این یک مقاله یادداشت از IGN به قلم سایمون کاردی (Simon Cardy) است؛ کسی که همیشه از دیدن خالقانی مانند هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) که به آنها اجازه داده میشود تا با ایدههای جدید، بازیهای ویدئویی را به جلو سوق دهند، خوشحال میشود، هر کجا که خانهشان باشد.
ربودن پروژه Physint اثر هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) توسط مایکروسافت (Microsoft)، بدون شک بزرگترین پیروزی روابط عمومی این شرکت در سالی پر از اخبار فاجعهبار است. اما این پیروزی کوتاهمدت میتواند به چیزی بسیار دشوارتر تبدیل شود، زیرا Physint به خوبی میتواند به یکی از پرخطرترین قمارهای تاریخ ایکسباکس (Xbox) تبدیل شود.
اگر شما ایکسباکس باشید، دلایلی برای اعتماد به نفس وجود دارد. از یک طرف، سابقه کاری کوجیما با اکثر خالقان برجسته بازیهای ویدئویی، حداقل از منظر منتقدان، مطابقت دارد. دوم اینکه، برای کوجیما قطعاً شکی شرمآور بوده است که پلیاستیشن (PlayStation) پروژهای را که او ساخته، شایسته تکمیل نداند. بنابراین اگر شما مایکروسافت هستید، ایده توسعه یک دنباله معنوی برای سری متال گیر سالید (Metal Gear Solid) مرتبط با پلیاستیشن توسط کوجیما، با انگیزهای تازه، قطعاً هنگامی که مذاکرات چند ماه پیش آغاز شد، پیشنهادی وسوسهانگیزبوده است. این یک اتفاق تقریباً بیسابقه است، با تنها نمونه مشابه واقعی که ۳۰ سال پیش رخ داد، زمانی که بازی فینال فانتزی ۷ (Final Fantasy 7) در میانههای توسعه از نینتندو (Nintendo) به پلیاستیشن منتقل شد؛ انتقالی که به اندازه خود متال گیر سالید کوجیما برای میراث کنسول اورجینال پلیاستیشن شکلدهنده بود.
اما در حالی که وسوسه کردن عروس مجلس از قرار قبلیشان یک پیروزی است، حرکت بزرگ ایکسباکس فاصله زیادی با یک موفقیت حتمی دارد. جدا از تداعی ماجراهای اسنیک (Snake)، ما هنوز هیچ راه واقعی برای دانستن اینکه Physint در واقع چیست نداریم. تمام چیزی که داریم نوئدی از «جاسوسی اکشن» (Action Espionage) و یک قطعه اثر هنری است که یک قهرمان سایهدار و ژکتپوش را به نمایش میگذارد. هرگونه اطمینان به Physint صرفاً از سابقه کاری کوجیما نشات میگیرد. از منظر عمومی، آن سابقه بسیار قوی است - حتی متال گیر سالید ۴ تفرقهانگیز نیز توسط برخی شاهکار محسوب میشود - اما ایکسباکس حتی بهتر از بزرگترین طرفدارانش کار کوجیما را درک میکند.
دلیل آن این است که به پروژه فعلی او، یعنی OD دسترسی دارد. و اگر ایکسباکس به Physint اعتماد دارد، احتمالاً این امر ناشی از این واقعیت است که OD باید به خوبی شکل گرفته باشد. مطمئناً اگر قطعه جدید وحشت آنتولوژیک کوجیما قرار نبود چیز خاصی باشد، مدیرعامل ایکسباکس، آشا شرما (Asha Sharma) و تیم رهبری او خیلی مشتاق سرمایهگذاری بیشتر روی پروژههای او نبودند. ما هنوز نمیدانیم چه زمانی بازیای را که شبیه به یک دنباله معنوی برای پی.تی (P.T.) به نظر میرسد، بازی خواهیم کرد، اما یکی از محصولات جانبی غیرعادی این بمب خبری Physint، هیجان تازه یافته من برای آن است.
چالشهای مالی و افت روحیه
با این حال، کیفیت خود Physint تنها مسئلهای نیست که مایکروسافت باید با آن مقابله کند. سرمایهگذاری احتمالاً میلیونها دلار در طول دوره بازسازی انبوه برای روحیه خوب نیست. و اگر شما یکی از هزار نفری هستید که طبق گزارشها قرار است طی سال آینده شغل خود را در مایکروسافت از دست بدهید، پس مطمئناً مقدار مشخصی از خشم موجه برای دیدن پولی که به چنین روش مجللانهای در اینجا ارسال میشود، وجود دارد.
سپس شباهتهایی بین کار کوجیما و کادر توسعهای که ایکسباکس امسال رها کرده است وجود دارد. استودیوی آرکین (Arkane)، خالقان برخی از بهترین بازیهای اکشن مخفیکاری از زمانی که اسنیک بازنشسته شد، بدون شک با حیرت، سردرگمی یا خشم به این معامله نگاه خواهند کرد. اوایل تابستان امسال، خبر قصد مایکروسافت برای واگذاری کنترل این استودیوی شبیهساز همهجانبه (Immersive Sim)، در کنار نامهایی مانند دابل فاین (Double Fine)، آندد لبز (Undead Labs) و کامپالژن گیمز (Compulsion Games) منتشر شد. در حال حاضر، آینده پروژه فعلی آرکین - یک بازی اکشن مخفیکاری که در دنیای بلید (Blade) از شرکت مارول (Marvel) تنظیم شده است - هنوز ناشناخته است. شما نمیتوانید کمک کنید اما احساس کنید که برخی از افراد داخل دفتر مرکزی آرکین در لیون باید با سطحی از ناامیدی پر شده باشند که میبینند پروژه آنها توسط ایکسباکس کنار گذاشته شده است، تنها برای اینکه پول به سمت کوجیما پروداکشنز (Kojima Productions) پرتاب شود تا یک بازی مخفیکاری کاملاً جدید از پایه ساخته شود.
اگر آینده توسعهدهنده دثلوپ (Deathloop) به عنوان یک استودیوی مستقل، یا با پشتیبانی ناشر دیگری، یک بازی Blade خوشساخت، یا حتی یک پروژه مخفیکاری کاملاً جدید (انگشتان من برای دیشونرد ۳ (Dishonored 3) برای همیشه ضربدری خواهند ماند) به بار آورد، و Physint به انتظارات بلندی که با یک اثر کوجیما همراه است نرسد، پس ممکن است تخممرغ روی صورت ایکسباکس بماسد.
تا کنون، زرده تخممرغ بسیار زیاد روی پلیاستیشن قرار دارد، زیرا به نظر میرسد زیان سونی به سود دیگران تبدیل شده است. ایکسباکس یک نام معتبر برای آویزان کردن کلاه خود به دست میآورد و به لطف بودجه مایکروسافت، کوجیما میتواند به کار روی پروژه مورد علاقه خود ادامه دهد. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که Physint ظهور دوم متال گیر سالید باشد. من نمیگویم که فکر نمیکنم کوجیما میتواند همان جادو را بازسازی کند — من بازی دث استراندینگ ۲ (Death Stranding 2) را نقد کردم و آن را دوست داشتم، که بیش از حد کمی از سندباکس اکشن مخفیکاری فانتوم پین (The Phantom Pain) وام میگیرد — اما نمیتوان انکار کرد که حتی اگر از نظر منتقدان با استقبال خوبی روبرو شود، Physint برای پرفروشترین بودن قفل نشده است.
نگاهی به سودآوری و رقابت کنسولها
و این خط آخر کاری است که سونی در طول نسل PS5 انجام داده است. به نظر میرسد مهارت و نوآوری به بهانه به حداکثر رساندن سود کنار گذاشته شده است. احتمالاً تصادفی نیست که Death Stranding 2، یک انحصاری کمیاب پلیاستیشن ۵ که جاهطلبی خلاقانه را نشان میدهد، تا به امروز آخرین بازی کوجیما خواهد بود که به یک کنسول سونی میآید - حقیقتی که هنوز باور کردن آن سخت است وقتی در نظر بگیرید که متال گیر سالید ۱۹۹۸ چقدر کنسول اورجینال پلیاستیشن و آرمانهای سینمایی کتابخانههای آن کنسول و جانشین آن را شکل داده است. تا به امروز، ما چیز کمی در مورد عملکرد تجاری DS2 شنیدهایم، که احتمالاً نشانه خوبی از عملکرد تجاری آن نیست. با گزارش بلومبرگ (Bloomberg) مبنی بر اینکه Physint قبلاً مهلتهای مقرر را از دست داده بود و به دنبال این بود که بسیار فراتر از بودجه تمام شود، واضحتر از این نمیتوانست باشد که این یک تصمیم اقتصادی بوده است تا خلاقانه. اگر Physint سود سالم برای مایکروسافت ایجاد نکند، آیا این هنوز شبیه به برنده شدن ایکسباکس بر روی رقیب قدیمی خود به نظر میرسد؟
جنگهای کنسولی همانطور که زمانی میشناختیم به پایان رسیده بود، اما این بازی قدرت این را دارد که رقابت را دوباره شعلهور کند؛ یک مهره بازی حیاتی که به تخته اضافه شده است که میتواند ادراک آینده هر دارنده پلتفرم را شکل دهد. البته سالها با دانستن اینکه این قمار برای چه کسی نتیجه خواهد داد فاصله داریم. کوجیما، در حالی که او تلاش میکند ثابت کند که آیا او میتواند ژانر اکشن مخفیکاری را دوباره ابداع کند؟ ایکسباکس و اعتماد آن به یکی از تأثیرگذارترین خالقان بازی به قیمت کنار گذاشتن سایر استعدادها؟ یا پلیاستیشن، که شاید خیلی قبل از هر کس دیگری نوشتن روی دیوار را دید، به قیمت به نظر رسیدن از نظر خلاقیت کوتهبین در لحظه؟ حدس میزنم ما به انتظار ادامه خواهیم داد، ها؟
منبع: ign.com
