من نزدیک به یک دهه روزنامهنگار فناوری بودهام؛ سیستمعامل ویندوز ۱۱ (Windows 11) را هنگام عرضه نقد کردم، بیشمار نسخههای ویندوز اینسایدر (Windows Insider) را آزمایش کردم و نظرات خود را درباره بهترین لپتاپها در چندین نشریه با خوانندگان به اشتراک گذاشتم.
اما دو سال و نیم پیش از ویندوز ناراضی شدم. این سیستمعامل راکد به نظر میرسید؛ بهروزرسانیها همگی حول محور هوش مصنوعی میچرخیدند، بخش جستجو آزاردهنده بود، منوی استارت ناقص به نظر میرسید و به نظر میرسید تغییر چندانی در افق دیده نمیشود.
در حالی که تشنه تغییر بزرگتری بودم و آمادگی داشتم سرفیس لپتاپ استودیوی (Surface Laptop Studio) قدیمیام را جایگزین کنم، آن را با یک مکبوک پرو ۱۶ اینچی مجهز به تراشه M3 مکس (16-inch MacBook Pro with an M3 Max chip) معاوضه کردم—که کاملاً همهچیز را تغییر داد و مرا به یکی از طرفداران اپل (Apple) تبدیل کرد.
اما در تمام مدتی که دور بودم، ویندوز تکامل یافته و اولویتهای خودم نیز تغییر کرده است. هفته گذشته، هنگامی که استفاده از دل XPS 13 مدل ۲۰۲۶ (Dell XPS 13 (2026)) را آغاز کردم، سختافزار آن بلافاصله مرا جذب خود کرد.
بهعنوان یک کاربر حرفهای سابق ویندوز و طرفدار مایکروسافت (Microsoft)، باید اعتراف کنم که حتی با ۸ گیگابایت رم، لپتاپ XPS 13 یکی از بهترین لپتاپهای ویندوزی برای نیازهای بهرهوری است. این دستگاه مرا به سمت کامپیوترهای شخصی بازگرداند و میتواند شما را نیز همانجا نگه دارد.
لپتاپ جدید دل XPS 13 آمده است تا به شما کمک کند بر مشکلات کمبود رم غلبه کنید. این مدل دارای یک صفحه نمایش لمسی ۱۳.۴ اینچی اینفینیتیادج ۲.۵کی (13.4-inch InfinityEdge 2.5K touch display)، پردازنده اینتل کور سری ۳ با نام وایلدکت لیک (Intel Core Series 3 "Wildcat Lake" CPU)، ۸ گیگابایت رم و ۵۱۲ گیگابایت حافظه ذخیرهسازی اساسدی (SSD) است. این دستگاه در بدنهای آلومینیومی با ضخامت تنها ۰.۵ اینچ و وزن ۲.۲ پوند پیچیده شده است.
طراحی زیبای سختافزار XPS 13
لپتاپ روزمره من یک مکبوک پرو ۱۶ اینچی با تراشه M3 مکس است. هرچقدر هم که قدرتمند باشد، گاهی اوقات زیادهروی به نظر میرسد. پس از تغییر به مکاواس (macOS)، از عمر باتری طولانی، قدرت تراشه سری M اپل و قابلیتهای ویرایش ویدیو در آیموی (iMovie) قدردانی کردم. با این حال، زندگی من کمی تکامل یافته است و XPS 13 با آنچه در حال حاضر از یک کامپیوتر نیاز دارم، مطابقت دارد.
هنگام آزمایش XPS 13 در محل کار، متوجه شدم که کار با یک لپتاپ ۱۶ اینچی دستوپاگیر است. اگرچه صفحه نمایش بزرگ خوب است، اما XPS 13 جمعوجور برای رفتوآمد به محل کار مناسبتر بود. برخلاف مکبوک ۴.۸ پوندی من، این لپتاپ ۲.۲ پوندی و با ضخامت ۰.۵ اینچ به طور عالی در کیف چرمی شانهای من جای گرفت. من به سختی متوجه آن شدم و سنگینیاش را احساس نکردم.
حتی در خانه، هنگام ساخت یک مجموعه لگوی سفارشی، XPS 13 به طور کامل روی میز من قرار گرفت و صفحه نمایش لمسی، کشیدن انگشت روی دستورالعملها را آسانتر کرد. و فراتر از آن، صفحه نمایش لمسی اجرای بازیها در ایکسباکس گیم پس (Xbox Game Pass) را سرگرمکننده کرد!
در مقطعی، یک مکبوک ایر ۱۳ اینچی (13-inch MacBook Air) را از آزمایشگاههای خودمان قرض گرفتم تا ببینم آیا از XPS بهتر است یا خیر، اما باز هم به آن اندازه قابل حمل نبود. مکبوک ایر انتظارات بسیاری را از یک لپتاپ باریک و سبک تغییر داد، اما XPS همچنان بهتر است.
این لپتاپ دارای مشخصات ظریفتر و ساختار سبکتر، صفحهکلید نرم و راحت و صفحه نمایش لمسی است. حتی دارای ویندوز هلو (Windows Hello) است که ورود به سیستم را آسانتر و بسیار راحتتر از لمس دکمه پاور در مک برای تاچآیدی (Touch ID) در هر بار ورود میکند.
چرا جای خالی ۳۶ گیگابایت رم را احساس نکردم
اکنون، اجازه دهید در مورد عملکرد صحبت کنیم. مکبوک پرو من دارای ۳۶ گیگابایت رم است. در مقطعی، این یک دستگاه فوقالعاده برای ویرایش پادکستهای ویدیویی و ویدیوهای تعطیلات در آیموی بود. اما اکنون، به عنوان یک آزمایشگر آزمایشگاه در فیوچر (Future) (شرکت مادر تامز گاید)، بخش زیادی از کار من آنلاین و مبتنی بر وب روی گوگل کلود (Google Cloud) است. مرورگرهای مدرن نیز در مدیریت حافظه به طور چشمگیری بهتر شدهاند.
تا زمانی که از یک مرورگر وب مدرن استفاده میکنید و قصد ویرایش ویدیو را ندارید، لپتاپی مانند XPS 13 با ۸ گیگابایت رم کار را انجام میدهد. برای شیوه کاری فعلی من با کروم (Chrome)، اسلک (Slack)، تیمز (Teams)، واتساپ (WhatsApp)، گوگل داکس (Google Docs) و مقداری ویرایش عکس سبک، به ندرت توسط ۸ گیگابایت رم محدود شدم. من به سختی میتوانستم تفاوتی با زمان کار بر روی مک خود تشخیص دهم.
راز ماجرا اینجاست. هم گوگل کروم و هم مایکروسافت اج (Microsoft Edge) — دو مرورگری که بیشتر از همه استفاده میکنم — دارای عملکردهای صرفهجویی در حافظه هستند که به طور خودکار برگههای استفادهنشده را به حالت تعلیق درمیآورند. این کار عملکرد را به طور قابل توجهی بهبود میبخشد و فشار روی رم لپتاپ را کاهش میدهد.
و برای تمام کارهای چندوظیفهای که انجام میدهم، عمر باتری بهتر از حد انتظار من بود. پس از گذراندن یک روز کاری کامل با XPS 13 در حالی که روشنایی صفحه روی ۳۲ درصد راحت تنظیم شده بود، هنگام بازگشت به خانه حدود ۴۴ درصد باتری باقی مانده بود. من روز را با تماشای یوتیوب، خرید مجموعههای لگو در آمازون و موارد دیگر، همگی با یک بار شارژ به پایان رساندم. این هنوز به مکبوک من با باتری قدرتمندتر که فقط دو بار در هفته آن را شارژ میکنم نزدیک نیست، اما برای یک روز کاری کامل به اندازه کافی خوب است.
ویندوز از زمانی که آن را ترک کردم تغییر کرده است
پس از استفاده از XPS 13 به مدت یک هفته، متوجه شدم که ویندوز همان سیستمعامل رهاشده توسط من نیست.
مایکروسافت تغییرات زیادی برای بهینهسازی بهتر سیستمعامل اصلی خود ایجاد کرده است و تمرکز را از افزودن ویژگیهای هوش مصنوعی به سمت رسیدگی به شکایات کاربران مانند من تغییر داده است. هیچکدام از این تغییرات به تنهایی نمیتوانستند مرا متقاعد کنند که برگردم. اما وقتی روی XPS 13 با هم استفاده شوند، ویندوز را به طور محسوسی صیقلخوردهتر از نسخهای که پشت سر گذاشتم، نشان میدهند.
برای مثال، منوی استارت اکنون بسیار قابل تنظیمتر است. من اکنون میتوانم لیست کامل برنامههای رایانه خود را که بر اساس لیست یا دستهبندی مرتب شدهاند ببینم، که یافتن برنامه مورد نظر را بدون اتکا به جستجو بسیار آسانتر میکند. و درست مانند چیزی که به ادغام آیاواس (iOS) و آیفون در مکاواس عادت کردهام، منوی استارت اکنون دارای یک ناحیه لینک تلفن (Phone Link) عالی برای زیر نظر داشتن پیامهای متنی و سایر موارد از آیفون من است. پیش از این، این فقط یک برنامه اختصاصی بود، و اکنون برای کاربر آیفونی مثل من کمتر پنهان به نظر میرسد.
اگرچه در حال حاضر در نسخه بتا است، مایکروسافت همچنین امکان تغییر مکان نوار وظیفه (Taskbar) را فراهم کرده است، چیزی که از ویندوز ۷ با آن آشنا هستم. آنها همچنین گزینههایی را برای حذف ادغامهای غیرضروری MSN با ابزارکها (Widgets) اضافه کردهاند تا تجربهای تمیزتر برای بررسی آبوهوا و نتایج ورزشی داشته باشند.
یک ویندوز تمیز دقیقاً همان چیزی است که من همیشه میخواستم، و فراتر از آن تغییرات بزرگ، چیزهای کوچک تری وجود دارد که هر روز متوجه آنها شدهام. فایل اکسپلورر (File Explorer) بسیار سریعتر است، بهروزرسانیهای ویندوز کوچکتر هستند و سریعتر نصب میشوند، و جستجوها بسیار طبیعیتر و دقیقتر هستند.
دستگاه XPS به من یادآوری کرد که چرا در وهله اول ویندوز را دوست داشتم. هنگامی که سختافزار کنار رفت، متوجه شدم که مایکروسافت در دو سال گذشته چقدر بیسر و صدا مشکلات را برطرف کرده است.
ویندوز مرا صدا زده است
اگر ویندوز ۱۱ را روی لپتاپ دیگری امتحان میکردم، ممکن بود متوجه این تغییرات به این سرعت نشوم. قابلیت حمل، عملکرد و طراحی صیقلخورده XPS 13 باعث شد بخواهم هر روز به سراغ آن برم. اینگونه بود که ویندوز مرا دوباره به دست آورد.
بنابراین، اگر شما هم مانند من از ویندوز ناامید شدهاید، یا پلتفرم را ترک کردهاید و میخواهید بازگردید، دل XPS 13 میتواند لپتاپی باشد که به شما در انجام این کار کمک کند. این ثابت میکند که با سختافزار مناسب، این پلتفرم بالاخره ارزش بازگشت را دارد.
- من دل XPS 13 جدید را به مدت دو هفته آزمایش کردم — در اینجا ۳ چیزی که دوست دارم و ۱ چیزی که متنفرم آورده شده است
- در اینجا نحوه عملکرد ریزر سیرن وی ۳ پرو (Razer Seiren V3 Pro) در مقایسه با الگاتو ویو ۳ (Elgato Wave 3) آورده شده است
- اینگونه است که بدون وصل کردن لپتاپهای گیمینگ به برق، عملکرد بهتری از آنها میگیرم
