادعای آن را بکند. در مورد بوبک، او قابل پیشبینی است که داستان را در نوری بسیار متفاوت به تصویر بکشد، اما اصرار دارد که کنار گذاشتن آلپوگه بر این اساس موجه است که «برای یک کارمند آنتروپیک نامناسب است که نویسنده کار اوپنایآی باشد»، بیانیهای گیجکننده که برخی میتوانند آن را به معنای استاندارد دوگانه در مورد نویسندگی علمی، صرفاً بر اساس رقابت شرکتی تلقی کنند.
از سوی دیگر، سام آلتمن (Sam Altman) مدیرعامل اوپنایآی ادعا میکند که تیمش نیت خوبی داشته و همکاری کرده است و از بوبک حمایت کرده و گفته است «ارائه [همان گزینههای انتشار] به لونت چالشبرانگیز بود.» هیچیک از افراد در مورد اینکه آیا اوپنایآی از تحقیقات باکمستر و آلپوگه به عنوان دادههای آموزشی استفاده کرده است یا خیر، بحث نکردند و هیچ توضیح بیشتری در مورد اینکه چرا آلپوگه مستحق اعتبار برای کار خود به عنوان برابر با باکمستر نبوده است، ارائه نکردند.
با توجه به ماهیت پیشگامانه این کشف آشکار و مبارزه متعاقب آن برای اولویت که این روایتهای رقیب برانگیختهاند، احتمالاً زمان و بررسی زیادی لازم است تا بدانیم آیا و چگونه اوپنایآی یا باکمستر و آلپوگه با این کشف شناخته خواهند شد. اما با توجه به کینه بین آزمایشگاهی که قبلاً به نمایش گذاشته شده است، این روند مطمئناً زشت خواهد بود.
منبع: tomshardware.com
