من هرگز حساب اینستاگرام نداشتهام، اما قطعاً میتوانم با احساس تنهایی همذاتپنداری کنم که اینگرید توربرن (با بازی آوبری پلازا - Aubrey Plaza) را وادار میکند تا در کمدی سیاه و برندهی «اینگرید به غرب میرود» (Ingrid Goes West)، روابط پاراسوشال جنونآمیزی با اینفلوئنسرهای آنلاین برقرار کند. بیشتر فعالیتهای فعلی من در شبکههای اجتماعی به بلو اسکای (Bluesky) و لتربوکسد (Letterboxd) محدود میشود، اما حتی در آنجا هم خیلی راحت میتوان در زندگی شخصیتهای محبوب غرق شد و احساس کرد که پنجرهای به سوی چیزی اصیل دربارهی هویت آنها باز شده است.
این گرایش همذاتپندارانه نسبت به اینگرید است که باعث میشود «اینگرید به غرب میرود» به عنوان یک مطالعه شخصیتی پیچیده عمل کند، نه صرفاً تمرینی برای مسخره کردن. اینگرید زمانی که تیلور اسلون (با بازی الیزابت اولسن - Elizabeth Olsen)، اینفلوئنسر پرجلوه را هدف قرار میدهد، به وضوح از تعادل خارج شده است، اما او همچنین پس از یک بحران سلامت روان که او را روانه یک مرکز درمانی تخصصی میکند، با غم، انزوا و اضطراب دستوپنجه نرم میکند. آن بحران شامل هجوم به یک مراسم عروسی و اسپری فلفل به صورت عروس است، اما برای اینگرید هنوز هم بهطور قانونی یک اتفاق آسیبزا محسوب میشود.
مهم نیست کمدی «اینگرید به غرب میرود» چقدر تاریک میشود، بلکه همواره شیک و خندهدار باقی میماند و به طرز زیرکانهای وسواسهای شبکههای اجتماعی را که تقریباً یک دهه پس از اتمام اکران اولیه همچنان مرتبط هستند، هجو میکند. این فیلم که اکنون در نتفلیکس (Netflix) پخش میشود، فیلمی عالی برای بینندگان است تا در عصر کنونی اجرای مداوم آنلاین، آن را دوباره کشف کنند.
«اینگرید به غرب میرود» نمایشی برجسته برای آوبری پلازا است
اگرچه او تا زمان اکران فیلم «اینگرید به غرب میرود» در جشنواره فیلم ساندنس (Sundance Film Festival) در سال ۲۰۱۷ در فیلمهای نسبتاً زیادی حضور یافته بود، اما پلازا همچنان بیشتر به خاطر بازی در نقش آوریل لودگیت طعنهزن در کمدی موقعیت «پارکها و تفریحات» (Parks and Recreation) شبکه انبیسی (NBC) شناخته میشد، و «اینگرید به غرب میرود» روی تاریک خوشایندی از شخصیت او را نشان میدهد که او در فیلمهایی مانند «امیلی جنایتکار» (Emily the Criminal) و «خرس سیاه» (Black Bear) و در سریال «لژیون» (Legion) شبکه افایکس (FX) بیشتر به کاوش در آن پرداخت. اینگرید هنوز هم کمی طعنهزن است، اما در عین حال بسیار احساسیتر از آوریل است، بدون آن بیتفاوتی که حضور پلازا روی پرده را تعریف کرده بود.
پلازا کاملاً خود را وقف نقش اینگرید ناپایدار از نظر روانی میکند؛ از همان لحظهای که معرفی میشود و در حال اسکرول کردن دیوانهوار در پستهای مربوط به عروسی شارلوت باکوالد (با بازی مردیت هاگنر - Meredith Hagner)، اولین هدف تعقیبوگریزش، درست پیش از حمله نامعقولش است. اگرچه اینگرید به نظر میرسد در دوران حضورش در مرکز درمانی آرامتر شده است، اما بلافاصله پس از ترخیص، وقت را تلف نمیکند و در شمارهای از مجله «ال» (Elle) درباره تیلور میخواند که او را به عنوان شیفتگی جدیدش برمیگزیند.
طریقهای که دستانش پیش از کلیک کردن روی دکمه «دنبال کردن» (Follow) در پروفایل اینستاگرام تیلور کمی میلرزد، چیزهای زیادی درباره درک اینگرید از پاتولوژی خودش بیان میکند، با وجود اینکه او بلافاصله آن را نادیده میگیرد و سرسختانه وارد تعقیب تیلور میشود. تماشای تایپ کردن او و سپس حذف کردن چندین نظر آشفته روی پستهای تیلور قبل از رسیدن به چیزی بیخطر و در عین حال به اندازه کافی چاپلوسانه برای به دست آوردن اطلاعات مورد نظرش، بسیار خندهدار است.
اینگرید با پولی که از مادر تازهدرگذشتهاش به ارث برده است، آپارتمان ساحلی در ونیز (Venice Beach) درست پایین خیابان محل سکونت تیلور اجاره میکند و پس از پس دادن سگ «گمشده» آنها - که گم شده بود چون اینگرید آن را ربوده بود - با تیلور و همسرش ازرا (با بازی ویات راسل - Wyatt Russell) دوست میشود. این رفتار به وضوح مجرمانه است، اما پلازا آن را به طرز عجیبی دوستداشتنی جلوه میدهد و این کمکی است به این واقعیت که تیلور آشکارا به همان اندازه اینگرید خودشیفته و ناامن است و تنها قادر است آن را بهتر پنهان کند و با فالوورهای قابل توجهش تقویت شود.
«اینگرید به غرب میرود» هم فیکسیشنهای شبکههای اجتماعی ما را درک میکند و هم به آنها میخندد
زمانی که اینگرید بالاخره زمان کافی را با تیلور میگذراند تا راهی یک عکس با او شود، پست اینستاگرام را چاپ کرده و قاب میکند. این رفتار خاص ممکن است رایج نباشد، اما این نوع تشنگی برای شبکههای اجتماعی، بهویژه برای نزدیکی حتی به اینفلوئنسرهای نسبتاً موفق (تیلور ۲۶۷,۰۰۰ فالوور دارد)، به صورت آنلاین رواج دارد. هنگامی که او میفهمد تیلور به کدام رستوران هیپستری مرتباً سر میزند، اینگرید عکسی از غذایی که در آنجا سفارش داده میگیرد، اما از خود غذا حالت تهوع به او دست داده و آن را بیرون میپرد.
تیلور هم به همان اندازه ناامید است و اولسن او را با ترکیبی از گرمی و صمیمیت ساختگی به تصویر میکشد. این اجرایی کمتر خودنمایانه نسبت به پلازا است، اما برای به تصویر کشیدن نقد فیلم بر روی اینفلوئنسرهای توخالی به همان اندازه اهمیت دارد. تیلور حتی هرگز خودش را یک اینفلوئنسر معرفی نمیکند، بلکه در عوض شغل خود را «عکاس» توصیف میکند، حتی اگر در بیشتر مواقع افراد دیگری عکسها را بگیرند تا او بتواند در آنها ظاهر شود.
این هم مایه تاسف و هم خندهدار است که تیلور و اینگرید احتمالاً اگر هر کدام میتوانستند درباره انگیزههایشان صادق باشند، دوستان کاملاً مناسبی برای یکدیگر میشدند. در عوض، تنها کسی که واقعاً اینگرید را درک میکند و به او اهمیت میدهد، همسایه او دان پینتو (با بازی اوشی جکسون جونیور - O'Shea Jackson Jr.) است؛ یک گیک متبحر در بتمن که به روش خودش به همان اندازه اینگرید عجیبوغریب و آسیبدیده است، اما رویکردی خوشبینانهتر نسبت به مدیریت آن در پیش میگیرد.
در نقطهای، نیکی (با بازی بیلی مگنوسن - Billy Magnussen)، برادر رذل تیلور، اینگرید را «زن مجرد سفیدپوست» (single white female) مینامد، اما وسواس او هرگز به خشونت جدی تبدیل نمیشود. فیلم «اینگرید به غرب مهم» (Ingrid Goes West) فقط به اندازه کافی تاریک است تا عمق توهمات شخصیت اصلیاش را منتقل کند، در حالی که به جای دردناک بودن، سر زنده و شوخطبع باقی میماند. مهم نیست اینگرید چقدر وحشتناک رفتار میکند، رستگاری همیشه تنها به فاصله یک پست ویروسی قرار دارد.
