نقد و بررسی فیلم رزیدنت اevil (Resident Evil)

فیلم جدید رزیدنت ایول (Resident Evil) به کارگردانی زک کرگر (Zach Cregger)، تجربه‌ای ترسناک، سریع و سرگرم‌کننده است که با بازی درخشان آستین آبرامز (Austin Abrams) ساخته شده است.

تتیم تحریریه۷ دقیقه مطالعه۰ بازدید۲ روز پیش
نقد و بررسی فیلم رزیدنت اevil (Resident Evil)

فیلم رزیدنت ایول (Resident Evil) در تاریخ ۱۸ سپتامبر (۲۷ شهریور) روی پرده سینماها می‌رود.

ایده شما از یک فیلم خوبِ رزیدنت ایول (Resident Evil) هر چه که باشد، به افراد شکاک توصیه می‌کنم آن را کنار بگذارند و برای تماشای اقتباس جدید کپکام (Capcom) به کارگردانی زک کرگر (Zach Cregger) آماده شوند. کرگر با درک روشنی از شرایط دشوار پروتاگونیست و انواع و اقسام دشمنان عجیب‌وغریب، روح بازی‌های رزیدنت ایول (Resident Evil) را (اگر نگوییم عین کلمات آن) به شکلی ماهرانه به یک تجربه ترسناک پرسرعت تبدیل کرده است که فضایی برای تنش فراوان، لحظات خنده‌دار عالی و نقش‌آفرینی مرکزی قدرتمند از سوی آستین آبرامز (Austin Abrams) دارد.

آنچه از همان فریم‌های اول درباره رزیدنت ایول (Resident Evil) مشخص می‌شود این است که فیلم انرژی و سرعت بالایی دارد. این فیلم با مدت زمان ۹۵ دقیقه آمده است تا لحظات خوشی را رقم بزند، نه اینکه کشدار باشد؛ و از همان ابتدا با برایان (با بازی آستین آبرامز (Austin Abrams))، پیک پزشکی که مأموریتی فوری را برای رساندن یک محموله با اولویت بالا از طریق کوهستان به بیمارستان عمومی شهر راکون (Raccoon City General Hospital) می‌پذیرد، آغاز می‌شود. کمتر از ۱۰ دقیقه بعد با اولین زامبی خود روبه‌رو می‌شویم و از آن به بعد، کرگر هرگز اجازه نمی‌دهد مدت زیادی بگذرد بدون اینکه برایان را از میان هزارتوهای عجیب‌وغریب و ترسناکی عبور دهد که او اصلاً آمادگی روبه‌رو شدن با آن‌ها را ندارد و این موضوع اغلب نتایج خنده‌داری به همراه دارد.

بله، رزیدنت ایول (Resident Evil) اغلب بسیار خنده‌دار است، اما هرگز به گونه‌ای نیست که به بهانه فرانچایز تمام شود. کرگر در تشخیص اینکه چگونه و چه زمانی به ماهیت اردوگاهی و مضحک پیشینه رزیدنت ایول (Resident Evil) برای ایجاد اثر کمدی تکیه کند یا اینکه ناتوانی برایان تا چه اندازه باید اکشن را به سمتی غیرقابل‌پیش‌بینی هدایت کند، تا حد زیادی موفق عمل کرده است. کرگر در ایجاد تنش به گونه‌ای مهارت دارد که غیرممکن است بتوان فهمید آیا این تنش به خنده ختم می‌شود یا ترس، و این انرژی غیرقابل‌پیش‌بینی در سرتاسر رزیدنت ایول (Resident Evil) جریان دارد. این رگه کمدی تاریک در حال حاضر از ویژگی‌های بارز کرگر است و تعادلی شگفت‌انگیز و مؤثر در برابر پیامدهای ویرانگر حادثه شهر راکون (Raccoon City) که در جریان است، ایجاد می‌کند. طنز جالب اینجاست که تنها معدود شوخی‌های متا‌ی رزیدنت ایول (Resident Evil) درباره میراث بازی‌های ویدیویی‌اش هستند که کمی توخالی و تاریخ‌گذشته به نظر می‌رسند؛ در غیر این صورت، کرگر در درک نحوه اقتباس یک بازی ویدیویی به فیلم به گونه‌ای که به هر دو مدیوم خدمت کند، بسیار موفق بوده است، حتی زمانی که این به معنای زیر پا گذاشتن انتظارات باشد.

و تا آنجا که به قهرمانان مربوط می‌شود، برایانِ آستین آبرامز (Austin Abrams) قطعى برای زیر پا گذاشتن انتظارات است. برایان فاصله زیادی با قالب قهرمانان اکشن سنتی مانند لیون کندی (Leon Kennedy) یا کریس ردفیلد (Chris Redfield) دارد و یک انسان معمولی است که فقط می‌خواهد مقداری پول اضافی به دست آورد و مشکلات ارتباطی پرمخاطره خود را با نامزدش میشل (Michelle) که در فیلم حضور فیزیکی ندارد، مدیریت کند. پس از نقش‌آفرینی به‌یادماندنی‌اش در فیلم اسلحه‌ها (Weapons)، آبرامز به راحتی ارتقای خود به نقش اول را در اینجا با اجرایی بسیار ماهرانه‌تر از آنچه سادگی اولیه شخصیت نشان می‌دهد، به دوش می‌کشد.

آبرامز زمان طولانی از رزیدنت ایول (Resident Evil) را به عنوان تنها بازیگر (انسانی) روی صفحه نمایش می‌گذراند و کرگر او را در سناریوهای متعددی قرار می‌دهد که در آن‌ها برایان باید کارهایی را که انجام می‌دهد روایت کند، در حالی که اغلب همزمان یک ضرب‌آهنگ کمدی را نیز اجرا می‌کند. این بازیگر انرژی پرجوش‌وخروش شخصیت خود در فیلم اسلحه‌ها (Weapons) را می‌گیرد و آن را روی چیزی به همان اندازه عصبی اما بسیار زمینی‌تر و ملموس‌تر متمرکز می‌کند.

بله، برایان مانند یک انسان عادی واکنش نشان می‌دهد وقتی با هیولاهای شاخک‌دار که از جاهایی که نباید منفجر می‌شوند روبه‌رو می‌شود، و آبرامز و کرگر هر دو واقعاً از تحت فشار قرار گرفتن مکرر شخصیت لذت می‌برند. این موضوع بیشتر اوقات برای خنده بازی می‌شود، اما این گرایش به غرق شدن در مشکلات، ستون فقرات قوس شخصیتی ساده‌ای را نیز تشکیل می‌دهد که برایان باید در پی مکالماتش با میشل با آن دست‌وپنجه نرم کند. رزیدنت ایول (Resident Evil) هیچ رازی در مورد آنچه برایان برای درکش تلاش می‌کند باقی نمی‌گذارد، حتی زمانی که اطرافیانش به هیولاهای غرغرکن تبدیل می‌شوند، و اگرچه فیلم راه زیادی را برای به ثمر رساندن این موضوع با وزنی واقعی طی نمی‌کند، اضطراب‌های برایان به اندازه کافی کارآمد هستند تا به برخی از برخوردهای بعدی که او باید از آن‌ها جان سالم به در ببرد، ساختار و بعد ببخشند.

نکته خوب این است که آبرامز به همان اندازه که هست تماشایی است، زیرا هیچ‌کدام از بازیگران نقش مکمل رزیدنت ایول (Resident Evil) کار بیشتری از ارائه یک یا دو صحنه اکسپوزیشن انجام نمی‌دهند. هیچ‌کس از نظر بازیگری بد نیست، بلکه فضای بسیار کمی برای هر کسی در میان بازیگران مکمل وجود دارد تا واقعاً عالی باشد. کارمند شرکت آمبرلا (Umbrella Corporation) با بازی پل والتر هاوزر (Paul Walter Hauser) زمان کافی در کانون توجه دارد تا نشان دهد شرکت آمبرلا چقدر وحشتناک است، اما چنین شخصیت‌هایی تنها درختان کنار جاده هستند که رزیدنت ایول (Resident Evil) در حالی که از ضرب‌آهنگی به ضرب‌آهنگ دیگر می‌رود، از کنارشان عبور می‌کند. تا زمانی که با آبرامز در پشت فرمان اوقات خوبی دارید، این موضوع اصلاً مهم نخواهد بود، اما اگر تردید دارید، ممکن است آرزو کنید که زمان بیشتری با برخی از شهروندان شهر راکون (Raccoon City) داشتید.

البته، ستاره‌های واقعی در اینجا ارواح فقیر و بدبختی هستند که به ویروس تی (t-Virus) مبتلا شده‌اند، ویروسی که عادت دارد به سرعت با هر بافت انسانی که در تماس است جهش پیدا کند. برخی زامبی‌ها اینجا و آنجا وجود دارند، اما آن‌ها برای تجربه تماشای رزیدنت ایول (Resident Evil) بههمان اندازه که برای انجام هر بازی رزیدنت ایول (Resident Evil) بی‌ارزش هستند، یک‌بارمصرف‌اند. این جهش‌یافته‌های خلاقانه‌تر و کابوس‌وارتری هستند که از «زامبی‌های معمولی» فراتر رفته‌اند و واقعاً باعث می‌شوند رزیدنت ایول (Resident Evil) به حرکت خود ادامه دهد.

زمانی که کرگر دومین موجود آلوده فیلم را به نمایش می‌گذارد، واضح است که به هیچ موجود زنده‌ای نمی‌توان اعتماد کرد که به توده‌ای از اندام‌های شلاقی و چشم‌ها تبدیل نشود، و فیلم‌های بیشتری می‌توانند از این نوع عدم قطعیت به عنوان یک بمب ساعتی بهره ببرند. این موجودات، که با زبان طراحی لاوکرفتی رزیدنت ایول (Resident Evil) کاملاً هماهنگ هستند، همگی با عشق توسط کرگر و تیمش ارائه شده‌اند که از شکوه ترشح‌کننده، لرزان و خزنده آن‌ها لذت می‌برند.

واکنش‌های بزرگ و جیغ‌کشان آبرامز به این وحشت‌ها با پیشروی فیلم مناسب‌تر به نظر می‌رسند زیرا آن‌ها به طور فزاینده‌ای آزاردهنده می‌شوند (و خوشبختانه، بیشتر قسمت‌های خوب از بازاریابی پنهان نگه داشته شده‌اند). سفر برایان به قلب شهر راکون (Raccoon City) واقعاً بهانه‌ای برای تور کردن تا حد امکان از این جهنم ژنتیکی می‌شود، به این معنی که چرخه «مکان جدید، هیولای تهوع‌آور جدید برای دور زدن» ممکن است خسته‌کننده شود، اما خلاقیت کرگر در معرفی و سپس تشدید این موجودات اغلب از ماهیت تکراری نحوه کشف آن‌ها جلوتر می‌زند.

با تمایل آشکار به تجلیل از حس بازی‌ها و نه جزئیات خاص داستان، رزیدنت ایول (Resident Evil) به طور مداوم در تقویت لحظات کلاسیک گیم‌پلی از فرانچایز به ضرب‌آهنگ‌های فیلم ترسناک موفق عمل می‌کند، به گونه‌ای که بسیار فراتر از فن‌سرویس ساده و ارجاعات «من آن اشاره را فهمیدم» می‌رود.

جستجو برای مهمات، دیدن یک دشمن در حال نزدیک شدن، بارگذاری مجدد در زمان محدود در حالی که آن‌ها فاصله را کم می‌کنند، شلیک با زمان‌بندی بی‌نقص، کشف شدن در تاریکی توسط چیزی که ممکن است آمادگی مقابله با آن را نداشته باشید... رزیدنت ایول (Resident Evil) اثر کرگر پر از چنین جزئیاتی است که در واقع برای افزایش ترس لحظه‌ای استفاده می‌شوند و نه فقط ادای احترام به گیمرها.

این موضوع در فیلم‌برداری داریوش خوندجی یا همان داریوش وولسکی (Dariusz Wolski) نیز جریان دارد که چشم‌انداز برایان را در سرتاسر فیلم برجسته می‌کند و مکرراً رویکرد دوربین سوم‌شخص بازی‌ها را تقلید می‌کند به گونه‌ای که وحشت آنچه ممکن است در گوشه بعدی پیدا کنیم را افزایش می‌دهد. وولسکی همچنین به خوبی با منابع مختلف نور در سرتاسر رزیدنت ایول (Resident Evil) بازی می‌کند، به‌ویژه در یک صحنه اولیه که در آن نورهای بیرونی و درونی ماشین برای ایجاد جلوه‌ای خلق‌وخو و پر تنش در حالی که همه‌چیز در جاده‌ای برفی به خطا می‌رود، استفاده می‌شوند.

آهنگسازان همکار رایان و هیز هالادی (Ryan and Hays Holladay) نیز از تلاش‌های کرگر با یک موسیقی متن ناسازگار و بازیگوش حمایت می‌کنند که تعادل خوبی بین برجسته کردن جسورانه لحظات بزرگ و حفظ تنش جوشان روی اجاق گاز پیدا می‌کند در حالی که برایان در فضاهای تاریک و جدید دست‌وپا می‌زند.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.