من خودم را در جایگاه عجیبی برای بررسی در حال انجامم از بازی EA Sports FC 27 میبینم. از یک طرف، در نهایت المانهای استراتژیک ارزشمندی اضافه شدهاند که تاکتیکهای دنیای واقعی را به شکلی مختصر و بصری منعکس میکنند. از طرف دیگر، بهبودهای وعده داده شده در زمینه رفتار و مسیریابی بازیکنان کنترلشده توسط کامپیوتر در زمین همچنان توخالی به نظر میرسند و بسیاری از مشکلات مشابهی را که این سری بیش از یک دهه داشته است، به دوش میکشند. این موضوع را با معرفی ترسناک المانهای جهانباز از طریق The Grounds ترکیب کنید، و نتیجه نمونهای دیگر از گامهای مثبت رو به جلو اما گامهای منفی رو به عقب خواهد بود.
از زمانی که NBA 2K14 بخش MyPark را معرفی کرد که در نهایت به The Neighborhood در NBA 2K18 و The City در NBA 2K21 تبدیل شد، من فکر میکردم که این فقطریال مسئله زمان است تا شرکت EA یک دنیای باز مشابه پر از فعالیت را به فرنچایزهای ورزشی خود بیاورد. در حالی که The Grounds بیمعنی نیست، اغلب این احساس به آدم دست میدهد که EA تلاش میکند مشکلی را حل کند که واقعاً وجود نداشت.
اولین برداشت من این است که The Grounds نیازی ندارد یک محیط جهانباز باشد تا آنچه را که پایگاه بازیکنان از یک حالت آنلاین جمعیتر میخواهد، ارائه دهد. من نیازی ندارم که در یک شهر با اشباع بصری بالا و رزولوشن پایین که پر از NPCهای بیجان است، بدوم تا فقط یک حالت بازی را برای شروع پیدا کنم، در حالی که منوهای ساده اختصاص داده شده به همان عملکرد میتوانند همان کار را به روشی کارآمدتر انجام دهند. البته، این بخش به عنوان یک لابی فعال برای جور کردن مسابقه (Matchmaking) به خوبی کار میکند و پیدا کردن بازیکنان دیگر و جابجایی بین فعالیتها را آسانتر میکند، اما در میان افت فریمها و انیمیشنهای غیرطبیعی شخصیتها، هیچچیز در بازی EA Sports FC 27 مرا به اندازه کافی غرق در این هاب نکرد تا وجود آن را توجیه کند.
مشکلات فوق تنها با انبوهی از کاتسینهای غیرقابل رد کردن و صداگذاری در سطح NBA 2K15 که The Grounds را تشکیل میدهند، تشدید میشوند. طنز ماجرا این است که من در ابتدا از دنیای هاب جدید هیجانزده شدم زیرا یکی از شخصیتهای مورد علاقه من در FIFA را از بخش داستانی The Journey بازمیگرداند: الکس هانتر (Alex Hunter) که برای اولین بار در FIFA 17 و FIFA 18 ظاهر شد و بار دیگر با صداپیشگی ادتومیوا ادون (Adetomiwa Edun) همراه است. این اشتیاق به محض اینکه هانتر شروع به صحبت کرد به سرعت ناپدید شد، زیرا نحوه ادای کلمات او به طرز محسوسی سفتتر و جدا از متنتر از داستان اصلیاش به نظر میرسد.
عملکرد ادون (Edun) در حدود یک دهه پیش پرشور و طبیعی بود، در حالی که نسخه The Grounds از هانتر به گونهای صداگذاری شده که انگار ترجیح میدهد هر جای دیگری باشد. اوضاع زمانی دردناکتر میشود که کیلیان امباپه (Kylian Mbappe) اندکی پس از آن ظاهر میشود و خطوط خود را با چنان ریتم سفت و مکانیکی بیان میکند که مشخص بود دیالوگهای خود را مستقیماً از روی یک فیلمنامه و در یک تکه خوانده است. من شخصاً متوجه شدم که سپاسگزارم شخصیت ساخته شدهام صحبت نمیکند تا از تعاملات ناراحتکننده بیشتر جلوگیری شود. در حالی که من قصد دارم بخش آنلاین The Grounds را در آخر هفته بیشتر بررسی کنم، خود هاب برداشت اول چندان قویای ایجاد نکرده است.
وقتی صحبت از گیمپلی میشود، سیستم تاکتیکهای گسترشیافته بازی EA Sports FC 27 به راحتی بهترین اضافهشدن است که به طرز شگفتانگیزی سبکهای بازی و نقشهای معرفی شده در چند سال گذشته را تکمیل میکند. سیستم استراتژی جدید کنترل بسیار بیشتری بر نحوه رفتار تیمها در فازهای مختلف بازی میدهد و فراتر از چیدمانها و دستورالعملهای اولیه میرود و هدف، نقاط قوت و ضعف رویکردهای تاکتیکی مختلف را توضیح میدهد. این امر به ویژه هنگام ساختن تیم بر اساس ویژگیهای فردی بازیکنان مفید میشود. به عنوان یک هوادار منچستریونایتد (Manchester United)، متوجه شدم که یک رویکرد دفاعی عمیقتر به ویژه برای نصیر مزراوی (Noussair Mazraoui) بسیار خوب کار میکند، کسی که سبک صبورانه او به او اجازه میدهد موقعیت خود را حفظ کند و حملات را بدون خروج مداوم از فرم مختل کند، در حالی که یک بازسازی پاس کوتاه به او فرصتهایی میدهد تا از توانایی فنی خود بدون رها کردن آن ساختار دفاعی استفاده کند.
این انعطافپذیری حتی زمانی که در جریان مسابقه و در بازی مقابل کریستال پالاس (Crystal Palace) چیدمانها را روی هوا تغییر دادم آشکارتر شد - متوجه شدم که آنها فضا را در امتداد بالها خالی میگذارند، بنابراین به آرایش 4-2-2-2 رفتم و به برونو فرناندز (Bruno Fernandes) اجازه دادم بین خطوط فعالیت کند و پاسهایی را به یک مهاجم مانند بنیامین سشکو (Benjamin Sesko) برساند و فرصتهایی را برای ترکیبهای سریع و ضربات تمامکننده از طریق مرکز ایجاد کند. از طرف دیگر، هنگامی که با منچسترسیتی (Manchester City) روبرو شدم، آنها بالها را با موفقیت بیشتری کنترل کردند. برای مقابله با این موضوع، من به آرایش باز 4-2-3-1 تغییر وضعیت دادم و فرناندز را بیشتر به سمت مرکز آوردم تا بازی را دیکته کند و با هافبکهای دفاعی مانند کوبی ماینو (Kobbie Mainoo) از طریق پاسهای سریع یک-دو ترکیب شود.
جدا کردن دستورالعملهای تاکتیکی برای فازهای مالکیت توپ و دفاعی لایه مفید دیگری را اضافه میکند، در حالی که نقشهای بازیکنان (Player Roles) مسئولیتهای مشخصتری را در یک چیدمان به بازیکنان فردی میدهد. به جای اینکه صرفاً کسی را در یک موقعیت قرار دهید و انتظار داشته باشید رفتار خاصی داشته باشد، اکنون میتوانم نقش او را بر اساس سهم خاصی که از او میخواهم بسازم. برای مثال، اگر به یک آرایش 4-2-3-1 باز بروم و بنیامین ششکو (Benjamin Šeško) را در سمت راست قرار دهم، میتوانم نقش او را بسته به شرایط تنظیم کنم. به عنوان یک مهاجم داخلی، او میتواند به سمت داخل برش بزند تا فرصتهای شوتزنی ایجاد کند یا گزینه پاس دیگری برای فرناندز فراهم کند، در حالی که یک نقش گستردهتر به او اجازه میدهد خط دفاعی را کشیده و فضای باز را از طریق مرکز ایجاد کند.
همین انعطافپذیری میتواند در دفاع مفید باشد، به خصوص هنگام محافظت از یک برتری. اگر حریفی بارها سمت زمین او را هدف قرار دهد، دادن مسئولیت دفاعی بیشتر به ششکو به او اجازه میدهد عقبنشینی کند و از مدافع راست حمایت کند، و راه دیگری برای محافظت از آن جناح بدون رها کردن ساختار هجومی فراهم کند. آنچه سیستم را به ویژه ارزشمند میکند این است که استراتژی پشت چیدمانهای فوتبال را بدون بمباران کردن بازیکنان با اطلاعات غیرضروری آموزش میدهد. بازی EA Sports FC 27 کار خوبی در توضیح چرایی کارکرد اشکال مختلف، بازیکنانی که برای آنها مناسب هستند و نحوه تنظیم آنها در برابر حریفان مختلف انجام میدهد، و جنبه تاکتیکی ورزش را قابل دسترس میکند در حالی که هنوز فضای زیادی برای آزمایش بازیکنان با تجربه باقی میگذارد.
بزرگترین مشکل این است که سیستم تاکتیکی گاهی اوقات میتواند احساس کند که در برابر رفتار کنترلشده توسط کامپیوتر خود بازی کار میکند. مسیریابی و منطق دفاعی هنوز هم میتواند در سختیهای بالاتر از هم بپاشد و به یک برنامه بازی با دقت ساخته شده اجازه دهد توسط یک مدافع هوش مصنوعی که از به مبارزه طلبیدن برای یک توپ 50/50 خودداری میکند یا حرکتی غیرقابل توضیح انجام میدهد، تضعیف شود. پاس دادن نیز گهگاه نتایج ناامیدکننده مشابهی به همراه خواهد داشت زمانی که توپی که به سمت یک همتیمی باز در سمت راست هدایت میشود در عوض به سمت یک بازیکن پوشش داده شده در مرکز فرستاده میشود.
ارسال از جناحین (Crossing) و ضربات کرنر نیز به طور محسوسی بهبود یافتهاند، به طوری که هر دو سیستم نبردهای موقعیتی متقاعدکنندهتری ایجاد میکنند و کنترل بیشتری بر آنچه در محوطه جریمه اتفاق میافتد به بازیکن میدهند. من چندین ضربه سر موفق با هری مگوایر (Harry Maguire) از روی کرنرها در طول زمانی که با بازی داشتم به ثمر رساندم، که برجسته بود زیرا میتوانستم تعداد روالهای کرنر و گلهای با ضربه سر که در نسخههای قبلی EA Sports FC به ثمر رسانده بودم را روی انگشتان یک دست بشمارم.
من قصد دارم بخش کریر (Career Mode)، ارائهها، آنلاین و آلتیمیت تیم (Ultimate Team) را بررسی کنم و در روزهای آینده قبل از نهایی کردن بررسی امتیاز کامل خود، عمیقتر به این موضوع بپردازم که چگونه تاکتیکها بر هر دو حالت تکنفره و چندنفره تأثیر میگذارند - منتظر بمانید.
منبع: ign.com
