بررسی بازی والهیم؛ یک شاهکار در سبک بقا

نگاهی جامع به بازی والهیم (Valheim) پس از انتشار نسخه کامل و نهایی، و بررسی اینکه چرا این اثر بهترین بازی در سبک بقا و ساخت‌وساز است.

تتیم تحریریه۸ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۰ روز پیش
بررسی بازی والهیم؛ یک شاهکار در سبک بقا

در چمنزارهای آرامش‌بخشی که سفرم در بازی والهیم (Valheim) تقریباً شش سال پیش، در آغاز یک اکتشاف دسترسی زودهنگام (Early Access) که اکنون بالا به پایان رسیده است، آغاز شد، به یک سنگ‌نوشته در دشت تنهایی برخوردم که کلماتی روی آن حک شده بود که از آن زمان تاکنون مدام به آن‌ها فکر می‌کنم:

یک شکم سیر
یک بادبان پر
وزن یک نیزه در دست شما
و ترانه‌ای بر لبان‌تان
بگذار تمام کوه‌ها فرو بریزند
و دریاها به نمک جوش بیایند
یک روز زیر آفتاب، زندگی به خوبی سپری شده است

این عصاره بازی والهیم (Valheim)، پادشاه نورسِ خشن‌چشم اما خوش‌قلب در سبک بازی‌های ساخت‌وساز و بقا است. با وجود اینکه سیاه‌چال‌های تاریک و رئیس‌های چالش‌برانگیز آن ممکن است هولناک باشند، و محیط‌های افراطی آتش و یخ آن بی‌رحمانه به نظر برسند، این حماسه‌ای درباره بازگشت به خانه با شکستگی‌هایی روی سپر و خون بر چهره است تا در کنار آتشِ خروشانِ اجاق — در تنهاییِ متفکرانه یا با دوستان — بنشینید و تکانی درخشان را در قلب خود احساس کنید، با این آگاهی که دشمنان بزرگی را شکست داده‌اید و اکنون می‌توانید استراحت کنید و جشن بگیرید. و در آن لحظات کندتر، متوجه شدم که این در واقع بهترین حالت این ژانر در تمام دوران است.

جهت‌گیری هنری و طراحی دنیای بازی والهیم (Valheim) از همان لحظه اول به آن هویت متمایزی می‌بخشد. این بازی دارای ظاهری عمدتاً کم‌جزئیات (lo-fi) با بافت‌های پیکسلی و چندضلعی‌های نه چندان زیاد است. اما با این حال، بازی واقعاً زیبایی است. هر موجود، پرتو خورشید، و تپه جنگلی با نوعی فضای افسانه‌ای پر شده است که مرا وادار می‌کرد بخواهم در مناطق تولید شده به صورت رویه‌ای (procedurally-generated) گم شوم. و چیزهای زیادی برای گم شدن در آن‌ها وجود دارد، از چمنزارهای آرام گرفته تا باتلاق‌های دلگیر و کوه‌های برفی. هر بار که نقشه جدیدی تولید می‌کردم، با مقیاس آن تحت تأثیر قرار می‌گرفتم و اینکه چقدر به نظر می‌رسید دست‌ساز بوده است. به دلیل حس طبیعی و اروپایی شمالی، بسیار منسجم و اصیل به نظر می‌رسد.

اولین باری که بازی والهیم (Valheim) واقعاً مرا به گفتن «واو!» وا داشت، این بود که پس از حدود ۱۵ ساعت آماده‌سازی، روی کشتی دست‌ساز خودم به دریا زدم. درست مانند یک وایکینگ واقعی، روش اصلی شما برای سفر طولانی‌مدت رفتن به دریاها و مسیرهای رودخانه‌ای است. کنترل‌های هدایت کشتی تا حدودی دست‌وپاگیر هستند و من دقیقاً به همین دلیل آن‌ها را دوست دارم. تسلط بر هنر ساخت چرخش‌های تنگ و مدیریت سرعت، یک تمرین مهارت‌آموزی رضایت‌بخش بود.

امواج واقع‌گرایانه می‌توانند شما را بالا و پایین بیندازند، و یک طوفان ناگهانی حتی می‌تواند به کشتی شما آسیب برساند و شما را مجبور کند به یک بندر امن پناه ببرید. جهت در حال تغییر باد یک ملاحظه دائمی است که ممکن است شما را تشویق کند به جای حرکت در یک خط مستقیم، مسیر خود را تغییر دهید و چیز جدیدی کشف کنید. داشتن یک کشتی باعث می‌شود احساس کنید دنیای کاملاً جدیدی در حال گشوده شدن است — و سپس تلاش می‌کند شما را ببلعد.

بهبودهای انجام شده روی بازی والهیم (Valheim) از زمان عرضه دسترسی زودهنگام آن واقعاً بسیار بیشتر از آن است که بتوان فهرست کرد، حتی اگر از مسائل آشکاری مانند تقریباً دو برابر شدن تعداد زیست‌بوم‌ها (Biomes) و رئیس‌ها چشم‌پوشی کنید. جای‌جاخالی‌های بی‌نقص، trinkets، و حتی یک سیستم جادو باعث شده‌اند که مبارزه بسیار عمیق‌تر و غنی‌تر شود. یکی از بزرگ‌ترین گله‌های من در سال ۲۰۲۱ این بود که عناصر خاصی از پیشروی می‌توانست کمی طاقت‌فرسا احساس شود. اما حتی آن هم اکنون با تنظیمات دقیق سختی قابل تنظیم است. من متوجه شدم که نرخ افت منابع ۳ برابری، روند بازی را برای من به عنوان یک بازیکن انفرادی فوق‌العاده روان کرد (به خصوص در حالی که در حال مرور مجدد مناطق اولیه ای بودم که قبلاً در یک دنیای کاملاً تازه ۱.۰ دیده بودم)، اگرچه ممکن است برای یک گروه بزرگ کمی زیاد باشد.

هر یک از هشت زیست‌بوم از نظر جو، دشمنان و جغرافیا بسیار متمایز هستند. منطقه مه‌آلود Mistlands جایگزین Swamps به عنوان منطقه کم‌طرفدار من شده است، با زمین‌های آزاردهنده‌ای که با مه غلیظ ناوبر کردن در آن‌ها حتی سخت‌تر شده است، اما وقتی مورد هجوم قرار نمی‌گیرید، نگاه کردن به آن‌ها زیباست. منطقه Ashlands نشان‌دهنده یک تشدید دراماتیک است که واقعاً هیجان ورود به مراحل پایانی بازی را با جهشی در سختی و چشم‌اندازهای آتشفشانیِ شوم به فروش می‌رساند.

در مورد Deep North، من نمی‌خواهم رازهای نهفته در آنسوی سواحل یخی آن را بیش از حد لو بدهم، اما این منطقه واقعاً جاه‌طلبی تمام زیست‌بوم‌های دیگر را شرمنده می‌کند و به پایانی شایسته یک قهرمان وایکینگ منجر می‌شود. من از قبل زیبایی‌شناسی نورس بازی والهیم (Valheim) را دوست داشتم، و Deep North بیشترین حالت نورس را دارد که تا به حال داشته است، بنابراین واقعاً به قوی‌ترین تم‌های بصری و اسطوره‌ای خود دقیقاً در پایان تکیه می‌کند.

برای بازی‌ای که نیم دهه پیش از نظر اندازه و پرداخت‌شده بودن نسبتاً کامل به نظر می‌رسید، نسخه ۱.۰ بازی والهیم (Valheim) بیشتر شبیه به یک اثر کلاسیک فوری از سال‌های گذشته است که قبلاً سه بسته الحاقی بزرگ دریافت کرده است، نه اسکلتی پژمرده از چیزی که پتانسیل عالی شدن را داشته و اکنون بالاخره گوشت و پوست گرفته است. من کاملاً از گستردگی نهایی آن شگفت‌زده شده‌ام. آن‌ها حتی برخی میان‌پرده‌های دو بعدی با انیمیشن بسیار خوب اضافه کرده‌اند که پس از هر رئیس پخش می‌شوند و زیست‌بومی را که قرار است کاوش کنید اعلام می‌کنند، که قطعا به پر و بال دادن و حفظ شتاب داستان در حال آشکار شدن کمک می‌کند.

اکشن هک اند اسلش (و تیراندازی) بازی والهیم (Valheim) برای من به عنوان یک بازیکن مدرن اکشن نقش‌آفرینی، آشنا و نیرو بخش بود. این تنها «به اندازه کافی خوب برای یک سازنده بقا» نیست، و همان دقت و توجه به آن شده است که به هر سیستم دیگری می‌شود. با طیف گسترده‌ای از سلاح‌ها و انواع دشمنان، آسیب‌های عنصری و مقاومت‌ها، و جای‌جاخالی‌ها و پار‌ی‌های مبتنی بر زمان، مرا به چالش کشید تا مهارت‌هایم را تیز کنم و الگوهای دشمنان جدید را تا پایان یاد بگیرم.

مبارزات شلوغ، دراماتیک و رضایت‌بخش با رئیس‌ها واقعاً نقاط قوت این مبارزه را نشان می‌دهند، حتی اگر گاهی اوقات واضح باشد که هوش مصنوعی آن‌ها نمی‌تواند کاملاً با عرصه‌های متنوعی که در آن‌ها می‌جنگید کنار بیاید. آن‌ها نه تنها به عنوان اوج‌های اوج برای هر منطقه و سطح فناوری عمل می‌کنند، بلکه مکانیک‌های بسیار متمایزی دارند و به تدریج سقف مهارت مورد نیاز برای پیشرفت را بالا می‌برند، که من آن را بسیار پاداش‌دهنده یافتم. با این حال، من آرزو می‌کنم که نیمی از آن‌ها در برابر آسیب سوراخ‌کننده مقاوم نبودند، زیرا کمی شبیه به این است که بگویید «اجازه تیراندازی از این نقطه به بعد وجود ندارد»، به خصوص با توجه به اینکه چقدر طول می‌کشد تا کمان‌دارانی مثل من ارتقاء قابل توجهی در آسیب عنصری در اواسط تا اواخر بازی دریافت کنند.

سیاه‌چال‌های تصادفی نیز یک لذت‌بخش هستند، از سیستم‌های غار یخی پر از گرگ‌نما گرفته تا کندوهای حشرات چسبنده، که هر کدام دارای یک طرح‌بندی منحصر به فرد، غارت و چالش‌هایی برای عبور هستند. دشت‌ها (Plains) و Ashlands جایگزین مخفیگاه‌های زیرزمینی با سازه‌های بزرگ و پیچیده در فضای باز می‌شوند که حتی بیشتر کمک می‌کند تا هم چیز منحصر به فرد به نظر برسد. محاصره کردن یک قلعه زغالی باعث شد کل روال کاوش و غارت حتی پس از ۸۰ ساعت بازی دوباره کاملاً جدید به نظر برسد.

در میان هوشمندانه‌ترین ترفندهای بازی والهیم (Valheim)، نحوه ارتباط مستقیم مهمانی‌های پرحجم غذا با پیشروی است. در حالی که می‌توانید در سلاح‌ها و توانایی‌های مختلف مانند دویدن و شنا کردن مهارت کسب کنید، مترهای سلامتی و استقامت شما کاملاً به محتویات شکم شما گره خورده است. این بدان معناست که «سطح‌بندی» بیشتر شامل یافتن مواد جدید و یادگیری دستور پخت‌های جدید است تا مطمئن شوید که همیشه تا حد امکان خوب تغذیه شده‌اید. بازی والهیم (Valheim) همچنین از شما می‌خواهد که رژیم غذایی متعادلی داشته باشید. شما می‌توانید در هر زمان از حداکثر سه نوع غذا بهره‌مند شوید، اما روی هم انباشتن بیش از یک مورد از یک چیز هیچ فایده‌ای برای شما ندارد.

تمام این‌ها همچنین باعث شد شخصیت من زنده‌تر و مرتبط‌تر با جهان به نظر برسد و بازی والهیم (Valheim) را از روتین‌های پیشروی سنتی و قدیمی نقش‌آفرینی که در آن تجربه به سطوح ترجمه می‌شود و سپس به نقاط ضربه و انرژی بیشتری تبدیل می‌شود، متمایز کرد. چیزی به طرز لذت‌بخشی موضوعی درباره رفتن به نبرد با شر با شکمی سیر، خوابی خوب در شب، و یک جام از می‌نیروبخش برای سر کشیدن وجود دارد. این بهشتی واقعی برای یک جنگجوی دنج است.

البته، یک جنگجوی دنج به یک سالن دنج برای مستقر شدن نیاز دارد. بازی والهیم (Valheim) مبتنی بر ووکسل است، اما در نحوه تغییر زمین بسیار محدودتر از چیزی مانند ماینکرفت (Minecraft) است. مدتی طول کشید تا به ترفندهای کوچکی که برای ساختن ساختاری نیاز است که در زمین فرو نرود یا به نظر نرسد کمی شناور است، مسلط شوم. اما وقتی این کار را کردید، می‌توانید چیزهای بسیار چشم‌گیری بسازید، و سیستم عمیق برای وزن و تیرهای حمایتی به این معنی است که ساختمان‌های شما به طور کلی واقع‌گرایانه به نظر می‌رسند و احساس می‌شوند و با جهان اطراف خود سازگار هستند. به دور از یک مزاحمت محدودکننده، من دوست داشتم که چگونه این تبدیل به یک معما شد که باعث شد طوری فکر کنم که نورس‌های قرون وسطایی واقعی ممکن است هنگام فهمیدن نحوه نگه داشتن یک سقف بلند فکر کرده باشند. قطعات ساختمانی در سبک‌های مختلفی وجود دارد، اما من هنوز آرزو می‌کنم که می‌توانستیم کاشی‌های کف مثلثی یا گرد داشته باشیم تا ساختن چیزی با هر چیزی غیر از ردپای کاملاً مستطیلی اینقدر سخت نباشد.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.