پس از گذشت این همه سال، ولورین (Wolverine) همچنان یکی از بزرگترین سلاحها در ارсеال پهناور مارول (Marvel) باقی مانده است. او در هزاران کمیک حضور داشته است. ولورینِ هیو جکمن (Hugh Jackman) در دنیای سینمایی طولانیمدت ایکسمن (X-Men) شرکت فاکس (Fox) نقش محوری داشت و او اخیراً در فیلم ددوپول و ولورین (Deadpool & Wolverine) محصول ۲۰۲۴ وارد دنیای سینمایی مارول (MCU) شد. با نگاهی به آینده، انتظار داریم مارول به وعده خود عمل کند و به همکاری با جکمن تا ۹۰ سالگیاش ادامه دهد و این شخصیت اکنون با بازی ولورین مارول روی پلیاستیشن ۵ (Marvel’s Wolverine on the PS5) بازگشتی باشکوه به دنیای بازیهای ویدئویی دارد.
با توجه به این شیدایی احیاءشده نسبت به ولورین، ما لیست خود را از بهترین کمیکها و رمانهای گرافیکی تاریخ ولورین بهطور گستردهای بهروزرسانی کردهایم. این آثار که هم شامل ماجراجوییهای انفرادی ولورین و هم شمارههای تمرکزیافته روی لوگان در کتابهایی مانند ایکسمن مرموز (Uncanny X-Men) میشوند، کمیکهایی هستند که هر طرفدار بااعتبار ولورین باید آنها را بخواند.
نگاهی بیندازید و سپس به بخش نظرات بروید تا به ما بگویید داستانهای ولورین مورد علاقه شما کدامند!
۱۵. مرگ ولورین (Death of Wolverine)
تیم خلاق: چارلز سول (Charles Soule) و استیو مکنیون (Steve McNiven)
مشاهده شده در: مرگ ولورین شماره ۱ تا ۴ (۲۰۱۴)
باید به مارول امتیاز بدهیم. آنها در سال ۲۰۱۴ در واقع شجاعت این را داشتند که بحثبرانگیزترین شخصیت محبوب خود را بکشند و در واقع اجازه دهند که آن مرگ برای چندین سال باقی بماند. و در حالی که بسیاری از کتابهای مرتبط با مرگ لوگان و رستاخیز نهایی او بهتر است فراموش شوند، مینیسریال اصلی مرگ ولورین محصول ۲۰۱۴ بسیار عالی است.
در مرگ ولورین، لوگان پس از از کار افتادن فاکتور التیامبخش خود، مجبور میشود با مرگومیر قریبالوقوع خود روبرو شود. و هنگامی که سلاح ایکس (Weapon X) بار دیگر سر بر میآورد، کاناکلهد پیر (Ol’ Canucklehead) برای تسویه حسابهای تمام و کمال و اطمینان از اینکه دنیای مارول را به مکانی بهتر از آنچه تحویل گرفته بود تبدیل میکند، وارد آخرین دستکش از دشمنان میشود.
مرگ ولورین سفر عاطفی لوگان را به خوبی مدیریت میکند، تا حدی به این دلیل که نویسنده چارلز سول در استفاده از دیالوگها و روایت بسیار صرفهجویی میکند. این سری بسیار زیاد توسط آثار هنری خیرهکننده استیو مکنیون تغذیه میشود، کسی که حتی موفق میشود کار افسانهای خود در کمیک لوگان پیرمرد (Old Man Logan) محصول ۲۰۰۸ را نیز پشت سر بگذارد.
۱۴. منشا (Origin)
تیم خلاق: پل جنکینز (Paul Jenkins) و اندی کوبرت (Andy Kubert)
مشاهده شده در: منشا شماره ۱ تا ۶ (۲۰۰۱-۲۰۰۲)
برای دههها، مارول به آرامی لایههای راز پیرامون زندگی ولورین را کنار میزد، اما بیشتر پاسخها تنها تمایل داشتند سوالات بیشتری را ایجاد کنند. تا سال ۲۰۰۱ طول کشید که مارول بالاخره تمام تلاش خود را بکند و اولیهین رویدادهای زندگی لوگان را برای خوانندگان آشکار کند.
برای شروع، منشا فاش کرد که نام واقعی او لوگان نبوده، بلکه... خب، اگر نمیدانید، اسپویل کردن آن هیچ فایدهای ندارد. منشا تصویر تراژیکی از یک مرد جوان را ترسیم میکند که زندگی خانوادگی دلپذیرش از هم پاشیده میشود و او را مجبور میکند تا جانور درون خود را در آغوش بگیرد. منشا نشان میدهد که بسیاری از ویژگیهای تعیینکننده لوگان چقدر قدمت دارند، از تمایل او به سمت عشقهای محکومبهفنا گرفته تا مبارزهاش برای سرکوب کردن طبیعت وحشیاش.
و بیش از هر داستان دیگری از ولورین، این قصه مستقیماً بر فیلم ایکسمن اوریجینز: ولورین (X-Men Origins: Wolverine) محصول ۲۰۰۹ تأثیر گذاشت. پانلهای خاصی از منشا تقریباً بهطور دقیق در فیلم منعکس شدهاند. منشا را یک کتاب مقدماتی سالم برای سفر سینمایی لوگان در نظر بگیرید.
۱۳. مردان آدامانتیومی (The Adamantium Men)
تیم خلاق: جیسون آرون (Jason Aaron) و ران گارنی (Ron Garney)
مشاهده شده در: ولورین: سلاح ایکس شماره ۱ تا ۶ (۲۰۰۹)
جیسون آرون از مدتها پیش خود را به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان ولورین در دوران مدرن تثبیت کرده است، با دورهای چندساله که چندین جلد از ولورین و کتابهایی مانند ولورین: سلاح ایکس را در بر میگیرد. اما به نظر ما، آرون با این خط داستانی اولیه که درست به موقع برای فیلم ایکسمن اوریجینز: ولورین در سال ۲۰۰۹ روی پیشخوانها آمد، به اوج رسید.
در مردان آدامانتیومی، لوگان با یک تیم مزدور که به تصویر خودش ساخته شدهاند، رودررو میشود. یک شرکت نظامی خصوصی (PMC) به نام بلکگارد (Blackguard) به پروندههای سلاح ایکس دسترسی پیدا میکند و به آنها اجازه میدهد نسل جدیدی از سربازان فوقالعاده را برابر با لوگان در تمام جنبهها ایجاد کنند - از حواس تقویتشده و فاکتورهای التیامبخش گرفته تا پنجههای نشکن. این وظیفه ولورین است که ثابت کند او هنوز هم بهترین در کاری است که انجام میدهد و بلکگارد را به هر وسیله ممکن به زیر بکشد.
«مردان آدامانتیومی» به عنوان یک داستان مستقل به خوبی کار میکند، اما همچنین یک سنگ پله عالی برای ورود به دوره طولانیتر آرون با این شخصیت است. امیدواریم از این تجربه جان سالم به در ببرید.
۱۲. گرگ زخمی (Wounded Wolf)
تیم خلاق: کریس کلرمونت (Chris Claremont) و بری ویندزور-اسمیت (Barry Windsor-Smith)
مشاهده شده در: ایکسمن مرموز شماره ۲۰۵ (۱۹۸۶)
لیدی دثاستریک (Lady Deathstrike) به راحتی یکی از جذابترین شروران ولورین است. تنفر او از لوگان به اندازه تنفر سیبرتوث (Sabretooth) میسوزد، اما با این تکانه اضافه که او معتقد است وجود ولورین کار پدرش را تحریف میکند. هرگز آن رقابت بهتر از این شماره کلاسیک ایکسمن مرموز کاوش نشده است.
در «گرگ زخمی»، یوریکو اویاما (Yuriko Oyama) و مینیونهایش خود را به جنگجویان سایبرنتیک مرگبار تبدیل میکنند و به لوگان حمله میکنند و او را به شدت مجروح و دچار فراموشی بر جای میگذارند. این وظیفه کتی پاور (Katie Power) جوان است که به ایکسمن محبوب ما کمک کند تا حواس خود را به دست آورد و اوضاع را به نفع مهاجمان برگرداند. این شماره یک یادآوری عالی است که کمیکهای ایکسمن زمانی که کریس کلرمونت و بری ویندزور-اسمیت همزمان کار میکنند، بهتر از این نمیشوند.
۱۱. دشمن دولت (Enemy of the State)
تیم خلاق: مارک میلار (Mark Millar) و جان رومیتا جونیور (John Romita, Jr.)
مشاهده شده در: ولورین جلد ۳ شماره ۲۰ تا ۳۱ (۲۰۰۴-۲۰۰۵)
در آغاز هزاره جدید، ولورین به همراه همتیمیهایش در ایکسمن، اسپندکس ابرقهرمانی سنتی و نبردهای حماسی را با چرم مشکی و دیدگاهی پستمدرنتر نسبت به روابط انسان و جهشیافته معاوضه کردند. اما تا سال ۲۰۰۴، اسپندکس و ابرشروران باز گشته بودند. مارک میلار و جان رومیتا جونیور به ورود دوباره ولورین به حوزه داستانسرایی ابرقهرمانی بمبستیز با «دشمن دولت» کمک کردند.
در این قصه، ولورین توسط هایدرا (HYDRA) و د هند (The Hand) شستشوی مغزی داده میشود تا به همکاران ابرقهرمان خود حمله کند. تقریبا یکشبه، ولورین به ترسناکترین نام در جامعه ابرقهرمانی تبدیل میشود. داستان میلار به ولورین مهارنشده اجازه میدهد تا مهارتهای خود را در برابر برخی از بهترینهای دنیای مارول آزمایش کند. و هنگامی که او بهناچار از کنترل هایدرا خارج میشود، ولورین دست به کار میشود تا به تنهایی عملیات آنها را به زیر بکشد.
این واقعبینانهترین یا مستندترین داستان ولورین به هیچ وجه نیست. با این حال، بسیار سرگرمکننده است و به یادآوری به خوانندگان کمک میکند که وقتی ولورین اراده میکند، او واقعاً بهترین در کاری است که انجام میدهد.
۱۰. لوگان (Logan)
تیم خلاق: برایان کی. وان (Brian K. Vaughan) و ادواردو ریسو (Eduardo Risso)
محدوده شمارهها: لوگان شماره ۱ تا ۳ (۲۰۰۸)
تحلیل: نباید با فیلم ۲۰۱۷ اشتباه گرفته شود، لوگان از آن دسته داستانهای فریبنده سادهای است که ممکن است بلافاصله شما را جذب نکند، اما تا پایان شماره پایانی متوجه میشوید که تازه یک اثر کلاسیک واقعی ولورین را خواندهاید. داستان وان بسیار معصومانه آغاز میشود. با بازگشت خاطرات ولورین پس از پایان خانه ام (House of M)، او برای تسویه حساب برخی امور ناتمام به ژاپن بازمیگردد. داستان لوگان را در زمان حال و گذشته دنبال میکند که او با دوران خود به عنوان اسیر جنگی جنگ جهانی دوم دست و پنجه نرم میکند.
داستان برایان کی. وان حاوی عناصر آشنای بسیاری است. این به ندرت اولین باری است که لوگان برای تسویه حسابهای قدیمی به ژاپن سفر کرده است. و مطمئناً این اولین باری نیست که او وارد یک رابطه محکومبهفنا با یک دختر زیبای ژاپنی میشود. اما طبق معمول، وان قطعات خود را میچیند و آنها را تقریباً بینقص اجرا میکند.
اما همانطور که خود وان به راحتی اعتراف خواهد کرد، انگیزه واقعی او برای کار روی این کتاب فرصت همکاری با ادواردو ریسو بود. ریسو ثابت میکند که وقتی صحبت از ولورین به میان میآید، او یک استاد است و ظاهری را خلق میکند که بسیار دور از درخت ۱۰۰ گلوله (100 Bullets) است اما با هر چیزی که از آن مجموعه شاخص بیرون بیاید رقابت میکند. هنگامی که یک خواننده جدید داستان ولورینی میخواهد که از نظر تداوم سبک اما از نظر لذت سنگین باشد، این همان چیزی است که باید به آنها بدهید.
۹. شوالیههای مادریپور (Madripoor Knights)
تیم خلاق: کریس کلرمونت (Chris Claremont) و جیم لی (Jim Lee)
مشاهده شده در: ایکسمن مرموز شماره ۲۶۸ (۱۹۹۰)
با گذشت زمان، بیشتر و بیشتر آشکار شد که گذشته مرموز ولورین به دهههای بیشماری پیش کشیده میشود. این شماره از ایکسمن مرموز پرده را به طور کامل تا جنگ جهانی دوم کنار میزند و یک تیمآپ کلاسیک بین لوگان، کاپیتان آمریکا (Captain America) و بلک ویدو (Black Widow) را ارائه میدهد.
در زمانی که ایکسمن هنوز تا حد زیادی در حباب کوچک خود وجود داشت، دیدن تعامل ولورین با بخش زیادی از دنیای گستردهتر مارول یک لذت بود. کلرمونت بیشتر تاریخ این شخصیت را در مادریپور (Madripoor)، جزیرهای که بر روند زندگی او تأثیر گذاشته و همچنان ادامه دارد، کاوش میکند.
و البته، تعداد کمی از هنرمندان ظاهر مدرن ولورین را بیشتر از جیم لی تعریف کردهاند. جیم لی در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ در تمام کتابهای ایکسمن حضور داشت، اما این مسلماً یکی از دستاوردهای تاجگذاری او با این تیم است.
۸. بسته (The Package)
تیم خلاق: استوارت مور (Stuart Moore) و سی.پی. اسمیت (C.P. Smith)
مشاهده شده در: ولورین جلد ۳ شماره ۴۱ (۲۰۰۶)
وقتی اوضاع سخت میشود، افراد سرسخت به ولورین روی میآورند تا کار را انجام دهند. این داستان مستقل میبیند که ولورین برای انجام لطفی به بلک پنتر (Black Panther) به آفریقا سفر میکند. ماموریت ساده است - اسکورت یک دختر جوان به بیرون از کشور زادگاهش و عبور از مرز به سوی امنیت. طبیعتاً انجام این کار خیلی راحتتر از گفتن آن است.
استوارت مور واقعاً ولورین را در این شماره در منگنه قرار میدهد، زیرا او از یک آسیب بدنی شدید به آسیب دیگر رنج میبرد. هر زخم گلوله و تیر با هنر نوآر-طعم سی.پی. اسمیت چکشکاری میشود. همانند اولتیمیت ایکسمن شماره ۴۱ (که در ادامه به آن کتاب بیشتر خواهیم پرداخت)، یک حس اجتنابناپذیر تراژدی در این ماموریت وجود دارد، اما این حقیقت که ولورین به هر حال آن را تا آخر دنبال میکند، تمام چیزهایی را که باید در مورد او بدانید به شما میگوید.
۷. چرخه معیوب (Vicious Circle)
تیم خلاق: پیتر دیوید (Peter David) و تاد مکفارلن (Todd McFarlane)
مشاهده شده در: هالک شگفتانگیز شماره ۳۴۰ (۱۹۸۸)
هنگامی که ولورین و هالک برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردند، اولی از سوی دولت خود مأمور شده بود تا دومی را از پا درآورد. این کاملاً یک تجارت بود. در این ملاقات، خطوط به این وضوح ترسیم نشدهاند. در نبرد بین انسان و هیولا، هیچکس برنده نمیشود.
در طول این دوره، بروس بنر به عنوان هالک خاکستری (Gray Hulk) وجود داشت، موجودی زیرک اما حیوانی که برخلاف خود سبزترش، همیشه مشتاق یک مبارزه بود. ولورین در همین حال تمام تلاش خود را میکرد تا طبق آموزشهای ژاویر زندگی صلحآمیزی داشته باشد. اما وقتی این دو را در میان یک طوفان برف به هم پرتاب میکنید، مراقب باشید. آنچه به دنبال آن میآید یکی از خونینترین و وحشیانهترین نبردهایی است که این دو تاکنون در آن گرفتار شدهاند. وقتی گرد و غبار فرو مینشیند، هر دو برای زیر سوال بردن تشنگی خود به خشونت باقی میمانند.
۶. ولورین اثر روکا و رابرتسون (Wolverine by Rucka & Robertson)
تیم خلاق: گرگ روکا (Greg Rucka) و داریک رابرتسون (Darick Robertson)
مشاهده شده در: ولورین جلد ۳ شماره ۱ تا ۱۹ (۲۰۰۳-۲۰۰۴)
هنگامی که مارول مجموعه ماهانه ولورین را در سال ۲۰۰۳ دوباره راهاندازی کرد، در زمانی اتفاق افتاد که ایکسمن اسپندکس و ابرقهرمانان را برای چرم سیاه و لحنی تیرهتر و تجربیتر رها کرده بود. بر این اساس، گرگ روکا و داریک رابرتسون برای بازسازی ولورین وارد کار شدند تا نگاهی خشنتر و زمینیتر به آنچه اتفاق میافتد وقتی لوگان در موسسه ژاویر سر کار نیست، ارائه دهند.
نتیجه به راحتی یکی از بهترین دورههای ولورین است که تا کنون منتشر شده است، نقطه و تمام. و در حالی که سیبرتوث در سومین و آخرین آرک داستانی نقش دارد، این مجموعه به طور کلی نگران قرار دادن لوگان در برابر دشمنان معمولیتر مانند قاچاقچیان انسان و دلالان اسلحه است. ولورینِ روکا و رابرتسون اساساً پاسخ این فرنچایز به پانیشر مکس (Punisher MAX) است، و این باید دلیل کافی برای نگاهی به آن باشد.
۵. جهشیافتگان جدید بخش ۲ (New Mutants Part 2)
تیم خلاق: برایان مایکل بندیس (Brian Michael Bendis) و دیوید فینچ (David Finch)
مشاهده شده در: اولتیمیت ایکسمن شماره ۴۱ (۲۰۰۴)
ولورین حتی در روزهای خوب خود هم یک آدم خوشاخلاق و آرام نیست. گفته میشود، اولتیمیت ولورین همتای کلاسیک خود را شبیه یک دوشیزه نازکنارنجی جلوه میدهد. اولتیمیت ولورین خشنتر، عصبانیتر و حتی سریعتر در بیرون آوردن پنجههایش وقتی اوضاع پشمالو میشود است. تمایل او به کشتن در اولتیمیت ایکسمن شماره ۴۱ رنگ و بویی تراژیکی به خود میگیرد.
اگرچه این شماره به عنوان بخش ۲ از یک آرک داستانی ۶ قسمتی عمل میکند، اما کاملاً به عنوان یک داستان مستقل کار میکند. داستان با یک پسربچه نوجوان آغاز میشود که از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که او یک جهشیافته است. قدرت او فوراً هرکسی را که نزدیک شود میکشد. نیک فیوری، از آنجا که کار دیگری بلد نیست، ولورین سریعالالتیام را میفرستد تا با مرد جوان ملاقات کند.
بسیاری از خوانندگان پایان کار را از یک فرسنگی میبینند. این به هیچ وجه قدرت آن صفحات پایانی را سلب نمیکند. فیلمنامه بندیس در این شماره به طرز عجیبی بیصدا است و یکی از ترسناکترین و از نظر عاطفی مؤثرترین داستانهای ولورین را خلق میکند.
۴. ۲۴ ساعت (24 Hours)
تیم خلاق: کریس کلرمونت (Chris Claremont) و جان بوچما (John Buscema)
مشاهده شده در: ولورین جلد ۲ شماره ۱۰ (۱۹۸۹)
کمیکهای عالی زیادی با تمرکز بر رقابت بیپایان بین سیبرتوث و ولورین وجود داشته و همچنان ادامه دارد. آیا آنها پدر و پسر هستند؟ برادران دور افتاده؟ اعضای یک گونه غیرانسانی؟ در این برهه از زمان، شما میتوانید پسزمینهای را که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید. اما اگر بخواهیم فقط یک کمیک را برای به نمایش گذاشتن این فئود بیپایان انتخاب کنیم، باید به ولورین جلد ۲ شماره ۱۰ محصول ۱۹۸۹ اثر کلرمونت و جان بوچما برویم.
این قصه نمادین این مفهوم را معرفی میکند که سیبرتوث به خود زحمت میدهد تا هر سال در روز تولد ولورین، او را شکار کند تا یک «هدیه» سادیستی تحویل دهد. همانطور که داستان بین گذشته و حال جابجا میشود، خوانندگان قدردانی کاملی از میزان عمق این رقابت و اینکه لوگان در طول سالها به خاطر آن چقدر رنج کشیده است، به دست میآورند.
منبع: ign.com
