پل گرین‌گراس پایان فیلم «قیام» و ارتباط آن با رابین هود را توضیح می‌دهد

کارگردان پل گرین‌گراس در مصاحبه‌ای به بررسی پایان‌بندی فیلم «قیام» (The Uprising)، ارتباط آن با شورش دهقانان در سال ۱۳۸۱ و ریشه‌های شکل‌گیری اسطوره رابین هود می‌پردازد.

تتیم تحریریه۱۴ دقیقه مطالعه۰ بازدید۷ روز پیش
پل گرین‌گراس پایان فیلم «قیام» و ارتباط آن با رابین هود را توضیح می‌دهد

اسپویل‌های کامل فیلم «قیام» (The Uprising) در ادامه مطلب وجود دارد.

فیلم «قیام» (The Uprising) به کارگردانی پل گرین‌گراس (Paul Greengrass)، شورش دهقانان در سال ۱۳۸۱ (The Peasants’ Revolt of 1381) را روایت می‌کند؛ اما از این رویداد واقعی تاریخی به عنوان بستری برای داستانی استفاده می‌کند که تا پیش از افشای آن در یک تریلر تازه، به صورت مخفیانه یک فیلم منشا برای رابین هود (Robin Hood) بود. (البته در هیچ جای فیلم، شخصیت اصلی با بازی اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) رابین هود نامیده نمی‌شود و این کشاورز و دهقان به سادگی با نام «شخم‌زن» یا همان پلومن (Ploughman) شناخته می‌شود).

پس از سرکوب شورش دهقانان توسط شاه ریچارد دوم (Richard II) با بازی وودی نورمن (Woody Norman)، پلومن به همراه سایر بازماندگان مانند الایس (Alyce) با بازی توماسین مک‌کنزی (Thomasin McKenzie)، زندگی قبلی خود را رها کرده و به جنگل پناه می‌برند تا به یاغی تبدیل شوند. در دقایق پایانی فیلم، پلومن و گروه راهزنش که لباس‌هایی با رنگ‌های خاکی به تن دارند، از جنگل بیرون می‌آیند تا به کاروان پادشاه حمله کنند.

توضیحات پل گرین‌گراس درباره پایان‌بندی مرتبط با رابین هود در فیلم «قیام»

پس از اینکه سایر یاغیان، گارد سلطنتی را می‌کشند و پلومن شخصاً شهردار لندن (Mayor of London) با بازی جانی لی میلر (Jonny Lee Miller) را در یک نبرد تن‌به‌تن از پای درمی‌آورد، او - یعنی همان رابین هود به تعبیری - پادشاه را روی زمین میخکوب می‌کند. اما به جای کشتن پادشاه، او را با یک هشدار رها می‌کند: ما تا ابد دست از سر تو نخواهیم برداشت.

نمای پایانی فیلم مربوط به قلعه وینزور (Windsor Castle) است که در آن صدای فریادهای پادشاه از کابوس‌های شبانه‌اش به گوش می‌رسد. در نیمه اول فیلم، ریچارد دوم از ترس و بلاتکلیفی فلج شده بود و به خدا دعا می‌کرد تا او را از کسانی که به خوابش می‌آیند نجات دهد. ریچارد دوم در نهایت ستون فقرات خود را به عنوان یک رهبر پیدا می‌کند و اعلام می‌نماید که طومارهای درخواست آزادی دهقانان شورشی را اجابت خواهد کرد. اما پس از آن در اسمیتفیلد (Smithfield) در تاریخ ۱۵ ژوئن ۱۳۸۱، ریچارد دوم به سرف‌ها خیانت کرده و نیروهایش تعداد زیادی از آن‌ها، از جمله رهبران شورشی وات تایلر (Wat Tyler) با بازی کازمو جارویس (Cosmo Jarvis) و جان بال (John Ball) با بازی جیمی بل (Jamie Bell) را به قتل می‌رسانند. در زندگی واقعی، تایلر در همان‌جا کشته شد و مقامات در هفته‌های پس از آن تعداد زیادی از شورشیان را شکار کردند.

پلومن و الایس در میان آن دسته از شورشیانی هستند که از اسمیتفیلد جان سالم به در برده و راهی مزرعه پلومن می‌شوند؛ جایی که او خانه خود را در آتش سوخته می‌یابد. در حالی که چیزی باقی نمانده است، پلومن بر سر مزار خانواده درگذشته‌اش می‌گرید و مشت‌مشت خاک بر روی صورت خود می‌مالد. پلومن به شکلی نمادین همراه با آن‌ها به خاک سپرده می‌شود و یاغیی که الهام‌بخش افسانه رابین هود خواهد بود، متولد می‌شود. سپس فیلم یک سال به جلو می‌پرد تا حمله به کاروان پادشاه را که در بالا توصیف شد، به تصویر بکشد.

من اخیراً با نویسنده و کارگردان فیلم، پل گرین‌گراس، گفتگو کردم که توضیح داد قصد او از ابتدا این بوده است که افسانه رابین هود را در داستان خود بگنجاند و او از تغییر رویکرد کوتاه مدت شرکت فوکوس فیچرز (Focus Features) در بازاریابی فیلم با عنوان «قیام: ظهور رابین هود» (The Uprising: The Rise of Robin Hood) حمایت کرده است.

آی‌جی‌ان: فوکوس برای مدتی بسیار کوتاه فیلم «قیام» را به معنای واقعی کلمه به عنوان «ظهور رابین هود» بازاریابی کرد. نظرات شما در این باره چیست؟ و آیا این موضوع با فیلم شما مطابقت دارد؟

پل گرین‌گراس: من کاملاً به آن اعتقاد دارم. اجازه بدهید آن را توضیح دهم زیرا پاسخ صددرصد مثبت است. دلیلش را به شما می‌گویم. در روز دوم همه‌گیری [کووید-۱۹] نشستم تا این فیلم را درباره یک کشاورز خیالی بنویسم، زیرا می‌دانستم که می‌خواهم این کار را در منطقه‌ای از جهان که می‌شناسم، یعنی باتلاق‌های اسکس-سافوک (Essex-Suffolk) انجام دهم. خانواده گرین‌گراس اهل آنجا هستند، البته کمی شمال‌تر از آنجا، اما اساساً همان دنیاست. و من در گریوزند (Gravesend) در کنت (Kent) بزرگ شدم که بسیار نزدیک به میدستون (Maidstone) است که او به آنجا می‌رود. همه آن برای من بسیار بسیار آشناست و من تمام آن دنیا را درک می‌کردم.

من می‌خواهم داستان این شخصیت خیالی را روایت کنم. بنابراین کاری که باید انجام دهم این است که او را در آغاز شورش در این صحنه جمع‌آوری مالیات حاضر کنم، و سپس باید او را وادار کنم تا به شورشیان کنت بپیوندد، و سپس او به سمت لندن راهپیمایی کند، در انقلاب یا شورش شرکت کند، ببیند که آرزوها و رویاهای انقلاب یا شورش توسط خود انقلاب و در نهایت توسط پادشاه به خیانت کشیده شده است، زیرا کتاب‌های تاریخ به ما می‌گویند که شورش، قیام، سرکوب شد.

بسیار خب. اگر شما فیلم مرا می‌سازید، من نمی‌توانم با این جمله تمامش کنم که «و سپس پلومن می‌میرد»، زیرا من نمی‌خواهم آن فیلم را بسازم. این یک فیلم نیست. این یک حماسه تاریخی نیست. او باید زنده بماند، درست است؟ این نکته اول است. زیرا شما می‌خواهید رویاهای «قیام» زنده بمانند. بنابراین او فرار می‌کند، به جنگل می‌رود و به عنوان یک یاغی دوباره متولد می‌شود. این موضوع همیشه برای من کاملاً منطقی به نظر می‌رسید.

آی‌جی‌ان: و از نظر تاریخی هم درست به نظر می‌رسد.

پل گرین‌گراس: کاملاً. و اجازه بدهید به شما بگویم چرا به دو روش بسیار عمیق. اول از همه، و من این را بدیهی است قبل از شروع نوشتن فیلم می‌دانستم، زیرا در آن روزهای اول قرنطینه آن را در ذهنم ترسیم می‌کردم، زیرا با این فرض شروع می‌کنید: «بسیار خب، سفر قهرمان. بسیار خب، کشاورز ساده. او قرار است این کار را بکند. و من نمی‌خواهم او بمیرد، بنابراین او باید ایده را بگیرد، همانطور که گفتید، و به زندگی ادامه دهد.» و او قرار است به آنجا برود و به یک یاغی تبدیل شود. بسیار خب.

من تا آن زمان می‌دانستم که اولین اشاره به رابین هود چند سال قبل از شورش دهقانان در شعر پیرز پلومن (Piers Plowman) آمده است. آنچه او در شعر به آن اشاره می‌کند، رابر هود (Rober Hood) یا راب ده هود (Rob the Hood) یا هر چه که بود، اساساً عنوانی بود که به یک مجرم یا یاغی داده می‌شد. و به وضوح داستان‌هایی در جریان بود. شما درباره شاعران درباری صحبت نمی‌کنید. شما درباره جایی صحبت می‌کنید که تاریخ آن واقعاً ثبت نشده است.

شما نگاه‌های اجمالی کوچکی به آن دارید و این یکی در پیرز پلومن است، که مردم داستان‌هایی درباره یک یاغی به نام راب یا رابِ هود تعریف می‌کردند. این اولین اشاره است، به معنای واقعی کلمه فقط چند سال قبل از شورش دهقانان. و سایر شخصیت‌های شورش دهقانان در این شعر مورد اشاره قرار گرفته‌اند، مانند شخصیت تام هالندر (Tom Hollander) که سرش قطع می‌شود. او به این دلیل به آن اشاره می‌کند که واقعاً رویای یک کشاورز است. به همین دلیل است که من کشاورز خود را به عنوان ادای احترامی به آن شعر، پلومن نامیدم.

فقط من این را می‌دانم و افراد دیگری که در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرده‌اند، اما برای من منطقی بود. پس از اینکه شورش سرکوب شد - حالا ما داریم درباره تاریخ صحبت می‌کنیم، نه فیلم - پس از اینکه شورش سرکوب شد، چه چیزی تغییر کرد؟ حقیقت این است که در زیر زمین، مقدار زیادی تغییر کرد زیرا مردم شروع کردند به احساس متفاوت نسبت به خودشان. این اولین لحظه‌ای بود که مردم عادی، مردان و زنان عادی، به مرکز صحنه آمدند و گفتند: «ما مهم هستیم. آنچه ما می‌خواهیم مهم است. حقوق ما مهم است.» این اولین لحظه است. و از آن به بعد، تاج‌وتخت، الیگارش‌ها (oligarchs) هرگز نتوانستند مردم را کاملاً بدیهی فرض کنند. شما می‌توانید بازتاب آن را در ۱۰۰، ۲۰۰ سال آینده ببینید.

آی‌جی‌ان: شما تقریباً می‌توانید خطی از آن به شورش‌های بعدی در ایرلند و ایالات متحده بکشید.

پل گرین‌گراس: حتماً، ایالات متحده. زیرا آنچه از شورش دهقانان بیرون آمد، نه روز بعد، بلکه در طول زمان، این حس بود که حقوق فردی به نمایندگی فردی منجر می‌شود، این بذری بود که کاشته شد و شکوفا شد. در نهایت در عصر روشنگری شکوفا شد. در انقلاب آمریکا شکوفا شد که درباره خلاص شدن از دست پادشاه و حکومت بر خودمان به تنهایی بود. و یک اثر بسیار معروف در زمینه تاریخ توسط زنی به نام باربارا توکمن (Barbara Tuchman) به نام «آیه‌ای دوردست» (A Distant Mirror) وجود دارد. این یک مطالعه درباره قرن چهاردهم است و شورش دهقانان بخش بزرگی از آن بود. و او اساساً در کتاب استدلال می‌کند که شما این خط را از ناآرامی‌های قرن چهاردهم تا عصر روشنگری و قانون اساسی آمریکا ترسیم می‌کنید. این بخشی از سفر به سوی نمایندگی فردی است.

بنابراین رانش آن، داشتن پایانی که در آن شخصیت من می‌گوید ما به تنهایی بر خودمان حکومت خواهیم کرد، از نظر عواطف کاملاً درست بود، با فیلم همخوانی داشت، اما همچنین جالب توجه است که با جهت‌گیری جهان همسو بود. اما دومین نکته جالب‌تر برای سوال شما این است که افسانه رابین هود، انفجار واقعی محبوبیت داستان‌های یاغیان، همگی پس از شورش دهقانان است. این زمانی است که داستان‌های مختلف یاغیان به شدت محبوب شدند. و محبوب‌ترین آن‌ها البته رابین هود است. و چرا چنین است؟ زیرا این راهی بود که مردم آن رویاها را زنده نگه می‌داشتند.

هیچ‌کس به نام رابین هود وجود نداشته است. او در واقع یک ابرقهرمان بود. او مردی بود که درباره‌شان داستان‌هایی می‌گفتند که در زمان احساس ناتوانی، در برابر قدرتمندان می‌ایستاد. و به این ترتیب آن‌ها رویا را زنده نگه داشتند و او محبوب شد. کمی شبیه به دهه ۳۰ که مردم داستان‌هایی درباره یاغیانی مانند بانی و کلاید (Bonnie and Clyde) تعریف می‌کردند. این نوعی اتفاق است که در روزگار سخت رخ می‌دهد. و آن رابین هود یک یومن (yeoman) بود. او یک یاغی بود. او کمی شبیه به آدم ما بود. و من نمی‌گویم که او در شورش دهقانان حضور داشته است، بلکه او پس از آن با آن حساسیت ظاهر می‌شود. رابینِ لاکسلی رابین هود (Robin of Loxley)، اشراف‌زاده ناراضی و خلع شده، این یک اختراع ویکتوریایی قرن بیومی از اسطوره رابین هود است زیرا بسیار رمانتیک است.

و آنچه در واقع اتفاق افتاد این بود که، البته، وقتی آن‌ها می‌خواهند فیلمی را اکران کنند، نمایش‌های آزمایشی بازاریابی برگزار می‌کنند، و این همه در بازاریابی مطرح شد و مخاطبان آمریکایی نمی‌دانستند که افسانه رابین هود از کجا آمده است. و این چیزی بود که در این نمایش‌ها، به ویژه جوانان به طوری اتفاقی می‌گفتند: «وای، این واقعاً جالب است. ما این را نمی‌دانستیم.» بنابراین همه چیز از آنجا آمد. پس می‌گویید: «بسیار خب، بیایید کمی از آن را در رسانه‌های اجتماعی فشار دهیم.» این برای من منطقی بود. من هیچ مشکلی با آن ندارم. این با فیلم و با منشاء آن افسانه مطابقت دارد.

آی‌جی‌ان: وقتی فیلم را تماشا می‌کردم، اطلاعات کافی درباره آن دوران و آن لحظه خاص در تاریخ انگلیس داشتم که بگویم: «اوه، اینطور نیست که اندرو گارفیلد چاقویی بیرون بیاورد و بگوید، نام من هود است، رابین هود.» اما با خود گفتم: «اوه، می‌فهمم. او دارد نشان می‌دهد که این یاغی‌ها از کجا می‌آیند.»

پل گرین‌گراس: او دیگر پلومن نیست. وقتی مقداری خاک روی صورتش می‌گذارد، خانواده‌اش را با خود می‌برد، زمینی را که در آن زندگی کرده است برمی‌دارد. و اکنون، او دوباره متولد شده است. او با یک هود و یک ماسک دوباره متولد شده است. او قرار است تا ابد یک یاغی باشد. و سپس شما وارد یک فضای سینمایی می‌شوید که در آن می‌گویید: «به جهنم. من می‌خواهم به پادشاه کمین کنم»، زیرا می‌خواهید این را نمادین کنید که او زنده می‌ماند، و من فکر می‌کنم این بسیار جالب و رضایت‌بخش است.

و شما باید فیلمی داشته باشید که مخاطبان را سرگرم کند. وقتی من آن فیلمنامه اصلی را نوشتم، می‌دانید عنوانش چه بود؟ «هود» (The Hood). این نامی بود که شش سال پیش روی آن گذاشتم. همیشه «هود» نامیده می‌شد. سپس نامش تغییر کرد. اتفاقاً، من از نامیدن آن به عنوان «قیام» خوشحال شدم. من آن را «هود» نامیدم، سپس آن را «خشم» (The Rage) نامیدم، و سپس آن را «قیام» (The Uprising) نامیدم.

آی‌جی‌ان: به «شجاع‌دل» (Braveheart) فکر کنید. شما نمی‌توانید فیلم را با تخلیه شکم ویلیام والاس تمام کنید. شما باید شمشیر را ببینید که به سمت مزرعه پرواز می‌کند. شما باید بدانید که این ارزش داشته است. حتی اسپارتاکوس، وقتی می‌میرد، کل ماجرای «من اسپارتاکوس هستم!»، همه اینها، حتی تلاش برای پیدا کردن آن نقطه روشن در تاریخ واقعی است. شما نمی‌توانید تاریخ را تغییر دهید، بلکه می‌توانید آن را تعدیل کنید تا مفهومی داشته باشد.

پل گرین‌گراس: خودتان گفتید، شما رویا را حفظ می‌کنید - شعله آزادی زنده می‌ماند، و سفر قهرمان ادامه می‌یابد. و من هرگز نمی‌خواستم شخصیتم بمیرد زیرا برای من جالب نبود. برای من جالب بود که او را به عنوان یک یاغی تمام کنم. این مکانی بود که او به سمت آن حرکت می‌کرد، و یک مکان اسطوره‌ای که در آن تمام هویت خود را رها کرد، تبدیل به یک نوع یاغی اسطوره‌ای و بی‌نام شد که با پادشاه درافتاد و گفت: «نه، من می‌توانم تو را بکشم، اما در عوض، ما فقط می‌مانیم و تا ابد دست از سر تو برنمی‌داریم.»

آی‌جی‌ان: اشکالی ندارد. ریچارد دوم به اندازه کافی پایان بدی دارد.

پل گرین‌گراس: دقیقاً. دقیقاً.

آی‌جی‌ان: بدیهی است که حداقل کمی رفت و برگشت بین توزیع‌کننده بریتانیایی و آمریکایی از نظر زیرنویس رابین هود وجود داشت. آیا فکر می‌کنید این به این دلیل است که شما به مخاطبان آزمایشی در ایالات متحده و جوانانی که نمی‌دانند اشاره کردید، آیا این چیزی است که شاید مخاطبان بریتانیایی فقط آن را می‌دانند؟ یا چیز بیشتری درباره این واقعیت وجود دارد که ما اخیراً این همه فیلم رابین هود داشته‌ایم؟

پل گرین‌گراس: راستش را بخواهید، من فکر می‌کنم همه اینها نوعی حاشیه‌ای است. اول از همه، بیایید مسئله فوکوس را بررسی کنیم. بنابراین آن‌ها در حال تلاش برای انجام یک کمپین برای فیلم هستند که کار آن‌هاست، و من فکر می‌کنم آن‌ها کار بزرگی انجام می‌دهند. من تریلر را دوست دارم. من تمام مطالب آن‌ها را دوست دارم. آنچه برای من جالب است این است که همیشه انتشار یک فیلم جالب است، می‌بینید که فروش فیلم‌ها چقدر پیچیده و متفاوت است. سخت است. سخت است. و چقدر مهم است، ما هرگز سینما را زنده نگه نخواهیم داشت مگر اینکه راهی برای ارتباط با مخاطبان پیدا کنیم.

در روزگار قدیم، مثل زمانی که ۲۵ سال پیش فیلم بورن (Bourne) را ساختید، هر چه که بود، ۲۰ سال پیش، آن را می‌سازید و سپس با هزار تبلیغات تلویزیونی آن را بیرون می‌دهید. اینندکی بازاریابی انبوه جریان اصلی بود، اما فیلم‌ها اکنون اینگونه فروخته نمی‌شوند، و به ویژه فیلم فوکوس نیست، که این همین است. شما باید بسیار مستقیم‌تر از طریق رسانه‌های اجتماعی و تمام موارد دیگر با مخاطبان ارتباط برقرار کنید. بنابراین صدها مورد از این پیام‌ها وجود دارد که برخی از آن‌ها حاوی آن موضوع رابین هود بودند. من با آن موافق بودم.

از نظر توزیع‌کننده بریتانیایی، این یک داستان بود زیرا آن‌ها با آن شخص تماس گرفتند، و او در آن زمان اتفاقاً نمی‌دانست فاز بعدی [چیست] و ناگهان تبدیل به یک داستان می‌شود و می‌گویید: «خدای من، آیا واقعاً اینطور است که...» انگار او گفته است که فیلم را دوست ندارد. او فیلم را دوست دارد. به خاطر خدا او دارد آن را اکران می‌کند. او در بریتانیا تلاش خواهد کرد تا راه خود را برای رسیدن به مخاطبی که می‌خواهد بیاید و این فیلم را ببیند، پیدا کند. من نمی‌دانم زیرا هیچ ربطی به بازاریابی ندارم، اما حدس می‌زنم به نظر من منطقی است، کاری که آن‌ها تلاش کردند انجام دهند این بود که مخاطبان خود را پیدا کنند و سپس آن را بیرون بکشند. و چه بخش مجاور بعدی است که می‌توانید به دست آورید؟ اوه، جالب است. آن مخاطب ممکن است به کمی رابین هود علاقه مند باشد. خب، این در فیلم است. بنابراین ما تلاش خواهیم کرد تا آن را هدف قرار دهیم. این برای من منطقی خواهد بود. شخص دیگر، تاریخ اکرانش دیرتر است. ما تا ۹ اکتبر در بریتانیا اکران نمی‌کنیم. بنابراین او مسائل کمی متفاوتی دارد. او نمی‌خواهد خیلی زود جلو برود زیرا همانطور که من متوجه شدم، شما می‌خواهید کمپین بازاریابی خود را درجه به درجه باز کنید. شما نمی‌خواهید بیرون بیایید و ابتدا به همه بگویید پایان کار چیست.

آی‌جی‌ان: من از افشای تریلر رابین هود کمی تعجب کردم، زیرا برای من، با آن به عنوان یک اسپویلر رفتار می‌کردم. این پایان فیلم است. و راستش را بخواهید از اینکه آن‌ها آن را بیرون دادند کمی شوکه شدم.

پل گرین‌گراس: آنچه آن‌ها حس کردند، مطمئنم، این است که به مردم می‌گوید چه چیزی در فیلم وجود دارد به روشی خوب، به گونه‌ای که باعث می‌شود مخاطبان مرد جوان بخواهند بیایند و آن را بررسی کنند، زیرا [در غیر این صورت ممکن است فکر کنند] این یک فیلم رابین هود نیست.

فیلم «قیام» اکنون در سینماهای آمریکای شمالی در حال اکران است.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.