هشدار: این مقاله حاوی داستان و افشاگری از قسمت ۷، فصل ۴ سریال پیشفضای ستارهای: دنیای جدید عجیب (Star Trek: Strange New Worlds) با عنوان «همانند کرونیتونها در ساعت شنی» (Like Chronitons Through the Hourglass) است.
خدای من، این قسمت. پنج دقیقه از شروع آن نگذشته بود که آماده بودم آن را تکهتکه کنم، اما بعد مجبور شد به یک داستان کاملاً جدی تبدیل شود؛ داستانی که اساساً درباره تراژدی زندگی کاپیتان پایک (Captain Pike) است. و نه فقط این، بلکه درباره این است که چگونه او یاد میگیرد شرایط ناعادلانه موقعیت خود را بپذیرد و همچنان برای لحظات زیبایی، لطف و خانوادهای که در طول زمانش به او اعطا شده، سپاسگزار باشد؛ هرچقدر هم که آن زمان کوتاه (یا از نظر کیهانی/پارادوکسیکال طولانی) بوده باشد.
که البته به این معنا نیست که من قصد ندارم این قسمت را نقد کنم و به آن بتازم، زیرا این اپیزود بیشتر هدر دادن زمان باارزش و اندکی است که برای ما با دنیای جدید عجیب (Strange New Worlds) باقی مانده است. بله، این «قسمت اپرای صابونی» است و خدای من، در این نقطه من نمیدانم گردانندگان نمایش فکر میکنند مخاطب برخی از این داستانها چه کسانی هستند.
ریس داربی (Rhys Darby) در نقش ترلین (Trelane) بازگشته است (اگرچه آنها هنوز کاملاً او را با آن نام روی صفحه صدا نمیزنند)، موجودی شبیه به کیو (Q-like) (یا در این نقطه باید بگوییم خود کیو؟) که فصل گذشته در «بلوز زنگ عروسی» (Wedding Bell Blues) خدمه را آزار داد و البته، همانطور که در قسمت «مرد متمول گوتوس» (The Squire of Gothos) از سریال اصلی (The Original Series) دیده میشود (جایی که ویلیام کمپبل (William Campbell) نقش او را بازی کرد)، در نهایت زمانی که کاپیتان کرک (Captain Kirk) امور را اداره میکند نیز برای سفینه انترپریز (Enterprise) مشکلساز خواهد شد. این بار، ترلین خدمه انترپریز را مجبور کرده است که درست مانند تلویزیونهای قدیمی، یک اپرای صابونی را زندگی کنند؛ کامل با دکورهای بیش از حد نورپردازی شده، نمای نزدیکهای عجیب و غریب، تحولات داستانی مضحک و بازیگریهای اغراقآمیز.
پس بله، این باز هم یک قسمت مفهومی/ترفندی (concept/gimmick episode) دیگر است. حدس میزنم این همان چیزی است که این سریال اکنون به آن تبدیل شده است، و در حالی که برای چند دقیقه بامزه است، رویکرد اپرای صابونی برای یک قسمت با طول کامل پایدار نیست. احتمالاً به همین دلیل است که نمایش مجبور است حدود دقیقه ۳۶ دوباره به حالت عادی بازگردد و به یک قسمت معمولی استار ترک (Star Trek) تبدیل شود. و این همان چیزی است که درباره «همانند کرونیتونها در ساعت شنی» ناامیدکننده است – نه اینکه یک تقلید مسخره از اپرای صابونی است، بلکه این است که در واقع یک داستان عالی از کاپیتان پایک در درون خود پنهان کرده است، هرچند به دلیل همین تقلید مسخره اپرای صابونی، به اندازه کافی به آن پرداخته نمیشود.
من اخیراً به انسون مونت (Anson Mount) به خاطر بازی در نقش پایک به شکلی که کاپیتان و جایگاه او را به عنوان رهبر یک سفینه پر از افسر و خدمه تضعیف میکرد، انتقاد کردهام. اما پس از آن او ظاهر میشود و به بهترین شکل ممکن در این قسمت بازی میکند؛ اپیزودی که در نهایت درباره احساس مداوم از دست دادن و اندوه او است – و ناتوانی او در کنار آمدن با هر دو، همانطور که پیشتر در همین فصل اشاره شده بود – به خاطر از دست دادن معشوقهاش ماری باتل (Marie Batel) با بازی ملانی اسکروفانو (Melanie Scrofano) در فینال فصل گذشته.
و این فقط ماری نبود که او از دست داد، بلکه زندگیای بود که با او داشت – یک زندگی کامل، جایی که آنها دختری به نام ژولیت (Juliet) با بازی آنا میرودین (Anna Mirodin) داشتند و در نهایت در طول یک لحظه در واقعیت معمولی، به سالهای طلایی عمر خود رسیدند. مونت در اینجا با تمام قوا ظاهر میشود، زیرا او در نهایت با مشاور سفینه (با بازی اسطوره اپرای صابونی، درید هال (Deidre Hall)، مشهور به خاطر Days of Our Lives) مینشیند و با آنچه از سر گذرانده روبرو میشود. خاطرات او از دختری که هرگز وجود نداشت، و در عین حال وجود داشت – «من به او خواندن یاد دادم» – بسیار تکاندهنده است؛ نه تنها به خاطر فیلمنامه، بلکه به لطف نحوه برخورد مونت با صحنه، و همه اینها بیشتر نشان میدهد که ۳۶ دقیقه قبلی چه فرصت از دست رفتهای بوده است.
«همانند کرونیتونها در ساعت شنی» با حضور ترلین بیشتر دچار مشکل میشود؛ کسی که وقتی کار به پایان میرسد چیزی جز یک تماشاچی نیست و به معنای واقعی کلمه رویدادها را از اتاق کنترل تلویزیون تماشا میکند. او وقتی ژولیت به عنوان تجلی ناخودآگاه پایک ظاهر میشود شگفتزده میشود و هیچ تأثیری بر نحوه برخورد پایک با آن وضعیت ندارد. او فقط آنجا است، احتمالاً به این دلیل که یکی از تهیهکنندگان اجرایی مشترک، اکیوا گلدزمن (Akiva Goldsman)، سریال اصلی (TOS) را دوست دارد، و این اصلاً کافی نیست، بهویژه زمانی که شخصیت چیزی بیش از یک تقلید ضعیف از نسخه اصلی ویلیام کمپبل نیست.
سؤالات و یادداشتها از پیوستار کیو (Q Continuum):
- برای همه کسانی که آزار دیدهاند – یا فقط تعجب میکنند – که چرا ترلین مدام در دوران کاپیتان پایک ظاهر میشود، در حالی که ظاهر اولین برخورد او با انترپریز تا دوران کاپیتان کرک اتفاق نمیافتد، بیایید در نظر داشته باشیم که ترلین/کیو قادرند در زمان جابجا شوند و در واقع خارج از زمان وجود دارند. بنابراین یک ظاهر شدن اولیه لزوماً در اینجا اولین ظاهر شدن نیست.
- صحبت از این شد، بله، «پروکتور» (Proctor) با بازی دایان ال. جانستون (Diane L. Johnstone) لباسی مشابه با لباس «قاضی» کیو از قسمت «ملاقات در فرپوینت» (Encounter at Farpoint) از سریال نسل بعدی (TNG) به تن دارد. چرا؟ در این مرحله برای دنیای جدید عجیب (SNW)، حدس میزنم پاسخ به چنین سؤالی این است: «چرا که نه؟»
- هنگامی که دوباره به «دنیای واقعی» بازمیگردیم، لاآن (La'an) با بازی کریستینا چونگ (Christina Chong) و اسپوک (Spock) با بازی ایتان پک (Ethan Peck) صحنه خوبی دارند که مطمئناً شبیه به نوعی پایان بدون نتیجهگیری است که جداییها اغلب روی آن تمام میشوند. لاآن در نسخه اپرای صابونی سایبوک (Sybok) سو سوئی از آن اسپوک انسانیتر را دید که شاید وقتی با هم بودند به آن نیاز داشت، اما اسپوک واقعی در اینجا بیشتر از همیشه ولکانی است و قادر به درک آنچه لاآن میگفته نیست، بهویژه وقتی او اشاره میکند که اوضاع از زمان پایان رابطه بین آنها چقدر سخت بوده است. این یک صحنه غمانگیز دیگر و بسیار عالی بازی شده است.
- ماجرای سایبوک چیست؟ تا جایی که میدانیم، او هنوز آن بیرون است و منتظر فرصت خود برای ظاهر شدن واقعی در دنیای جدید عجیب پس از یک حضور کوتاه از پشت در فصل اول (Season 1) است. داشتن نسخه همزاد شرور ایتان پک در اینجا هرچه که باشد، جالب است، بهویژه از آنجا که انتظار پس از آن قسمت فصل اول این بود که در نهایت اسپوک جوان و سایبوک جوان را با هم روی صفحه ببینیم. و مرد، زمان برای دنیای جدید عجیب به شماره افتاده است.
- پس انترپریز اصلی (OG Enterprise) واقعاً یک مشاور سفینه داشته است!
منبع: ign.com