تشخیص احساسات جامعه وسیعتر نسبت به یک موضوع، به دلیل مشکل ساده «خشمگینترینها معمولاً بلندتر از همه فریاد میزنند» غیرممکن است، و حتی اگر آنها اقلیت باشند، معمولاً اینطور به نظر نمیرسد. من این مشکل را با مسائل زیادی داشتهام، اما فیلم آینده رزیدنت اویل (Resident Evil) به کارگردانی زک کرگر (Zach Cregger) آخرین قربانی آن است.
با وجود برخی تریلرهای امیدوارکننده، برخی از طرفداران0 نمیتوانند با این فیلم ارتباط برقرار کنند. افراد از این که فیلم خارج از بازیها جریان دارد شکایت کردهاند—این فیلم بهجای تقلید شات به شات، بهصورت موازی با رویدادهای رزیدنت اویل ۲ (Resident Evil 2) روایت میشود. این واقعیت که فیلم شامل برخی تفسیرهای آزادانه از تواناییهای ویروس تی (T-virus) است نیز باعث ناراحتی برخی شده است. در پاسخ به این افراد میگویم، تولستوی درست میگفت: اگر به دنبال کمال باشید، هرگز قانع نخواهید شد.
من برای گفتن این حرف احتمالاً به صلیب کشیده خواهم شد، اما به هر حال آن را میگویم: برخی از طرفداران بیش از حد درگیر «دقت به داستان (Lore Accuracy)» میشوند. بله، اگر زک کرگر (Zach Cregger) شروع به تغییر شدید عناصر نمادین رزیدنت اویل (Resident Evil) میکرد، مثلاً شرکت آمبرلا (Umbrella) را از سوابق پاک میکرد یا نام راکون سیتی (Raccoon City) را به بجر تاون (Badger Town) تغییر میداد، من هم عصبانی میشدم (هرچند که نام دوم به نوعی جالب است). اما فکر میکنم باید ایمان بیشتری به کرگر (Cregger) داشته باشیم، با توجه به عشق آشکار او به بازیها و کارنامه درخشانش، که شامل آثار برجستهای مانند بربر (Barbarian) و سلاحها (Weapons) است—این برادر میداند چگونه یک فیلم ترسناک فوقالعاده بسازد.
شهروندان وفادار به داستان
من با این استدلال که این فیلم به دلایل مربوط به داستان، صرفاً یک فیلم ترسناک خوب خواهد بود و نه یک اقتباس خوب از رزیدنت اویل (Resident Evil)، متقاعد نشدهام. بهویژه با توجه به اینکه خود شرکت کپکام (Capcom) چقدر در برخورد با «حقیقت تثبیتشده» در رزیدنت اویل (Resident Evil) آزادانه عمل کرده است.
در حالی که داستان اصلی در نسخههای اصلی و بازسازیشده ثابت میماند، برخی جزئیات کوچک به خاطر ساخت داستانی بهتر یا صرفاً برای سرگرمی تغییر یافتهاند. یک مثال که به ذهنم میرسد، وفاداری کراوزر (Krauser) در رزیدنت اویل ۴ بازسازی (Resident Evil 4 Remake) است. در نسخه اصلی، او برای وسکر (Wesker) کار میکند و فرستاده میشود تا نمونهای از کهربا (Amber) را به دست آورد، اما در نسخه بازسازیشده او در کنار سدلر (Saddler) است و به عنوان یکی از دستنشاندگان او فعالیت میکند. چرا این تغییر ایجاد شد؟ خب، این به تغییر دیگری در نسخه بازسازیشده مرتبط است: ترسناکتر و مرموزتر کردن سدلر (Saddler).
بهجای اینکه او در روستا پرسه بزند و مستقیماً با لئون (Leon) صحبت کند، سدلر (Saddler) در نسخه بازسازیشده در سایهها کار میکند و تنها در اتمام بازی خود را بیشتر نشان میدهد. اما این بدان معناست که او در لحظات حیاتی حضور ندارد و شخص دیگری باید کهربا (Amber) را برای او به دست میآورد. اگر کراوزر (Krauser) آن را به وسکر (Wesker) پس داده بود، بازی در همانجا به پایان میرسید که یک ضدحال واقعی است. بنابراین تصمیم گرفته شد که کراوزر (Krauser) به دستنشاندۀ سدلر (Saddler) تبدیل شود تا بتواند در پناهگاه شیطانی خود استراحت کند و در عین حال داستان را پیش ببرد.
به همین ترتیب، کپکام (Capcom) مرگ برد ویکرز (Brad Vickers) را در نسخه بازسازیشده رزیدنت اویل ۳ (Resident Evil 3) تغییر داد و او را بهجای اینکه توسط نمیسیس (Nemesis) به سیخ کشیده شود، هنگام نجات جیل (Jill) توسط یک زامبی معمولی گاز گرفت.
من واقعاً قدردان این هستم که شرکت کپکام با رزیدنت اویل به عنوان یک داستان در حال تکامل برخورد میکند.
فاجعه شیوع در راکون سیتی (Raccoon City) چه زمانی آغاز شد؟ خب، اگر به بازیهای اصلی نگاه کنید، تا تاریخ ۲۵ سپتامبر چندین سناریوی شیوع رخ داده بود و شهر از قبل آن را حس میکرد، حتی نسخه رزیدنت اویل ۳ (Resident Evil 3) که در آن زمان همزمان با رزیدنت اویل ۲ (Resident Evil 2) ساخته شده بود، یک محاصره نظامی اضافه کرد که وقتی لئون (Leon) و کلر (Claire) وارد شهر شدند وجود نداشت. اما نسخههای بازسازیشده رزیدنت اویل ۲ (Resident Evil 2) و ۳ واضح میسازند که ۲۵ سپتامبر شروع اصلی است و تنها یک نمونه از مورد «آدمخواری» چند هفته قبل از آن ذکر شده است.
آخرین اثر کپکام (Capcom) در این مجموعه، یعنی رزیدنت اویل ریکوئیم (Resident Evil Requiem)، در واقع برخی از عناصر داستانی را از مجموعه فرعی آوتبریک (Outbreak) وام میگیرد که در بخشهایی با رزیدنت اویل ۲ (Resident Evil 2) و ۳ در تضاد است. این بازی همچنین از داستان اصلی لئون (Leon) مبنی بر دیر رسیدن به روز اول کاریاش در اداره پلیس راکون سیتی (RPD) استفاده میکند، برخلاف روایت نسخه بازسازیشده که میگوید به او گفته شده بود دور بماند، و تصمیم میگیرد که راکون سیتی (RPD) پس از موشک ترموباریک کاملاً نابود نشده باشد.
بیایید فراموش نکنیم که ریکوئیم (Requiem) شخصیتی مانند اسپنسر (Spencer) را ۱۸۰ درجه تغییر میدهد. این بازی یکی از غیرانسانیترین شروران این مجموعه را به پیرمردی پشیمان تبدیل میکند که آخرین عملش در این دنیا، لغو کار toda زندگیاش در تلاشی برای بهتر کردن جهان است. این بسیار عجیب بود.
اما یکی از خندهدارترین تصمیماتی که ریکوئیم (Requiem) گرفت، زنو (Zeno) بود. کاملاً مشخص بود که توسعهدهندگان میخواستند وسکر (Wesker) را از ته آن آتشفشان بیرون بکشند، اما نمیتوانستند آن را توجیه کنند، بنابراین گفتند «بیخیال، کلونی از وسکر وجود دارد که از نظر ژنتیکی مستعد پوشیدن بارانی و عینک آفتابی است»—اما من فکر میکردم زنو (Zeno) عالی است، بنابراین هیچ شکایتی ندارم.
منظور من این نیست که به جزئیات گیر بدهم—نکته این نیست. در واقع، من واقعاً قدردان این هستم که کپکام (Capcom) با رزیدنت اویل (Resident Evil) به عنوان یک داستان در حال تکامل برخورد میکند. عدم نیاز به وفاداری مطلق و سرسختانه به داستان به این معنی است که تیم میتواند بهترین بازیهای ممکن را بسازد، که گاهی اوقات به معنای تغییر انتخابهای قدیمی است تا اکنون بهتر کار کنند. آخرین بازیهای این مجموعه و بازسازیها به خاطر این رویکرد بهتر شدهاند.
ویروس تی (T-virus) نیز به عنوان یک تهدید در حال تکامل نشان داده شده است، و ریکوئیم (Requiem) پیچی داستانی را اضافه میکند که باعث میشود مبتلایان به یاد بیاورند و خاطرات برجسته خود را دوباره زنده کنند، چه تمیز کردن، آشپزی کردن، یا خوردن زیاد و عصبانی شدن باشد. بنابراین فکر میکنم کرگر (Cregger) کاملاً حق دارد که روی نحوه تأثیر ویروس تی (T-virus) بر روی افراد آلوده در فیلم خود مانور دهد.
برای من، کلید یک اقتباس خوب از رزیدنت اویل (Resident Evil) در فضای آن نهفته است—درک اینکه چه چیزی این بازیها را بسیار ترسناک میکند و چگونه به بهترین نحو به ریشههای بقا در وحشت احترام بگذاریم، چیزی که به نظر میرسد کرگر (Cregger) آن را درک کرده است. اما مانند هر چیز دیگری، نباید کتاب را از روی جلدش قضاوت کرد. حتی اگر من بسیار هیجانزده هستم تا فیلمی از رزیدنت اویل (Resident Evil) را ببینم که فضا را به پایبندی سختگیرانه به داستان ترجیح میدهد، صبر میکنم تا فیلم را ببینم و منصفانه آن را قضاوت کنم.
بنابراین به خاطر خدا به کرگر (Cregger) فرصت بدهید. من به نوبه خود فقط خوشحالم که کل صنعت سینما برای همیشه از تلاش برای اقتباس از بازیهای پائول دبلیو. اس. اندرسون (Paul W. S. Anderson) ترسیده نشده است.
منبع: pcgamer.com
