تحلیل و بررسی پایان‌بندی فیلم جدید رزیدنت اویل (Resident Evil)

فیلم جدید «رزیدنت اویل» (Resident Evil) به کارگردانی زک کرگر ساختار سنتی بازی‌ها را کنار می‌گذارد. در این مقاله به بررسی کامل داستان، اتفاقات نهایی و وضعیت صحنه پس از تیتراژ می‌پردازیم.

تتیم تحریریه۸ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱ روز پیش
تحلیل و بررسی پایان‌بندی فیلم جدید رزیدنت اویل (Resident Evil)

آیا فیلم جدید رزیدنت اویل (Resident Evil) صحنه پس از تیتراژ دارد یا خیر؟ خب، همینجا به شما می‌گوییم: هیچ‌گونه صحنه‌ای پس از تیتراژ وجود ندارد.

هشدار کامل لو رفتن داستان (اسپویل)!

سال‌هاست که فیلم‌سازان تلاش کرده‌اند فرمول رزیدنت اویل (Resident Evil) را به تکامل برسانند. پل دبلیو. اس. اندرسون (Paul W.S. Anderson)، شوهر وفادار و اقتباس‌گر دائمی بازی‌های ویدیویی، با مجموعه شش‌قسمتی «رزیدنت اویل» گیشه را تسخیر کرد؛ مجموعه‌ای که حداقل تا فیلم قسمت پایانی (The Final Chapter) به یک اثر اکشن بلاک‌باستری تبدیل شد. یوهان رابرتز (Johannes Roberts) در ریبوت داغ و ضعیف‌عمل‌کرده خود به نام رزیدنت اویل: به شهر راکون خوش آمدید (Resident Evil: Welcome to Raccoon City) (که هیچ دنباله‌ای برای آن ساخته نشد) به بازی‌های «رزیدنت اویل» و «رزیدنت اویل ۲» وفادار ماند. سپس نوبت به سریال رزیدنت اویل (Resident Evil) اثر اندرو داب (Andrew Dabb) برای نتفلیکس (Netflix) رسید که من خیلی با آن مشکلی نداشتم، اما هرگز محبوب نشد و نتفلیکس آن را پس از تنها یک فصل لغو کرد.

اکنون نوبت به زک کرگر (Zach Cregger) رسیده است؛ کسی که خشم برخی از طرفداران رزیدنت اویل (Resident Evil) را برانگیخت. این طرفداران زمانی که شنیدند این چهارمین ریبوت شباهتی به بازی‌ها نخواهد داشت (نه خبری از لئون اس. کندی (Leon S. Kennedy) جذاب است، نه عمارت اسپنسر (Spencer Mansion) و نه لایکرها (Lickers)) دچار وحشت شدند. برخی شکایت کردند و گفتند: «ما همان چیزی را می‌خواهیم که از قبل دوست داریم»، و کاملاً فیلم «به شهر راکون خوش آمدید» را نادیده گرفتند. در عوض، ما با فیلمی روبرو هستیم که محوریت آن بر روی برایان (Bryan)، یک پدر ناشی و آینده‌دار و پیک پزشکی با بازی آستین آبرامز (Austin Abrams) است که ماموریت دارد بسته‌ای با اهمیت حیاتی را به بیمارستان عمومی شهر راکون (Raccoon City General Hospital) برساند.

چیزی که او نمی‌داند این است که شهر راکون کانون شیوع ویروس تی (t-Virus) است که هر کسی را به موجودات جهش‌یافته زامبی با شاخک‌های تکان‌دهنده تبدیل می‌کند، و آنچه او حمل می‌کند برای ساخت درمان ضروری است.

داستان مانند یک مسابقه دوی سرعت همه‌جانبه از نقطه الف تا ب است که برایان را در مسیر برخورد با مجموعه‌ای از موانع ویروس تی قرار می‌دهد. ابتدا، این یک مزرعه است که در آن یک زوج پیر و سگشان برایان را با نمونه‌ای از وحشت‌های آینده آشنا می‌کنند. سپس، پس از گاز گرفته شدن توسط یک کودک آلوده، او با یک دانشمند آمبرلا (Umbrella) با بازی پل والتر هاوزر (Paul Walter Hauser) هم‌مسیر می‌شود که قطعا دسته اصلی عامل تثبیت‌کننده مورد نیاز برای تکمیل واکسن را گم نکرده است! او بار دیگر خود را تنها می‌بیند که توسط وحشت‌های غیرقابل وصف احاطه شده و وضعیتش رو به وخامت است. پس از تعقیب و گریز در کوچه‌ها توسط یک زامبیِ موش‌شاهِ عجیب‌وغریب، عبور از فاضلاب توسط موش‌های واقعی آلوده، و سپس در جاده اصلی شهر راکون در حالی که زامبی‌ها از پشت‌بام‌های بالا به پایین شیرجه می‌زنند، او سرانجام به بیمارستان می‌رسد. پس از چالش‌های بیشتر — یک زامبی با استفراغ اسیدی، زایشگاهی از جهنم، و نبرد نهایی برایان با موجود موش‌شاه — او به آزمایشگاه قرنطینه‌شده در بالای بیمارستان عمومی شهر راکون می‌رسد.

تحلیل پایان‌بندی رزیدنت اویل

هنگامی که برایان به در نقره‌ای آزمایشگاه می‌رسد، در با صدای هوش کشویی باز می‌شود و دانشمند ارشد آمبرلا با بازی زک چری (Zach Cherry) را نمایان می‌کند. برایان غرق در خون، بدون کفش است و بدن در حال جهش خود را زیر یک کاپشن پف‌دار زمستانی پنهان کرده است. اما او محموله را دارد و شرکت آمبرلا از این بابت خوشحال‌تر از این نمی‌تواند باشد. دانشمند کتدپوش هوشمند چری از برایان دعوت می‌کند تا به داخل بیاید، زیرا او تمام این راه را آمده و احتمالاً به تازگی بشریت را نجات داده است. برایان به عنوان یک حسن نیت قبول می‌کند، زیرا مخفیانه به پادزرف برای معکوس کردن وضعیت خود نیاز دارد.

به عنوان یک شوخی نوستالژیک، او مدرکی را بیرون می‌آورد که نیازمند امضای دریافت‌کننده است — اما هنگامی که مه پاش‌های استریل‌کننده از تمام زوایا فوران می‌کنند، آن را در اتاق ضدعفونی‌کننده می‌اندازد.

در داخل، تیم دانشمندان بازمانده آمبرلا دست به کار می‌شوند. برایان در گوشه‌ای نشسته، کتک‌خورده و خون‌آلود، در حالی که تیم از ماده فعال برای نهایی کردن پادزهر ویروس تی استفاده می‌کند. اما با نزدیک شدن به پایان فرآیند، برایان بی‌قرار می‌شود. او شروع به جلو کشیدن صندلی چرخ‌دار خود می‌کند، و این همان زمانی است که یکی از اعضای تیم آمبرلا متوجه وضعیت وخیم او شده و اتاق را وارد حالت پانیک می‌کند.

برایان یک بمب ساعتی زنده از یک سلاح بیولوژیکی است. همان‌طور که آنجا نشسته بود، هیکل او به یک رئیس رزیدنت اویل (Resident Evil) در سطح ویلیام بیرکین (William Birkin) تبدیل شد. تمام کاری که دانشمندان آمبرلا باید انجام می‌دادند این بود که مایعات را از طریق دستگاه‌ها عبور دهند، درمان را بیرون بیاورند و آن را به دست فرد مناسب برسانند. اکنون، برایان در سر راه آن‌ها ایستاده و قادر به کنترل اندام‌های اضافی خود نیست.

یک دستیار آزمایشگاهی به شدت ترسیده تلاش می‌کند با استفاده از سرنگ، فرمول فوق‌العاده سبز را از یکی از دستگاه‌هایی که دانشمندان استفاده می‌کنند استخراج کند. او این کار را انجام می‌دهد، در حالی که شاخک‌های برایان همکارانش را به این طرف و آن طرف شلاق می‌زنند. سپس، با وخیم‌تر شدن جهش او، دهانی غول‌پیکر از شکم او ظاهر می‌شود و شروع به خوردن دانشمندان یکی پس از دیگری می‌کند. یک انسان بیچاره تلاش می‌کند با بخار کپسول آتش‌نشانی مانع برایان شود، اما این کار دید همه را تار می‌کند زیرا پس از پرتاب شدن کسی توسط برایان و شکستن لوله‌ها، مه بیشتری از سقف نشت می‌کند.

در این لحظه فیلم دیگر شبیه یک اثر رزیدنت اویل (Resident Evil) نیست. بیشتر شبیه پایان فیلم «احیاگر» (Re-Animator) است، اما به جای سردخانه در یک آزمایشگاه. با این حال، حزن و اندوه زیر پوست کمدی خشونت‌آمیز اشتباهات جریان دارد. برایان از هر کسی التماس می‌کند که به او پادزهر تزریق کند، به‌ویژه به این دلیل که درست قبل از ورود به آزمایشگاه، سرانجام به یک مکاشفه عاطفی درباره اینکه چقدر می‌خواهد با دوست‌دخترش بچه بزرگ کند دست می‌یابد. اما هر زمان که یکی از کارمندان آمبرلا به اندازه کافی نزدیک می‌شود، توسط شکم هیولایی برایان بلعیده می‌شود.

ناگفته نماند که دانشمندان در نگهداری سرنگ بسیار افتضاح عمل می‌کنند، زیرا با هر مرگ خشونت‌باری در اتاق به این طرف و آن طرف پرتاب می‌شود.

بنابراین کشتار اسلپ‌استیک ادامه می‌یابد تا اینکه تنها یک دانشمند باقی می‌ماند که به تنهایی در حال ترس است. او به جای تزریق به برایان، به سمت در می‌دود به این امید که کارت دسترسی‌اش به او آزادی ببخشد. در پشت سر برایان بسته می‌شود و این احمق به سمت آسانسور فرار می‌کند. اما این یک فرار شکست‌خورده است، زیرا برایان مرد را از پنجره به بیرون پرتاب می‌کند و هر دوی آن‌ها را روی یک پل هوایی که ساختمان‌های بیمارستان را به هم وصل می‌کند، سرنگون می‌سازد.

متأسفانه، برایان کنترل خود را کاملاً از دست می‌دهد. جهش او به اوج تکامل می‌رسد — شاخک‌ها شلاق می‌زنند، چشم‌های بزرگ از نیمی از صورتش بیرون زده‌اند و انسانیتش کاملاً پاک شده است. برایان که اکنون تسلیم عفونت شده، آن مرد را به آخرین میان‌وعده خود تبدیل می‌کند در حالی که سرنگ — تنها امید تمدن — به سمت زمین برفی زیرین سقوط می‌کند.

با نزدیک شدن هلیکوپترهای گارد ملی، آن‌ها شکل وحشتناک برایان را می‌بینند. ما نیز آن را می‌بینیم، زیرا زاویه دوربین از دیدگاه آن‌هاست. یک زوم نهایی دوربین را مستقیماً وارد چشم برایان می‌کند — به داخل جریان خون کاملاً آلوده او، و بوم! مستقیماً وارد تیتراژ می‌شود.

آیا دوربین نشان‌دهنده یک گلوله بود؟ یک موشک؟ [شانه بالا انداختن.] همین است. این همان مقدمه‌ای است که بیشتر فیلم‌های دیگر رزیدنت اویل (Resident Evil) با آن شروع می‌شوند. تنها شانس آمبرلا برای مهار ویروس تی توسط تنها مردی که آن را ممکن کرده بود، از بین رفت. قوس شخصیتی برایان با تراژدی به پایان می‌رسد، زیرا او هرگز زندگی خانوادگی شادی را که بالاخره خودش را متقاعد کرده بود سزاوار آن است، تجربه نخواهد کرد. سرنگ خرد شده است (احتمالاً)، شیوع غیرقابل توقف است، و جایی — بسیار دور از این فیلم — وقایع پس از شیوع سری بازی‌های کپکام (Capcom) در شرف وقوع است.

آیا رزیدنت اویل زک کرگر صحنه پس از تیتراژ دارد؟

همان‌طور که قبلاً اشاره شد، برای دیدن صحنه پس از تیتراژ منتظر نمانید؛ هیچ‌کدام وجود ندارد.

کرگر در طول تبلیغ رزیدنت اویل (Resident Evil) ثبت کرده است که چگونه انتظار چنین واکنش شدیدی را از سوی طرفدارانش نداشته است. او شیفته بازی‌ها است و «رزیدنت اویل» مورد نظر خودش را ساخت. منطق او چیست؟ زیرا اگر می‌خواهید داستان لئون اس. کندی را دنبال کنید، می‌توانید بروید و بازی‌های درست «رزیدنت اویل» را بازی کنید — آن وجود دارد. چرا یک اقتباس کپی‌پيست از بازی‌های ویدیویی که در حال حاضر به طرز چشمگیری سینمایی هستند بسازیم؟ «رزیدنت اویل» کرگر فرزند او، به روش خودش، به عنوان یک گسترش از دنیای «رزیدنت اویل» است. او همچنین گفته است که پس از این کار با فیلم‌های فرانچایزی خداحافظی کرده است، بنابراین چرا باید با یک صحنه پس از تیتراژ برای یک دنباله برنامه‌ریزی کند؟

و با این حال، امکانات برای رزیدنت اویل (Resident Evil) بی‌پایان است، حتی اگر فیلم‌سازان مختلفی در آینده بیایند. آیا شما هم نمی‌خواهید تا جایی که ممکن است از آن‌ها ببینیم؟


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.