مشکلی در من وجود دارد. مهم نیست چقدر بازیهای ترسناک (Horror games) بازی میکنم، دیگر مثل گذشته نمیترسم. شاید مشکل از من باشد—شاید یک دهه بازی کردن تقریباً بدون وقفه آثار ترسناک، شیمی مغز من را به طور برگشتناپذیری تغییر داده است.
برای مثال، بازی رزیدنت اویل ریکوئیم (Resident Evil Requiem) را در نظر بگیرید—این اثر از نظر من معیارهای یک بازی ترسناک را برآورده نمیکند. به جز پنج دقیقه اول در سلولهای زیرزمینی، هیچ چیز دیگری وجود نداشت که به خصوص ترسناک به نظر برسد. در واقع، من معتقد نیستم هیچ بازی ترسناکی که به من اسلحه بدهد میتواند ترسناک باشد، به جز امنیا: پناهگاه (Amnesia: The Bunker)—من واقعاً فکر میکردم آن بازی قرار است مرا بکشد.
باز هم، به این فکر میکنم که مشکلی در سیستم عصبی من وجود دارد، زیرا حتی هیدکی کامیا (Hideki Kamiya)، کارگردان بازی رزیدنت اویل ۲ (Resident Evil 2)، با من مخالفت خواهد کرد. او بر این باور است که شرکت کپکام (Capcom) نسبت به میزان ترسناک شدن بازیهای اخیر خود کور شده است.
کامیا در مصاحبهای با VGC میگوید: «من هرگز طرفدار ترس و وحشت نبودم. منظورم این است که حتی از زمان جوانی هم نمیتوانستم از عهده آن بربیایم.» «من از ترس خوشم نمیآید و چیزهای ترسناک را دوست ندارم. من نمیتوانم فیلمهای ترسناک را تا آخر تماشا کنم، و در گذشته هم همینطور بود.»
«اما امروزه، با توجه به اینکه بازیهای ویدئویی چقدر فوتورئالیستیک و با وفاداری بصری بالا شدهاند، میزان چیزهای دیوانهوار و وحشتناکی که افراد میتوانند روی صفحه نمایش بیاورند کاملاً دیوانهکننده است، و من فکر میکنم هر کسی که در تیمهای رزیدنت اویل در کپکام حضور دارد، در این نقطه، باید کاملاً نسبت به میزان ترسناک بودن چیزی که میسازند بیحس شده باشد.»
کامیا پیش از این ایده یک بازی بامزه از مجموعه رزیدنت اویل (Resident Evil) را مطرح کرده بود که در آن لئون (Leon) بازنشسته در حومه شهر ماهیگیری میکند، به دنبال سبزیجات وحشی میگردد، نان میپزد و سگش را به گردش میبرد. این گزینه یا اضافه کردن یک «حالت غیرترسناک» توسط کپکام برای بازیهایش است، «جایی که زامبیها کاملاً بامزه میشوند، پاشش خون به گلبرگهای شکوفه گیلاس تبدیل میشود، موسیقی به یک آهنگ شاد و حس خوب تبدیل میشود و شما میتوانید صرفاً از معماها و نبردها در فضایی سرگرمکننده لذت ببرید.»
من واقعاً پیدا کردن راهی برای پیشنهاد دادن رزیدنت اویل و آثار مشابه به دوستانم که به هیچ وجه به بازیهای ترسناک دست نمیزنند را سخت میدانم. به نظر مایه تاسف است که این داستانها و شخصیتهای فوقالعاده پشت نیاز به داشتن یک آمیگدال آسیبدیده قفل شدهاند.
من میخواستم به عنوان یک بازیکن آن را شخصاً تجربه کنم، اما بازی بیش از حد ترسناک بود و نتوانستم.
هیدکی کامیا
کامیا میگوید: «همین اواخر امسال ما بازی رزیدنت اویل ریکوئیم و بازگشت بزرگ لئون کندی را داشتیم که او به شهر راکون (Raccoon City) بازگشت و تمام آن خاطرات و تجربیات را دوباره زنده کرد.» «به عنوان کسی که آن بازی اصلی، یعنی رزیدنت اویل ۲ را کارگردانی کرده بود، کنجکاو بودم بدانم اوضاع برای او چگونه پیش رفته است. من میخواستم به عنوان یک بازیکن آن را شخصاً تجربه کنم، اما بازی بیش از حد ترسناک بود و نتوانستم.»
حالا این مایه تاسف است. شاید اگر حتی کارگردان یکی از نمادینترین بازیهای رزیدنت اویل از دسترسی به بازیهای اخیر آن محروم باشد، کپکام راه خطا را رفته است. کامیا اضافه میکند: «من واقعاً آرزو میکنم که بازی شامل نوعی حالت غیرترسناک برای افرادی مثل من باشد.» «من به صورت خصوصی با افرادی که در تیمهای رزیدنت اویل در کپکام هستند صحبت میکنم و به آنها میگویم بازیهایشان خیلی ترسناک است، و آنها میگویند: «چی، بی خیال، آنها آنقدرها هم ترسناک نیستند.» آنها به طور جدی هیچ آگاهی از اینکه چقدر چیزهایی که میسازند در واقع ترسناک است ندارند، بنابراین من واقعاً امیدوارم که آنها در مقطعی به این موضوع رسیدگی کنند.»
در حالی که من فکر میکنم اضافه کردن یک حالت نرمتر که بتواند بازیها را برای افراد بیشتری قابل دسترس کند ممکن است سرگرمکننده باشد، مانند حالت سینمایی آنتولوژی تصاویر تاریک (The Dark Pictures Anthology)، اما من نمیخواهم کپکام از ترساندن دست بکشد. من در واقع میخواهم کپکام به سمت حد افراطی دیگری برود و با بازیهایی شبیه به رزیدنت اویل ۷ (Resident Evil 7) که به طور خفهکنندهای وحشتناک هستند، آزمایش کند. اما شاید مشکلی در من وجود دارد.
منبع: pcgamer.com
