نگاهی به بازی Beneath a Steel Sky (نسخه ۱۹۹۴)

مرور و بررسی کلاسیک بازی Beneath a Steel Sky محصول سال ۱۹۹۴ در مجله پی‌سی گیمر (PC Gamer) که یکی از عناوین برجسته سبک ماجراجویی است.

تتیم تحریریه۶ دقیقه مطالعه۰ بازدید۶ روز پیش
نگاهی به بازی Beneath a Steel Sky (نسخه ۱۹۹۴)

تفسیر ویژه درباره این بررسی کلاسیک پی‌سی گیمر (PC Gamer) توسط:

از آرشیو: بررسی زیر همان‌طور که در ابتدا نوشته شده بود، با تغییرات جزئی در قالب‌بندی و تصاویر منتشر می‌شود. نوشته گری ویتا (Garry Whitta)

بررسی بازی Beneath a Steel Sky – مجله PC Gamer شماره ۱ (بریتانیا، دسامبر ۱۹۹۳)

بالاخره از راه رسید. پس از دو سال توسعه و خواندن مطالبی پرشور درباره پیش‌نمایش آن که بیش از حد استاندارد بود، بازی Beneath a Steel Sky از شرکت‌های رولوشن سافت‌ور (Revolution Software) و دیو گیبونز (Dave Gibbons) سرانجام از راه رسید. و این اثر نمی‌تواند تفاوتی بیشتر از این با اولین اثر این شرکت مستقر در هال در سال ۱۹۹۲ داشته باشد.

پس از جادو و اسطوره‌شناسی بازی Lure Of The Temptress، اکنون با یک تکنو-تریلر سرکوبگر و آینده‌نگرانه روبه‌رو هستیم که به‌شدت از آثار علمی-تخیلی پیشگامانه فیلیپ کی دیک (Philip K Dick) و ویلیام گیبسون (William Gibson) الهام گرفته است. یک قسمت از فیلم Blade Runner را بردارید، مقدار زیادی از رمان مصور خود گیبونز یعنی Give Me Liberty را به آن اضافه کنید، با کمی از فیلم Total Recall طعم‌دار کنید، و در نهایت بازی Beneath A Steel Sky را در یک کلام خواهید داشت.

بسته به میزان بدبینی شما، ایده بازی Beneath A Steel Sky یا یک قطعه علمی-تخیلی فوق‌العاده هوشمندانه است یا صرفاً مجموعه‌ای سرقت‌شده از ایده‌های علمی-تخیلی موجود. داستان در آینده‌ای نزدیک روایت می‌شود؛ جایی که دولت جهانی سقوط کرده و شرکت‌های فاسد اکنون آزادند تا کنترل سیاره را به دست بگیرند.

همزمان با نابودی بوم‌شناسی جهانی بر اثر آلودگی، طبقه ثروتمند تازه به دوران رسیده به زیر زمین پناه می‌برند، در حالی که افراد کم‌بضاعت مجبورند در برج‌های کلاستروفوبیک و مرتفع بالای سطح زمین زندگی و کار کنند. فراتر از همه این‌ها، منطقه «شکاف» (The Gap) قرار دارد؛ یک بیابان برهوت که مسکونی از افرادی است که از زندگی در شهر سر باز زده‌اند و همچنین خانه قهرمان ما، رابرت فاستر (Robert Foster)، مردی کت‌بارانی که پس از ربوده شدن توسط پلیس شریر از خانه‌اش بدون هیچ توضیحی و سقوط متعاقب هلی‌کوپتر، کاملاً تنها در طبقات بالایی شهر سر به فلک کشیده رها شده است.

اما لو دادن هر بخش بیشتری از داستان در اینجا، خراب کردن یکی از قوی‌ترین جنبه‌های بازی است. به‌جز چند سرنخ که در طول مقدمه ارائه می‌شود، بازی Beneath A Steel Sky عمداً اطلاعات بسیار کمی درباره اینکه چرا ربوده شده‌اید، چه کاری باید انجام دهید، یا حتی در ابتدا کجا هستید به شما نمی‌دهد. نیمی از لذت بازی در کشف معما و تماشای پیشروی آهسته پیرنگ در طول مسیر است.

راستش را بخواهید، بازی Beneath A Steel Sky رویکردی کاملاً مرسوم دارد؛ برخلاف آنچه ممکن است شنیده باشید. به عنوان یک بازی ماجراجویی، هیچ چیز رادیکال و نوآورانه‌ای در آن ارائه نشده است. با این حال، بازی بزرگ است (حدود ۱۰۰ مکان) و دارای معماهای بی‌شمار و شخصیت‌های بسیار جالب واقعی است. یک نکته به‌ویژه جذاب، همراه رباتیک شما یعنی جویی (Joey) است؛ یک ربات به‌شدت شوخ‌طبع که اگرچه بازی را به عنوان یک برد مدار ساده شروع می‌کند، اما می‌توان آن را به انواع بدن‌های سایبرنتیک متصل کرد تا به شما در انجام کارهای مفید کمک کند. رابطه عشق و نفرت خوب نوشته شده بین این دو شخصیت واقعاً به جان بخشیدن به آن‌ها کمک می‌کند.

پیشروی در بازی Beneath A Steel Sky به معنای رسیدن به ته ماجرا از راه‌های مختلف است؛ شروع از نزدیک بالای شهر، باید به سطح زمین و در نهایت به زیر زمین برسید تا معما را حل کرده و توطئه اصلی را کشف کنید. در طول مسیر، نیروهای امنیتی برای اجتناب وجود دارند، یک کامپیوتر مرکزی همه‌توان برای مقابله با آن، و زیرداستان‌ها و انحرافات بی‌شمار برای پرت کردن حواس شما. بازی اساساً درباره استفاده از شیء مناسب در مکان مناسب و در زمان مناسب است، اما جذابیت آن به این دلیل است که از ابتدا تا انتها به شکلی غنی و دقیق طراحی شده است. طرفداران جدی بازی‌های ماجراجویی در بهشت خواهند بود.

دیدگاه متقابل: چه چیزی را بیشتر درباره بازی‌های مونکی آیلند (Monkey Island) به یاد می‌آوردید؟ بیشتر از همه احتمالاً گرافیک آن نیست (هرچند عالی است) یا رابط کاربری آسان آن. نه، احتمالاً جوک‌ها هستند. می‌دانید، مسابقه تف کردن، بخشی که شلوارش پایین می‌افتد... و برای من، اینجاست که بازی Beneath A Steel Sky شکست می‌خورد. اصلا خنده‌دار نیست. (حتی بیشتر اوقات تلاش هم نمی‌کند خنده‌دار باشد.) اوکی، وقتی بازی نمی‌تواند چیزی را که از ابتدا قصد ارائه آن را نداشته فراهم کند، شکایت کردن چندان منصفانه نیست (این بازی بیشتر شبیه به Indiana Jones & The Fate Of Atlantis است تا Sam And Max)، اما در نظر بگیرید — لوکاس‌آرتز (LucasArts) مدت‌هاست که بازی ماجراجویی جدی نساخته است. و چرا؟ چون بازی‌های خنده‌دار محبوب‌ترند، به همین دلیل.

این به معنای آن نیست که ماجراجویی‌های گرافیکی جدی نمی‌توانند کار کنند — این بازی در مجموع زیبا، درگیرکننده، خوش‌ساخت و در بیشتر زمینه‌ها به سادگی «خوب» است — بلکه به این معناست که چند جوک می‌توانست همeth را کمی جذاب‌تر کند. — مت بیلبای (Matt Bielby)

اما بازی خالی از اشکال هم نیست. مشکل اصلی من این است که به نظر نمی‌رسد لحن خود را به درستی پیدا کند. از آنچه شنیده‌اید و آنچه در سکانس مقدمه به شما نشان داده می‌شود، کاملاً حق دارید انتظار یک دیدگاه تاریک، دلگیر و جوی از آینده‌ای کثیف و فاسد را داشته باشید. با این حال، مهم نیست که آثار هنری پس‌زمینه به‌زیرا درک‌شده گیبونز و مینی‌کومیک همراه واقعاً عالی چقدر سخت تلاش می‌کنند تا فضا را تنظیم کنند، عوامل حواس‌پرت‌کننده‌ای زیادی در اینجا وجود دارد که اثر را رقیق می‌کند.

شاید به این دلیل است که من نمی‌توانم شخصیت‌های کوچک روی صفحه را به اندازه کافی جدی بگیرم تا به آن‌ها اهمیت دهم یا، در مورد شروران متعدد، احساس خطر کنم. شاید به این دلیل است که موسیقی، که باید به اندازه گرافیک قدرتمند، هراس‌انگیز و شوم می‌بود، بیشتر شامل مجموعه‌ای از تم‌های نامناسب است که گاهی اوقات بیشتر شبیه به جیگ‌های رادیو وان (Radio One) به نظر می‌رسند.

در واقع، احتمالاً همه این‌ها مقصر هستند — بازی خود را بیش از حد پخش می‌کند و تلاش می‌کند همزمان به شدت جوی، کمدی، تهدیدآمیز و طعنه‌آمیز باشد.

مهم نیست که گاهی چقدر نزدیک می‌شود، بازی Beneath A Steel Sky هرگز موفق نمی‌شود شما را به شکلی که طراحان به وضوح قصد داشتند، در یک دنیای شوم و خفه‌کننده غوطه‌ور کند. اما باز هم، من احتمالاً فقط یک فرد خسته و دل‌زده هستم. بازی ممکن است بسیار متظاهرانه باشد، ولی آیا واقعاً باید آن را این‌قدر جدی بگیریم؟ این یک فیلم یا رمان روشنفکرانه نیست، به خدا قسم که یک بازی کامپیوتری است، و اگرچه ممکن است به عنوان یک اثر داستانی تعاملی کاستی‌هایی داشته باشد، اما به عنوان یک بازی ماجراجویی در سنت کلاسیک لوکاس‌آرتز، پیدا کردن نقص در آن دشوار است.

در واقع، بازی حداقل به اندازه هر چیزی که لوکاس‌آرتز در سال گذشته ارائه داده، خوب است — هرچند به همان اندازه خنده‌دار نیست. اما در مورد ادعای پر سر و صدا که این «اولین ماجراجویی کتاب کمیک متحرک مبتنی بر کامپیوتر در جهان» است، خب، من همچنان متقاعد نشده‌ام. فقط بازی Beneath A Steel Sky را همان‌طور که هست بپذیرید و نه آن‌طور که ممکن است وانمود کند، و اوقات بسیار خوبی خواهید داشت.


منبع: pcgamer.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.