بررسی فیلم Mayday با بازی رایان رینولدز و کنت برانا

فیلم Mayday با بازی رایان رینولدز و کنت برانا، یک کمدی رفاقتی جذاب در دوران جنگ سرد است که نگاهی به تنش‌های ژئوپلیتیکی دارد.

تتیم تحریریه۵ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۶ روز پیش
بررسی فیلم Mayday با بازی رایان رینولدز و کنت برانا

فیلم می‌دی (Mayday) در روز جمعه ۴ سپتامبر روی سرویس اپل تی‌وی (Apple TV) اکران خواهد شد.

دهه ۱۹۸۰ میلادی سرشار از کمدی‌های رفاقتی بود و فیلم می‌دی (Mayday) به خوبی در آن ژانر قرار می‌گیرد؛ جایی که رایان رینولدز (Ryan Reynolds) و کنت برانا (Kenneth Branagh) به ترتیب در نقش یک خلبان نیروی دریایی ایالات متحده و یک مامور سابق کاگ‌ب (KGB) بازی می‌کنند که برای فرار از روسیه شوروی از طریق هواپیما، قطار و اتومبیل سفر می‌کنند.

در حالی که بسیاری از فیلم‌های هالیوودی آن دوران از احساسات ضد روسی، از «سپیده دم سرخ» (Red Dawn) گرفته تا «رمبو ۳» (Rambo III) انباشته بودند، زوج نویسنده و کارگردان یعنی جاناتان گلدستین (Jonathan Goldstein) و جان فرانسیس دیلی (John Francis Daley) رویکردی شبیه به فیلم «جاسوس‌های مثل ما» (Spies Like Us) را در قبال جنگ سرد اتخاذ می‌کنند و بازتابی گاه سرگرم‌کننده و در عین حال پر از اکشن از تنش‌های ژئوپلیتیکی ارائه می‌دهند.

داستان فیلم که در سال ۱۹۸۷، یعنی یک سال پس از اکران فیلم تبلیغاتی سینمایی «تاپ گان» (Top Gun) روایت می‌شود، رینولدز را در نقش ستوان تروی کلی (Troy Kelly) به تصویر می‌کشد که مشتاقانه جایگزین ماوریک (Maverick) با بازی تام کروز (Tom Cruise) می‌شود، البته با سبک شوخ‌طبعی سرد همیشگی‌اش؛ طنزی که در اینجا به ندرت فراتر از کارهایی می‌رود که قبلاً از او دیده‌ایم. تروی برای نجات هواپیمای معیوب بال‌پسر (wingman) خود به دل خطر می‌زند، ادعا می‌کند که بهترین خلبان یگان خود است و عاشق این است که محبوبیت «تاپ گان» به او اجازه می‌دهد صف را دور بزند و وارد هر کلوبی شود. او این غرور و تکبر را به برداشت کم‌عمق خود از روسیه و مردم آن اعمال می‌کند. او صراحتاً می‌گوید: «نمی‌توانید چیزی را که اساساً شکسته است، اصلاح کنید... این یک جامعه نیست، یک زندان است... سکوت هم‌دستی است.»

او به زودی برای یک ماموریت مخفی جهت هدایت مشترک یک هواپیمای جاسوسی، یعنی لاکهید اس‌آر-۷۱ بلک‌برد (Lockheed SR-71 Blackbird)، برای ثبت تصاویر از سیلوهای موشکی در عمق ۱۲۰۰ مایلی مرز شوروی استخدام می‌شود. به لطف شروع ناگهانی داستان (in media res)، از قبل می‌دانیم که عملیات به بیراهه کشیده می‌شود. پس از یک نبرد هوایی کوتاه اما به طرز هیجان‌انگیزی با خلبانان جنگنده روسی، هواپیمای موسوم به «هیولا» به قطعاتی آتشین در کف جنگلی پوشیده از برف تبدیل می‌شود و تروی آسیب‌دیده قبل از اینکه بیهوش شود، مرد مرموزی را می‌بیند که نزدیک می‌شود.

رینولدز در همان قلمرو آشنای طعنه‌آمیز قدم می‌زند، اما مامور سابق عجیب و غریب اما ترسناک کاگ‌ب با بازی برانا، پویایی عجیب آن‌ها را ارتقا می‌دهد.

تروی در کلبه نیکلای اوستینوف (Nikolai Ustinov) یا همان «نیک» که خودش ترجیح می‌دهد صدایش بزنند، به هوش می‌آید و اولین چیزی که می‌بیند چهره تام کروز روی پوستر فیلم «تاپ گان» است که به دیوار سنجاق شده است. پروپاگاندا نظامی‌گری آمریکایی از پرده آهنین عبور کرده است و با توجه به عدم شناسایی قطعی کشور سرکش در فیلم، آسان است فهمید چرا این فیلمِ مورد علاقه نیک است. این سومین نقش اکشن روسی برانا در خاطرات اخیر است، پس از بازی در نقش ویکتور چرِوین (Viktor Cherevin) در فیلم «جک رایان: سرباز سایه» (Jack Ryan: Shadow Recruit) و اندری ساتور (Andrei Sator) در فیلم «تنت» (Tenet)، بنابراین دیدن اینکه او این سال‌ها تمرین صدا را برای استفاده‌های قهرمانانه‌تری به کار می‌گیرد، طراوت‌بخش است.

شخصیت روسِ آمریکادوست او کمتر یک همتای آشکارا عجیب و غریب برای شخصیت جدی‌تر رینولدز است و بیشتر قدردانی صمیمانه و ظریفانه‌ای از «دموکراسی، فرهنگ و غذا»ی آمریکایی دارد. همچنین زمانی که او هم تروی و بعداً مشتریان یک بار را در برخی سکانس‌های مبارزه که به خوبی اجرا شده‌اند، مغلوب می‌کند، هیچ اثری از خودنمایی دیده نمی‌شود. هر دو صحنه از نماهای باز و ویرایش‌های حداقلی استفاده می‌کنند تا مهارت‌های رزمی ترسناک نیک را به شکلی خیره‌کننده به تصویر بکشند و لایه دیگری به شخصیت برانا اضافه کنند؛ کسی که چهره مهربانش نباید باعث شود او را فردی بی‌خطر اشتباه بگیرید.

بقیه فیلم به عنوان یک فیلم جاده‌ای عمل می‌کند و سفر آن‌ها را در سراسر روسیه برای یافتن راهی برای فرار ردیابی می‌کند، اکنون که هر دوی آن‌ها دشمنان دولت هستند، در حالی که توسط مقام کاگ‌ب الکساندر ولکوف (Alexander Volkov) با بازی مارسین دوروچینسکی (Marcin Dorociński) تعقیب می‌شوند. او بسیار کمتر از مثلاً هانس لاندا (Hans Landa) با بازی کریستوف والتز (Christoph Waltz) در فیلم «حرامزاده‌های لعنتی» (Inglourious Basterds) تهدیدآمیز است، اما همچنان به عنوان یک آنتاگونیست ترسناک عمل می‌کند. با این حال، به همان اندازه که سکانس‌های اکشن مانند رویارویی با قطاری پر از سربازان روسی و تعقیب و گریز ماشین با یک حمل‌کننده هسته‌ای در مرکز مسکو را ارائه می‌دهد، آنچه جذاب‌تر است این است که چگونه خود ایده استثناگرایی آمریکایی از هم پاشیده می‌شود. با نان خوردن با مردم عادی که آن‌ها را به خانه خود دعوت می‌کنند، گفتگو با دختر فعال نیک یعنی آنا (Anna) با بازی ماریا باکالووا (Maria Bakalova) و آگاهی از یک پنهان‌کاری دولتی که شخصاً روی او تأثیر گذاشته است، هم تعصبات و هم جهان‌بینی تروی فرو می‌ریزد.

اینکه آلبوم «متولد ایالات متحده» (Born in the USA) اثر بروس اسپرینگستین (Bruce Springsteen) به اندازه «تاپ گان» یک مرجع جاری است، هسته موضوعی فیلم را غنی‌تر می‌کند. شاید گنجاندن ترانه ضد جنگ همنام این آلبوم خیلی آشکار می‌بود، اما این واقعیت که این نوار کاست مورد علاقه نیک است و ترتیبی است که تروی ترجیح می‌دهد برای یک سفر ۱۲ ساعته به آن گوش ندهد، پیچیدگی‌ها و ناکارآمدی‌های احتمالی هویت آمریکایی را برجسته می‌کند – و همچنین جهان‌شمول بودن عشق و سوگواری باس (Boss) برای طبقه کارگر. مرزها و اقیانوس‌ها ممکن است کشورهای در حال جنگ را از هم جدا کنند، اما پرولتاریا تا حد زیادی یکسان هستند: مردم عادی، که زیر پروپاگاندا دولتی و سرکوب طبقاتی رنج می‌برند.

فیلم «می‌دی» خیلی عمیق وارد بوروکراسی سیاسی نمی‌شود، فراتر از آنچه برای پیش بردن طرح داستان لازم است، و شاید پایان آن کمی بیش از حد خوش‌بینانه باشد. اما هالیوود همین است؛ آرمان‌گرایی بر واقعیت غلبه می‌کند تا بتوانید با کمی امید و درک بیشتر به جای ناامیدی آنجا را ترک کنید.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.