اپل (Apple) و اوپنایآی (OpenAI) در یکی از بزرگترین و پرهزینهترین نبردهای حقوقی دنیای فناوری در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. این دو غول صنعت فناوری با در اختیار داشتن تیمهای حقوقی قدرتمند و منابع مالی بیپایان، بر سر ادعاهای مربوط به سرقت اسرار تجاری با یکدیگر میجنگند. اپل از دادگاه میخواهد که مانع از افشای اطلاعات کارمندان سابق این شرکت به کارفرمای جدیدشان شود و توسعه یک دستگاه هوش مصنوعی مبتنی بر فناوری اپل توسط اوپنایآی را محدود کند. جای تعجب نیست که اوپنایآی هرگونه تخلفی را رد کرده و از قاضی میخواهد فعالیتهای تجاریاش را مختل نکند.
«اپل این موضوع را اشتباه متوجه شده است» عنوان پستی است که اوپنایآی در واکنش به شکایت اپل منتشر کرد. اگرچه این مطلب با توصیف اپل به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای تمام دوران آغاز میشود، اما در ادامه اقدام حقوقی اپل را «غمانگیز» توصیف کرده و مدعی است که اپل نام کارمندان آسیایی را با هم اشتباه گرفته است و در هر صورت نیازی به اسرار تجاری کوپرتینو ندارد.
اوپنایآی در ادامه رشتهپیامکها و مکاتبات ایمیلی خود را منتشر کرد که نشان میدهد این شرکت بیش از هر جای دیگری مشتاق محاکمه در دادگاه افکار عمومی است.
هی، آن مال من است!
اپل ادعا میکند که دستکم ۱۳ نفر از کارمندان سابق این شرکت ممکن است اسرار تجاری حساس را به اوپنایآی منتقل کرده باشند، که شامل اشتراکگذاری جزئیات محصولات معرفینشده و اسکرینشاتهایی از اسناد محرمانه اپل است. این موضوع توسعه ادعای اولیه اپل از ماه ژوئیه است؛ زمانی که این شرکت ادعا کرد دو کارمند سابق ممکن است اطلاعات محرمانه را با اوپنایآی به اشتراک گذاشته باشند. اپل اکنون درخواست متممی برای کشف سریعتر اطلاعات ثبت کرده و خواستار ادای شهادت دو کارمند سابق به نامهای چانگ لیو (Chang Liu) و تانگ یو تن (Tang Yew Tan) و همچنین کارمندان کلیدی اوپنایآی و نمایندگان بخش سختافزار این شرکت یعنی آیاو پروداکتس (io Products) شده است.
اپل همچنین خواستار صدور دستور مقدماتی موقت شده است که از کارمندان سابق جلوگیری میکند در طول روند پرونده، به هرگونه اطلاعات محرمانه درباره شرکت دسترسی پیدا کنند، آن را به دست آورند یا فاش سازند.
با در نظر گرفتن پروندهای در این مقیاس، میان دو شرکت با منابع مالی عملاً نامحدود برای دفاع از خود، که حلوفصل آن ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد، آن دستور مقدماتی بسیار کلیدی است و میتواند به این معنا باشد که این دعوای حقوقی خسارت کافی را برای تحقق اهداف اپل وارد میکند.
صرف نظر از این مسائل، اوپنایآی در برابر این روند کاملاً عصیان کرده و نه تنها تکذیبنامهای کوبنده علیه تمام ادعاها منتشر نموده، بلکه شواهدی را نیز ارائه کرده است که به نظر میرسد موقعیت این شرکت را تبرئه میکند.
جلو زدن از رقابت
استدلال بدبینانه پشت این دعوای حقوقی این است که این دو شرکت به جای فضای خردهفروشی مصرفکننده، در اتاق دادگاه با یکدیگر میجنگند. اپل در وهله اول یک شرکت دستگاههای مصرفی است و تا به امروز، اوپنایآی در آن حوزه رقابت نکرده است. اما این شرکت برنامهریزی کرده است که وارد این بازار شود و استخدامهای مختلفاش از اپل و جاهای دیگر، از جمله خرید شرکت طراحی سختافزار جانی آیو (Jony Ive)، نشان میدهد که قرار است محصولی با تمرکز بر مصرفکننده هوشمند عرضه کند که معمولاً نقطه قوت اصلی اپل محسوب میشود.
شاید اپل در دنیای هوش مصنوعی کمی دیر وارد شده باشد، اما این موضوع به نفع این شرکت تمام شده است. با این حال، اگر اوپنایآی بخواهد از محبوبیت بالای برند، سرمایه کلان و طراحی مدل پیشرفته هوش مصنوعی و زیرساخت محاسباتی استنتاج خود برای ارائه محصولی با هدف کاربران عادی استفاده کند، عملاً روی دُم اپل پا گذاشته است. این دعوای حقوقی میتواند راهی برای متوقف کردن این روند در نطفه باشد.
این به آن معنا نیست که شکایت حقوقی فاقد ارزش باشد. کل صنعت هوش مصنوعی از رویههای استخدام بسیار پرهزینهای برای پیش افتادن استفاده کرده است. متا (Meta) ۱۵ میلیارد دلار برای جذب الکساندر وانگ (Alexandr Wang) و دادههای شرکت اسکیلایآی (ScaleAI) هزینه کرد و گزارش شده است که شرکتهای هوش مصنوعی به دنبال جذب دانشجویان مستعد سالها پیش از فارغالتحصیلی هستند تا آنها را با قراردادهای آینده متعهد کنند.
با این حال، اگر در حال ساخت یک دستگاه مصرفی هوشمند هستید، جذب کارمندان سابق یا حتی فعلی اپل روش بدی نخواهد بود. به ویژه اگر آنها اطلاعاتی درباره محصولات معرفینشده اپل به همراه آورده باشند که ممکن است به یک دستگاه مصرفی هوشمند مرتبط باشد یا نباشد.
اول بودن در بازار نیز اهمیت دارد. اگرچه اپل هنوز هیچ دستگاه مستقل مبتنی بر هوش مصنوعی را به نمایش نگذاشته است، اما اگر قصد انجام چنین کاری را داشته باشد، کند کردن روند پیشرفت اوپنایآی با این دستورات قضایی ممکن است برای جبران عقبافتادگی یا حتی جلو زدن کافی باشد.
ساعت در حال تیکتاک است
در حال حاضر، این دعوای حقوقی بیشتر به جنجال «او گفت، من گفتم» شباهت دارد. هر دو شرکت پول و منابع کافی برای تبدیل کردن این مبارزه به یک آشفتگی بزرگ را دارند، اما چیزی که لزوماً در اختیار ندارند، زمان است؛ بهویژه اوپنایآی. این شرکت صدها میلیارد دلار بدهی بابت سرمایهگذاری در زیرساختهای پردازشی دارد، به تازگی قیمت برخی از مدلهای خود را کاهش داده و هنوز نترسته است حتی به یک سه ماهه سودآور نزدیک شود.
اپل با چنین محدودیت شدیدی مواجه نیست، اما این شرکت نیز شاهد خورده شدن پایگاه مصرفکننده سنتی خود توسط هزینههای به سرعت در حال افزایش تجهیزات الکترونیکی است. اپل محصولات خود را از پیش با قیمتهای گزافی میفروشد. اما اگر قیمت قطعات، محصولات این شرکت را از رده لوکس مقرونبهصرفه به رده کاملاً غیرقابل خرید تبدیل کند، چه کاری از دستش برمیآید؟
شاید این اتفاق رخ ندهد، اما این آیندهای است که شرکت باید آن را در نظر بگیرد؛ چرا که هوش مصنوعی و پولهای هزینه شده برای آینده وعده داده شدهاش همچنان تأثیر چشمگیری بر اقتصاد جهانی میگذارند. پیامدهای این دعوای حقوقی احتمالاً ردپای خود را بر جای خواهد گذاشت.
