فصل دوم سریال The Paper، اسپینآفِ مجموعه The Office (نسخه آمریکایی) که وقایع آن در تولیدو، اوهایو جریان دارد، اکنون از طریق پلتفرم Peacock در حال پخش است.
در فصل دوم سریال The Paper، این کمدی تا حدودی از بارهای اضافی مجموعه داندر تفلین (Dunder Mifflin) فاصله میگیرد. اگرچه شباهتهای میان این دو سریال همچنان پابرجاست (اسکار (Oscar) هنوز حضور دارد و تکتک نقشههای احمقانه و لغزشهای اجتماعی را قضاوت میکند)، اما دسته جدید اپیزودهای The Paper نشاندهنده سریالی است که به سختی تلاش میکند تا هویت مستقل خود را پیدا کند. روابط در حال شکلگیری سرعت میگیرند، شایعات اداره طعم تندتری به خود میگیرند و گروه مستندساز تخیلی ترفندهای جدیدی را امتحان میکنند.
من پیش از پخش فصل دوم، در یک مصاحبه اختصاصی با خالقان مشترک و تهیهکنندگان اجرایی سریال، یعنی گرگ دنیلز (Greg Daniels) (سازنده King of the Hill و Parks and Recreation) و مايكل کومان (Michael Koman) (سازنده Nathan for You) به گفتگو نشستم؛ جایی که آنها برخی از لحظات کلیدی سریال را کالبدشکافی کرده و از تصمیمات بسیار عمدی پشتپرده برای فراتر بردن The Paper از چارچوبهای سریال The Office پرده برداشتند.
چگونه ند و مئر با جیم و پمِ سریال The Office «بسیار متفاوت» هستند
از همان آغاز فصل دوم، شخصیتهای اصلی یعنی ند (Ned) (سردبیر نشریه The Toledo Truth Teller، با بازی دامنل گلیسون (Domhnall Gleeson)) و مئر (Mare) (دست راست ند و خبرنگار ستاره، با بازی چلسی فرای (Chelsea Frei)) پای خود را روی پدال گاز رابطه عاشقانهشان میگذارند که از فصل اول در حال شکلگیری بود. دنیلز و کومان میگویند که اگرچه مقایسهها با جیم (Jim) و پم (Pam) در سریال The Office اجتنابناپذیر است، اما کوتاهتر بودن فصلهای The Paper به این معناست که همه چیز فشردهتر پیش میرود.
آیجیان (IGN): ستون فقرات سریال در این فصل، رابطه بین ند و مئر است. فکر میکنم خیلیها بگویند: «آه، آنها جیم و پمِ سریال The Paper هستند.» اما شما خیلی بیشتر از آن میل و اشتیاقی که جیم و پم طی فصلهای طولانی از آن عبور کردند، جلو میروید. چرا تصمیم گرفتید رابطه مرکزی را در این سریال بسیار سریعتر به جلو ببرید؟
گرگ دنیلز: خب، شما هرگز نمیخواهید همان کارهایی را که قبلاً انجام شده است تکرار کنید. و این از این واقعیت شروع میشود که آنها شخصیتهای بسیار متفاوتی هستند. اما همچنین فکر میکنم ژانر متفاوت است. این یک سریال ۱۰ قسمتی است که هر سال به صورت یکجا منتشر میشود. و ما بیشتر به آن به چشم کتابهای یک مجموعه کتاب نگاه کردهایم تا یک داستان سریالی هفتگی و یکساله. بنابراین این کتاب دوم ما برای رابطه آنها بود. فکر میکنم احتمالاً غیرواقعبینانه است که فکر کنیم قرار است ۱۰۰ قسمت برای روایت داستان داشته باشیم، بنابراین سرعت آن را زیاد کردیم.
گفتگو درباره ممانعت جنسی یا همان Cock Block
با پخش The Paper روی یک پلتفرم استریم به جای تلویزیون خطی، هر دو نفر یعنی دنیلز و کومان میگویند که در نگارش دیالوگهایی که ریشه واقعیتری در مکالمات اداری دنیای واقعی دارند، احساس آزادی بیشتری میکنند. در حالی که نتایج اغلب خندهدار است، اما منطق پشت آن در واقع عمیقتر است؛ همانطور که در صحنهای میان اسکار (Oscar) (با بازی اسکار نونز (Oscar Nuñez)) و دتریک (Detrick) (با بازی ملوین گرگ (Melvin Gregg)) در اواسط فصل مشهود است که در آن دو شخصیت درباره یک معشوق بالقوه برای اسکار بحث میکنند.
آیجیان (IGN): من سریال را هنجارشکنانه نمیدانم، اما شما قطعا در این دسته جدید از اپیزودها مرزها را کمی جلوتر میبرید. مقداری فحاشی وجود دارد، مقداری طنز رکیک در آن دیده میشود. آیا این یکی از مزایای حضور در استریم در مقایسه با تلویزیون شبکهای است؟
مايكل کومان: خب، شما همچنان باید از قوانین خاصی پیروی کنید زیرا ردهبندی سنی دریافت میکنید. بنابراین تلاش میکنید وارد محدوده TV-MA نشوید. این سریالی است که ما دوست داریم کل خانواده بتوانند آن را تماشا کنند. [اما] شما میخواهید سریال واقعی به نظر برسد. بنابراین از یک جهات، وقتی زبان بیش از حد پاکسازی میشود، دیگر شبیه واقعیت به نظر نمیرسد.
تلویزیون با استریم متفاوت است. و بنابراین من فکر میکنم این احساس وجود دارد که ما باید کمی مرزها را جابجا کنیم. فکر میکنم این بیشتر یک غریزه است تا یک تفکر واقعی روشنفکرانه. اما این حس وجود دارد که: «خب، شاید بتوانیم این گفتگو را کمی شبیه به نحوه صحبت واقعی خودمان کنیم.»
دنیلز: فکر میکنم احتمالاً دارید درباره گفتگو پیرامون cock block صحبت میکنید.
کومان: اسکار و دتریک در حال داشتن یک گفتگوی مهم درباره جلوگیری از رابطه یا همان «cock blocking» بودند. اما برای من، اسکار در واقع درباره رابطه جنسی ایمن صحبت میکند. از یک جنبه، سانسور کردن گفتگویی که در آن یک فرد در حال حمایت از رابطه جنسی ایمن است اشتباه بود، مهم نیست از چه زبانی استفاده میکنند، زیرا آنچه آنها میگویند در واقع برای مردم مفید است.
اگر The Office گروه بیتلز (The Beatles) باشد، The Paper گروه وینگز (Wings) است
در حالی که این سریال در دنیای داستانی The Office جریان دارد، دنیلز و کرمان میگویند که شخصیتهای موجود در جریان فعلی، خطوط داستانی مداوم را دیکته میکنند، نه تبعیت کورکورانه از آنچه پیش از این آمده است.
آیجیان (IGN): سریال همچنان در دنیای The Office وجود دارد. در فصل اول برخی ارجاعات آشکار وجود داشت. با فصل دوم، آیا متمایز کردن بیشتر آن از آنچه قبلاً آمده بود چالشبرانگیزتر بود؟
دنیلز: شما برای بازیگرانی که در اختیار دارید و شخصیتهایی که خلق کردهید مینویسید، و تقریباً میتوانید فراموش کنید که اسکار در سریال دیگر حضور داشته است. من واقعاً فکر نمیکنم خیلی به سریال اصلی فکر کنیم، مگر اینکه کسی یک ایده خندهدار ارائه دهد و متوجه شویم که خیلی به چیزی که قبلاً در سریال اصلی اتفاق افتاده نزدیک است. اما من واقعاً احساس نمیکنم فشار عظیمی برای اتصال این دو دنیا وجود داشته باشد.
کومان: من میگویم، آخرین کاری که ما انجام میدهیم این است که عمداً ارتباطی برقرار کنیم که در آن یک شخصیت در سریال ما کاری انجام دهد که به هر طریقی قصد دارد بازتابی از اتفاقی باشد که در سریال دیگر رخ داده است. فکر میکنم اگر چیزی باشد، این شبیه به ماجرای بیتلز و وینگز (The Beatles / Wings) است. بله، گاهی اوقات برخی چیزها ممکن است شبیه بیتلز به نظر برسند.
شخصیتهای جدید اتاق خبر را به هم میریزند
همانطور که کادر اصلی نشریه The Toledo Truth Teller به هماهنگی میرسند، چند چهره جدید در این فصل وارد میشوند تا در خطوط داستانی جاری اختلال ایجاد کنند. رئیس جدید بخش منابع انسانی یعنی لیزا (Lisa) (با بازی لیزا گیلروی (Lisa Gilroy)) از همان لحظه که روی صفحه ظاهر میشود، دردسرهای بسیار نامناسبی ایجاد میکند. به همین ترتیب، همکار جدید مئر یعنی تاد (Todd) (با بازی جان لوویتز (Jon Lovitz)) با دوز سنگینی از بدبینی و ترشرویی وارد The Paper میشود.
آیجیان (IGN): در این فصل شاهد اضافه شدن لیزا گیلروی به عنوان نماینده جدید منابع انسانی، صریح و تا مرز توهینآمیز هستیم. چرا تصمیم گرفتید این شخصیت را وارد دنیا کنید؟
کومان: ما در ابتدای فصل به این شخصیت به عنوان کسی فکر کرده بودیم که بسیار جوان است، حدود ۱۹ سال سن دارد یا چیزی در همین مایه ها. این تمام چیزی بود که واقعاً در ذهن خود درباره چیستی این شخصیت داشتیم، و اینکه او مسئول منابع انسانی است و به خاطر عدم آگاهی کافی، نامناسب رفتار میکند. و سپس وقتی لیزا مطرح شد، به نظر رسید که: «اوه، خب، این خندهدارترین فرد ممکنی است که میتوانیم برای بازی در این نقش پیدا کنیم.» او برای یک صحنه دو دقیقهای، نیم ساعت گزینههای مختلف به شما میدهد. من همیشه به فرد ویلارد (Fred Willard) و کاترین اوهارا (Catherine O'Hara) به عنوان قلههای بینقص در هنر ایمپروو (تئاتر بداهه) فکر میکنم. و برای من، این هم شبیه به همان بود.
آیجیان (IGN): جان لوویتز بخش بزرگی از این فصل است. آیا به او برای این نقش فکر میکردید؟ آیا این نقش را برای او نوشتید؟
دنیلز: من در برنامه Saturday Night Live با او کار کردهام و فکر میکنم او یک بازیگر شگفتانگیز است. کار او در فیلم A League of Their Own بسیار عالی است. ما داشتیم به انواعی از خبرنگاران دیگر که ممکن است در یک اتاق خبر پیدا کنید فکر میکردیم. و ما این ایده را داشتیم که یک فرد بسیار منفیباف، شبیه به شخصیت ایور (Eeyore) در وینی خرسه، یک خبرنگار از این دست باشد. و ما آن را در فیلمنامه به عنوان نوعی شخص شبیه جان لوویتز نوشتیم. و بعد گفتیم: «خب، یک دقیقه صبر کن، شاید واقعاً بتوانیم خود جان لوویتز را بیاوریم تا نقش یک شخص شبیه جان لوویتز را بازی کند! او احتمالاً در بازی کردن در نقش یک تیپ شخصیتی شبیه به خودش واقعاً خوب خواهد بود!» و او واقعاً ترکاند. بسیار رضایتبخش بود.
اسمرالدا دارای پیشزمینه داستانی است و به شکلی خندهدار تراژیک است
در حالی که شخصیتهای جدید در فصل دوم فراوانند، دنیلز و کومان وعده میدهند که برخی سوالات قدیمی درباره شخصیتهای اصلی در واقع پاسخهایی دارند. برای مثال، اسمرالدا (Esmeralda)، سردبیر خودشیفته، سرزنده و بسیار ایتالیایی نشریه Truth Teller، با بازی سابرینا امپاچیاتوره (Sabrina Impacciatore).
آیجیان (IGN): چرا اسمرالدا در تولیدو است؟ آیا پاسخ این سوال را پیدا خواهیم کرد؟ آیا این چیزی است که اپیزودی را به پیشزمینه داستانی او اختصاص داده باشید؟
دنیلز: ما در حال صحبت درباره پرداختن بیشتر به پیشزمینه داستانی او هستیم. ما داریم درباره اینکه چه کاری با او انجام دهیم صحبت میکنیم. اما پیشزمینه داستانی ما این است که او در یک شهر کوچک در ایتالیا بود. یک آمریکایی آمد، او را شگفتزده کرد و به او وعده یک زندگی بسیار بزرگ در آمریکا را داد. او شهر کوچک خودش را اساساً با نگرش «خداحافظ، بازندگان» ترک کرد. و بعد—
کومان: او تمام پلهای پشت سرش را در ایتالیا سوزاند. هیچ راه برگشتی وجود ندارد.
دنیلز: هیچ راه برگشتی وجود ندارد. و سپس آن مرد او را با یک بچه ترک کرد و حالا او یک مادر مجرد است که نمیتواند به خانه برگردد و زندگی نسبتاً خوبی برای خودش دستوپا کرده است تا اینکه ند از راه میرسد.
طوفانها و رباتها به The Paper یورش میبرند
دنیلز و کومان همچنین تلاش عمدی کردند تا در فصل دوم ابعاد سریال The Paper را بزرگتر کنند. لحظات کلیدی شامل یک طوفان سهمگین در تولیدو است که باعث میشود خبرنگاران یعنی تراویس (Travis) (با بازی اریک راهیل (Eric Rahill)) و ادلولا (Adelola) (با بازی بمیسولا ایکوملو (Gbemisola Ikumelo)) به دنبال پناهگاه در یک خندق کنار جادهای بگردند، و همچنین مئر و ند آخر هفته را با هم دور از شهر میگذرانند که با دوربینهای نصبشده روی چرخ دستیهای غذای رباتیک قطع میشود.
آیجیان (IGN): شاید بزرگترین صحنه کل فصل، صحنه درون خندق با طوفان باشد.
دنیلز: میدانستم میخواهی این را بگویی! ما عاشق آن صحنه هستیم. از آن محافظت کردیم. خیلی خندهدار است. این بخشی از دلیل ساخت اپیزود طوفان بود.
کومان: در نهایت، آن تصویر واقعاً ما را به خنده انداخت و میخواستیم آن را ببینیم. فکر میکنم وقتی چنین سریالی میسازید، نقطهای وجود دارد که به منابع صرفشده برای آن نگاه میکنید و احساس میکنید واقعاً امیدوارم ارزشش را داشته باشد. جرثقیلها و قرقرهها درگیر هستند و بعد از همه اینها... اما منظورم این است که برای لذت شخصی خودم، احساس کردم ارزش تکتک پنیهایش را داشت.
آیجیان (IGN): در نقطه مقابل طیف، دوربین چرخدستی تحویل غذا قرار داشت. شما مجبور بودید برای گنجاندن آن خلاقیت به خرج دهید.
دنیلز: مستندساز در آن اپیزود از نظر اخلاقی تا حدی زیر سوال میرود زیرا او به نوعی در حال سرک کشیدن به اتاق هتل آنهاست. بنابراین ما رفتوآمدهای زیادی با شبکه درباره آن داشتیم زیرا آنها نگران این بودند که ما مستندساز را به عنوان یک فرد مزاحم و کریه جلوه دهیم. ما در مورد قوانین دوربین بسیار سختگیر هستیم. و فکر میکنم یکی از چیزهایی که قطعاً همیشه مرا آزار میدهد این است که وقتی در یک مستندنمای فرضی هستید و صحنههایی در یک اتاق خواب وجود دارد و با خود میگویید: «خب، یک دقیقه صبر کن. آیا واقعاً آنها قرار است با حضور فیلمبردار این کار را بکنند؟» بنابراین ما تلاش کردیم آن را در نظر بگیریم و به چیزی خندهدار منجر شد.
آیجیان (IGN): من منتظر فصل سوم هستم که در آن دوربینهای فلاک (Flock) را برای ضبط کردن در اختیار داشته باشید.
کومان: در حال گفتگو هستیم. مطرح شده است!
دنیلز: دوربین فلاک، دوربین داشبورد. دوربینهای زیادی در همه جا وجود دارد.
برای مطالب بیشتر درباره The Paper، نقد فصل دوم ما را بخوانید و متوجه شوید که چرا گفتیم این سریال همچنان یک کمدی طراوتبخش و جانشینی ارزشمند برای The Office است.
منبع: ign.com
