من تقریباً هر نسخه لعنتی از بازی Crazy Taxi را که وجود داشته، بازی کردهام. اولین برخورد من با آن نسخه پلیاستیشن ۲ (PlayStation 2) یعنی EyeToy بود که در بازی Sega Superstars گنجانده شده بود و شامل این میشد که بهشدت دستوپا بزنم و فریاد بکشم تا توجه Axel را جلب کنم. بله، به دلیلی نامعلوم در نسخه EyeToy بازی Crazy Taxi شما مسافر هستید. من هم نمیدانم چرا.
سپس زمان زیادی را پشت فرمان در نسخههای Dreamcast و آرکید (Arcade) گذراندم - و درباره آنهمه فجایع موبایلی صحبت نمیکنیم - بنابراین از خبر معرفی بازی Crazy Taxi: World Tour بسیار هیجانزده شدم. البته با تمام بحثهای مربوط به هوش مصنوعی مولد که ساعتها پس از تریلر معرفی آن سایه انداخته بود، شور و اشتیاقم به سرعت فروکش کرد، اما میدانید...
ظاهراً استفاده از آن همچنان در مراحل مفهومی توسعه باقی مانده است، که من هنوز آن را دوست ندارم، اما مصمم بودم اجازه ن دهم این موضوع نظر مرا نسبت به بازی در حالی که برای امتحان کردن آن در رویداد Gamescom نشسته بودم، خدشهدار کند. و راستش را بخواهید؟ پس از یک ساعت، احساس کردم این تمام زمانی است که به بازی Crazy Taxi: World Tour نیاز دارم. هرچقدر هم که میخواستم نسخه مدرن این بازی را بپذیرم، اما هنوز کاملاً متقاعد نشدهام.
زمان من با نسخه آزمایشی (Demo)، مرا پشت فرمان Axel، شخصیت اصلی پوستر Crazy Taxi نشاند و در نقشه متناسب با فضای آلمان رها کرد. در نسخه کامل پنج شهر وجود خواهد داشت، اما تصور میکنم بیشتر آنچه در ترکیب شهرهای مختلف آلمان در بازی دیدم، در بقیه بازی نیز صادق باشد.
سبک سنتی وقتتنگ (Time-attack) بازی Crazy Taxi برای سوار و پیاده کردن مسافران تا حد امکان همچنان در اینجا حضور دارد و تقریباً در هر زمانی با توقف در نزدیکی آنها قابل شروع است. با این حال، احتمالاً بخش سرگرمکنندهتر World Tour، مأموریتهای فرعی و چالشهای مختلفی است که میتوانید انجام دهید. من بهطور اتفاقی به یکی از آنها برخوردم که از من میخواست با کلی پیتزا که در صندلی عقب انباشته شده بود رانندگی کنم، در حالی که چالش دیگری یک فرد جویای آدرس پر از آدرنالین را همراهی میکرد تا در حالی که با سرعت بالا از یک لبه بزرگ به پایین میراندم و قبل از توقف ناگهانی در پایین، او را به هوا پرتاب میکردم.
هر یک از این چالشها با یک امتیاز ستارهای ارائه میشوند - هرچه عملکرد من بهتر باشد، رتبه بالاتری کسب میکنم. چیزهای نسبتاً سادهای هستند. مشکل این است که فراتر از آن، من در واقع رانندگی کردن در Crazy Taxi را چندان سرگرمکننده نیافتم. قابلیت دریفت کشیدن (Drifting) آن جذابیت لازم را ندارد و کنترل خودرو بسیار سفتتر از نسخه اصلی به نظر می رسد، اما این به ضرر بازی تمام شده است.
من همچنین نحوه ظاهر شدن بازی Crazy Taxi: World Tour را دوست ندارم. این بازی کیفیت بسیار ارزانی دارد، کیفیتی که به نظر میرسد از هر هویت واقعی تهی است. این بازی آن جنون کارتونی فوقالعاده نسخه اصلی را ندارد که فوراً آن را به عنوان یک بازی از کاتالوگ شرکت Sega بشناسم. این شبیه به نوعی بازی است که هوش مصنوعی مولد در روند مفهومی آن به شدت دخیل بوده است. که همانطور که قبلاً مشخص کردیم، همینطور هم هست.
نسخه World Tour شامل آهنگهای دیوانهوار گروه The Offspring مانند نسخه اصلی، برندهای دنیای واقعی (فروشگاه Puma در World Tour بازگشته است) و موهای سیخسیخی سبز و وحشی Axel است، اما همه اینها در یک ارائه کاملاً بیمزه پیچیده شدهاند؛ ارائهای که حتی بازسازی نسبتاً چشمگیر کلیسای جامع گوتیک شهر کلن (Cologne) نیز نمیتواند آن را نجات دهد.
این مایه تاسف است، زیرا من کاملاً حاضرم بخشهای خستهکنندهتر رانندگی در Crazy Taxi را تحمل کنم تا زنده شدن مکانهای دنیای واقعی را ببینم، اما همانطور که شرایط پیش میرود؟ من اصلاً آن را حس نمیکنم. من از روی پیادهرو نظارهگر خواهم بود، اما قطعاً مشتاق نیستم به این زودیها پشت فرمان این نسخه از Crazy Taxi بنشینم.
منبع: pcgamer.com
