من لبهی یک هلیکوپتر ترابری نشستهام و پاهایم در نسیم آویزان است که خلبان رادیو را روی آهنگ پرواز والکریها (Flight of the Valkyries) روشن میکند. سه مسافر بدون هماهنگی زمزمه میکنند: «دوه دوه دوه دوه، دوه، دوه دوه دوه دوه، دوه»، و صدای ویاوآیپی (VOIP) آنها دو ثانیه عقبتر از آهنگ واقعی است. خلبان اجرای آنها را با یک اعلامیه قطع میکند: «به محض دیدن چمنها سریع بپرید، چون داریم به سمت منطقه خطرناک میرویم. چند نفر از شما چتر نجات خریدید؟» هلیکوپتر ساکت میشود. «بسیار خب.»
میفهمم این همان خلبانی است که بیش از ۴۰ دقیقه پیش در ابتدای مسابقه مرا به خط مقدم تاکسی کرده بود. او تمام مدت این کار را انجام داده، صفر کشتار دارد و طبق جایگاه پنجم خود در جدول امتیازات، بیش از ۳۵,۰۰۰ دلار ارز درون بازی به دست آورده است. به محض اینکه به وسط نقشه غولپیکر میرسیم، گلولهها بلافاصله از کنار هلیکوپتر زوزه میکشند. خلبان ما با یک مانور مارپیچ تمرینشده که از داخل میتوانست با سقوط اشتباه گرفته شود، به سمت یک منطقه فرود (LZ) نزول میکند.
اما ما بدون هیچ تلفاتی فرود میآیم. قدم روی چمن میگذارم، ۲۵ دلار به خلبان انعام میدهم، و سپس حدود شش ثانیه بعد از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار میگیرم. آنجا دراز میکشم، گلوله در مغز، گزینههایم را سبکسنگین میکنم: تسلیم شوم و ۲,۶00 دلاری را که برای این بارگذاری (loadout) خرج کردهام از دست بدهم، یا منتظر احیا بمانم. اگر این بتلفیلد (Battlefield) بود، بیصبر میشدم و بعد از عبور اولین امدادگر، دوباره زنده میشدم. اما در این بازی، پول حرف اول را میزند: من F1 را فشار میدهم تا به هر کسی در مجاورت «رشوه» بدهم. حالا، هر کس که زندگی خود را به خطر بیندازد تا مرا نجات دهد، ۱۰۰ دلار دریافت میکند. اوه شاید ۱۵۰ دلار. ۳۰۰ دلار؟ بله. با ۳۰۰ دلار کسی متوجه شد، بدن من را به مکان امن کشاند و مرا برگرداند.
این وردوگز (Wardogs) است، بازی شوتر تاکتیکی نظامی (milsim FPS) آینده از تیم سازنده Battalion 1944 که در ماه سپتامبر وارد دسترسی اولیه (early access) میشود. من آخر هفته گذشته بدون هیچ توقعی وارد پلیتست بسته شدم - طرفدار بازیهای مشابهی مانند اسکواد (Squad) هستم، اما سالهاست که به طور منظم یک بازی نظامی بازی نکردهام. من پریدم داخل چون Wardogs به آرامی سر و صدای زیادی به پا کرده است، و بعد از پنج ساعت زمان بازی، میتوانم دلیل آن را ببینم.
بازی Wardogs فقط پیویپی (PvP) است و از سرورهای ۱۰۰ نفره پشتیبانی میکند. حالت اصلی در پلیتست سه تیم است (هنوز مطمئن نیستم چگونه ۱۰۰ بازیکن را به سه تیم تقسیم میکنند) که بر سر همان دایره قلمرو در یک نقشه غولپیکر میجنگند. تیمی که بیشترین تعداد افراد را در منطقه داشته باشد امتیاز میگیرد، اما با اشغال «منطقه داغ» (hot zone) درون دایره، میتوانید تعداد افراد خود را دو برابر حساب کنید - اینجاست که بیشترین کشتار اتفاق میافتد. این قالب مستقیماً از یک مد محبوب آرما ۳ (Arma 3)، یعنی آرما: پادشاه تپه (Arma: King of the Hill) الهام گرفته شده است.
پول حرف میزند
در طیف بین «مطالب سختافزارانه آرما» و «اساساً بتلفیلد»، Wardogs دقیقاً نقطه میانی را پیدا میکند. سلاحها سریع و تیراندازی قابل دسترس است. در سطح پایه، تمام چیزی که واقعاً برای مشارکت باید بدانید این است که در منطقه تسخیر بایستید و به تیمهای دیگر شلیک کنید - اگر بتلفیلد را متوجه میشوید، Wardogs جهش بزرگی نخواهد بود.
کنار زدن لایهای دیگر، یک متاگیم لجستیکی آشنا برای بازیهای نظامی را آشکار میکند: ساخت پایگاههای عملیاتی جلو (FOBs)، ساخت دفاع، حمل و نقل تدارکات، و کنترل مکانهای استراتژیک.
جایی که Wardogs بیشترین تفاوت را دارد اقتصاد آن است. بازیکنان برای انجام هر کار مفیدی پول در سطح حساب به دست میآورند - گرفتن کشتار، ایستادن در منطقه تسخیر، درمان هم تیمیها، رانندگی افراد از A به B - و شما آن پول را برای تجهیز شدن خرج میکنید. همانطور که ذکر شد، شما همچنین میتوانید پول خود را به شکل انعام و رشوه به اطراف پرتاب کنید.
پول به این دلیل است که Wardogs (مانند مد آرما قبل از آن) کمی از آبمیوه بازیهای استخراجی (extraction shooter) را مهار میکند. شما یک چرخ خرید را با هزاران دلار تفنگ، کلاه ایمنی، جلیقه، خشاب، گجت و باند پر میکنید، و سپس آن تجهیزات را در معرض خطر قرار میدهید. شما سهم شخصی در بقا دارید و بهترین شانس برای انجام این کار چسبیدن به هم تیمیها است.
این یک ساختار تشویقی واقعاً هوشمندانه است که فراتر از ایده بتلفیلد در پاداش دادن ساده ایکسپی (XP) برای کار تیمی است (Wardogs هم این کار را میکند). همچنین بخشی از مغز مرا که از کنار هم گذاشتن یک بارگذاری در بازیهای استخراجی لذت میبرد، قلقلک میدهد. یک زندگی تک نفره تا حدودی مانند یک یورش (raid) بازی میشود: شما تجهیزات میپوشید، به بیرون میروید و سپس تلاش میکنید پول بیشتری نسبت به آنچه از دست دادهاید به دست آورید. اما دستاوردهای نقدی آنقدر سخاوتمندانه هستند که نیازی نیست روی کیف پول خود تمرکز کنید: من در ۹ مورد از ۱۰ زندگی با ایستادن ساده روی هدف، درمان و گرفتن کشتار گاه به گاه سود کسب کردم. من مشکوکم که با باز کردن قفل تجهیزات گرانتر و توسعه سلیقه بهتر در کلاه ایمنی، این وضعیت تغییر خواهد کرد.
من تحت تأثیر راههایی قرار گرفتهام که Wardogs هم فردگرا و هم تیممحور است، اما توسعهدهنده بولکهد (Bulkhead) ممکن است نیاز داشته باشد اعداد را در طول دسترسی اولیه تنظیم کند. رانش اصلی پیشرفت، باز کردن قفل تفنگها و وسایل نقلیه بیشتر است. این کار به سرعت گران میشود، بنابراین میتوانم ببینم که برخی از بازیکنان سبک بازی بیش از حد امن را برای به حداکثر رساندن سود خود در هر مسابقه اتخاذ میکنند.
پلیتست آخر هفته آغاز این امر را دید: مسابقات من تعداد زیادی همتیمی داشت که به جای هل دادن به سمت هدف، با تفنگهای دوربیندار در برجها اردو زده بودند. دفاع از پایگاه FOB مهم است و همه چیز، اما من فکر میکنم آنها فقط میخواستند از یک مکان امن کشتار جمع کنند.
قوانین کلاس
به همین ترتیب، من فکر نمیکنم نقشهای کلاس آزادانه Wardogs تیمها را برای موفقیت آماده کند. هیچ کلاس رسمی وجود ندارد، فقط ابزارهایی وجود دارد که هر کسی میتواند بخرد مانند راکتها، دستگاههای احیا (defibrillators) و چکشها. یک بازی مبتنی بر کلاس مانند اسکواد تضمین میکند که یک جوخه کامل دارای تعادل از هر نقش است، اما در Wardogs، پیدا کردن کسی که به زحمت خرید دیلم برای نفوذ به پایگاههای دشمن FOB رفته باشد، یا بانداژ اضافی برای همتیمیها داشته باشد، یا حتی هنوز قفل لانچرهای راکت را باز کرده باشد (من هنوز نکردهام) سخت بود.
روی دیگر سکه این است که Wardogs کمتر دستورالعملی است و آزادانهتر است: من هرگز به دلیل اینکه افرادی با زمانهای بارگذاری سریعتر آن نقشها را قبل از من گرفته بودند، از تکتیراندازی محروم نمیشوم، یا در نقش پزشک که هیچکس دیگری نمیخواست محبوس نمیشوم. این بازی ذاتاً سازمانیافته کمتری نسبت به نزدیکترین مقایسههای خود دارد، اما این نیز جذابیت آن است. کارهایی برای انجام دادن وجود دارد، اما Bulkhead کار مناسبی در ایجاد طبیعی همکاری از طریق ایجاد یک هدف بسیار واضح، سادهسازی لجستیک و تعیین قیمتهای پایین برای حیاتیترین تجهیزات انجام داده است.
Wardogs اولین برداشت بسیار مطمئنی را ارائه میدهد. این بازی با یک حالت اصلی قوی، اصول قوی و یک پیچ و تاب متمایز وارد یک دوره دسترسی اولیه دو ساله میشود. مشکلاتی دارد، اما این نوع شوتری است که بلافاصله طرفداران اختصاصی را با بازخورد سازنده جذب میکند - این موضوع کاملاً درست است. من واقعاً میخواهم بیشتر بازی کنم.
در خارج از بازی، Bulkhead تمام حرفهای درست را برای یک استودیوی زیرک که از آنچه میسازد مطمئن است میزند: پیشسفارشها با قیمت ۴۰ دلار باز هستند، اما Bulkhead خریداران را تشویق میکند که اگر بتای شروع شده در ۲۱ آگوست را دوست ندارند، بازپرداخت بگیرند. این استودیو همچنین متعهد به کسب درآمد صفر در طول دسترسی اولیه شده است و گفته است که اسکینها همیشه به دست میآیند، نه خریداری میشوند (با استثناء یک بسته حامی). همچنین شایان ذکر است که Wardogs یک شوتر اول شخص اول پیسی (PC-first FPS) است که از سرورهای انجمن پشتیبانی خواهد کرد. آنها واقعاً به زبان من صحبت میکنند.
بازی Wardogs در تاریخ ۱۰ سپتامبر در دسترسی اولیه عرضه میشود.
