فیلم رانر (Runner) از تاریخ ۱۱ سپتامبر روی پرده سینماها میرود.
«وقتی به سراغ پادشاه میآیید، بهتر است خطا نکنید»، این را دامیان زالدیوار با بازی رودریگو سانتورو (Rodrigo Santoro)، شرور تکبعدی فیلم اکشن/کمدی-رفاقتی جدید رانر (Runner) میگوید. حرفهای او از چند جهت کنایهآمیز است؛ از جمله اینکه به محض اینکه زالدیوار این ادعا را مطرح میکند، مسلسل خود را شلیک میکند... و خطا میکند.
اما نکته مهمتر این است که فیلم رانر (Runner) حس یک تیر به خطا رفته را دارد که تنها توسط برخی ضربآهنگهای اکشن خنک و خندههای گاهبهگاه ستارگان آن یعنی آلن ریچسون (Alan Ritchson) و اوون ویلسون (Owen Wilson) در لحظات رفاقتی-غیرپلیسیشان جقه میخورد.
ریچسون (Ritchson) نقش هنک مالون (Hank Malone) را بازی میکند که وقتی مشغول تمرین با اپلیکیشن زبان فرانسوی خود یا بستهبندی ناهارهای فرانسوی — کروک موسیو در روزهای دوشنبه! — نیست، به عنوان «رانر» یا همان قاصدِ عنوان فیلم کار میکند و مطمئن میشود که بستههای مشتریان گرانقیمت به مقصد برسد. او تمام ویژگیهایی را دارد که میتوانید از محصولی با این ماهیت از استودیوی فرشته (Angel Studios) بخواهید یا انتظار داشته باشید - سابقهدار نظامی، الکلی اصلاحشده، گذشتهای تراژیک، و هیکل بلندقامت آلن ریچسون (Alan Ritchson) که ظرفیت بالایی برای کشتار و آشوب در برابر دشمنان بینامونشان و کثیفمنش دارد.
پس از یکی دو مأموریت نهچندان سرگرمکننده که ۱۰ دقیقه اول فیلم را میسوزانند، هنک به سراغ کار اصلی میرود که واقعاً فیلم را به حرکت درمیآورد: او باید بن بیشاپ با بازی ویلسون (Wilson) را اسکورت کند که در حال حمل یک عضو پیوندی برای یک دختر بچه بیمار به نام الی با بازی اسکارلت کرابتری (Scarlett Crabtree) است. بن در جریان رگباری از خطوط آشنایی که فوراً هنکِ ساکت و فولادین را معذب میکند، اشاره میکند: «هنک یک اسم گنده است.» او فقط میخواهد کاری را که به او محول شده انجام دهد، بنِ پرحرف و همهچیزدوست میخواهد در طول مسیر دوست پیدا کند و ما به عنوان مخاطب به خوبی میدانیم که این فرمول چگونه کار میکند. بنابراین فقط مسئله انتظار برای جرقه زدن میان آنهاست، که گاهی اوقات این اتفاق میافتد... زمانی که بقیه فیلم مزاحم آنها نشوند.
موضوع این نیست که ریچسون (Ritchson) و ویلسون (Wilson) تمام تلاش خود را با مواد اولیه فیلم نمیکنند، بلکه فیلمنامه اثر نوشته مایلز هابلی (Miles Hubley) و تامی وايت (Tommy White) مکرراً ما را از هنک و بن دور میکند تا یکی دو خط فرعی پرزحمت را در بیمارستان راهاندازی کند؛ جایی که مادر کودک بیمار، کیت با بازی لیلا جرج (Leila George)، منتظر رسیدن عضو پیوندی است و در نهایت باید با برخی شوخیهای فزاینده مسخره سر و کله بزند. فیلم رانر (Runner) هر زمان که کارگردان اسکات واو (Scott Waugh) (کارگردان آثار
نیاز به سرعت (Need for Speed)
وبیمصرفها ۴ (Expend4bles)
) دوربین را از هنک و بن قطع میکند و به کارهایی مثل تقابل کیت با کارکنان بیمارستان یا خونریزی ناگهانی دهان الی و انتقال اورژانسی او به بخش مراقبتهای ویژه کات میزند، متوقف میشود.چندین طرحریزی در نهایت احساس نیمهک پخته بودن میکنند یا اصلاً به نتیجه نمیرسند؛ مانند وابستگی هنک به همسر سابقش و شوهر جدیدش برای حمایت در وسط ماجراجویی، یا از همه چشمگیرتر، یک طوطی عجیب و غریب که قهرمان ما در اوایل فیلم مجبور به مراقبت از آن است و سپس آن را برای نگهداری امن به همسر سابقش تحویل میدهد. آیا رانر (Runner) فیلم شجاعتری نبود اگر به طریقی آن پرنده را در طول ۹۷ دقیقه فیلم حفظ میکرد و باید میفهمید چگونه اکشن خود را با محافظت هنک (و بن) از آن موجود متعادل کند؟ رابرت ایوانز از دنیای دیگر فریاد میزند: پرنده در فیلم میماند!
اما فیلم رانر (Runner) علاقهست بسیار زیادی به عبور از خط قرمزها ندارد و بنابراین شرور فیلم یعنی زالدیوار با بازی سانتورو (Santoro) چیزی فراتر از «مرد بدی که به خاطر خرابکاری به مرئوس خودش شلیک میکند» نیست؛ از آن دسته نشانههای آنی فیلمنامه که قبلاً نظیر آن را دیدهاید. یک پویایی بالقوه جالب بین زالدیوار و مادر بیمارش وجود دارد، زیرا او نیز به پیوند کبد نیاز دارد و از این رو کل فرض فیلم حول محور تعقیب هنک و بن توسط شخصیت سانتورو برای به دست آوردن بسته گرانبهایشان میچرخد. اما متأسفانه این ایده به هیچ جا نمیرسد، علیرغم اینکه وعده داده شده بود مادر زالدیوار با بازی سیسیل توسان (Cecilia Toussaint) حتی از پسرش هم خشنتر است.
فیلم رانر (Runner) که در بریزبن و گلد کوست استرالیا فیلمبرداری شده، لزوماً از این لوکیشنها برای شگفتزده کردن مخاطب استفاده نمیکند. اما زمانی که واو (Waugh)، بدلکار سابق، واقعاً وارد صحنههای اکشن میشود، کمکاری نمیکند. چه ریچسون (Ritchson) از چرخ چرخان یک ماشین واژگونشده برای از پا درآوردن یک دشمن استفاده کند، چه زالدیوار را چنان محکم به دیوار بکوبد که اثر ردپای زالدیوار روی دیوار باقی بماند، یا صرفاً مثل یک شخصیت قابل بازی در بازی
جیتیای ۶ (GTA 6)
به این طرف و آن طرف شلیک کند، فیلم رانر (Runner) کاملاً قادر است کارهایی را که باید انجام دهد - یعنی به نمایش گذاشتن کشتار در میان دو شخصیت اصلی خوشبرخورد. فقط مایه تاسف است که فیلم مدام فراموش میکند این کار را انجام دهد.
منبع: ign.com