انتظار برای بازی نقش‌آفرینی تاج‌وتخت را متوقف کنید

بازی نقش‌آفرینی «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones) ساخته‌شده در سال ۲۰۱۲ توسط استودیوی سایانید (Cyanide)، با وجود تمام نواقصش، تجربه‌ای غنی از جهان وستروس ارائه می‌دهد که طرفداران این مجموعه نباید آن را نادیده بگیرند.

تتیم تحریریه۷ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۴۰۵/۵/۱۷
انتظار برای بازی نقش‌آفرینی تاج‌وتخت را متوقف کنید

ساخت یک بازی نقش‌آفرینی کامپیوتری (CRPG) بر اساس «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones) گزینه‌ای بسیار آشکار برای واگذاری حق امتیاز است، با این حال از نظر فرهنگی و شرکتی، همیشه به نظر می‌رسد که تحقق واقعی آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

شاید استودیوی وارهاوس (Warhorse Studios) پس از ساخت دو شبیه‌سازی بی‌چون‌وچرای قرون‌وسطایی تحت عنوان «پادشاهی برخاسته» (Kingdom Come)، محتمل‌ترین گزینه برای این کار بود. اما مالک این استودیوی چک، یعنی امبرسر (Embracer)، شرکت نه چندان خوش‌نام «سرزمین‌های میانه» (Middle-earth Enterprises) را نیز در اختیار دارد و بنابراین آینده وارهاوس به «ارباب حلقه‌ها» (The Lord of the Rings) تعلق دارد. در مورد آن غول دیگر بازی‌های نقش‌آفرینی یعنی آبسیدین (Obsidian) چطور؟ من جاش سایر (Josh Sawyer) را دیده‌ام که خیلی دفعات در صندلی راحت شبکه‌های اجتماعی‌اش از آرایش‌های جنگی غیرواقعی شبکه اچ‌بی‌او (HBO) شکایت کرده است تا انتظار داشته باشم چنین چیزی هرگز اتفاق بیفتد.

و بنابراین ما به تاریخ روی می‌آوریم، درست همان کاری که جورج آر. آر. مارتین (George RR Martin) بارها هنگام یافتن الهام برای رمان‌هایش انجام داده است. اگر عقربه ساعت را به سال ۲۰۱۲ برگردانید، بازی تا حد زیادی فراموش‌شده‌ی «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones) را کشف خواهید کرد؛ اینکه نام این بازی در تاریخچه بازی‌ها گم شده، بی‌شک تحت تأثیر این حقیقت نبوده که تل‌تیل (Telltale) تنها دو سال بعد بازی دیگری با دقیقاً همین نام منتشر کرد.

بازی تاج‌وتخت محصول سال ۲۰۱۲ اثری از استودیوی سایانید (Cyanide) بود؛ یکی از پروژه‌های پرشمارِ موسوم به یوروژنک (eurojank) با رویکردی فانتزی از این توسعه‌دهنده پاریسی. اگرچه این استودیوی بازی‌سازی امروزه بیشتر به خاطر ساخت بازی‌های استیکس (Styx) و بلاد بول (Blood Bowl) شناخته می‌شود — که دومی موفق می‌شود از نظر مکانیکی و موضوعی تا مغز استخوان جذاب باشد — اما این استودیو در آن زمان در حال آزمایش بازی‌های نقش‌آفرینی کامپیوتری بود. در همان سالی که بازی تاج‌وتخت عرضه شد، بازی کانفرونتیشن (Confrontation) که در دنیای یک بازی جنگی رومیزی فرانسوی جریان داشت، و همچنین بازی اوف اورکز اند من (Of Orcs and Men) که یک اسپین‌آف از سری استیکس بود و در آن کنترل یک ارک سبزواری تنومند را بر عهده داشتید، منتشر شدند.

بدیهی است که کارکنان استودیوی سایانید به شدت در رمان‌ها غرق شده بودند و مطالعات عمیقی روی آن‌ها داشتند.

هر سه بازی با نظرات متفاوتی روبرو شدند، اما به نظر من، بازی تاج‌وتخت بهترینِ این مجموعه است؛ عنوانی کم‌بودجه و با بافت‌های خشن، اما ارتقایافته به لطف تعهدش به بافتن داستانی در میان تار و پود متراکم وستروس. من شک دارم که این موضوع تا حدی ناشی از این حقیقت باشد که این اثر به عنوان یک محصول جانبی تلویزیونی ساخته نشده بود.

بله، شما در حال پرسه زدن در مناطق گیفت (Gift) و کینگز لندینگ (King's Landing) با صداها و چهره‌های بازیگران اچ‌بی‌او روبرو خواهید شد. تصویر مغرورانه لنا هیدی (Lena Headey) در تالار تخت پادشاهی خودنمایی می‌کند. نگهبانان شب (Night's Watch) توسط جیمز کازمو (James Cosmo) در نقش فرمانده مورمونت (Commander Mormont) سرپا نگه داشته شده‌اند. و در یک لحظه حیاتی، از گرفتار شدن در میان توطئه‌های مرموز لرد واریس (Lord Varys) با بازی کانلت هیل (Conleth Hill) سود خواهید برد. اما در غیر این صورت، کاملاً واضح است که کارکنان سایانید مطالعات بسیار عمیقی روی رمان‌ها داشته‌اند.

این ویژگی بیش از هر چیز در ساختار بازی نقش‌آفرینی تاج‌وتخت مشهود است: شما فصل به فصل بین دو زاویه دید مختلف جابجا می‌شوید. این یک تکنیک رایج در ادبیات فانتزی است، اما در مدیوم ما بسیار کمتر دیده می‌شود و تأثیر عمیقی بر نحوه تجربه بازی می‌گذارد. از یک طرف، شما در نقش دو کلاس شخصیتی مختلف قرار می‌گیرید: یک کشیش آتش‌افکن از پیروان رولور (R'hllor) که انتخاب غیرمعمول خدای خود را با ملیساندر (Melisandre) جادوگر سرخ به اشتراک می‌گذارد، و یک برادر از نگهبانان شب که با ضربات گرز و ضربات سر سر و کار دارد.

سایانید نهایت بهره را از این انشعاب می‌برد تا داستان خود را از زوایای مختلف روایت کند. در حالی که بازی را با نبرد ظاهراً با مصائب بی‌ارتباط شروع می‌کنید، این دو خط داستانی به‌تدریج با یکدیگر تلاقی می‌کنند و آشکار می‌شود که دو پروتاگونیست شما ممکن است منافع مشترکی نداشته باشند. کشیش عناوین خود را از دست می‌دهد و اگر امیدی به بازپس‌گیری کرسی خود به عنوان یک لرد در قلمرو داشته باشد، باید به سگ دست‌آموز لنیسترها تبدیل شود. در همین حال، مرد شما در شمال خود را مشغول شکار این سگ‌های دست‌آموز می‌یابد تا از پاشیده شدن شیرازه نگهبانان شب جلوگیری کند. همان‌طور که مشخص می‌شود، مشتی طلا تمام چیزی است که برای برگرداندن یک برادر علیه هم‌رزمانش نیاز است. و لنیسترها به خاطر دسترسی داشتن به طلا معروف هستند.

اکشن بازی یک یا دو ماه پیش از مراحل آغازین سریال تاج‌وتخت شبکه اچ‌بی‌او آغاز می‌شود، که صندلی ردیف اول را برای تماشای رویدادهایی که منجر به جنگ در وستروس می‌شوند به شما می‌دهد. رابرت براتیون (Robert Baratheon) هنوز در حال پرسه زدن است و شکم خود را با گرازهایی پر می‌کند که هنوز موفق به شاخ زدن به او نشده‌اند. و سرسی لنیستر (Cersei Lannister) مشغول جابجایی مهره‌های شطرنج روی تخته است. شاید شما یک مهره پیاده (پاون) نباشید، اما قطعاً در نقش یکی از شوالیه‌های او بازی می‌کنید و به سرعت درگیر توطئه‌های تاریک می‌شوید.

اقتباس‌های ویدیویی اغلب در حاشیه‌های آثار اصلی رخ می‌دهند و بازی نقش‌آفرینی تاج‌وتخت ممکن است تا حد زیادی پیش پا افتاده به نظر برسد. اما جورج آر. آر. مارتین همواره به نقش عاملیت شخصیت‌های فرعی بها داده و به جای کاهش دادن، بازیگران داستان‌های خود را در طول زمان گسترش داده است، و آن روحیه به شما اجازه می‌دهد که در اینجا احساس کنید بخشی از چیزی بزرگ‌تر هستید. این امر با داستان‌سرایی نسبتاً فشرده سایانید تقویت می‌شود؛ استودیویی که تا پیش از این به خاطر روایت داستان شناخته نشده بود. دیالوگ‌های آن مستقیم و صریح هستند و توطئه‌ها را رو می‌کنند؛ صداپیشگی‌های اصلی نیز با طنین تئاتری و بیسی همراه هستند.

این موضوع کمک می‌کند که داستان‌سرایی سایانید برای استودیویی که تا پیش از این به خاطر داستان‌پردازی‌اش شناخته نشده بود، به‌طور شگفت‌انگیزی منسجم باشد.

البته باید گفت که بسیاری دیگر از اجراهای صوتی کاملاً ضعیف هستند — احتمالاً توسط تعداد کمی صداپیشه ضبط شده‌اند که با ناامیدی به دنبال لهجه چهارم یا پنجمی می‌گوند که بتواند به طور منطقی به یک روستایی در فلی باتم (Flea Bottom) نسبت داده شود. و اگر بگویم بودجه کم بازی را نمی‌توان از راه‌های دیگر احساس کرد دروغ گفته‌ام: خیابان‌های بی‌معنی کینگز لندینگ که بیشتر شبیه دانکستر (Doncaster) است تا دوبرونیک (Dubrovnik)؛ بازدیدهای مکرر از بخش‌های نامشخص وستروس؛ و ترفندهای زیبایی‌شناختی مبهمی که توسعه‌دهندگان اغلب برای پوشاندن گناهان گرافیکی دوران ایکس‌باکس ۳۶۰ (Xbox 360) از آن‌ها استفاده می‌کردند.

اما من علاقه زیادی به بخشی دارم که در بررسی‌های آن زمان به عنوان یکی از شدیدترین انتقادها برجسته شد: سیستم مبارزه.

البته، من با درگیری‌های زمان واقعی همراه با قابلیت مکث بزرگ شده‌ام. این ویژگی در بسته شروع هزاره با مسنجر ام‌اس‌ان (MSN Messenger) و یک حساب ایمیل ای‌او‌ال (AOL) که اکنون از رده خارج شده، عرضه شد، بنابراین من جایی که دیگران ممکن است ناامید شوند، بخشش به خرج می‌دهم. اما اگر از من بپرسید، سایانید تنش واقعی را از پرتاب کردن شما به سناریوهایی استخراج می‌کند که در آن‌ها عرق ریخته‌اید و محاصره شده‌اید؛ و با ناامیدی تلاش می‌کنید تا با یک همراه موقت که جوانی خود را بیهوده صرف به کمال رساندن تیراندازی کرده پیش از آنکه دوشادوش شما در یک سیاهپال تنگ بجنگد، فنون گیج کردن و زمین زدن دشمن را ترکیب کنید. من حتی بخش‌هایی را که در آن‌ها به عنوان یک تغییردهنده شکل، کنترل یک سگ را برای دریدن گلوی نگهبانان بی‌احتیاط به دست می‌گیرید و رد بوها را دنبال می‌کنید تا خیانت را در نگهبانان شب ریشه‌کن کنید، بسیار دوست دارم.

مانند خوشه‌ای از تخم‌های اژدها، بازی تاج‌وتخت سایانید ترکیبی از موهبت‌ها و دردسرهاست. گاهی اوقات وقتی در قلعه بلک (Castle Black) قدم می‌زنم، آن نشانه بارز یک بازی نقش‌آفرینی ضعیف دهه ۲۰۰۰ را می‌شنوم: یک پیرمرد فرضی که با صدای یک صداپیشه ۳۰ ساله پرمشغله صحبت می‌کند. و در آن لحظات، تعجب می‌کنم که آیا ممکن است در نهایت این بازی درجه دوم را برای همیشه کنار بگذارم.

اما بعد به خاطر می‌آورم که یکی از ویژگی‌های مثبت طرفداری از بازی‌های نقش‌آفرینی دهه ۲۰۰۰ این بود که وقتی با مکانیک‌های عجیب و غریب و جهان‌های شگفت‌انگیز روبرو می‌شدیم، ناامیدی و نقص‌ها را می‌پذیرفتیم. و اینکه وقتی به بازی بسیار مجلل‌تر «بازی تاج‌وتخت: جاده شاهی» (Game of Thrones: Kingsroad) نگاه می‌کنم که سال گذشته عرضه شد، تقریباً هیچ اثری از روح جورج آر. آر. مارتین در آن نمی‌بینم. داستان‌های روایت‌شده در وستروس نباید صاف و صیقلی باشند. آن‌ها باید تکان بخورند و به صورت مکانیکی در جای خود قفل شوند، آهسته و سپس به یکباره، درست مانند رویدادهای زمین‌ساختی که به تصویر می‌کشند. و بازی‌های نقش‌آفرینی کامپیوتری دقیقاً برای همین منظور ساخته شده‌اند.

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.