ما سیامین سالگرد تامز هاردور (Tom's Hardware) را جشن میگیریم. از زمان آغاز به کار تامز هاردور در سال ۱۹۹۶، ما پوشش خبری پردازندهها را بر عهده داشتهایم. در طول ۳۰ سال گذشته، با بررسی هر محصول جدید، فهرست کاملی از بهترین پردازندهها برای گیمینگ را حفظ کردهایم و هزاران داده را در طول سالها گردآوری کردهایم تا جدول رتبهبندی بنچمارک پردازندههای خود را بسازیم. از پنتیوم ۲ (Pentium II) و معرفی حافظه با نرخ داده دوگانه گرفته تا پردازندههای مجهز به حافظه ۳دی وی-کش (3D V-Cache) دوگانه، تامز هاردور در تمام این مدت حضور داشته است.
اکنون زمان آن رسیده است که نه تنها به نقش تامز هاردور در دنیای پردازندهها طی ۳۰ سال گذشته، بلکه به بازار گستردهتر پردازندهها نگاهی بیندازیم. عرضههای خیرهکننده در یک مقطع زمانی خاص در پسزمینه به حاشیه تبدیل شدند و رقابتهای نوپایی که تهدید جدی به نظر نمیرسیدند، به تغییرات لرزهای در نبرد ایامدی (AMD) در برابر اینتل (Intel) تبدیل گشتند. امیدواریم در این مسیر، بازتابی از آنچه امروز در دنیای پردازندهها جریان دارد را نیز مشاهده کنیم.
این مقاله جشنی برای ۳۰ سال پوشش اخبار پردازنده در تامز هاردور، یک درس تاریخی درباره نحوه رسیدن ایامدی و اینتلِ دوران گذشته به جایگاه امروزیشان، و مروری بر پردازندههایی است که در برابر نسخههای بهروزشدهای که بلافاصله پس از عرضه به فراموشی سپرده شدند، آزمون خود را پس دادند. امیدواریم از آن لذت ببرید.
ایجاد سر و صدا از روز اول (۱۹۹۶ - ۱۹۹۸)
مانند بسیاری از بخشهای اینترنت اولیه، آغاز واقعی تامز هاردور (یا بهتر است بگوییم راهنمای تامز هاردور) دشوار است، اما قدیمیترین مقاله آرشیو شده مربوط به بایوس سافتمنو (SoftMenu BIOS) است که به شما اجازه میداد تنظیمات پردازنده را به جای کابلهای جامپر فیزیکی از طریق نرمافزار تغییر دهید؛ نیازی به گفتن نیست که این مقاله متعلق به اول ژوئیه ۱۹۹۶ بود. مقالاتی نیز پیش از این مقاله وجود داشتند و دامنه اصلی sysdoc.pair.com در فوریه ۱۹۹۶ آنلاین شده بود.
تامز هاردور یک سال بعد با یک بررسی پردازنده کشش زیادی به دست آورد: بررسی پردازنده اینتل پنتیوم ۲ کلامات (Intel Pentium II 'Klamath').
بنیانگذار تامز هاردور، توماس پابس (Thomas Pabst)، قبلاً درباره پردازندهها بحث کرده بود، مانند راهنمای فشرده پردازندهای که در همان سال منتشر شد، اما بررسی اینتل پنتیوم ۲ نقطه عطفی را رقم زد. این مقاله در اول مارس ۱۹۹۷، بیش از دو ماه پیش از عرضه پردازنده پنتیوم ۲ مدل 80522 (یا کلامات) توسط اینتل منتشر شد. این نقد مثبت نبود: پابس نوشت: «...همانطور که من گوشت آلوده به بیماری گاو دیوانه را نمیخورم، علاقهای هم ندارم که کامپیوترم را با این پردازنده در معرض خطر ابتلا به عفونت قرار دهم.»
این پردازنده به صورت رسمی در دسترس نبود، اما پابس توانسته بود این تراشه را با یک نمونه پیشعرضه که توسط دو مجله آلمانی یعنی سیتی مگازین فور کامپیوترتکنیک (C'T Magazin fur Computertechnik) و پیسی پروفسیونل (PC Professionell) به اشتراک گذاشته شده بود، آزمایش کند. به دنبال انتشار هر سه بررسی، اینتل این دو مجله آلمانی را هدف قرار داد و تهدید کرد که بودجه تبلیغاتی آنها را قطع کرده و علیه آنها اقدام قانونی خواهد کرد. پابس این افتضاح را رسانهای کرد و نیویورک تایمز (The New York Times) با او تماس گرفت که این داستان را پوشش داد. اینتل عقبنشینی کرد. پابس بعدها نوشت که «...این ماجرای دیوید در برابر جالوت، راهنمای تامز هاردور را بسیار مشهور کرد.»
در ماههای بعد، پابس تمرکز زیادی روی پردازندهها داشت و از راهنماهای تنظیم عملکرد و اطلاعات عمومی علاقهمندان که وبسایت پیشتر منتشر کرده بود، فاصله گرفت. وضعیت پیشآمده با اینتل، پابس را به یک «ستاره مخفی» تبدیل کرد؛ به طوری که ایامدی نه تنها یک نمونه بررسی رایگان از پردازنده کی۶ (K6) آینده به پابس پیشنهاد داد، بلکه ظاهراً پیشنهاد کرد در صورت پیگیری بیشتر موضوع توسط اینتل، هزینههای حقوقی را پوشش دهد.
اگرچه بررسی غیررسمی پنتیوم ۲ پیش از آن انجام شده بود، اما اولین بررسی که بیشترین شباهت را به بررسیهای فنی منتشر شده در تامز هاردور طی دههها داشت، در آوریل ۱۹۹۷ با بررسی ایامدی کی۶ انجام شد؛ پردازندهای که ایامدی را به عنوان یک رقیب واقعی برای اینتل تثبیت کرد و سرعتی شبیه به پنتیوم ۲ را با قیمتی کمتر ادعا میکرد.
عملکرد کاملاً در سطح پنتیوم ۲ نبود، بهویژه به این دلیل که کی۶ در ابتدا با فرکانس ۲۳۳ مگاهرتز وارد بازار شد، در حالی که فرکانس ۲۶۶ مگاهرتز وعده داده شده بود. اما رقابتی بود، بهویژه در مقایسه با پنتیوم ۲ با فرکانس ۲۳۳، و بسیار ارزانتر. پابس بررسی را اینگونه به پایان رساند: «روی هم رفته مطمئنم که این پردازنده بسیار موفق خواهد بود... هر کسی که قصد خرید پردازنده اینتل پنتیوم یا پنتیوم اماماکس (Pentium MMX) را دارد، اکنون میتواند آن را فراموش کند. ایامدی کی۶ سریعتر و ارزانتر است.»
اواخر همان ماه، پابس بررسی مناسبی از پنتیوم ۲ منتشر کرد که این بار از سیلیکون نهایی استفاده میکرد. در بازیهای داس (DOS) و ویندوز انتی ۳۲ بیتی (32-bit Windows NT)، پنتیوم ۲ برتری قاطعی نسبت به کی۶ نشان داد، هرچند نبرد در ویندوز ۹۵ نزدیکتر بود. بررسی به این نتیجه رسید: «جهان به حالت عادی بازگشته است. مدیران اینتل میتوانند دوباره با خیال راحت بخوابند. پنتیوم ۲ نشان میدهد که اینتل همچنان رهبر بازار پردازنده است.»
بررسی سایريکس/آیبیام ۶ایکس۸۶امایکس (Cyrix/IBM 6x86MX) نیز در سال ۱۹۹۷ منتشر شد که عملکرد رقابتی با کی۶ را نشان میداد، اما پس از رویارویی پنتیوم ۲ و کی۶، بیشتر باقیمانده سال روی مسائل دیگری متمرکز شد. با نگاهی به گذشته، جالب است به پویایی جریانیافته میان ایامدی و اینتل توجه کنیم؛ پابس از یک طنز همیشگی استفاده میکرد و اینتل را «امپراتوری» و رقبایی مانند ایامدی و سایريکس را «شورشیان» مینامید. اگرچه اینتل از اقدام بیشتر در خصوص پنتیوم ۲ عقبنشینی کرد، اما این آخرین باری نبود که پابس و اینتل با یکدیگر درگیر میشدند.
ماجرای پنتیوم ۳ (۱۹۹۹ - ۲۰۰۱)
عملکرد رقابتی کی۶، ایامدی را به عنوان رقیب اینتل در کانون توجه قرار داد؛ شرکتی که پابس در آن زمان اغلب آن را «تقریباً انحصاری» توصیف میکرد. با این حال، ایامدی با عرضه پردازنده کی۷ (K7) یا همانطور که بیشتر شناخته میشود، اتلون (Athlon)، در ژوئن ۱۹۹۹ خود را به راستی بر روی نقشه قرار داد. ما در بررسی خود آن را «نقطه عطفی در کل صحنه پردازندهها» توصیف کردیم که تا حدی به دلیل رمزگشای دستورالعمل سه جهته منحصر به فرد ایامدی بود که به دستورالعملهایی با پیچیدگی متغیر اجازه میداد از هر سه خط عبور کنند. معماری پی۶ (P6) اینتل در پنتیوم ۳ نیز دارای یک رمزگشای دستورالعمل سه جهته بود، اما آنها بر اساس پیچیدگی دستورالعمل بخشبندی شده بودند.
ما در اینجا همچنان محکم در دوران تکهستهای پردازندهها قرار داریم، بنابراین واگرایی معماری مانند این، حتی پیش از آزمایش، معدنی طلا از دستاوردهای سرعتی به شمار میرفت. اینتل و ایامدی به جای عرضه انواع مختلف سیلیکون که به روشهای گوناگون برش خورده بودند (همانطور که در پردازندههای مدرن میبینیم)، تراشههای خود را بهبود بخشیدند و نسخههای جدیدی با سرعت کلاک بالاتر عرضه کردند. ایامدی ابتدا اتلون ۶۰۰ را به عنوان سریعترین تراشه در محدوده ۶۰۰ مگاهرتز عرضه کرد، اما کمتر از دو ماه بعد، اتلون ۶۵۰ و دو ماه پس از آن اتلون ۷۰۰ را معرفی نمود.
اینتل غافلگیر شد و به سرعت پنتیوم ۳ با فرکانس ۶۰۰ مگاهرتز را برای مقابله با ایامدی معرفی کرد. محدوده اصلی پنتیوم ۳ با نام رمز کاتمای (Katmai)، تا حد زیادی نسخه بهینهشدهای از تراشههای پنتیوم ۲ «دشوتس» (Deschutes) بود؛ در واقع هر دو با استفاده از نود ۲۵۰ نانومتری ساخته شده بودند. در بررسی اصلی اتلون، ما به بیثباتی در پنتیوم ۳ با فرکانس ۶۰۰ اشاره کردیم و پیشنهاد دادیم که معماری نمیتواند چنین سرعت کلاک بالایی را مدیریت کند.
محدوده اصلی «کاتمای» از پردازندههای پنتیوم ۳ عمر کوتاهی داشت و اواخر سال ۱۹۹۹، اینتل نسخه جدیدی به نام کوپرمین (Coppermine) را معرفی کرد. کوپرمین یک کش ال۲ (L2 cache) روی تراشه را برای اینتل معرفی کرد و روی نود ۱۸۰ نانومتری ساخته شد، که به اینتل اجازه داد از ۹.۵ میلیون ترانزیستور در کاتمای به ۲۸ میلیون ترانزیستور در کوپرمین برسد و همچنین سرعت کلاک را با محدوده اولیه تا ۷۳۳ مگاهرتز افزایش دهد و افزایشی جزئی نسبت به اتلون ۷۰۰ به دست آورد. کمتر از دو ماه بعد، ایامدی اوریون (Orion) یا اتلون مدل ۲ را معرفی کرد که آن هم از نود ۱۸۰ نانومتری استفاده میکرد و کلاک آن تا ۷۵۰ مگاهرتز میرسید. این رفتوبرگشت در بهبودهای جزئی سرعت کلاک قرار است حداقل برای نیم دهه دیگر با ما بماند، پس کمربندها را ببندید.
البته هدف، اولین پردازنده ۱ گیگاهرتزی بود؛ نقطه عطفی که ایامدی در مارس ۲۰۰۰ با معرفی اتلون ۱۰۰۰ ادعای آن را کرد. اینتل یک پنتیوم ۳ با فرکانس ۱ گیگاهرتز را نشان داده بود، اما ایامدی ابتدا اتلون ۱ گیگاهرتزی را عرضه کرد. اینتل اندکی پس از آن اولین پردازنده خود را برای رسیدن به نقطه عطف گیگاهرتز عرضه نمود. اینتل نمیخواست دوباره مقام دوم را کسب کند، بنابراین روی پنتیوم ۳ با فرکانس ۱.۱۳ گیگاهرتز کار کرد و آن را در ماه ژوئیه معرفی نمود.
پنتیوم ۲ نام تامز هاردور را در صنعت رایانه مطرح کرد، اما پنتیوم ۳ با فرکانس ۱.۱۳ گیگاهرتز نام آن را در میان علاقهمندان بر سر زبانها انداخت. بررسی ما نشان داد که این پردازنده در فرکانس ۱.۱۳ گیگاهرتز پایدار نیست و کمتر از یک ماه پس از معرفی این تراشه، اینتل آن را فراخواند. پنتیوم ۱.۱۳ گیگاهرتزی در نهایت در سال ۲۰۰۱ بازگشت، اما با سرعت نوآوری پردازنده در آن زمان، حتی یک تاخیر شش ماهه نیز مخرب بود.
در ژوئن ۲۰۰۰، ایامدی نسخه بهینهشدهای از اتلون با نام رمز تاندربیرد (Thunderbird) را معرفی کرد و چند روز پیش از فراخوان اینتل، اتلون ۱۱۰0 را معرفی نمود. ایامدی در طول بقیه سال بدون رقیب باقی ماند و تاندربیرد را تا ۱.۲ گیگاهرتز ارتقا داد. اینتل در حال بستن پرده پنتیوم ۳ و تلاش برای انتقال توجه از اتلون به سمت محدوده آینده پنتیوم ۴ خود بود.
تلاش برای گیگاهرتز (۲۰۰۱ - ۲۰۰۴)
اینتل برای همگام شدن با اتلون تقلا میکرد، اما کار در پشت صحنه روی میکرومعماری جدید نتبرست (NetBurst) جریان داشت که قرار بود جایگزین پی۶ شود. این معماری با هسته ویلامیت (Willamette) در اولین پنتیوم ۴ به جهان معرفی شد. مانند بیشتر تغییرات بزرگ میکرومعماری که از سوی اینتل و ایامدی دیدهایم، نتبرست بلافاصله موفق نبود. با این حال، پابس در بررسی ما خاطرنشان کرد: «من مطمئن هستم که اینتل به زودی پردازندههای بسیار سریع پنتیوم 4 را عرضه خواهد کرد. اینتل سرانجام توانایی خود را برای دشوارتر کردن زندگی ایامدی پس گرفته است.»
اینتل معماری پی۶ را با عرضه تراشههای پنتیوم ۳ توآلاتین (Tualatin) به نود ۱۳۰ نانومتری کاهش داد، اما تمرکز روی پنتیوم ۴ و بهینهسازی نتبرست بود. در ماه مارس، ایامدی اتلون 1333 را معرفی کرد، اما تیم سرخ در حال از دست دادن نیروی محرکه خود بود. اینتل پیشتر یک پنتیوم ۴ با فرکانس ۱.۵ گیگاهرتز عرضه کرده بود و در آوریل ۲۰۰۱ پنتیوم ۴ با فرکانس ۱.۷ گیگاهرتز (به همراه کاهش قیمت آن محدوده) را معرفی نمود. با یک میکرومعماری جدید که ظاهراً سرشار از پتانسیل بود، فقط مسئله زمان مطرح بود تا اینتل به صدر بازگردد.
این اتفاق در ماه اوت رخ داد، زمانی که اینتل با پنتیوم ۴ پرچم خود را در نقطه عطف ۲ گیگاهرتز نصب کرد و سریعترین تراشه اتلون ایامدی را پشت سر گذاشت. ایامدی این را دوست نداشت. اواخر همان سال، در ماه اکتبر، ایامدی محدوده اتلون ایکسپی (Athlon XP) خود را معرفی کرد و با آن تغییر مکارانهای در استراتژی بازاریابی ایجاد شد. به جای گنجاندن سرعت کلاک به عنوان بخشی از نام پردازنده (مانند اتلون 1333)، ایامدی شروع به استفاده از نامهای مدل کرد. خیر، اتلون ایکسپی ۱۵۰۰+ با فرکانس ۱.۵ گیگاهرتز کلاک نشده بود؛ بلکه روی فرکانس ۱.۳ گیگاهرتز کار میکرد. این نامگذاری تا بالاترین سطح یعنی اتلون ایکسپی ۲۱۰۰+ بالا رفت که به جای ۲.۱ گیگاهرتز، در واقع ۱.۷ گیگاهرتز بود.
در آن زمان، ایامدی این تغییر را به عنوان هماهنگی با آنچه توانسته بود با اتلون ارائه دهد، توصیف کرد. در طول این دوران، ما شاهد واگراییهای معماری قابلتوجهتری بین اینتل و ایامدی هستیم؛ به طوری که کلاکهای مشابه میتوانند عملکرد کاملاً متفاوتی ایجاد کنند. در واقع، این همان چیزی است که در بررسی اتلون ایکسپی خود متوجه شدیم؛ جایی که اتلون ایکسپی ۱۸۰۰+ (با کلاک ۱۵۳۳ مگاهرتز) با پنتیوم ۴ با فرکانس ۲ گیگاهرتز رقابت میکرد. با این حال، دشوار نیست ببینیم ایامدی چه چیزی را تلاش داشت انجام دهد. در ژانویه ۲۰۰۲، اینتل هسته نورثوود (Northwood) خود را برای پنتیوم ۴ معرفی کرد که میتوانست تا فرکانس ۲.۲ گیگاهرتز کلاک شود. ایامدی هنوز نتوانسته بود سد ۲ گیگاهرتز را بشکند، اما از نام محصولات استفاده کرد تا نشان دهد این کار را کرده است.
نامها کافی نبودند. تا اواسط سال ۲۰۰۲، نورثوود شتاب گرفته بود و میتوانست تا ۲.۸ گیگاهرتز کلاک شود؛ حتی پنتیوم ۴ با فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز توانسته بود سریعترین اتلون ایکسپی ۲۱۰۰+ ایامدی را در بنچمارکهای ما شکست دهد. ایامدی روی نسخه ثوروبرد (Thoroughbred) از اتلون ایکسپی کار میکرد، از جمله کوچکسازی نود به ۱۳۰ نانومتری برای مطابقت با هسته جدید نورثوود اینتل، که آن را در طول سال ۲۰۰۲ عرضه کرد. تا پایان سال، ایامدی اتلون ایکسپی ۲۸۰۰+ را به عنوان رقیبی برای پنتیوم ۴ با فرکانس ۲.۸ گیگاهرتز نشان داده بود.
با وجود عقب بودن در فرکانس کلاک، ایامدی در این مدت به دلیل عملکرد رقابتی اتلون ایکسپی و (از همه مهمتر) نقطه قیمت پایینتر نسبت به پنتیوم ۴های گرانقیمت، بسیار محبوب شده بود. با این حال، یک بنبست تکنولوژیک بین اینتل و ایامدی وجود داشت و اینتل در نوامبر ۲۰۰۲ با پنتیوم ۴ با فرکانس ۳.۰۶ گیگاهرتز آن را شکست.
این اولین پردازنده مصرفی بود که از جعبه خارج شده و به فرکانس ۳ گیگاهرتز میرسید و امتیاز دیگری برای اینتل به ارمغان آورد، اما همچنین اولین پردازندهای بود که پیادهسازی چندنخی همزمان دیرینه اینتل به نام هایپرتردینگ (Hyper-Threading) را به بازار عرضه کرد. با کلاکهای بالاتر و دو نخ برای کار، پنتیوم ۴ با فرکانس ۳.۰۶ گیگاهرتز اینتل را در صدر نمودارهای عملکرد تثبیت کرد و سریعترین اتلون ایکسپی ایامدی و حتی یک پنتیوم ۴ با فرکانس ۳.۶ گیگاهرتز (بدون هایپرتردینگ) را در برخی بنچمارکها شکست داد. تامز هاردور در واقع پنتیوم ۴ با فرکانس ۳.۶ گیگاهرتز را تقریباً یک سال پیش از عرضه آن بنچمارک کرده بود و دادههایی داشت تا به موقع با پنتیوم ۴ با فرکانس ۳.۰۶ گیگاهرتز مجهز به هایپرتردینگ مقایسه کند.
هستههای بیشتر، تفریح بیشتر (۲۰۰۴ - ۲۰۰۷)
نبرد سرعت کلاک اواخر دهه ۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ در حال فروپاشی بود. ایامدی نشان داده بود که عملکرد فراتر از اوج کلاکها با اتلون ایکسپی است و اینتل با هایپرتردینگ به جلو حرکت میکرد تا در هر چرخه کلاک کار بیشتری به طور همزمان انجام دهد. نیمه اول سال ۲۰۰۳ در دنیای پردازندهها خستهکننده بود، زیرا اینتل روی هسته پرسکات (Prescott) خود کار میکرد و ایامدی درباره «کلاوهامر» (ClawHammer) که در نهایت به اتلون ۶۴ تبدیل شد، تأمل میکرد.
اتلون ۶۴ اولین پردازندهای بود که پسوند دستورالعمل x86-64 ایامدی (به نام AMD64) را به بازار دسکتاپ آورد (پیشتر در اپترون ظاهر شده بود). این پردازنده در سپتامبر ۲۰۰۳ عرضه شد و درست یک هفته پیش از عرضه، اینتل پنتیوم ۴ اکستریم ادیشن (Pentium 4 Extreme Edition) را روانه بازار کرد که به طور گستردهای به عنوان یک کلید اضطراری در پاسخ به اتلون ۶۴ در حالی که پرسکات هنوز در پشت پرده بود، در نظر گرفته شد. اگرچه اینتل تاج عملکرد را با پی۴ اکستریم در برابر اتلون ۶۴ افایکس-۵۱ (Athlon 64 FX-51) حفظ کرد، اما این کار را با قیمت بسیار بالاتری انجام داد.
با این حال، این نبرد اواخر دوره با حرکت اینتل و ایامدی به سمت نود ۹۰ نانومتری مهم بود. اینتل بازاریابی پردازندههای گرانقیمت و با عملکرد بالا را مستقیماً برای علاقهمندان در بازاری آغاز کرد که در نهایت نام دسکتاپ ردهبالا (HEDT) را به خود گرفت. در همین حال، ایامدی برخی از تراشههای اتلون ایکسپی را با نام افایکس مشخص کرد که نشاندهنده تراشههای با عملکرد بالا با ضریبهای قفلنشده بود.
اینتل اولین شرکتی بود که با هسته بسیار مورد انتظار پرسکات به نود ۹۰ نانومتری رسید، گرچه با صدای ضعیفی وارد شد. کلاک آن کندتر بود و به افایکس-۵۱ اجازه داد رقابتی باقی بماند و تراشههای نورثوود در صدر نمودارهای بررسی ما بمانند. در آنجا، پاتریک اشمید (Patrick Schmid)، منتقد ما، نوشت: «به نظر ما، اینتل امروز به پرسکات به عنوان یک پردازنده اهمیت نمیدهد، بلکه به عنوان یک ابزار بازاریابی نگاه میکند. این پردازنده به اندازه کافی سریع است که اساساً همان چیزی است که اهمیت دارد، و از آنجا که فرآیند تولید ۹۰ نانومتری پردازندههای ارزانقیمت را در مقادیر انبوه تولید میکند، شرکت مستقر در سانتا کلارا انعطافپذیری جدیدی به دست می آورد.»
ایامدی اواخر همان سال با افایکس-۵۵ به نود ۹۰ نانومتری رسید. افایکس-۵۵ به ایامدی اجازه داد تا شکاف با پنتیوم ۴های دارای کلاک بالاتر را ببندد. با این حال، واضح بود که تعقیب کلاکهای بالاتر کافی نخواهد بود. اشمید در سال ۲۰۰۴ در بررسی خود نوشت: «امروز، شکاف عملکردی بین سریعترین و کندترین پردازندهها در نمودارهای بنچمارک ما نسبتاً کوچک است.»
اینتل در ابتدای سال ۲۰۰۵ با پرسکات ۲ام (Prescott 2M)، که نسخه کوچکی از هسته پرسکات با پسوندهای دستورالعمل ۶۴ بیتی بود، متقابل به مثل کرد و پنتیوم ۴ اکستریم ادیشن ۳.۷۳ را عرضه نمود. تغییر جریان در تابستان ۲۰۰۵ رخ داد، زمانی که ایامدی اتلون ۶۴ ایکس۲ (Athlon 64 X2) را بر اساس نود ۹۰ نانومتری عرضه کرد که دارای دو هسته روی یک پکیج بود.
اینتل چند هفته قبلتر پنتیوم دی (Pentium D) دوهستهای خود را عرضه کرده بود که آن هم یک تراشه دوهستهای بود، اما طراحی آن اینتل را وادار به سازش با سرعت کلاک کرد؛ مشخصه مهمی با توجه به اینکه تعداد برنامههای کمی در نرمافزارهای مصرفی میتوانستند از یک تراشه دوهستهای بهرهبرداری کنند. ایامدی در نهایت در نبرد با اتلون ۶۴ ایکس۲ پیروز شد، تا حد زیادی به این دلیل که میتوانست در بیشتر بنچمارکها با اتلونهای تکهستهای همگام بماند.
ایامدی تراشههای اتلون ۶۴ ایکس۲ بیشتری را در طول سال ۲۰۰۵ عرضه کرد، در حالی که اینتل انواع تراشهها را تحت برندهای مختلف پنتیوم، از جمله هسته اسمیتفیلد (Smithfield) روی پنتیوم دی عرضه کرد. اینتل این محدوده را تا سال ۲۰۰۶ گسترش داد و با هسته پرس勒 (Presler) از کوچکسازی دیگری به نود ۶۵ نانومتری استفاده کرد که آخرین نسخه تحت برند پنتیوم بود. در ژانویه ۲۰۰۶، تامز هاردور برای اولین بار گزارش داد که اینتل قصد دارد برند پنتیوم را کنار بگذارد؛ نامی که بیش از یک دهه حفظ کرده بود.
به جای آن؟ میکرومعماری جدید کور (Core)، که سرانجام از نتبرست فاصله میگرفت؛ معمارایی که با افزایش کلاکها دچار مشکلات حرارتی شده بود. کور ۲ دوو (Core 2 Duo) که از کار اینتل روی تراشههای موبایل ساخته شده بود، اولین پردازنده دوهستهای واقعی اینتل بود — پنتیوم دی «دوهستهای» تنها دو دای پنتیوم بود که به هم جوش داده شده بودند. این یک تغییر جریان بود.
همانطور که در بررسی کور ۲ دوو دریافتیم، مدلهای پایه ای۶۶۰۰ و ای۶۷۰۰ اغلب اتلون ۶۴ افایکس-۶۲ ایامدی را شکست میدادند یا حداقل با آن مطابقت داشتند، در حالی که کور ۲ اکستریم ایکس۶۸۰۰ فوقالعاده تقویتشده یک رده عملکردی جدید در رده بالا ایجاد کرد. علاوه بر این، این کار را در سطوح توان معقولی انجام داد و سرانجام نبرد بهرهوری را به ایامدی پس گرفت.
اینتل با کور ۲ اکستریم کیواچ۶۷۰۰ (Core 2 Extreme QX6700) در اواخر سال ۲۰۰۶ این روند را به معنای واقعی کلمه دو برابر کرد. اگرچه اینتل پیشتر یک پردازنده چهارنخی معرفی کرده بود، اما کور ۲ اکستریم کیواچ۶۷۰۰ اولین پردازنده با چهار هسته بود که به بازار راه یافت. این پردازنده دو دای دوهستهای را از کور ۲ دوو گرفت و آنها را روی یک پکیج واحد قرار داد. ایامدی با پلتفرم ۴ در ۴ و تراشههای دوگانه اتلون ۶۴ افایکس-۷۰ یک تراشه چهارهستهای با زور ایجاد کرد، اما در هزینه، گرما و تقاضای توان موازنه منفی بزرگی وجود داشت.
ساحل ناهالم (۲۰۰۷ - ۲۰۱۰)
برای اولین بار در اوایل دهه ۲۰۰۰، اینتل محکم در صندلی راننده برای علاقهمندان قرار داشت. ایامدی با سیستمهای دو تراشهای اتلون ۶۴ مقداری علاقه ایجاد کرد و سرانجام در ابتدای سال ۲۰۰۷ به نود ۶۵ نانومتری منتقل شد. اما اینتل با شتاب پیش میرفت و شتاب خود را برای سالهای آینده حفظ میکرد.
این کار با رسمی کردن موفقیت میکرومعماری کور آغاز شد. اینتل به جای فشردن همهچیز از یک میکرومعماری برای چندین نسل، همانطور که با پی۶ و نتبرست انجام داده بود، به چرخه معروف تیک-تاک خود روی آورد. ابتدا کوچکسازی نود روی معماری موجود انجام میشود، سپس یک میکرومعماری جدید روی آن نود قرار میگیرد و چرخه ادامه مییابد. کور «تاک» در نود ۶۵ نانومتری بود و بعداً در سال ۲۰۰۷ به نسخه بازنگری شده پنرین (Penryn) در نود ۴۵ نانومتری منتقل شد.
ایامدی برای همگام شدن تقلا میکرد. پس از معرفی سوکت ایام۲ (AM2) در سال ۲۰۰۶، این شرکت به بهینهسازی خط تولید اتلون ۶۴ ایکس۲ با یک نود ۶۵ نانومتری جدید ادامه داد، اما اینتل کاملاً پیشتاز بود و ایامدی را مجبور کرد قیمتها را کاهش دهد و به عنوان جایگزینی ارزانقیمت برای کور ۲ دووهای درخشان در بازار مستقر شود. ایامدی این زمینه را با میکرومعماری کی۸ (K8) خود دوچندان کرد و یک سری تراشههای کارآمد سری «بیئی» (BE) را در نیمه دوم سال ۲۰۰۷ عرضه کرد که در بررسی خود متوجه شدیم برای بهرهوری و نسبت قیمت به عملکرد عالی هستند.
تیم سرخ تراشههای خود را روی کی۱۰ (K10) و بهویژه برند جدید فنوم (Phenom) متمرکز کرده بود که در طول سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ سر و صدا به پا کرد. سری فنوم ایکس۴ در ماه نوامبر راهاندازی شد و اولین طراحی چهارهستهای واقعی را به نمایش گذاشت؛ یعنی استفاده از یک دای یکپارچه برخلاف امسیام (MCM) مانند کور ۲ کواد اینتل. بر خلاف کور ۲ اکستریم اینتل که تنها برای سرسختترین علاقهمندان رزرو شده بود، ایامدی سازندگان میانرده را هدف قرار داد.
در بررسی فنوم ۹۷۰۰، متوجه شدیم که اینتل همچنان تاج عملکرد را حفظ کرده است، اما ایامدی یک چهارهستهای ارزانتر ارائه داد و نسبت قیمت به عملکرد یکسانی را در زمان عرضه عرضه کرد. علاوه بر این، ایامدی پشتیبانی از این تراشهها را هم روی سوکت ایام۲ و هم سوکت جدید ایام۲+ فراهم کرد و روندی از طول عمر سوکت را آغاز کرد که هنوز هم امروزه در حال اجرا دیده میشود. با پردازندههای چهارهستهای ارزانتر و هزینه ارتقای کمتر، ایامدی کمتر روی نبرد با اینتل در رده بالا و بیشتر روی تحویل در رده میانرده تمرکز کرد.
اینتل به عرضه مدلهای کور ۲ دوو و کور ۲ کواد بیشتری در طول سال ۲۰۰۸ ادامه داد، اما در پشت صحنه روی تغییر معماری بزرگ بعدی خود یعنی ناهالم (Nehalem) کار میکرد. در همین حال، ایامدی خط فنوم خود را گسترش داد و یک نوع سههستهای و همچنین چندین مدل «بلک ادیشن» (Black Edition) را معرفی کرد که دارای کلاکهای اوج و ضریبهای قفلنشده برای علاقهمندان بودند، که احتمالاً تلاشی برای جلب توجه از خط اکستریم اینتل به شمار میرفت.
ناهالم در اواخر سال ۲۰۰۸ در قالب تراشههای بلومفیلد (Bloomfield) وارد صحنه شد. آنها به یک پلتفرم کاملاً جدید و حافظه دیدیآر۳ (DDR3) نیاز داشتند، اما مزایای عملکردی کاملاً جدیدی را نیز نوید میدادند. اینتل موفق شد با بلومفیلد یک تراشه چهارهستهای واقعی بسازد، تراشهای که علاقهمندان با قیمت پایینتر تا ۲۸۰ دلار توانایی خرید آن را داشتند. علاوه بر این، پس از کنار گذاشتن فناوری هایپرتردینگ در روزهای اولیه دوهستهای، آن را دوباره معرفی کرد و به علاقهمندان هشت نخ برای بازی داد.
فاصله بین اینتل و ایامدی بیشتر شد. در بررسی کور آی۷-۹۶۵ اکستریم (Core i7-965 Extreme)، دریافتیم که این پردازنده ۶۴ درصد سریعتر از سریعترین تراشه ایامدی در آن زمان است. با وجود ارائه محصولات جذاب با قیمتهای رقابتی، ایامدی بیشتر عقب میافتاد. اینتل بسیار جلوتر بود؛ یک کوچکسازی دای در پیش داشت و میکرومعماری افسانهای سندی بریج (Sandy Bridge) در پشت صحنه منتظر بود تا چرخه تیک-تاک را دوباره به دست بگیرد.
ایامدی در اوایل ۲۰۰۹ با فنوم ۲ (به همراه اتلون ۲) واکنش نشان داد و سرانجام به نود ۴۵ نانومتری منتقل شد. این امر تیم سرخ را در ردهبندی بالا آورد، اما بلومفیلد همچنان عملکرد ردهبالا را حفظ کرده بود. در بررسی اصلی فنوم ۲، دریافتیم که اینتل در ردهبالا حدود ۲۲ درصد جلوتر از ایامدی است، اما ایامدی با توجه به هزینههای پلتفرم عملکرد جذابی ارائه میدهد. آشنا به نظر میرسد.
با ادغام محکم طراحی و ساخت زیر یک سقف، اینتل سریعتر از ایامدی روی بهبودهای فرآیند حرکت میکرد و به آن اجازه میداد رهبری ثابتی در عملکرد، بهویژه در ردهبالا داشته کلکد. اینتل تراشههای لینفیلد (Lynnfield) را روی نود ۴۵ نانومتری و تراشههای کلارکدیل (Clarkdale) را روی نود ۳۲ نانومتری داشت، اما جانشین ۳۲ نانومتری بلومفیلد در اوایل سال ۲۰۱۰ با نام گالفتاون (Gulftown) آمد. و با گالفتاون، اینتل توانست برای اولین بار با کور آی۷-۹۸0ایکس (Core i7-980X) ششهستهای ادعای یک نقطه عطف چندهستهای روی یک دای یکپارچه را داشته باشد.
کور آی۷-۹۸0ایکس با قیمت ۱۰۰۰ دلار همچنان تنها برای تعداد کمی از علاقهمندان جذاب بود. ایامدی اواخر همان سال با راهاندازی فنوم ایکس۶ (Phenom X6) به پر کردن این خلأ کمک کرد و مدلهای ششهستهای خود را معرفی نمود. ایامدی نتوانست با ۹۸0ایکس در ردهبالا رقابت کند، اما همانطور که در بررسی خود اشاره کردیم، فنوم نقطه ورودی مقرونبهصرفهای برای تراشههای ششهستهای در صورت اجرای بارهای کاری با نخ بالا بود. با این حال، فنوم ایکس۶ تلاش ایامدی برای همگام شدن با اینتل بود. در پشت صحنه، ایامدی روی میکرومعماری جدیدی به نام بولدوزر (Bulldozer) کار میکرد که از پایه برای نسل جدیدی از تراشهها ساخته شده بود و سرانجام به ایامدی اجازه داد به نود ۳۲ نانومتری منتقل شود.
بولدوزر؛ بولدوزری برای رکوردها و گرما (۲۰۱۰ - ۲۰۱۳)
انتقاد از بولدوزر با نگاه به گذشته آسان است، اما در آستانه عرضه، انتظار بسیار زیاد بود. کی۸ یک موفقیت بزرگ بود و کی۱۰ بر روی آن موفقیت ساخته شد، اما بولدوزر از پایه ساخته شده بود، احتمالاً برای موقعیتی که ایامدی خود را در بازار یافته بود. با این حال، تقریباً یک سال پیش از ظهور بولدوزر در بازار، اینتل معماریای را معرفی کرد که هنوز هم در میان علاقهمندان طنینانداز است — سندی بریج.
اینتل پشته محصولات خود را با سندی بریج یکپارچه کرد و بیشتر شالوده عرضههای این شرکت را تا رپتور لیک رفرش (Raptor Lake Refresh) بنا نهاد. اینتل به جای دو محدوده گسترده، بیشتر خط تولید سندی بریج را روی یک سوکت واحد قرار داد. این معماری همچنین گرافیک مجتمع را حداقل در محدوده اولیه به تمام تراشههای خط تولید آورد (برخی عرضههای بعدی گرافیک مجتمع را حذف کردند)، و ضریب را در برخی از اسکییوهای غیر اکستریم باز کرد تا با تراشههای بلک ادیشن قفلنشده ایامدی رقابت کند.
این یک موفقیت بزرگ بود. کریس آنجلینی (Chris Angelini)، منتقد ما، هنگام بررسی چهار تراشه سندی بریج نوشت: «پردازندههای موجود مبتنی بر لینفیلد و کلارکدیل در حال حاضر عملکرد قوی در مقایسه با خط تولید ایامدی ارائه میدهند. دستاوردهای قابلتوجه، کلاک به کلاک، در مواجهه با افزایش قابلتوجه فرکانس در سراسر هیئت مدیره ترکیب میشوند (به لطف یک نود ۳۲ نانومتری بالغ)، و سندی بریج را در موقعیت مسلطتری قرار میدهند.»
بهبودهای عملکرد خام یک مسئله است، اما سندی بریج به دلایل دیگری نیز جذاب بود. اورکلاک کردن در این دوران همچنان نشاندهنده یک جهش عملکردی محکم بود و اینتل قابلیتهای اورکلاک را در نقاط قیمت اصلی در کنار عملکرد برتر خارج از جعبه ارائه میداد. آنها همچنین کوئیک سینک (Quick Sync) را برای تسریع رمزگذاری/رمزگشایی ویدیو معرفی کردند، و اگرچه ما شتابدهنده رمزگذاری/رمزگشایی ویدیو را در گرافیکهای مدرن داریم، کوئیک سینک همچنان به عنوان یک ویژگی اساسی برای ویرایش ویدیو و سرورهای رسانهای خدمت میکند.
پاسخ ایامدی بولدوزر بود که پیش از عرضه شایعه شده بود عملکردی تا ۵۰ درصد بهتر از کور آی۷-۹۵0 اینتل ارائه دهد و همچنین برای اولین بار یک تراشه چهارهستهای واقعی را به بازار مصرفی معرفی کند. اگر این کافی نبود، پیش از عرضه، پرچمدار افایکس-۸۱۵۰ (FX-8150) رکورد جهانی سرعت کلاک را شکست و به ۸.۴۲۹ گیگاهرتز رسید. ایامدی اولین شرکتی بود که یک پردازنده مصرفی با هشت هسته عرضه کرد، اما تقریباً تمام جنبههای دیگر بولدوزر مشکلساز بود.
دستیابی به هشت هسته در یک پکیج واحد با سازشهای قابلتوجهی همراه بود. تا این نقطه، ایامدی از هیچگونه چندنخی همزمان استفاده نکرده بود، اما نسخه ای از اسامتی (SMT) را در بولدوزر پیادهسازی کرد. برخلاف پیادهسازی سنتی اسامتی اینتل، بولدوزر از دو واحد عدد صحیح روی یک هسته استفاده کرد، اما منابع ممیز شناور را به اشتراک گذاشت. سازش بزرگ این بود که خوشههای اجرای عدد صحیح چقدر کوچک بودند تا فضا ذخیره شود. ایامدی معماری را برای دنیایی از نرمافزارهای با نخ بالا طراحی کرد که در آن زمان اصلاً وجود نداشت، و سرعتهای تکهستهای بسیار مهم را برای دستیابی به آن طراحی قربانی کرد.
پرچمدار افایکس-۸۱۵۰ به عنوان یک تراشه هستهای بازاریابی شد که تعداد هشت هسته از پیادهسازی عجیب اسامتی ایامدی ناشی میشد. اگرچه دو واحد اجرای عدد صحیح به ازای هر «ماژول» (همانطور که ایامدی آنها را مینامد) وجود داشت، واحد ممیز شناور به اشتراک گذاشته شده بود. این تناقض در واقع کانون یک دعوای حقوقی در سال ۲۰۱۵ بود که ایامدی در سال ۲۰۱۹ با مبلغی بیش از ۱۲ میلیون دلار آن را حلوفصل کرد.
این یک شکست بود. آنجلینی این مسئله را به زیبایی در بررسی اکتبر ۲۰۱۱ خود از افایکس-۸۱۵۰ خلاصه کرد: «[اینتل] اصلاً مجبور نیست کاری انجام دهد. قطعات ۹۵ واتی تقریباً یک ساله آن بدون حتی یک تنظیم قیمت از خود دفاع میکنند.» اینتل نیز تراشههای جدید خود را داشت. تنها شش ماه بعد، اینتل آیوی بریج (Ivy Bridge) را معرفی کرد و شالوده محکم سندی بریج را گرفت و آن را به یک نود ۲۲ نانومتری منتقل نمود.
آیوی بریج یک ضربه بزرگ روی دسکتاپ نبود، اما نیازی هم نبود، با توجه به مزیتی که اینتل قبلاً با سندی بریج ایجاد کرده بود. همانطور که در بررسی کور آی۷-۳۷۷۰کی (Core i7-3770K) اشاره کردیم، بهبودها در تکرقمی بود، اما آیوی بریج بهبودهایی را در گرافیک مجتمع برای مبارزه با خط تولید در حال رشد ایامدی از ایپییوها (APUs) و بهبودهای حرارتی با هدف دستگاههای با فرم فاکتور کوچک — بهویژه لپتاپها در یک رده جدید از «اولترابوکها» که اینتل هدف قرار داده بود — به ارمغان آورد.
۱۲ ماه پس از عرضه افایکس-۸۱۵۰، ایامدی نسخه بازنگری شدهای از معماری بولدوزر به نام پایلدرایور (Piledriver) را عرضه کرد. این معماری نوید آیپیسی (IPC) بهتر و سرعت کلاک بالاتر را میداد که جذاب بود، زیرا افایکس-۴۱۷۰ ایامدی اوایل سال به عنوان اولین پردازنده با فرکانس ۴ گیگاهرتز خارج از جعبه عرضه شده بود. پایلدرایور در اوایل سال از طریق ایپییوهای ترینیتی (Trinity) ایامدی یک اجرای آزمایشی داشت که نشاندهنده حدود ۱۵ درصد بهبود در مقایسه با بولدوزر بود.
پرچمدار پایلدرایور، یعنی افایکس-۸۳۵۰، در واقع بهتر از پیشینیه بولدوزر خود بود، اما مشخص بود که معماری زیرین دارای مشکلاتی است که به ایامدی اجازه مقیاسپذیری نمیدهد. پرچمدار ایامدی تنها با گزینههای کور آی۵ اینتل رقابتی بود و مصرف توان، اگرچه در پایلدرایور آرام شده بود، اما همچنان به معنای داغ کار کردن تراشه بود. این تراشه بلافاصله پس از عرضه مجبور به کاهش قیمت شد. پس از دو شکست در راهاندازی پرچمداران، اینتل بهطور مؤثر مالک ردهبالا شد که آن را با پردازندههایی مانند کور آی۷-۳۹۷0ایکس (Core i7-3970X) به تسلط خود ادامه داد.
حدود شش ماه پس از عرضه تراشههای پایلدرایور، ایامدی دو تراشه دیگر را عرضه کرد که هر دو با تیدیپی (TDP) دیوانهوار ۲۲۰ وات کار میکردند و با سیستم خنککننده مایع خود عرضه میشدند. بالاترین گزینه ردهبالا، یعنی افایکس-۹۵۹۰، اولین پردازندهای بود که به فرکانس ۵ گیگاهرتز خارج از جعبه رسید. ایامدی به سختی یاد گرفت آنچه را که در روزهای اتلون ایکسپی تبلیغ کرده بود — سرعت کلاک همه چیز نیست.
طلوع ۱۴ نانومتری (۲۰۱۴ - ۲۰۱۶)
با عرضه محصول ۲۲ نانومتری، اینتل به یک «تاک» بازگشت و با هسول (Haswell) بیرون آمد. امروزه، هسول به عنوان یک معماری افسانهای شناخته میشود؛ همه ما نظرات انجمن را درباره بازی با کور آی۷-۴۷۷۰کی بیش از یک دهه پس از عرضه آن دیدهایم. با این حال، در آن زمان، این معماری روایتی را ایجاد کرد که برای چندین سال آینده اینتل را دنبال کرد. آن روایت این بود که اینتل هر سال یک نسل جدید از تراشههای چهارهستهای با بهبودهای جزئی آیپیسی و نه خیلی بیشتر عرضه میکند. این قطعا همان برداشتی است که آنجلینی پس از بررسی کور آی۷-۴۷۷۰کی به دست آورد.
اینتل مجبور نبود عقربه را فراتر از آن نقطه حرکت دهد. اگرچه ایامدی بولدوزر و پایلدرایور را عرضه کرده بود، اما آشفتگی زیادی در پشت صحنه جریان داشت. دو نسخه تجدیدنظر شده دیگر از بولدوزر، استریمرولر (Steamroller) و اکسیواتور (Excavator) برنامهریزی شده بودند، اما ایامدی تا حد زیادی این دو نسخه را به جز چند محصول رده پایین لغو کرد. در طول این زمان، ایامدی یک سری تعدیل نیروی گسترده و تغییرات اجرایی را پشت سر گذاشت و هزاران کارمند را اخراج کرد. با نگاهی به گذشته از طریق لنز مدرن، برخی از کارمندان قدیمی ایامدی میگویند که اگر شراکتهای نیمهسفارشی با مایکروسافت و سونی برای کنسولهای بازی آنها نبود، این شرکت با ورشکستگی مواجه میشد.
از زمان عرضه پایلدرایور در اواخر ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷، ایامدی تعداد زیادی پردازنده جدید عرضه نکرد. این شرکت برخی از نسخههای تجدیدنظر شده تراشههای پایلدرایور مانند افایکس-۸۳۷۰ را عرضه کرد، اما هیچ میکرومعماری جدیدی ندیدیم. و کوچکسازیهای برنامهریزی شده نود با استریمرولر و اکسیواتور لغو شدند و تنها تعداد انگشتشماری از پردازندههای دسکتاپ زنده ماندند که سالها بعد به عنوان پردازندههای رده پایین اتلون ایکسپی تغییر کاربری دادند. اینتل پیروز شده بود.
با این حال، این شرکت بلافاصله روی افتخارات خود استراحت نکرد. اینتل با شنیدن انتقادات از هسول برای علاقهمندان دسکتاپ، کور آی۷-۴۷۹0کی را در کنار سایر تراشههای «دویلز کنیون» (Devil's Canyon) در اواسط سال ۲۰۱۴ در حالی که روی تیک دیگری در پشت صحنه تا ۱۴ نانومتر کار میکرد، معرفی نمود. نتیجه، که تقریباً یک سال به روز پس از دویلز کنیون رسید، برادول (Broadwell) بود. محدوده برادول-اچ (Broadwell-H) — نه برادول-ای که بعداً ظاهر میشود — خیلی بزرگ نیست و چیز زیادی برای علاقهمندان نداشت. اما برادول اینتل را به ۱۴ نانومتر رساند و تا زمان عرضه پردازندههای آلدر لیک (Alder Lake) در سال ۲۰۲۱ در همان جا باقی ماند.
با این حال، در آن زمان ما این را نمیدانستیم. برادول شالوده ۱۴ نانومتری را برای اسکایلیک (Skylake) بنا نهاد که به دنبال یک سری تاخیرها، داغ بر روی پاشنههای برادول-اچ آمد. اولین پردازنده چهارهستهای واقعی اینتل، کور آی۷-۵۹۶0ایکس از محدوده هسول-ای، همچنان آنچه را که بازار دسکتاپ ردهبالا به دنبالش بود ارائه داد، اما اسکایلیک در جریان اصلی پیشروی میکرد. در آزمایشهای عملکرد اولیه، گفتیم که اسکایلیک اولین معماری است که «واقعاً از زمان سندی بریج علاقهمندان را هیجانزده میکند.»
اینتل در آن زمان نیازی به شتاب نداشت، بنابراین عجله نکرد. هیچ اتلون ۶۴ ای پشت گردن تیم آبی نفس نمیکشید. یک سال بعد، در ۲۰۱۶، اینتل برادول-ای را برای دسکتاپ ردهبالا راه اندازی کرد که نشاندهنده اولین پردازنده دسکتاپ ۱۰ هستهای با کور آی۷-۶۹۵0ایکس بود. این یک جهش رو به جلوی عظیم نسبت به هسول-ای نبود، اما اینتل با خودش رقابت میکرد. ایگور والوسک (Igor Wallossek)، منتقد ما، در بررسی برادول-ای خود نوشت: «اینتل به وضوح زیباترین دختر اتاق است، از این واقعیت به خوبی آگاه است و بر اساس قیمتگذاری برادول-ای، نیازی ندارد ارزش «ارزش» نسل قبلی ایاس را چندان شکست دهد.»
اگرچه اینتل رهبر واضح بازار بود، اما به طور قابلتوجهی کند میشد. اوایل سال ۲۰۱۶، اینتل به آرامی چرخه تیک-تاک خود را اصلاح کرد و به کادنس تیک-تاک-تاک حرکت کرد که در آن شاهد یک فرآیند جدید به دنبال یک میکرومعماری جدید به دنبال بهینهسازی آن معماری خواهیم بود. اینتل مانند اوایل دهه ۲۰۰۰ با قانون مور تزریق نشده بود، اما در یک رده از یک نفر رقابت میکرد. چه کاری میخواستید انجام دهید؟ ایامدی بخرید؟
احساس ذهن (۲۰۱۷ - ۲۰۲۰)
کمی پس از افتادن توپ در سال ۲۰۱۷، اینتل محدوده پردازندههای کیبی لیک (Kaby Lake) خود را عرضه کرد که اکنون دارای فرآیند «+14nm» بود و به عنوان اولین پاس بهینهسازی در کادنس انتشار جدید اینتل خدمت میکرد. این خوب بود. این محدوده با یک جهش سرعت کلاک نسبت به اسکایلیک عرضه شد، اما در غیر این صورت، اینتل همان معماری را با مشخصات تقریباً یکسان، از تعداد هسته گرفته تا اندازههای کش، عرضه کرد.
در پشت صحنه، دردسر در حال شکلگیری بود. شش ماه پیش از عرضه کیبی لیک به بازار، ایامدی اولین میکرومعماری کاملاً جدید خود را از زمان بولدوزر به نام زن (Zen) با جزئیات شرح داد. علاوه بر وعده بهبود ۴۰ درصدی در آیپیسی نسبت به اکسیواتور، پلتفرم زن با پشتیبانی از دیدیآر۴ (DDR4) همراه بود و سرانجام ایامدی را به نود ۱۴ نانومتری منتقل کرد. برای خود معماری، ایامدی اسامتی را پیادهسازی کرد، سلسله مراتب کش خود را به طور کامل طراحی مجدد نمود و یک کش میکرو-اوپ (micro-op) برای کمک به پیشبینیکننده شاخه بهروز شده اضافه کرد.
دو ماه پس از عرضه کیبی لیک، ایامدی رایزن ۷ ۱۸۰۰ایکس (Ryzen 7 1800X) را راهاندازی کرد. انقلاب یکشبه اتفاق نیافتاد. پاول آلکون (Paul Alcorn)، منتقد (اکنون سردبیر تامز هاردور)، در بررسی رایزن ۷ ۱۸۰۰ایکس نوشت: «راهاندازی رایزن ۷ ایامدی نشاندهنده چیزی بیش از یک خانواده پردازنده جدید است. برای بیشتر خوانندگان ما، این نشاندهنده بازگشت رقابت به بازار پردازندههای متمرکز بر علاقهمندان است. و با در نظر گرفتن مزیت هزینه قدرتمند پرچمدار ۱۸۰۰ایکس در مقایسه با کور آی۷-۶۹00کی اینتل... رایزن ۷ تحویل میدهد. این فقط به اندازه دلخواه شرکت جهانی برتر نیست.»
ایامدی هنوز سال زیادی در پیش داشت. یک ماه بعد، رایزن ۵ ۱۶۰۰ایکس با عملکردی که میتوانست با برادول-ای رقابت کند، فقط برای یک قیمت بسیار ارزانتر راهاندازی شد. و تا تابستان، رایزن ۳ ۱۳۰۰ایکس ثابت کرد که برای ورود به اورکلاک نیازی به پردازنده و مادربورد گرانقیمت ندارید. ایامدی عرضه رایزن خود را با تردریپر (Threadripper) به پایان رساند و میکرومعماری زن را به آرایه هستههای عظیمی مقیاس داد و سرانجام چیزی را به بازار دسکتاپ ردهبالا آورد — بازاری که اینتل از زمان روزهای پنتیوم ۴ تقریباً به طور کامل مالک آن بود.
با این حال، زن دارای کاستیهایی بود، بهویژه در بازیها، جایی که تقریباً هر چهارهستهای از اینتل همچنان پادشاهی میکرد. ایامدی رقابتی بود، اما اینتل همچنان محکم در صندلی راننده قرار داشت. این شرکت به سختی به هجوم رایزن در طول تابستان واکنش نشان داد و ارائههای دسکتاپ ردهبالای ردهبالای اسکایلیک-ایکس و کیبی لیک-ایکس خود را در نیمه دوم سال ۲۰۱۷ عرضه کرد. حتی در این صورت، مشکلات شروع به ظاهر شدن کردند.
کیبی لیک-ایکس بهطور مؤثر انتشار مجدد کیبی لیک با کمی سردر اضافی بود، اما به پلتفرم گرانقیمت ایکس۲۹۹ محدود شد. کمتر از یک سال پس از عرضه متوقف شد. اسکایلیک-ایکس ارائهدهنده واقعی نسل بعدی دسکتاپ ردهبالای اینتل بود که با اولین استفاده از «کور آی۹» در مقابل اسکییو پرچمدار آن نشان داده شد. این پردازنده مانند یک اکستریم ادیشن عمل کرد و قیمت آن نیز مانند آن بود، علیرغم مشکلی در اتلاف حرارتی که در بررسی کور آی۹-۷۹00ایکس خود کشف کردیم. در همین حال، ایامدی به سرعت بهروزرسانیهای میانافزار و چیپست را برای محدوده کوچک رایزن خود شلیک میکرد و چندین مسئله را که در بررسیها به وجود آمده بود، در این فرآیند اصلاح نمود.
کمتر از یک سال پس از عرضه کیبی لیک، اینتل کافی لیک (Coffee Lake) را عرضه کرد که باز هم نسخه دیگری از اسکایلیک ساخته شده بر روی ۱۴ نانومتر بود، اما این بار با هستههای اضافی در حال یدککشی. همانطور که میتوانید در بررسی کور آی۷-۸۷00کی ما بخوانید، کافی لیک آنچه را که اینتل میخواست انجام دهد، انجام داد و مبارزه در برنامههای بهرهوری با نخ بالا را در برابر ایامدی تقویت کرد و در عین حال رهبری را در بازیها حفظ نمود. با این حال، ایامدی در حال پیشرفت بود. تا پایان سال ۲۰۱۷، برآوردهای پیشنهادی نشان میدهد که ایامدی بین ۲ تا ۱۲ درصد سهم بازار را از اینتل پس گرفت که انتهای بالاتر طیف عمدتاً از بازار رایانه شخصی دیآیوای (DIY) میآید. این کار کوچکی برای شرکتی نیست که ۱۲ ماه پیش با پردازندهها مرده بود.
در پاهای مساویتر، هدف بعدی یک کوچکسازی نود بود. اینتل برای ۱۰ نانومتر تلاش میکرد، نقطه عطفی که با کیبی لیک و کافی لیک موفق به دستیابی به آن نشد. ایامدی به عنوان یک طراح بدون کارخانه، در رحمت شریک بعدی خود گلوبالفاندریز (GlobalFoundries) برای کوچکسازی نود بعدی بود. ایامدی ابتدا با رایزن ۲۰۰۰ در اویل سال ۲۰۱۸ ضربه زد که روی نود 12LP گلوبالفاندریز ساخته شده بود که نسخهای از نود 14LP (۱۴ نانومتر) مورد استفاده در زن اصلی بود. به طور مناسب، ایامدی آن را زن+ (Zen+) نامید.
اولین نمایش این معماری رایزن ۷ ۲۷۰۰ایکس بود که یک بهروزرسانی تکراری بود. با این حال، کمک کرد تا بازار با پیشرفت ایامدی پس از راهاندازی اصلی زن آشنا شود. زن+ با فرکانسهای بالاتر و تاخیر حافظه کاهش یافته و تمام تنظیمات نرمافزاری که ایامدی پس از راهاندازی اصلی زن انجام داده بود، عرضه شد. و این محدوده به طور خاص برای تضعیف اینتل طراحی شده بود، و پشتیبانی از اورکلاک را در سراسر پشته (و با چیپستهای سری بی) ارائه داد و یک خنککننده به طرز شگفتآوری مناسب را در جعبه بسته بندی کرد.
اینتل همچنان در بازیها برتری داشت، اما حاشیهها با کمی اورکلاک در ترکیب تنگتر میشدند. اینتل گرما را احساس میکرد، که کمترین دلیل آن مشکلات مداومش در انتقال به ۱۰ نانومتر نبود. اینتل در اواخر ۲۰۱۸ با کافی لیک رفرش پاسخ داد و برندینگ کور آی۹ را برای اولین بار با کور آی۹-۹۹00کی به خط تولید اصلی خود آورد و یک تراشه هشتهستهای و ۱۶ نخی ارائه داد. استراتژی، به نظر میرسد، بیرون راندن ایامدی در ردهبالا بود، زیرا رایزن ۷ به کور آی۹ نزدیک میشد.
این کار کرد. اینتل سریعترین پردازنده گیمینگ بازار را داشت و حتی کور آی۷-۹۷00کی توانست پیشتاز اینتل را در نبرد رایزن ۷ بالاتر ببرد. این بهروزرسانیهای حاشیهای زمان را برای ایامدی و اینتل خریدند. هر دو شرکت به وضوح درک کردند که هر کس میتواند ابتدا به زیر ۱۴ نانومتر برود، مزیت عظیمی خواهد داشت و احتمالاً پویایی کاملاً جدید بازار را تعریف خواهد کرد.
ایامدی ادعای آن مزیت را با معرفی زن ۲ در اواسط سال ۲۰۱۹ کرد. ایامدی با پشتیبانی از نود ۷ نانومتری تیاسامسی (TSMC)، رایزن ۹ ۳۹00ایکس را بیرون راند و فراتر از هشت هسته به اولین طراحی مصرفی ۱۲ هستهای ایامدی منتقل شد. همانطور که میتوانید در بررسی رایزن ۷ ۳۸00ایکس ما بخوانید، اینتل از طریق کافی لیک رفرش برتری کمی در بازیها داشت، اما با به دست آوردن رهبری ایامدی در بارهای کاری با نخ بالا، این دلتا اهمیت کمتری پیدا میکرد.
اواخر همان سال، ایامدی رایزن ۹ ۳۹۵0ایکس، اولین پردازنده دسکتاپ ۱۶ هستهای را عرضه کرد. این یک حمام خون بود. کمتر از یک سال پیش، اینتل پلتفرم دسکتاپ ردهبالای اسکایلیک-ایکس خود را معرفی کرده بود که شامل کور آی۹-۹۹۸0ایکسئی با قیمت ۲۰۰۰ دلار بود. اکنون، در تنظیمات استوک، رایزن ۹ ۳۹۵0ایکس با قیمت ۷۵۰ دلار عملکرد چندنخی بهتری به همراه عملکرد تکنخی و گیمینگ رقابتی ارائه داد. و نیازی نبود برای پلتفرم گرانقیمت دسکتاپ ردهبالا اینتل هزینه گزافی بپردازید. و میتوانید پیسیآیئی نسخه ۴.۰ (PCIe 4.0) را باز کنید، در حالی که اسکایلیک-ایکس (و حتی کاسکید لیک-ایکس بعدی) به پیسیآیئی ۳.۰ قفل شده بودند. شما برای یک پلتفرم دسکتاپ ردهبالا برای اتصال نسل گذشته هزینه بالای پرداخت نمیکنید.
اینتل به گوشهای رانده شد و کمتر از شش ماه بعد با کامت لیک (Comet Lake) پیگیری کرد تا هجوم رایزن ایامدی را دفع کند. پرچمدار کور آی۹-۱۰۹00کی به اینتل اجازه داد رهبری را در بازیها حفظ کند، اما اکنون، ایامدی با رایزن ۹ ۳۹۵0ایکس در یک رهبری واضح در برنامهها بود.
آلکون در بررسی کور آی۹-۱۰۹00کی نوشت: «کور آی۹-۱۰۹00کی دقیقاً همان چیزی است که از یک مشتق اسکایلیک ۱۴ نانومتری ۱۰ هستهای اورکلاک شده انتظار داریم: عملکرد استثنایی در بازیها و بارهای کاری با نخ سبک، عملکرد رقابتی در کار چندنخی، و مصرف توان و خروجی حرارتی کاملاً زشت. و این تقریباً همان چیزی است که با کور آی۹-۱۰۹00کی به دست میآورید — یک پردازنده ۱۴ نانومتری اورکلاک شده درست خارج از جعبه.»
ایامدی تسلیم نشد. این شرکت اواخر سال به زن ۳ منتقل شد و رایزن ۹ ۵۹۵0ایکس ۱۶ هستهای خود را در کنار محدوده اصلی در اواخر ۲۰۲۰ راهاندازی کرد. و با راه اندازی چهارمین شلیک رایزن خود، نبرد به پایان رسید. آلکون در افتتاحیه بررسی رایزن ۹ ۵۹۵0ایکس نوشت: «با سری رایزن ۵۰۰۰، منصفانه است که بگوییم ایامدی سرانجام و به طور کامل تسلط عملکردی اینتل را در رایانههای شخصی دسکتاپ تحتالشعاع قرار داده است.» این یک جاروب پاک بود، و ایامدی رهبری را در عملکرد گیمینگ، چندنخی و تکنخی به دست گرفت. سه سال و چهار نسل پردازنده بعد، ایامدی دوباره در صدر قرار داشت.
ایجاد یک مسیر جدید (۲۰۲۱ - ۲۰۲۴)
در سالهای منتهی به ۲۰۲۱، واضح شده بود که تیک-تاک، یا حتی تیک-تاک-تاک، دیگر امکانپذیر نیست. کوچکسازیهای فرآیند دیرتر میرسیدند، و یک همهگیری کوچک مزاحم زنجیره تامین تنگاتنگ مورد نیاز برای ساخت تراشه را به دیوانگی کشاند. هم ایامدی و هم اینتل میدانستند که به رویکرد متفاوتی نیاز دارند، اما این رویکرد به روشهای بسیار متفاوتی آشکار خواهد شد.
اینتل کاملاً روی یک معماری هیبریدی متمرکز بود، و با استفاده از ترکیبی از میکرومعماریها روی یک پکیج واحد برای تقویت تعداد هسته، مشابه طرحهای مبتنی بر آرم (Arm) عمل کرد. اینتل در آستانه سال ۲۰۲۱ صحبت زیادی درباره آلدر لیک کرد و راهاندازی تراشههای نسل یازدهم راکت لیک (Rocket Lake) خود را تحتالشعاع قرار داد. پرچمدار کور آی۹-۱۱۹00کی یک ناامیدی بزرگ بود و تمام مشکلات کور آی۹-۱۰۹00کی نسل قبلی را با داشتن دو هسته کمتر به دوش میکشید. بله، اینتل در واقع دو هسته از پرچمدار خود کم کرد.
به نظر میرسد اینتل از مشکلات راکت لیک آگاه بود. تراشهها با سر و صدای کمی راهاندازی شدند و برخلاف یک راهاندازی تدریجی مانند آنچه در بیشتر نسلهای پردازنده میبینیم، اینتل هر مدل راکت لیک را به بازار پرتاب کرد، کاملاً آگاه بود که تراشههای آلدر لیک هشت ماه بعد جایگزین آنها خواهند شد. ایامدی، با اعتماد به نفس تازه، به آرامی خط تولید زن ۳ را با ایپییوهای جدید و تغییرات رایزن ۵۰۰۰ ساخت و روی معماری نسل بعدی زن ۴ خود کار کرد.
در اواخر سال ۲۰۲۱، اینتل راکت لیک را با انتشار آلدر لیک زیر فرش جارو کرد. اینتل سرانجام از ۱۴ نانومتر با اینتل ۷ (۱۰ نانومتر) عبور کرد، و بیشتر موفق بود. اینتل رتبههای برتر را در عملکرد گیمینگ، چندنخی و تکنخی پس گرفت، و اگرچه حاشیهها باریک بود، آلدر لیک روشن کرد که اینتل به آرامی کنار نخواهد رفت. آلکون در بررسی کور آی۹-۱۲۹00کی ما نوشت: «پردازندههای آلدر لیک یک جهش نسلی عظیم رو به جلو برای اینتل در تقریباً تمام جنبهها، از جمله گیمینگ، عملکرد در کار با نخ سبک و سنگین، مصرف توان، اورکلاک و گزینههای اتصال پلتفرم را نشان میدهند.»
با این حال، ایامدی روی چیز منحصر به فرد خود کار میکرد. زن ۴ در فر بود، و واضح بود که یک نبرد رقابتی با آلدر لیک وجود خواهد داشت. اما پیش از رسیدن زن ۴، ایامدی رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی (Ryzen 7 5800X3D) را معرفی کرد. این اولین پردازنده با بستهبندی ۳دی وی-کش ایامدی بود، و در آن زمان، شبیه یک پردازنده کمی تنظیم شده به نظر میرسید که گیمرها را هدف قرار داده بود، با چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش در عملکرد گیمینگ به طور خاص. در یک چرخش تعجبآور، گمانهزنیها در واقع دستکم گرفتند که رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی چقدر بزرگ خواهد شد.
شش ماه پس از انتشار کور آی۹-۱۲۹00کی، ایامدی با رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی در صدر نمودارهای گیمینگ بازگشته بود، آن هم با داشتن یک معماری نسل گذشته و یک تکنیک انباشتهسازی اسرام (SRAM) که کلاکهای بوست را محدود کرده بود و ضریب را قفل میکرد. این پردازنده کور آی۹-۱۲۹00کی را در بازیها با هزینه صدها دلار کمتر نزدیک به ۱۰ درصد پشت سر گذاشت و همانطور که در بررسی رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی ما میبینید، تقریباً ۳۰ درصد سریعتر از یک رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکس استوک بود.
اینتل با رپتور لیک (Raptor Lake) در اواخر سال ۲۰۲۲ بازخواهد گشت، اما رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی دسته جدیدی از پردازندههای گیمینگ واقعی را ایجاد کرد که مقداری از عملکرد برنامه را برای فریمریتهای اوج معامله میکردند. و این دستهای از تراشهها است که حتی امروز هم اینتل نتوانسته است آن را کرک کند.
با این حال، ایامدی ابتدا آمد و زن ۴ را در سپتامبر ۲۰۲۲ راهاندازی کرد. پرچمدار رایزن ۹ ۷۹۵0ایکس موفق شد از کور آی۹-۱۲۹00کی جلو بزند، اما نه زیاد، و رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی در صدر نمودارهای گیمینگ باقی ماند. بلافاصله، گمانهزنیها پیرامون تراشههای ۳دی وی-کش برای زن ۴ به حرکت درآمد. همچنین راهاندازی زن ۴ با یک پلتفرم کاملاً جدید که به حافظه گرانقیمت دیدیآر۵ نیاز داشت، دست و پاگیر بود.
اینتل چند هفته بعد با رپتور لیک سرمایهگذاری کرد. پرچمدار کور آی۹-۱۳۹00کی در تمام آزمایشها در صدر قرار داشت و حتی موفق شد رایزن ۷ ۵۸۰۰ایکستریدی را در بازیها شکست دهد. برای اولین بار از دوران اوج اتلون، ما یک بازار پردازنده به شدت رقابتی داشتیم که ایامدی و اینتل با هر انتشار جدیدی یکدیگر را پشت سر میگذاشتند. با این حال، یک جایگاه خالی وجود داشت که پر نشده بود. ۳دی وی-کش وضعیت موجود را برای پردازندههای گیمینگ مختل کرد، اما با سازش قابلتوجهی در عملکرد برنامه همراه بود. صحنه برای پردازندهای آماده شده بود که بتواند بهترینهای هر دو دنیا را ارائه دهد.
ایامدی در اوایل سال ۲۰۲۳ با رایزن ۹ ۷۹۵0ایکستریدی و (به میزان بسیار کمتر) رایزن ۹ ۷۹00ایکستریدی آن را تحویل داد. چند ماه قبلتر، اینتل با کور آی۹-۱۳۹00کیاس سد ۶ گیگاهرتز را خارج از جعبه شکست، اما ایامدی چیزی جذابتر از کلاکهای اوج را ارائه میداد. رایزن ۹ ۷۹۵0ایکستریدی موفق شد اینتل را در عملکرد چندنخی و تکنخی پشت سر بگذارد، در حالی که به لطف ۳دی وی-کش جهش دو رقمی در عملکرد گیمینگ ارائه داد.
رپتور لیک اواخر سال ۲۰۲۳ شاهد یک رفرش بود، و اگرچه پرچمدار توانست شکاف عملکرد برنامه را در بررسی کور آی۹-۱۴۹00کی ما ببندد، ایامدی همچنان چنگ محکمی بر عملکرد گیمینگ داشت، بهویژه با رایزن ۷ ۷۸۰۰ایکستریدی اصلاحشده و نسبتاً مقرونبهصرفه. ایامدی رهبری را به دست آورد، اما اینتل سرانجام استراتژی تیک-تاک-تاک خود را اجرا کرد و چشم خود را به یک معماری کاملاً جدید در قالب ارو لیک (Arrow Lake) دوخت.
محاسبه با دنیای واقعی (۲۰۲۴ - امروز)
تحت کنترل ایامدی و به وضوح عقبافتاده در سرعت، اینتل نیاز به نوآوری داشت. نتیجه ارو لیک بود. مانند بولدوزر، نوشتن ارو لیک با نگاه به گذشته آسان است، بهویژه با توجه به اینکه چقدر جدید است. همانطور که در بررسی کور اولترا ۹ ۲۸۵کی (Core Ultra 9 285K) ما میتوانید بخوانید، تراشههای ارو لیک تنها بهبود جزئی در عملکرد برنامه نسبت به همتایان نسل چهاردهم خود داشتند، و در واقع در بیشتر بازیها کندتر بودند. اما، از نظر معماری، ارو لیک به اندازه بولدوزر یک نوسان بزرگ است.
برای اولین بار، اینتل تولید را به تیاسامسی برونسپاری کرد که به وضوح پشت سر تولیدکننده تایوانی برای نودهای پیشرفته بود. این شرکت هایپرتردینگ را غیرفعال کرد و یکی از لوازم اصلی پردازندههای اینتل را برای دههها کشت، و روی معماری هیبریدی اینتل دوچندان سرمایهگذاری کرد. این شرطها نتیجه نداد، اما برای شرکتی که برای حساب کردن با یک ایامدی احیا شده تقلا میکرد، شرطهای بزرگی بودند.
ایامدی زن ۴ را به طور قابل پیشبینی با زن ۵ در اواسط سال ۲۰۲۴، کمی پیش از انتشار ارو لیک دنبال کرد. با مشکلات ارو لیک، فراموش کردن مشکلات زن ۵ در زمان راهاندازی و افزایش جزئی نسلی که حتی امروز هم ارائه میدهد آسان است. ایامدی به ساخت این خط تولید با تراشههای ایکستریدی ادامه داده است، و سرانجام ۳دی وی-کش را روی هر دو سیسیدی (CCD) با رایزن ۹ ۹۹۵0ایکستریدی۲ (Ryzen 9 9950X3D2) تحویل داد. اما با بازگشت به بررسی رایزن ۹ ۹۹۵0ایکس ما، زن ۵ در هسته خود جهش عظیمی نیست که در روزهای اولیه زن به آن عادت کرده بودیم.
اینتل تلاش کرد ارو لیک را با یک رفرش کوچک در اوایل سال جاری در قالب کور اولترا ۷ ۲۷۰کی پلاس (Core Ultra 7 270K Plus) و کور اولترا ۵ ۲۵۰کی پلاس کمی زندگی ببخشد، و آن تراشهها صحنه را برای عصر بعدی پردازندهها آماده کردند. آنها اینتل را در موقعیتی قرار دادند که ایامدی در روزهای بولدوزر/استریمرولر خود در آن بود، و سیلیکون را برای حفظ موقعیت رقابتی در بازار پاکسازی کرد.
این جایی است که ما امروز هستیم، در حالی که چشمانداز خود را روی زن ۶ و نوا لیک (Nova Lake) دوختهایم. اما برخی واقعیتها در فضای علاقهمندان رایانه شخصی وجود دارد که امروز باید با آنها دست و پنجه نرم کنیم. قیمتگذاری دیدیآر (DRAM) از کنترل خارج شده و هیچ نشانهای از کند شدن نشان نمیدهد، و افزایش ناگهانی تقاضا برای پردازندهها برای هوش مصنوعی ایجنتیک به این معنی است که تراشههای مصرفی در صندلی عقب قرار گرفتهاند. انتظار میرفت زن ۶ و نوا لیک تا پایان سال عرضه شوند؛ به نظر میرسد که آنها به سال ۲۰۲۷ منتقل خواهند شد.
تاریخ تکرار نمیشود، اما اغلب همقافیه است، و ما میتوانیم آثار روزهای گذشته را در ۳۰ سال گذشته ببینیم که شروع به خزیدن در پویاییهای امروز میکنند. امروز، ما یک ایامدی سرکش و یک اینتل را میبینیم که به نظر میرسد آماده است تا برای کسب سهم بازار بیشتر بجنگد. آیا این نتیجه خواهد داد؟ ما نمیدانیم، اما تامز هاردور اینجا خواهد بود تا هر چه در دنیای پردازندهها میآید را پوشش دهد، درست همانطور که برای ۳۰ سال گذشته بودهایم.
