نکات کلیدی پیشنمایش:
- اگر تجربه دو ساعته من ملاک باشد، محتوای بسیار زیادی در این بازی وجود دارد.
- بازی Revelation در پیشنمایش من کمی حس و حال چکلیستوار داشت؛ اما امیدوارم کمتر از Rebirth شلوغ و خستهکننده به نظر برسد.
- وینسنت فوقالعاده است و هرگز از گروه من جدا نخواهد شد.
دو ساعت تجربه بازی فاینال فانتزی ۷ رولیشن (Final Fantasy VII Revelation) بسیار سریع سپری میشود. وقتی نماینده روابط عمومی به ما گفت که زمان جلسه رو به پایان است، شگفتزده شدم؛ حس میکردم همای تازه شروع شده بود. حداقل، این چیزی بود که وقتی به تمام کارهایی که انجام داده بودم فکر کردم، به ذهنم رسید: با کشتی هوایی هایویند (Highwind) در آسمانهای بالای نقشه جهانباز پرواز کردم، برخی از مناطق اولیه بازی فاینال فانتزی ۷ ریبرث (Final Fantasy VII Rebirth) را دوباره بازدید کردم تا تغییرات آنها را ببینم و بخش قابل توجهی از ماموریت سیاسی یوفی در زادگاهش یعنی ووتای (Wutai) را تماشا کردم.
من به همان نسخه پیشنمایشی دسترسی داشتم که مایکل هایهام از IGN آن را تجربه کرده بود. با وجود اینکه نسخه دموی یکسانی بود، اما هر کسی که با او صحبت کردم تجربیات کاملاً متفاوتی داشت. دلیلش این است که بهترین (و دقیقترین) چیزی که میتوانم درباره رولیشن (Revelation) بگویم این است که بازی دقیقا مانند پرده سوم یک بازی نقشآفرینی ژاپنی (JRPG) اجرا میشود. البته این بازی پایانبخش سری بازسازی تجربی اسکوئر انیکس (Square Enix) است که داستان نسخه اورجینال پلیاستیشن را در قالب سه بازی روایت میکند، بنابراین منطقی است که بازی سوم مانند پرده سوم عمل کند.
اما من تحت تاثیر این موضوع قرار گرفتم که اسکوئر انیکس (Square Enix) چقدر جدی به این ایده پایبند است. من وارد فصل چهارم داستان شدم؛ جایی که یوفی، بارت، ناناکی و شخصیتهای جدید یعنی سید و وینسنت به لطف کشتی هوایی سید آزادند تا قاره را کاوش کنند. گشتوگذار آزادانه در سراسر نقشه جهان معمولاً برای ساعات پایانی یک بازی نقشآفرینی رزرو میشود، اما اگر کل این سهگانه را یک بازی بسیار بزرگ در نظر بگیرید، این همان نقطهای است که به آن رسیدهایم.
فصل چهارم هنوز نسبتاً در ابتدای بازی قرار دارد – بازی ریبرث (Rebirth) دارای ۱۴ فصل بود، در حالی که ریماک (Remake) ۱۸ فصل داشت – اما در این مرحله، من آزاد بودم به هر کجا که میخواهم بروم. من واقعاً دنبالههایی را دوست دارم که روی همان نقشه جهان نسخههای قبلی خود اتفاق میافتند، بنابراین اولین کاری که میخواستم انجام دهم این بود که ببینم مکانهای آشنا از زمان بازی ریبرث (Rebirth) چه تغییری کردهاند. پس از تلاش ناموفق برای سقوط آزاد به درون میدگار، مناطق سرسبز (Grasslands) را بررسی کردم که اولین منطقه باز در بازی ریبرث (Rebirth) بود.
این منطقه قبلاً نسبتاً آرام بود و پر از دشمنان ضعیفی بود که برای بازیکنانی که اولین قدمهای خود را بیرون از میدگار برمیداشتند، قرار داده شده بود. حالا، جانوران غولپیکر و شرور در این سرزمینها پرسه میزدند و کاوش در آن نسبت به قبل بهطور محسوسی متفاوت احساس میشد. من با نائوکی هاماگوچی (Naoki Hamaguchi)، کارگردان بازی رولیشن (Revelation) در مورد رویکرد تیم به بازدید مجدد از مناطق مصاحبه کردم و او به من گفت که شهابسنگ در حال نزدیک شدن باعث جابجاییهای لرزهای در مکانهای آشنا شده و به تفاوتهای جغرافیایی منجر شده است.
این موضوع یادآورهای ناخوشایندی از بازی ریبرث (Rebirth) را برای من زنده کرد. من به طور کلی آن بازی را دوست دارم، اما باید اعتراف کنم که میزان محتوای جانبی چکلیستوار و مینیگیمهای اجباری باعث شد کل ماجرا برای من بسیار شلوغ به نظر برسد. با اینکه بازی رولیشن (Revelation) حجم محتوا را دو برابر کرده است، اما امیدوارم نحوه ارائه آن این بار قابل مدیریتتر باشد.
گرپل کردن در سراسر ووتای
استثنائاتی برای فرود آمدن در هر نقطهای از یک منطقه وجود دارد که وقتی برای اولین بار به ووتای (Wutai) رفتم متوجه آن شدم. زادگاه یوفی در بازی رولیشن (Revelation) به طور کامل بازسازی شده است و شهر اصلی با ساختمانهای بلند فراوان بسیار زیباست که نمایشی عالی از یکی از ویژگیهای اضافهشده مورد علاقه من یعنی تفنگ قلاب (grapple gun) است.
راه رسیدن به ووتای (Wutai) همچنین جایی است که بیشترین زمان را با سیستم مبارزه اصلاحشده بازی رولیشن (Revelation) سپری کردم. این سیستم بسیار شبیه به بازی ریبرث (Rebirth) است – ترونکی اندو، کارگردان مبارزات، به من گفت که حس میکند تیم مبارزات را در نسخه دوم به کمال رسانده است، بنابراین نسخه سوم تماماً درباره صیقل دادن و افزایش آزادی بازیکن است. این امر از طریق سیستم جدید FITS شکل میگیرد که به شما اجازه میدهد یکی از چهار کلاس را به هر یک از اعضای گروه اختصاص دهید.
نقطه قوت منحصربهفرد وینسنت توانایی او در تبدیل شدن به فرم هیولای گالیان (Galian Beast) به دلخواه است. او به یک هیولای غولپیکر با چنگالهای مرگبار تبدیل میشود و در این فرم کاملاً دشمنان را از بین میبرد، در حالی که مبارزه او در فرم انسانی بر روی حملات از راه دور تمرکز دارد.
در عرض دو ساعت، کمی پرواز را دیدم، برخی مناطق قدیمی را کاوش کردم، در یک منطقه جدید با قلاب جابجا شدم و شخصیت مورد علاقه خود برای مبارزه را پیدا کردم. این مقدار محتوا زیاد بود و بدون شک فقط طعمی از آن چیزی است که بازی رولیشن (Revelation) ارائه میدهد. تنها امید من این است که پرداختن به تمام محتوای آن به اندازه این بخش از بازی باز و آزادانه احساس شود.
منبع: ign.com
