نقد و بررسی فیلم پریم‌تایم (Primetime)

فیلم پریم‌تایم (Primetime) ساخته لنس اوپنهایم (Lance Oppenheim) با بازی خیره‌کننده رابرت پتیسون (Robert Pattinson)، درام پرانرژی و تاریکی درباره ظهور تلویزیون واقع‌نما است.

تتیم تحریریه۷ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۳ روز پیش
نقد و بررسی فیلم پریم‌تایم (Primetime)

این نقد و بررسی بر اساس نمایش فیلم در جشنواره فیلم ونیز (Venice Film Festival) نوشته شده است. فیلم پریم‌تایم (Primetime) در تاریخ ۲۵ سپتامبر در سینماها اکران می‌شود.

برای لذت بردن از فیلم پریم‌تایم (Primetime) — اولین فیلم بلند کارگردان، لنس اوپنهایم (Lance Oppenheim) — نیازی نیست با کریس هانسن (Chris Hansen) یا برنامه «برای شکار یک درنده» (To Catch a Predator) آشنا باشید، اما قطعا این آشنایی کمک می‌کند. این بدان خاطر نیست که فیلم به‌دقت به رویدادهای واقعی پایبند است، بلکه به این دلیل است که فیلم دست به اقدامات جسورانه‌ای می‌زند و در عین حال زمان‌بندی را به‌طور عمدی دستکاری می‌کند. تماشا کردن اینکه فیلم دقیقاً چگونه و چرا این آزادی عمل‌ها را به خرج می‌دهد، خود لذتی جداگانه دارد؛ نتیجه کار درامی کثیف، پرطراوت و سیم‌خارداری است که هم‌زمان درباره ظهور تلویزیون واقع‌نما (Reality TV) و بخشی معنوی از آن است. هر چیزی برای ساختن یک داستان خوب مجاز است.

فیلم با این صحنه آغاز می‌شود که شخصیت تلویزیونی، هانسن (با بازی رابرت پتیسون (Robert Pattinson))، به‌طور خصوصی در حال تکرار گزارش‌های چت صریح جنسی است که یک تفنگدار دریایی سابق منزجرکننده (با بازی تونی ریوولوری (Tony Revolori)) برای یک نوجوان خیالی فرستاده است. در حالی که او تمرین می‌کند تا به فرد منحرفِ بی‌خبر کمین بزند — پیش‌مایه عملیات موفق او که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ پخش می‌شد — فیلم جلوه‌های شهوانی خود را آشکار می‌کند. نسخه اغراق‌آمیز هانسن که غرق در سایه است، شخصیتی به طرز کارتونی شوم است که با تمام وقاحتِ لاف‌زنانه یک کهنه‌کار برادوی جلوی دوربین‌ها قدم می‌گذارد. هنگامی که او بالاخره خود را به ریوولوری نشان می‌دهد — پس از خیره‌ شدن به او از شکاف در، درست مانند یک تعقیب‌کننده یا شرور فیلم‌های اسلشر — مانند یک شکارچی که طعمه را در گوشه گیر انداخته، بر فراز سرباز سابق قد علم می‌کند.

با صعود برنامه او در رتبه‌بندی‌ها، مدیران شبکه ان‌بی‌سی (NBC) تقاضاهای مشتاقانه‌ای مطرح می‌کنند — بزرگ‌تر! پرجلوه‌تر! بیشتر! — که این امر هانسن و تیمش را به سمت تعقیب فرصت‌طلبانه‌تر (و حریصانه‌تر) مجرمان بالقوه سوق می‌دهد و در نهایت کسی را تعقیب می‌کنند که مشکوک به داشتن یک جایگاه نفوذ است. کسانی که در جریان امور هستند، این خط داستانی را به عنوان اپیزود شکست‌خورده این مجموعه که از مورفی، تگزاس سرچشمه گرفته و موضوع مقاله فوق‌العاده بلند در نشریه اسکوایر (Esquire) که فیلم پریم‌تایم (Primetime) بر اساس آن ساخته شده است، خواهند شناخت. با این حال، در مسیر رسیدن به آن افتضاح تراژیک، فیلم با تکیه بر انرژی بصری پرسر و صدا و در عین حال ریشه‌دار بودن در درامی به طرز شگفت‌آوری متقاعدکننده، چرخش‌های فوق‌العاده سرگرم‌کننده‌ای می‌خورد.

فیلم هیچ ابایی از تخلفات مجرمان ندارد، اما اطمینان حاصل می‌کند که هانسن و تقریباً تمام افراد درگیر در برنامه را نیز به نوعی به عنوان اغواگر به تصویر بکشد، چه از طریق قاب‌بندی بصری و چه از طریق فیزیک بدنی ترسناک بازیگرانش. مریت ویور (Merritt Wever) جذاب، نقش تهیه‌کننده خیالی هانسن، یعنی آندی بندر (Andie Bender) را بازی می‌کند که لحن مؤدبانه‌اش دستورات استثمارگرانه را پنهان می‌کند، در حالی که مت ماهر (Matthew Maher) ایفاگر نقش واقعی خاویر فون ارک (Xavier Von Erk) است؛ جنگجوی کیبوردی که با اشتیاق مجرمان بالقوه را به دام می‌اندازد. خدمه این تله را دل (Del) (با بازی فیبی بریجرز (Phoebe Bridgers))، طعمه بالغ باتجربه‌ و وظیفه‌شناس، و یک فعال خودخوانده که فرآیند فریب دادن و خوشامدگویی به شکارچیان کودکان را به خوبی بلد است، و تازه‌وارد جوان دان پلام (Dan Plum) (با بازی اسکایلر گیسوندو (Skyler Gisondo)) — که به طور آزادانه بر اساس دان شرک (Dan Schrack) ساخته شده و یک بازیگر جویای نام است که می‌خواهد خود را ثابت کند و به انجمن بازیگران سینما بپیوندد — تکمیل می‌کنند.

موجودی روان‌پریش در مرکز صحنه

در مرکز همه این‌ها، شخصیت متمایل به روان‌پریشی پتیسون قرار دارد. هانسنِ او یک ظرف متحرک، توخالی و شبیه به پاتریک بیتمن (Patrick Bateman) برای جذابیت شهرت است.

گیسوندو قلب و روح معصوم فیلم است. در حالی که دان در ابتدا از کاری که برای آن توافق کرده بی‌خبر است، مشتاق است که به رئیس‌هایش، به‌ویژه هانسنِ ابهت‌برانگیز که با او یک پویایی منحرف پدر و پسری برقرار می‌کند، خوش خدمتی کند. تمام چیزی که دان می‌خواهد تأیید شدن است، اما توجه هانسن همیشه جای دیگری است؛ یا روی تلاش برای بالا بردن رتبه‌بندی‌های تلویزیونی‌اش، یا حفظ توهم سعادت خانوادگی با همسر و پسرانش، در حالی که او یا مشغول هرزگی است — تحولی بعدی در زندگی هانسن که برای فیلم جلو کشیده شده — و یا بدتر از آن، کسب درآمد از نمایش‌های پر زرق و برق.

هانسنِ واقعی تا زمان نگارش این متن فیلم را ندیده است، اما این امر مانع از آن نشده که او اقدام قانونی را تهدید کند. با این حال، تصور اینکه او از تصویرپردازی پتیسون خشنود شود سخت است — اما متأسفانه، او ممکن است در نارضایتی خود تنها باشد. ستاره فیلم بتمن (The Batman) هرگز بهتر یا انفجاری‌تر از این نبوده و اجرایی دلقک‌گونه از مردی را ارائه می‌دهد که به موفقیت دیگر مجریان اخبار — و به تبع آن، به دوران جنگ به عنوان سرگرمی — حسادت می‌کند. پتیسون در زیر وقاحت سالم شخصیت، مردی زودرنج، پارانوئید و با کیفیتی به طرز متمایز تمرین‌شده را قاچاقی وارد می‌کند. اینکه او صدای هانسن را تقلید می‌کند یک ترفند عالی در مهمانی است، اما این، کاملاً به‌جا، تنها چیز واقعاً هانسن‌گونه درباره اوست. او از نظر نام و شغل کریس هانسن است؛ اما در روح، او تجسمی شیطان‌صفت از نفس اماره هالیوود در آستانه قرن جدید است، منظره‌ای تلویزیونی که با ظاهر فریبنده و تمایل به لگد مال کردن هر کسی برای پیشرفت تعریف می‌شود.

هانسن که به اندازه کافی مصمم است تا بلوف خود را باور کند، با سرعت سرسام‌آور پیشروی فیلم را به عنوان مرکز ثقل بیمارگونه چندین مونتاژ سریع و پالت رنگی که بیش از حد اشباع شده و کنتراست زیادی برای راحتی دارد، فرماندهی می‌کند. بازآفرینی حسی این فیلم از ضبط‌های ویدیویی ارزان‌قیمت اواسط دهه ۲۰۰۰ آن را به‌ویژه ترسناک می‌کند، گویی پریم‌تایم (Primetime) نسخه‌ای از رویدادهایی است که قرار نبوده هرگز ببینیم — که با گذرهای عجیب هانسن به فولکلور خیالی هندی، که به منظور بزرگ کردن خود به عنوان یک ناجی معنوی در نظر گرفته شده، بیشتر هراس‌انگیز می‌شود.

دیالوگ‌ها و معانی دوگانه آن‌ها بسیار رو و بی‌پرده هستند — آنچه هانسن می‌گوید، در مقایسه با آنچه در اعماق وجودش منظورش است، گسستی است که برای همه به جز خودش آشکار است — که منجر به لحظات خنده‌دار حیرت‌آوری می‌شود. در حالی که مطمئناً بحث گسترده‌تری درباره روش‌های برنامه و میراث مدرن آن وجود دارد، این گفتگو هم‌اکنون به لطف مقاله ذکر شده در نشریه اسکوایر (Esquire) و همچنین مستند سال ۲۰۲۵ دیوید اوسیت (David Osit) به نام درندگان (Predators)، که یک مرور صمیمی بر این مجموعه است، در جریان است.

از سوی دیگر، پریم‌تایم (Primetime) پژواکی هولناک و شاعرانه از وسوسه‌هایی است که برنامه «برای شکار یک درنده» برای اولین بار به آن دست پیدا کرد. محاکمه عمومی آن به پرونده‌های فراوانی منجر شد که نمی‌توانستند تحت پیگرد قانونی قرار گیرند، اما فیلم به دنبال ترسیم آن تصویر وسیع‌تر نیست. در عوض، به شکلی تهوع‌آور روی تمایلات پایه سازندگان برنامه و طرفدارانش تمرکز می‌کند، که آن‌ها را از طریق بافت رادیواکتیو خود به نمایش درمی‌آورد. فیلم عملاً سمی به نظر می‌رسد، با شخصیت‌هایی که تماشای آن‌ها کاملاً آزاردهنده است، چه از طریق جویدن مداوم آدامس توسط ویور، یا حضور کوتاه کرید براتون (Creed Bratton) (از شهرت سریال اداره (The Office)) به عنوان یک ستایشگر هانسن که با فانتزی‌های خشونت‌آمیز تحریک می‌شود.

  • کارگردان: لنس اوپنهایم (Lance Oppenheim)
  • بازیگر نقش اصلی: رابرت پتیسون (Robert Pattinson) در نقش کریس هانسن
  • سایر بازیگران کلیدی: مریت ویور (Merritt Wever)، مت ماهر (Matthew Maher)، فیبی بریجرز (Phoebe Bridgers) و اسکایلر گیسوندو (Skyler Gisondo)
  • منبع اقتباس: مقاله طولانی نشریه اسکوایر (Esquire)

در مرکز همه این‌ها، شخصیت متمایل به روان‌پریشی پتیسون قرار دارد. هانسنِ او یک ظرف متحرک، توخالی و شبیه به پاتریک بیتمن (Patrick Bateman) برای جذابیت شهرت است که هم‌چنان تکیه‌گاه دوربین چرخان و تماشاگرگونه اوپنهایم و هیجانات پر اکتان آن باقی می‌ماند. این هیجانات از تفنگ‌ها و بمب‌ها، یا حتی خطرات شکار یک درنده سرچشمه نمی‌گیرند، بلکه از هیجان خالص تماشای اینکه هانسن و همکارانش تا چه اندازه پایین خواهند آمد تا سرگرمی خلق کنند، نشأت می‌گیرند و راه را برای چشم‌انداز محتوا به هر قیمتی که امروز در آن زندگی می‌کنیم، هموار می‌کنند.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.