نقد فیلم قیام: اندرو گارفیلد در نقش الهام‌بخش رابین هود

فیلم «قیام» (The Uprising) به کارگردانی پل گرین‌گراس، روایتی پر از تنش و ناهموار از شورش دهقانان انگلستان در سال ۱۳۸۱ میلادی است که اندرو گارفیلد در آن نقش‌آفرینی می‌کند.

تتیم تحریریه۵ دقیقه مطالعه۰ بازدید۹ روز پیش
نقد فیلم قیام: اندرو گارفیلد در نقش الهام‌بخش رابین هود

فیلم قیام (The Uprising) به نویسندگی و کارگردانی پل گرین‌گراس (Paul Greengrass)، روایتی حسی، حرکتی اما ناهموار از شورش دهقانان ۱۳۸۱ (The 1381 Peasants’ Revolt) در انگلستان است که با بازی تأثیرگذار و همیشه قابل اتکای اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) در نقش یک کشاورز عزادار که به جرقه زدن شورشی برای بهبود زندگی مردم عادی کمک می‌کند، لنگر اندخته است. گرین‌گراس همان‌طور که در فیلم‌های یکشنبه خونین (Bloody Sunday) و united 93 انجام داده است، بر روی افراد عادی تمرکز می‌کند که درگیر رویدادهای غم‌انگیز تاریخی می‌شوند. با این حال، فیلم قیام نمی‌تواند تعادل کاملی میان رویدادهای «تصویر بزرگ» که به تصویر می‌کشد و درام‌های مستند کوچک‌تر و متمرکزتر پیدا کند.

شخصیت اصلی فیلم که به سادگی پلاومن (Ploughman) نامیده می‌شود، هر روز با تب و تاب روی زمین کار می‌کند تا حداقل امرار معاش را به دست آورد. مزرعه کوچک او که متعلق به یک ارباب محلی است، همچنین آرامگاه همسر فقید و دو فرزندش است. او اساساً هیچ‌چیز باقی نگاده است، وضعیتی خردکننده که بسیاری از همسایگانش نیز در آن شریک هستند. داستان در زمانی روایت می‌شود که مردم در چنگال اندوهی عظیم گرفتار شده‌اند – انگلستان تقریباً نیمی از جمعیت خود را به دلیل مرگ سیاه (Black Death) از دست داده بود – و درد آن‌ها نه تنها خشم‌شان را نسبت به صاحبان قدرت سوخت‌رسانی می‌کند، بلکه امیدی را در آن‌ها زنده نگه می‌دارد که خدا می‌تواند به طور معجزه‌آسایی آن‌ها را از بدبختی‌شان نجات دهد.

با وجود مشکلات در خانه و جنگ‌ها در خارج، دولت به بودجه بیشتری نیاز دارد – اربابان تمایلی ندارند که طبقه بازرگان را به صفوف خود راه دهند و کلیسا نیز دیگر پولی خرج نخواهد کرد – بنابراین آن‌ها مالیات سنگین جدیدی را وضع می‌کنند که طبقه فرودست را نابود می‌کند. روش‌های وصول مالیات به قدری وحشیانه و غیرانسانی است که با تحریک طغیان خشونت‌آمیز پلاومن، دهقانان سرانجام از کوره در می‌روند. پلاومن و همسایگانش به زودی به ارتش دهقانان به رهبری سرباز سابق تنومند، کوزمو جارویس (Cosmo Jarvis) در نقش وات تیلور (Wat Tyler) و کشیش طغیانگر آتشین، جیمی بل (Jamie Bell) در نقش جان بال (John Ball) می‌پیوندند. (هر دو شخصيت تیلور و بال واقعی هستند در حالی که پلاومن تخیلی است.)

آن‌ها به سمت لندن راهپیمایی می‌کنند نه برای سرنگونی پادشاه ریچارد دوم (King Richard II) – دعوای آن‌ها بیشتر با شورای افراد پست اوست که واقعاً مسئولیت را بر عهده دارند – بلکه برای درخواست اصلاحات همه‌جانبه از او. (باید به خاطر داشت که تصور می‌شد پادشاه به طور الهی انتخاب شده است، بنابراین وفاداری به او نیز نشان دادن فداکاری به خداست.) اما خشم ناشی از چنین ظلم طولانی‌مدتی در دهقانان – که نمونه بارز آن توماسین مک‌کنزی (Thomasin McKenzie) پرشور در نقش آلیس (Alyce) است که به دنبال تحمیل رنج خود بر دشمنان پنداشته‌اش است – در نهایت به هرج و مرج محض منفجر می‌شود.

گرین‌گراس با به تصویر کشیدن شکل‌گیری چنین ذهنیت اوباش وحشیانه‌ای، عادلانه بودن اقدامات دهقانان را به چالش می‌کشد که احساسات فرد را نسبت به شورش همنام فیلم تیره و تار می‌کند. تاریخ هرگز پاک نیست و گرین‌گراس می‌خواهد این را نشان دهد، اما هنگامی که خونریزی در خیابان‌های لندن به آشفتگی مطلق تبدیل می‌شود، فیلم باعث می‌شود در همدردی خود با فرودستان تردید کنید.

این فیلم که به سبک سینما وریته (cinéma vérité) که به یکی از ویژگی‌های بارز گرین‌گراس تبدیل شده فیلم‌برداری شده است، بیننده را در زندگی چرکین و بی‌رحمانه بدبختی قرون وسطایی غوطه‌ور می‌کند و اثر «شما آنجا هستید» را به قدری خوب به دست می‌آورد که سپاسگزار هستید فناوری اسمل-او-ویژن (Smell-O-Vision) وجود ندارد. با این حال، گرین‌گراس بارها بیننده را با برش دادن به نماهای هوایی دیجیتال تکان‌دهنده‌ای که بر فراز لندن پرواز می‌کنند – تلاش‌هایی برای نشان دادن مقیاس شورش – از این واقع‌گرایی تاریخی بیرون می‌کشد؛ تصاویری که به بهترین شکل توسط یک پهپاد قدیمی و به بدترین شکل، تولید شده توسط هوش مصنوعی به نظر می‌رسند.

بازیگران به طور یکنواخت محکم هستند، و گالری شرورهای فیلم توسط گروهی از بازیگران شخصیت‌پرداز بریتانیایی زنده شده‌اند – تام هولاندر (Tom Hollander) در نقش خزانه‌دار رابرت هالس (Robert Hales)، استفن دیلان (Stephen Dillane) در نقش اسقف اعظم سیمون سودبری (Simon Sudbury)، استنلی تاونسند (Stanley Townsend) در نقش قاضی ارشد بلکناپ (Belknap)، و جانی لی میلر (Jonny Lee Miller) غیرقابل شناخت در نقش شهردار لندن ویلیام والورث (William Walworth) – که همه آن‌ها شخصیت‌های خود را با درجه‌های مختلفی از ظلم و ستم متکبرانه بازی می‌کنند.

اما این مردان در خدمت پادشاه نوجوان، ریچارد دوم هستند که با ظرافت و پیچیدگی توسط وودی نورمن (Woody Norman) به تصویر کشیده شده است. ریچارد، که ممکن است نوعی اختلال شخصیتی داشته باشد، با کابوس‌ها عذاب می‌کشد و کاملاً از تقوا می‌ترسد - قبل از اینکه در نهایت سرنوشت خود را با کارایی وحشیانه‌ای به دست بگیرد که حتی مادر خودش، ژان، کنتس کنت (Joan, Countess of Kent) (با بازی کم‌نظیر کاترین واترستون (Katherine Waterston)) را شگفت‌زده می‌کند. فیلم قیام در ابتدا مقداری همدردی برای پادشاه ایجاد می‌کند تا اینکه، البته، این بچه لوس تمام این حسن نیت را از بین می‌برد.

قیام همچنین بوروکراسی را به تصویر می‌کشد که موتور ظلم را فعال نگه می‌دارد، به‌ویژه کاغذبازی‌هایی که می‌توانند هویت شورشیان را فاش کنند یا به عنوان بلیت واقعی آن‌ها برای زندگی بهتر عمل کنند. من هرگز ندیده بودم یک سکانس تعلیق که در آن اتاقی پر از نویسندگان با قلم‌های پر باید ده‌ها منشور را با خشم کپی کنند تا به یک مهلت حیاتی برسند. سریع بنویس! نه، سریع‌تر!

تنش زیادی در پرده پایانی وجود دارد - که همچنین آزادی‌های خلاقانه قابل توجهی با رویدادهای رخ داده در اسمیتفیلد در ۱۵ ژوئن ۱۳۸۱ (the events that transpired at Smithfield on June 15, 1381) انجام می‌دهد - اما این نیز جایی است که فیلم پرسرعت گرین‌گراس تعادل خود را از دست می‌دهد و تلاش می‌کند تا تاریخ را با یک پایان خوش شایسته فیلم شجاع‌دل (Braveheart) زیر و رو کند. صحنه‌های پایانی، که در یک فیلم مل گیبسون یا فیلم رابین هود (Robin Hood movie) خانه خود را خواهند داشت - در زمان اکران فیلم مشخص نبود که این فیلم یک فیلم ظهور رابین هود است و شخصیت گارفیلد هرگز به این عنوان نامیده نمی‌شود - قیام را با یادداشتی ناخوشایند به پایان می‌برند تا یادداشتی رضایت‌بخش برای مخاطب که به نظر می‌رسید مورد نظر بوده است.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.