من تقریباً نقطه مقابل کسی هستم که بتوان او را یک آدم شکمپرست (foodie) نامید، بنابراین دانش من درباره آنتونی بوردین (Anthony Bourdain) کاملاً از شهرت پاپکالچر این سرآشپز مشهور سرچشمه میگیرد، نه از تماشای منظم مستندهای آشپزی و سفر یا خواندن کتابهای او. این موضوع به یک دیدگاه کاملاً محکم برای تماشای «تونی» (Tony)، فیلم زندگینامهای به کارگردانی و نویسندگی مشترک مت جانسون (Matt Johnson) تبدیل میشود که جوانی بوردین را در طول تابستانی که او در یک رستوران در پرووینستاون، ماساچوست کار میکرد، دنبال میکند.
وردیست تامز گاید (Tom's Guide Verdict): «تونی»
- امتیاز: ۳ از ۵ ستاره
- نتیجهگیری: اگرچه «تونی» ممکن است تمام زندگی و حرفه سرآشپز و مستندساز سرشناس، آنتونی بوردین را در بر نگیرد، اما یک درام تکهای از زندگی (slice-of-life) سرگرمکننده درباره جوانی مغرور است که در طول یک تابستان معنادار در سال ۱۹۷۵ در پرووینستاون هدف خود را پیدا میکند.
- جای تماشا: اکران در سینماهای منتخب در ۷ اوت و سینماهای سراسر کشور در ۲۱ اوت
به غیر از کارتهای عنوان پایانی که خلاصه کوتاهی از برخی از دستاوردهای بزرگ حرفهای بوردین را ارائه میدهند، «تونی» اساساً هیچ ربطی به بوردینی ندارد که برای نزدیک به دو دهه چهرهای معروف در تلویزیون بود. در عوض، این یک درام دوران بلوغ در مقیاس کوچک است که در سال ۱۹۷۵ اتفاق میافتد و تصادفاً یک شهروند آینده را به عنوان شخصیت اصلی خود دارد.
از برخی جهات، این امر فیلم را کمتر متمایز میکند، زیرا تغییر دادن آن به یک داستان کاملاً خیالی کار چندان سختی نیست. اما همچنین از بسیاری از خطاهای یک فیلم زندگینامهای معمولی جلوگیری میکند و به جای تلاش برای پوشش دادن تمام زندگی بوردین، روی یک دوره خاص تمرکز میکند.
فیلم «تونی» داستانی سرگرمکننده از یک برش زندگی را روایت میکند
تونی (با بازی دومینیک سسا - Dominic Sessa)، دانشجوی کالج وسار (Vassar College) در شمال ایالت نیویورک، اصرار دارد که هیچکس او را آنتونی صدا نکند، و به طور کلی او با نقلقول روی کارت عنوان افتتاحیه فیلم، از خاطرات سال ۲۰۰۰ بوردین با عنوان «محرمانه های آشپزخانه» (Kitchen Confidential) زندگی میکند: «راستش را بخواهید، من یک جوان لوس، بدبخت، خودشیفته، خودتخریبگر و بیفکر بودم و به شدت به یک کتککاری حسابی نیاز داشتم.» این امر طرفداری از او را کمی سخت میکند، حتی در حالی که او به تدریج به سوی برخی از درسهای زندگی ساده اما مهم، با کمک چند شخصیت کلیدی حرکت میکند.
ابتدا، او با بسیاری از همین افراد مانند یک آدم کامل رفتار میکند. پس از رد شدن در بورسیه نویسندگی وسار که به طور مغرورانهای مطمئن بود دریافت خواهد کرد، در وسط شب به خلوت میخزد، از والدینش پول میدزدد و به آنها نمیگوید به کجا میرود. او با این تصمیم که با نانسی (Emilia Jones)، عشق دوران دبیرستان و همدانشگاهیاش در وسار ارتباط برقرار کند، به پرووینستاون سفر میکند، جایی که او به او گفته بود تابستان را در آنجا خواهد گذراند. او بلافاصله مست میشود، به یک پیشخدمت آزار میرساند و از بار صدف پرچمدار (The Flagship) بیرون انداخته میشود.
بدون هیچ پول باقیمانهای، او از مالک و سرآشپز بینام پرچمدار (با بازی آنتونی باندراس - Antonio Banderas) التماس میکند که اجازه دهد روی بانمکی که خستگی مستیاش را روی آن به در کرده بود بماند، و سرآشپز (همانطور که همه او را صدا میزنند) موافقت میکند که تونی را در ازای جایی برای گذراندن تابستان به عنوان ظرفشور استخدام کند. تونی دقیقاً یک کارمند ستارهای نیست، و کمکی نمیکند که او بلافاصله با سال (Leo Woodall)، همکار خشن، زنباره و معتاد به مواد مخدر در آشپزخانه دوست میشود که بدترین الگوی ممکن برای تونی است.
«تونی» جذابیت ساده و کمهیاهویی دارد
تونی تابستان را با خرابکاری هم از نظر شخصی و هم حرفهای میگذراند، زیرا او با دروغهای مختلف درباره شغل نویسندگی ادعاییاش به دنبال نانسی است و به سختی از آتش زدن پرچمدار جلوگیری میکند. اما او همچنین یک مربی صبور در سرآشپز پیدا میکند که چیزی را در تونی میبیند که خودش در خود نمیبیند. رابطه آنها شیرینتر و بسیار تکاملیافتهتر از رابطه عاشقانه بین تونی و نانسی است، حتی اگر نانسیِ واقعی در نهایت به مدت ۲۰ سال همسر تونی شد. جونز هر کاری که بتواند با شخصیتی کممایه انجام میدهد، اما تمرکز همچنان روی کلوپ پسرانه در آشپزخانه باقی میماند.
جانسون همچنین فضای آزاد پرووینستاون در دهه ۱۹۷۰ را به تصویر میکشد، پناهگاهی ضد فرهنگ که در آن آدمهای دستوپاچلفتی مانند تونی و همکارانش میتوانند کار ثابتی پیدا کنند، حتی اگر در حال استنشاق کوکائین و استفراغ ناشی از خماری هنگام تلاش برای آماده کردن غذا برای مشتریان باشند. خود تونی اغلب فردی ناامیدکننده برای وقت گذرانی است، به ویژه زمانی که اجازه میدهد خودبینیاش مانع از ارتباطات انسانی واقعی شود، اما سسا همچنین او را به فردی جذاب تبدیل میکند که همیشه میتواند افراد را متقاعد کند که فرصت دیگری به او بدهند.
او فاصله زیادی با کاوشگر متفکر و جذاب کارهای تلویزیونی دهههای بعد بوردین دارد. اما نخ مشترک کافی برای مریدان بوردین وجود دارد تا آغاز فرد بالغتری را که در نهایت ظاهر خواهد شد، ببینند. در حالی که جانسون رویکردی طعنهآمیز و کمدی نسبت به فیلم زندگینامهای شرکتی خود در سال ۲۰۲۳ یعنی «بلکبری» (BlackBerry) داشت، «تونی» جدی و حساس است، کاملاً مطابق با پروژههای خود بوردین.
نتیجهگیری: «تونی» فیلمی زندگینامهای سبک اما مؤثر است
زندگی واقعی بوردین حتی آشفتهتر از تابستان آشفته به تصویر کشیده شده در «تونی» بود و جانسون و نویسندگان همکارش نمیتوانند در برابر وسوسه هالیوودی برای یک فینال پرشور مقاومت کنند، زیرا تونی همکاران پرچمدار خود را برای یک رویداد خیریه به افتخار حامی خود دور هم جمع میکند. حتی در سطحیترین لحظات، با این حال، «تونی» به لطف اجراهای زمینی و سبک بصری گرم و آفتابگیر خود، ریشهدار باقی میماند.
من مطمئن نیستم که پس از تماشای «تونی» چیز زیادی درباره آنتونی بوردین - یا درباره غذا - بیشتر میدانم، اما باز هم از وقت گذرانی در یک تابستان پرحادثه در پرووینستاون لذت بردم.
فیلم «تونی» در ۷ اوت در سینماهای منتخب و در ۲۱ اوت در سراسر کشور اکران میشود
