<span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start"></span>
گزینههای فناوری ورزشی در نمایشگاه یوروبایک (Eurobike) امسال اندک بود، اما یک دستگاه به عنوان جذابترین فناوری ورزشی خودنمایی کرد: دوچرخه هوشمند مفهومی کنیون پریديکت (Canyon Predict). حتی در سالهای گذشته نیز، به دلیل فناوری سنگینی که در خود جای داده است، احتمالاً در صدر پشته «چیزهای جذاب» قرار میگرفت.
با این حال، من میخواستم به تمام جزئیات بپردازم و بررسی کنم که چه چیزی امروز واقعی است و چه چیزی هنوز کمی... آیندهنگرانه است. برخلاف انتظارم، همانطور که خواهید دید، اکثریت قریب به اتفاق سختافزارها امروز کاملاً کاربردی هستند - حداقل در محیط نمایشگاه. اما البته، آنچه در اینجا اهمیت دارد نحوه عملکرد آن در جاده است. و بخش بزرگی از آن به نرمافزار مربوط میشود.
بالاخره این اولین تلاش کنیون برای ساخت یک دوچرخه هوشمند نیست. حدود ۱۱ سال پیش در نمایشگاه یوروبایک ۲۰۱۵، آنها یک دوچرخه هوشمند مفهومی را معرفی کردند که مجهز به کامپیوتر دوچرخهسواری داخلی و سایر حسگرها بود. وعده داده شده بود که بهار آینده یعنی سال ۲۰۱۶ عرضه شود. اما هرگز عرضه نشد. مانند بیشتر فناوریهای دوچرخههای مفهومی که توسط برندهای بزرگ دوچرخهسواری تبلیغ میشوند، این مورد نیز به سرعت به فراموشی سپرده شد.
کنیون میگوید که آنها امیدوارند این محصول طی ۲ تا ۳ سال آینده عرضه شود، اما این امر به شدت به آزمایشها بستگی دارد و بهطور خاص میگویند که آیا مصرفکنندگان میتوانند اعتماد کنند که این فناوری واقعاً در جاده کار میکند یا خیر. با این اوصاف، بیایید به جزئیات بپردازیم.
[نکته: کنیون برای چند سال به عنوان شریک دیسی رینمکر (DC Rainmaker) فهرست شده است، به این صورت که آنها دوچرخههای امانتی را فراهم میکنند که میتوانم از آنها برای آزمایش سایر اقلام فناوری ورزشی استفاده کنم. هیچ پولی رد و بدل نمیشود. آنها از من نخواستند این پست یا ویدیو را بنویسم، من فقط فکر کردم که این یک فناوری ورزشی جالب است. من مزایا و معایب را در ادامه، مانند هر چیز دیگری که دربارهاش صحبت میکنم، پوشش خواهم داد.]
مشخصات اصلی:
دوچرخه هوشمند مفهومی کنیون پریديکت در حال حاضر در فرم فاکتور یک دوچرخه جادهای است. قابل ذکر است که کنیون همچنین یک دوچرخه سبک شهری (Commuter) در یوروبایک معرفی کرد (Roadlite:ON V2X) که دارای فناوری ارتباط خودرو با دوچرخه یا V2X است. آن دوچرخه در حال حاضر قابل خریداری است و از نظر تئوری با خودروهای مجهز به چنین فناوریای ارتباط برقرار میکند. اما این با کنیون پریديکت بسیار متفاوت است، زیرا پریديکت فاقد فناوری V2X است (زیرا آنها میخواهند این کار را بدون نیاز به تجهیز خودرو به V2X انجام دهند).
بنابراین، در اینجا قابلتوجهترین بخشهای دوچرخه از دیدگاه فناوری آورده شده است:
– پوشش دوربین ۳۶۰ درجه: چهار دوربین روی دوچرخه تعبیه شده است، سه تا در جلو و یک تا در عقب، که با یکدیگر ترکیب شدهاند تا پوشش کامل دوربین ۳۶۰ درجه را ایجاد کنند. این بسیار شبیه به چیزی است که هم از پهپادها و هم از خودروهایی میبینیم که دوربینهای متعددی را در یک تصویر منسجم از آنچه در اطرافشان میگذرد ترکیب میکنند.
– چهار حسگر رادار: سه حسگر رادار در جلوی دوچرخه (دو تا در پهلوها، یکی رو به جلو) و یک حسگر رادار در عقب وجود دارد. مجموعه جلو برای تشخیص اشیاء با نزدیک شدن و عبور از کنار آنها است، در حالی که رادار عقب برای تشخیص وسایل نقلیه در حال سبقت گرفتن است. رادار عقب بسیار شبیه به رادارهای دوچرخهسواری موجود است، در حالی که رادارهای جلو بیشتر روی تعیین دقیق فاصله تا اشیاء تمرکز دارند.
– پردازش هوش مصنوعی لبه (Edge) داخلی: اساساً یک واحد پردازش بزرگ برای ترکیب تمام این دادهها، که به طور کامل به صورت محلی پردازش میشوند. هیچ وابستگی به اتصال (تلفن همراه یا وایفای) وجود ندارد، در عوض، همه چیز به دلایل حریم خصوصی و سرعت/پاسخگویی به صورت محلی پردازش میشود.
– حسگرهای فشار باد لاستیک: این حسگرها در داخل لاستیک قرار دارند و اندازهگیریهای فشار را در زمان واقعی ارائه میدهند که به نوبه خود هم برای بررسی ساده «آیا باد لاستیک کم است؟» و هم برای پیشنهادات چسبندگی جاده (مثلاً برای روزهای بارانی) استفاده میشوند. خود چرخها از شرکت دیتی سوئیس (DT Swiss) هستند، به همراه توپیهای داخلی آنها.
– باتری داخلی ۱ کیلوگرمی (۲.۲ پوندی): خیر، این یک دوچرخه برقی (eBike) نیست، این باتری *صرفاً* برای کارهای محاسباتی و تأمین نیرو است. این یک باتری فوقالعاده بزرگ برای داشتن روی یک دوچرخه صرفاً جهت تأمین انرژی تمام دوربینها، رادارها، حسگرها و واحد پردازش است. ادعای فعلی باتری ۸ ساعت است، اما احتمالاً قبل از عرضه به شدت تغییر خواهد کرد (احتمالاً به سمت بهتر شدن، با بیشتر شدن بهرهوری).
– چراغهای جلو و عقب روی فریم: کاملاً واضح و خودگو است. آنها هنوز هیچ مشخصات لومن مشخصی نداشتند، زیرا همه اینها بعداً نهایی خواهد شد. اما میتوانید ببینید که یک نوار نور نسبتاً بزرگ در پشت وجود دارد.
– چراغهای فرمان (عمدتاً برای دوچرخهسوار): اینها به عنوان چراغهای هشداردهنده برای خود دوچرخهسوار عمل میکنند، مانند هشدار دادن به دوچرخهسوار برای کاهش سرعت یا توقف به دلیل یک مشکل پیشبینی شده در جلو (مانند باز شدن ناگهانی در خودرو، یا دستانداز/دریچه فاضلاب/و غیره).
– دکمههای اضافی روی فرمان: علاوه بر دکمههای معمولی تعویض دنده، یک مجموعه ثانویه از دکمههای داخلی نیز روی فرمان وجود دارد که میتوانید از آنها برای عملکردهای خاصی از جمله بالا/پایین بردن زین، راهنماها یا سفارش پیتزا (شاید... باشه، احتمالاً نه) استفاده کنید.
– گروه قطعات اسرام رد (SRAM RED): این همان چیزی است که روی استند دوچرخه نصب شده بود، اما بدیهی است که هیچ وابستگی واقعی در اینجا به این گروه قطعات وجود ندارد. تا زمانی که این دوچرخه عرضه شود، ممکن است یک گروه قطعات دیگر از اسرام، یک گروه قطعات شیمانو (Shimano)، یا چیز کاملاً متفاوتی باشد.
– قیمت و زمانبندی: هنوز قیمتی وجود ندارد و زمانبندیها بسیار مبهم باقی ماندهاند. با این حال، کنیون امیدوار است که شاید در عرض ۲ تا ۳ سال چنین مفهومی برای تولید آماده شود.
آیا همه اینها را متوجه شدید؟ عالی است، بیایید عمیقتر به مسائل بپردازیم.
نگاهی دقیقتر:
اکنون، من شمارا تشویق میکنم که ویدیوی بالا را تماشا کنید. من اساساً هر جز از دوچرخه را با مهندس ارشد سختافزار در کنیون که مسئول آن است، بررسی میکنم. نکات جالب زیادی در آنجا وجود دارد.
با این وجود، بیایید از جلو به عقب، قطعه به قطعه پیش برویم. اول از همه، میتوانید چراغهای اصلی جلو را درست بالای دوشاخه (Fork) ببینید. همچنین دو چراغ سفید دیگر در بالای فرمان روشن شدهاند.
مستقیماً بالای چراغها میتوانید از طریق پلاستیک نگاه کنید و به سختی حسگر رادار جلو و همچنین دوربینهای جلو را ببینید. از اینها برای تشخیص اشیاء (وسایل نقلیه/افراد/دستاندازها/و غیره در جلو) استفاده میشود. در نمایشگاه، آنها یک فید زنده داشتند که نشان میداد دوربینها هنگام تشخیص و دستهبندی چه چیزی را میبینند، و همچنین درصد اطمینان (confidence %) را نشان میداد. این چیزی *نیست* که کاربر نهایی ببیند، بلکه صرفاً همان چیزی است که کامپیوتر میبیند. در ویدیو، میتوانید ببینید با کنار رفتن افراد، همچنان دوچرخه را در سمت راست فریم تشخیص میدهد (به عنوان یک دوچرخه)
در عوض، آنچه کاربر میبیند این نمایشگر روی فرمان است. بدیهی است که اولین سوالی که داشتم این بود که آیا این نمایشگر با مشارکت صفحه نمایشی که اکنون موجودی آن با شکست مواجه شده و سال گذشته آن را پوشش دادم (OnlyFans crowd-funded handlebar display) است یا خیر. در واقع، من از سه مهندس مختلف کنیون، هر کدام به طور جداگانه پرسیدم، و هر یک از آنها گفتند که قطعاً اینطور نیست. آنها کاملاً پافشاری کردند که اصلاً هیچ مشارکت یا مجوزی در آنجا ندارند. البته، با وجود آن پروژه، مفاهیم نمایشگر فرمان به هیچ وجه در دوچرخهسواری جدید نیستند. اما هنوز هم، بسیاری از مردم (به حق) میپرسند، بهخصوص با توجه به اینکه هر دو شرکت آلمانی هستند.
در هر صورت، نمایشگر بیتهای معمول کامپیوتر دوچرخه، مانند سرعت/توان/ضربان قلب، و همچنین بخشهای مسیریابی را نشان میدهد. همه اینها بسیار شبیه به نسخههای دمو است. وقتی از کنیون پرسیده شد که آیا این مکمل یک کامپیوتر دوچرخه موجود است یا جایگزین آن میشود، کنیون گفت: «این میتواند در درازمدت جایگزین آن شود... در حال حاضر ما بیشتر روی ایمنی تمرکز کردهایم».
من استدلال میکنم که ساخت یک کامپیوتر دوچرخه خوب که مصرفکنندگان واقعاً روی فرمان خود بخواهند، حوزهای است که بیشتر شرکتها آن را دست کم میگیرند. ارواح عتیقه، من فکر میکنم حتی برخی از شرکتهایی که خود آن کامپیوترهای دوچرخه را میسازند اخیراً آن را فراموش کردهاند.
ساخت یک کامپیوتر دوچرخه *رقابتی* از صفر نیازمند بار سنگینی از حوزههای مختلف ویژگی است: مسیریابی، مسیریابی مجدد، نقشههای آفلاین، تمرینات ساختاریافته، اتصال حسگرها (مانند توانسنجها، حسگرهای گام، حسگرهای ضربان قلب، رادار، چراغها، و انواع حسگرهای دیگر)، معیارهای مربوط به سربالایی (مانند ClimbPro)، و به معنای واقعی کلمه صدها ویژگی دیگر. ساخت چیزی مانند تصویر بالا که اطلاعات اولیه را نشان میدهد، «آسان» است. ساخت یک کامپیوتر دوچرخه که با آنچه گارمین/واهو (Wahoo)/همرهد (Hammerhead)/و غیره طی ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته ساختهاند رقابت کند، واقعاً سخت است.
من احساس میکنم فرصت بهتر در اینجا، در کوتاهمدت تا میانمدت، این است که کنیون با گارمین یا واهو شریک شود تا اساساً چنین کامپیوتر دوچرخهای را در فرمان خود بسازند. اما اینکه آیا هر یک از طرفین برای انجام این کار بر غرور خود غلبه خواهند کرد یا خیر، سوال بزرگتری خواهد بود.
در هر صورت، وقتی صحبت از اجتناب پیشبینانه جلو میشود، دوچرخه در حال فراخوانی رادار جلو و حسگرهای دوربین است تا تصویر آنچه اتفاق میافتد را گرد هم آورد. از آنجا از حسگرهای درون دوچرخه (از جمله حسگرهای لوله فرمان) استفاده میکند تا تعیین کند که آیا شما در مسیر برخورد با شیء مذکور هستید یا خیر. به این معنی که اگر طوری بپیچید که زاویه جدید شما از خطر (مانند در خودرو) دور باشد، آن را به عنوان هشدار علامتگذاری نخواهد کرد.
زمان پاسخگویی سیستم ۱/۲۰ ثانیه (۵۰ میلیثانیه) است که به طور مداوم کار میکند. آنها اشاره کردند که در نهایت بررسی خواهند کرد که چگونه میتوانند با کاهش اندک آن، در مصرف باتری صرفهجویی کنند. به عنوان مثال، اگر در یک جاده ساده و خالی در وسط زمینهای کشاورزی خالی رکاب میزنید، آنها میتوانند آن را به ۱/۵ ثانیه کاهش دهند و احتمالاً مقدار زیادی از باتری را ذخیره کنند (با کاهش زمان پردازش محاسباتی).
خود دستگاه دارای اتصال کامل است، اما برای هیچ اقدامی به آن نیاز ندارد. تمام اینها به صورت محلی پردازش میشوند. آنها گفتند که این به خاطر دو دلیل اصلی است. اولی حریم خصوصی است؛ آنها نمیخواهند تصاویر شما به فضای ابری برود و از راه دور پردازش شود. مهندس ارشد کنیون اشاره کرد که آنها چقدر امروزه از مشتریان درباره عدم اعتماد به سیستم هوش مصنوعی و پردازش هوش مصنوعی (از دیدگاه حریم خصوصی) میشنوند. بنابراین، همه چیز در داخل دوچرخه پردازش میشود.
دلیل دوم صرفاً پاسخگویی است. برای دستیابی به آن زمان پاسخ/تشخیص ۵۰ میلیثانیهای، انجام آن از طریق اتصال تلفن همراه ضعیف به سادگی قابل اجرا نیست.
صحبت از پردازش شد، کل ماجرا به یک باتری ۱ کیلوگرمی در داخل دوچرخه وابسته است که در حال حاضر تنها حدود ۸ ساعت زمان کارکرد باتری به آنها میدهد. آنها گفتند در حال حاضر درباره تخمینهای عمر باتری بیش از حد فکر نکنید، زیرا چیزهای زیادی از نظر فناوری (و مصرف باتری) در ۲ تا ۳ سال آینده تغییر خواهد کرد، از جمله بهینهسازیهای خود آنها. همچنین به خاطر داشته باشید که این باتری کل پشته چراغهای دوچرخه، دوربینها، رادار، کامپیوتر دوچرخه، جیپیاس و غیره را تغذیه میکند...
با این حال، احساس میکنم آنها باید حدود ۱۲ تا ۱۵ ساعت زمان دوچرخهسواری را هدف قرار دهند، یا اساساً معادل یک هفته کامل دوچرخهسواری برای بیشتر دوچرخهسوارانی که این نوع دوچرخه را میخرند.
با این وجود، مورد بعدی فرمان دوچرخه است. این ترکیبی از یک شیفتر اسرام با فرمان خودشان است. میتوانید چراغ سفید پایین را ببینید که به رنگ قرمز نیز تغییر میکند و بر این اساس هشدار میدهد (برای نحوه کارکرد آن ویدیو را ببینید). به همین ترتیب، یک موتور لرزش (vibration motor) نیز در آن برنامهریزی شده است، و همچنین هشدارهای صوتی از طریق بخش اصلی نمایشگر - درست مانند هر کامپیوتر دوچرخه دیگری.
اما اگر نگاه کنید متوجه آن دکمه نقرهای هم خواهید شد. این دکمه امکان فعال کردن راهنماهای چپ/راست و همچنین سفارشیسازی برای بالا و پایین بردن زین را فراهم میکند. این دوچرخه دارای یک زین با ارتفاع قابل تنظیم است که میتواند با فشردن ساده یک دکمه بالا و پایین برود (در ویدیو نیز نشان داده شده است). ایده در اینجا این است که موقعیتهای پایدارتر (پایینتر) را در هنگام سرازیری رفتن فراهم کند. اگر قرار باشد روی بخشی شرط ببندم که به دوچرخه نهایی راه پیدا نمیکند، همین بخش است. ما در مورد سناریوی معمولی لولهزین متحرک (dropper post) که از فنر استفاده میکند صحبت نمیکنیم، بلکه این به معنای واقعی کلمه مانند یک آسانسور کوچک برای لولهزین شما است. این از نظر الکترونیکی و مکانیکی پرهزینه است و مملو از پیچیدگی است.
در سمت عقب دوچرخه، آنها نوار نور عقب و همچنین رادار و دوربین تعبیه شده در بالای آن را دارند.
در همین حال، در زیر آن چرخهای سفارشی ساخته شده توسط دیتی سوئیس قرار دارند که دارای یک حسگر فشار باد لاستیک طراحی شده توسط کنیون در آن هستند (که توسط دیتی سوئیس طراحی نشده است). کنیون میگوید آنها میتوانند از این برای ارائه هشدار نه تنها در مورد فشار باد لاستیک، بلکه پیشنهاداتی برای مقابله با شرایط جاده (مانند باران) با تغییر فشار باد لاستیک استفاده کنند.
در نهایت، در پایین، گروه قطعات نسبتاً ساده اسرام رد را دارید. همانطور که در بالا ذکر شد، این احتمالاً تا زمان عرضه دوچرخه تغییر خواهد کرد، اما در حال حاضر خوب به نظر میرسد.
بفرمایید - نگاهی کامل به این دوچرخه از جلو به عقب. باز هم، تعداد قابل توجهی از نکات در ویدیو وجود دارد که ارزش بررسی عمیق را دارند و نشان میدهند که چگونه برخی از ویژگیها در زمان واقعی کار میکنند.
کلاه ایمنی هوشمند استینگر (Stingr):
من میخواهم خیلی خلاصه درباره کلاه ایمنی هوشمند استینگر صحبت کنم که میتواند با دوچرخه یا بدون آن کار بهتری داشته باشد. به همین ترتیب، دوچرخه نیازی به کلاه ایمنی ندارد. کلاه ایمنی نیز بسیار در مرحله «مفهومی» است، بدون هیچ قیمت یا زمانبندی. من در واقع حدس میزنم که ساخت چنین کلاه ایمنی ممکن است سختتر از خود دوچرخه باشد، بهخصوص پس از اینکه وضعیت امور را دیدم (و با توجه به بیش از یک دهه تلاش شرکتهای مختلف برای ساخت کلاه ایمنی/عینک هوشمند).
همانطور که در بالا میبینید، کلاه ایمنی دارای یک نمایشگر هدآپ (Heads-up display) در قسمت داخلی است که معیارهای زنده سواری شما را دقیقاً مانند یک کامپیوتر دوچرخه نشان میدهد. این شامل تمام موارد معمول مانند سرعت/توان/تعداد دور در دقیقه (cadence) و غیره و همچنین موارد جهتی و هشدارهایی در مورد وسایل نقلیه و سایر خطرات است. اساساً، تقریباً همان معیارهای دوچرخه هوشمند مفهومی کنیون پریديکت.
به جز اینکه، از امروز، نمایشگر واقعی نیست. خب، حداقل برای دوچرخهسوار. بله، نمایشگری که روی استند دیده میشود واقعی بود و مجموعهای از معیارهای واقعی و در حال تغییر را به افراد *خارج* از کلاه ایمنی نشان میداد و برای عکس و ویدیو مناسب بود. اما در واقعیت، آن نمایشگر در واقع کمی ساختگی بود. آن نمایشگر برای دوچرخهسوار نبود. وقتی به داخل کلاه ایمنی نگاه میکنید، فقط فوم وجود دارد.
برای زمینه، طی سالها من موارد زیر را امتحان کردهام: ریکان اسنو (Recon Snow) (۲۰۱۲ به بعد)، ریکان جت (Recon Jet) (۲۰۱۳ به بعد)، گوگل گلس (Google Glass) (۲۰۱۴)، ریکان جت (Recon Jet) (۲۰۱۳ به بعد)، هدآپ ویسون گارمین واریـا (Garmin Varia Vision HUD) (۲۰۱۶)، عینک سولوس (SOLOS glasses) (۲۰۱۸)، اورسایت رپتور (Everysight Raptor) (۲۰۱۸)، عینک شنای فرم (FORM Swim Goggles) (۲۰۱۹ به بعد)، اوکلی ونگارد (Oakley Vanguard) (۲۰۲۵)، و خیلیهای دیگر که هرگز فرصت نوشتن دربارهشان را پیدا نکردم. و این جدای از محصولاتی مانند اپل ویژن پرو (Apple Vision Pro) (۲۰۲۴) است.
پس از صحبت با بسیاری از شرکتها طی سالهایی که در این حوزه نمایشگر هدآپ کار میکنند، آنچه کنیون تلاش میکند انجام دهد به راحتی یکی از دشوارترین کارهای ممکن است.
شما باید راهی پیدا کنید تا چیزی را روی آن شیشه پروژکتور کنید که برای کاربر نهایی در انواع شرایط نوری نیز قابل مشاهده باشد. با قرار دادن لایه فومی در نسخه نمایشی، آنها اساساً دشوارترین بخش مسئله را حذف کردهاند. این就像 ساخت موشکی است که موتور یا پیشرانهای برای پرتاب به فضا ندارد.
اما، این را برای یک ثانیه کنار میگذاریم. در بالای کلاه ایمنی نیز مجموعهای از چراغها وجود دارد که میتواند به عنوان چراغ راهنما، چراغ ترمز یا صرفاً برای دید عمومی استفاده شود. همچنین چراغهای سفید کوچکی در سمت چپ/راست دریچه هوای بزرگی که در پشت میبینید وجود دارد (که در ویدیو به صورت روشن/چشمکزن نشان داده شدهاند).
در داخل کلاه ایمنی هشدارهای صوتی و همچنین هشدارهای هاپتیک (لرزشی) وجود دارد.
در نهایت، در قسمت بالا یک پنل خورشیدی ضمنی برای تأمین انرژی آن وجود دارد. با فرض اینکه آنها عناصر خنککننده کلی (مانند دریچهها) را مرتب کنند، قرار دادن انرژی خورشیدی در بالای سر در واقع بسیار منطقی است. در حال حاضر برای ۸ تا ۱۵ ساعت عمر باتری برنامهریزی شده است.
در اینجا نموداری از کنیون آورده شده که تمام ویژگیهای موجود در کلاه ایمنی (یا حداقل ویژگیهای برنامهریزی شده برای کلاه ایمنی) را نشان میدهد:
باز هم، خدا میداند که وقتی بالاخره عرضه شود چه شکلی خواهد بود!
نتیجهگیری:
در یک دنیای ایده آل، تنظیمکنندهها راههایی پیدا میکنند تا رانندگان نسبت به دوچرخهسواران و عابران پیاده آگاهتر شوند. اما ما همه در هلند زندگی نمیکنیم، بنابراین، وانمود کردن به خودمان که قرار است این شرایط تغییر کند، جان کسی را نجات نمیدهد. واقعاً نجات نمیدهد. من از تماشای کشته شدن دوچرخهسوارانی که میشناسم توسط رانندگان خسته شدهام، و بنابراین بیش از حد خوشحال میشوم که شرکتها تلاش کنند کارهایی انجام دهند که تعداد دوچرخهسواران کشته شده را کاهش دهد.
این یک واقعیت تاسفبار است که برخی (بسیاری؟) از کشورها همچنان قوانین ایمنی ضعیف، رانندگان بد یا حواسپرست، یا حتی شرایط جادهای نامناسب خواهند داشت. بسیاری از دوچرخهسواران قبلاً از دستگاههای ایمنی برای کاهش برخی از این خطرات استفاده میکنند، مانند واحدهای رادار عقب. و دیگران دوربینهای ایمنی را برای شواهد پس از حادثه اضافه میکنند.
به عنوان دوچرخهسوار، ما باید به تلاش برای تغییرات مقرراتی ادامه دهیم و رانندگان بد را بازخواست کنیم. اما به همان اندازه، ما همچنین میتوانیم برای راه حلهای دنیای واقعی که جان دوستانمان را در این فاصله نجات میدهند، فشار بیاوریم. متأسفانه، وقتی صحبت از جلوگیری از تصادفات دوچرخهسواری میشود، هیچ امتیازی به «ای کاش/باید میشد/میشد» تعلق نمیگیرد. بنابراین، من کاملاً طرفدار هر فناوری قابل اعتمادی هستم که از سوی هر شرکتی برای جلوگیری از آن مستقر شود. اینکه آیا کنیون میتواند این فناوری را بسازد یا از آن چالشبرانگیزتر، آن را قابل اعتماد کند، هنوز مشخص نیست.
در نهایت، مؤلفهای از این امر وجود دارد که چنین سیستمی تا چه حد در درازمدت با توجه به توکار بودن همه چیز به خوبی کار خواهد کرد. به این معنا که آیا میتوانید فرمان یا حسگرهای جلو را برای یک نسخه جدید تعویض کنید؟ یا این مستلزم یک دوچرخه جدید خواهد بود؟ من فکر میکنم تعویض فرمان باید ساده باشد، اما نه اگر واحد پردازش اصلی در جای دیگری در فریم باشد. اینها مواردی است که باید توسط هم کنیون و هم مصرفکنندگان تصمیمگیری و سنجیده شود.
با این اوصاف - از خواندن شما سپاسگزارم!