من از زمانی که چند سال پیش فیتبیت (Fitbit) را کنار گذاشتم، برای ردیابی دویدنهایم از اپل واچ (Apple Watch) استفاده کردهام و از سال ۲۰۲۴ با یکی از بهترین اپل واچها یعنی اپل واچ اولترا ۲ (Apple Watch Ultra 2) به ریتم خوبی رسیدهام.
با این حال، پیش از در نظر گرفتن ارتقای احتمالی به اپل واچ اولترا ۴ (Apple Watch Ultra 4) شایعهشده (اگر معرفی شود)، میخواستم ببینم آخرین محصول سامسونگ یعنی سامسونگ گلکسی واچ اولترا ۲ (Samsung Galaxy Watch Ultra 2) چه چیزی برای ارائه دارد. بنابراین نمونه مطبوعاتی اهدا شده به تیم تناسب اندام تایمز گاید (Tom’s Guide) را قرض گرفتم، آن را به مچ دست راست خودم بستم (اپل واچ را روی مچ دست چپم بسته بودم) و دویدن معمول ۱۰ کیلومتری (۶ مایلی) خود را ثبت کردم.
این ساعتها به طرز عجیبی شبیه به هم هستند: هر دو دارای طراحی مقاوم، یک دکمه میانبر (Action Button در اپل واچ، Quick Button در گلکسی واچ) برای شروع سریع یک تمرین و GPS دو فرکانسه برای ردیابی دقیق موقعیت مکانی هستند.
البته، یک بار دویدن برای اینکه بگوییم یکی بهتر از دیگری است کافی نیست، اما چند چیز بلافاصله در مورد تلاش سامسونگ برجسته شد. پیش از پرداختن به آنها، این دادههایی است که هر ساعت ثبت کرده است.
همانطور که از جدول بالا میتوانید ببینید، در چند حوزه اختلافاتی وجود دارد که میتوانم آنها را توضیح دهم. من تمایل دارم دویدن را با تمرین کالستنیکس (calisthenics training) ترکیب کنم و هدفم این است که در طول هر دویدن ۱۰۰ شنا سوئدی انجام دهم.
روی گلکسی واچ اولترا ۲، مکث خودکار را فعال کرده بودم که هر بار که برای انجام تعدادی شنا پایین میآمدم، فعال میشد. این موضوع تفاوت در مدت زمان، مسافت، سرعت و آهنگ حرکت (cadence) را توضیح میدهد (از آنجا که اپل واچ اولترا ۲ به کار خود ادامه داد)، اما مطمئن نیستم چرا شمارش کالری فعال بین این دو اینقدر متفاوت است.
با کنار گذاشتن آمار و رفتن به سراغ مسائل ذهنی قدیمی، در اینجا سه چیز وجود دارد که من واقعاً در مورد گلکسی واچ اولترا ۲ دوست داشتم و یک مورد که اپل واچ اولترا ۲ مورد اعتماد من همچنان در آن پیروز میشود.
۳ چیزی که سامسونگ بهتر انجام داد
صفحه نمایش روشن
سامسونگ یک صفحه نمایش ۱.۵۲ اینچی سوپر امولد (Super AMOLED) با حداکثر روشنایی ۵۰۰۰ نیت به گلکسی واچ اولترا ۲ داده است. این شرکت به خاطر ساخت فناوریهای نمایشگر شناخته شده است و در طول دویدن، من دائماً تحت تأثیر خوانایی صفحه نمایش قرار گرفتم. صفحه نمایش به نرمی بین نور خورشید و سایه تنظیم میشد و هرگز مجبور نبودم نگران تابش خیرهکننده روی صفحه باشم.
به معنای واقعی کلمه و به صورت استعاری، گلکسی واچ اولترا ۲ صفحه نمایش ۳۰۰۰ نیتی LTPO OLED روی اپل واچ اولترا ۲ من را تحتالشعاع قرار داد. وقتی این موضوع را با این واقعیت ترکیب میکنید که صفحه نمایش تمرینی سامسونگ معیارهای کمتری را با اندازه فونت بزرگتر نشان میدهد، به این معنی است که گلکسی واچ اولترا ۲ در مسابقه «نگاه سریع» برنده میشود.
من همچنین دوست دارم که منطقه ضربان قلب فعلی شما با یک مقیاس رنگی رنگینکمانی در پایین نمایش داده شود که روی صفحه نمایش امولد خودنمایی میکند. در حالی که پیکسلهای بیشتری روی گلکسی واچ اولترا ۲ دریافت میکنید (۵۰۲ در ۴۱۰ در مقایسه با ۴۹۸ در ۴۹۸ پیکسل روی اپل واچ اولترا ۲)، این موضوع به اندازه روشنایی برای من تفاوتی ایجاد نکرد.
بازخوردهای لمسی قوی (Haptics)
اپل فناوری لمسی داخل اپل واچ (و آیفون) را «موتور تپتیک» (Taptic Engine) مینامد. اما بر اساس دویدن من با هر دو ساعت، من قدرت درون گلکسی واچ اولترا ۲ را بالاتر ارزیابی میکنم.
من کالبدشکافی هر مدل را انجام ندادهام، بنابراین نمیتوانم با اطمینان بگویم کدام موتور لرزش بزرگتر یا قویتر است، اما آن وزوز را روی مچ دست راست خودم بسیار بیشتر از مچ چپم احساس کردم. من فکر میکنم این موضوع مهم است، زیرا من برای هشدار دادن به ازای هر کیلومتری که طی میکنم، به بازخورد لمسی تکیه میکنم. این موضوع در یک دویدن کوچک چندان ضروری نیست، اما اگر به قلمروی نیمهماراتن یا مماراتن میرسید، به امری غیرقابل جایگزین تبدیل میشود.
حتی بدون بازخورد لمسی، گلکسی واچ اولترا ۲ تقسیمبندیها (splits) و سرعت من را از طریق بلندگوی داخلی اعلام کرد. صدا به اندازه کافی بلند بود (اگرچه کمی رباتیک بود) تا بتوان بدون نیاز به بالا بردن مچ دست، آن را به راحتی شنید. من این ویژگی را (که بازخورد صوتی نامیده میشود) مدتها پیش روی اپل واچ اولترا ۲ خودم غیرفعال کرده بودم، بنابراین مقایسهای از این دویدن ندارم. اما مطمئن خواهم شد که آن را در دویدن بعدی خود دوباره فعال کنم تا ببینم آیا اپل واچ اولترا ۲ میتواند در این زمینه دوام بیاورد یا خیر.
بند راحت
به نظر میرسد این موضوع چیز کوچکی برای ذکر کردن باشد، بهویژه از آنجایی که آنها قابل تعویض هستند، اما بند Marine Band همراه گلکسی واچ اولترا ۲ توجه من را به خود جلب کرده است. سامسونگ این بند را به طور جداگانه به قیمت ۹۰ دلار میفروشد و به تجربه من، این یک بند بسیار راحت است که در طول دویدن به راحتی روی مچ دست من قرار گرفت.
به لطف کانال تعبیهشده در زیر بند که جریان هوا را تشویق میکند، وقتی عرق کردن شروع شد، بند به اطراف نلغزید. در مقایسه، بند Trail Loop اپل واچ اولترا ۲ من تا پایان دویدن غرق در عرق شده بود.
در حالی که من هرگز بند اصلی Marine Band سامسونگ را نپوشیده بودم، این نسخه جدید با تغییر دادن نگهدارنده از تیتانیوم به لاستیک، وزن را ۱۰ گرم (۰.۳۵ اونس) کاهش میدهد.
به طور کلی، بند باریکتر است و در نتیجه روی مچ دست انعطافپذیرتر است. حتی اگر قصد ارتقا به گلکسی واچ اولترا ۲ را از نسل اول ندارید، شما را تشویق میکنم که این بند را به عنوان یک خرید بررسی کنید. این بند از سیستم اتصال بند Dynamic Lug سامسونگ استفاده میکند و به همان اندازه روی گلکسی واچ اولترا اصلی نیز قرار میگیرد.
من به ساعتهای حجیم علاقه دارم، بنابراین ابعاد ۴۷.۴ در ۴۷.۴ در ۱۲.۱ میلیمتری گلکسی واچ اولترا آزارم نمیدهد - اما قطعاً ساعتی است که ترجیح میدهم برای دویدن بپوشم تا برای خوابیدن.
۱ چیزی که دوست نداشت
تاج دیجیتال اپل (Digital Crown) همچنان پادشاهی میکند
این تابستان هوا گرم بوده است. یعنی خیلی گرم. اما من در بریتانیا زندگی میکنم، جایی که بیشتر اوقات هوا سرد و/یا بارانی است. این موضوع اغلب ایجاب میکند که هنگام دویدن، پیادهروی یا دوچرخهسواری دستکش بپوشیم و اگر یک چیز آموخته باشیم، این است که کنترلهای فیزیکی همیشه در جایی که دستکشها مطرح هستند، پیروز میشوند.
در طول دویدن، اگر بخواهم میزان صدای صوتی خود را زیاد یا کم کنم یا در میان معیارهایم اسکرول کنم، هیچچیز با حس لامسه تاج دیجیتال اپل (Digital Crown) رقابت نمیکند. شیارهای کوچک حکشده روی فلز را میتوان از طریق دستکشهای دویدن احساس کرد و برای استفاده از آن حتی نیازی به نگاه کردن به اپل واچ نیست.
سامسونگ ویژگی Touch Bezel را به گلکسی واچ اولترا ۲ داده است که میتوانید آن را در تنظیمات فعال کنید و به شما امکان میدهد انگشت خود را دور لبه صفحه نمایش بکشید تا در عملکردهای ساعت اسکرول کنید. برخی از لرزشهای لمسی این کار را همراهی میکنند، اما اصلاً به اندازه راهحل اپل آسان یا رضایتبخش نیست.
حتی یک بزل چرخان فیزیکی که در یک ساعت غواصی پیدا میکنید بهتر بود. من از این ویژگی در باران شدید یا برف استفاده نکردهام، اما نمیتوانم ببینم که وقتی لازم است با انگشتان سرد و بیحس با ساعت هوشمند خود تعامل داشته باشید، به خوبی تاج دیجیتال عمل کند.
افکار نهایی
با دور شدن از یک دویدن تک با این دو ساعت، شکی وجود ندارد که گلکسی واچ اولترا ۲ دستگاه برتری است. این ساعت روشنتر و دارای عملکرد بهتری با فضای ذخیرهسازی بیشتر و عمر باتری طولانیتر است.
این ساعت همچنین اپل واچ اولترا ۲ را در زمان عرضه با قیمت ۶۹۹ دلار در مقایسه با ۷۹۹ دلار اپل (قیمت فعلی اپل واچ اولترا ۳) شکست داد، بنابراین اگر بودجه کمی دارید، برنده میشود. البته، از آنجایی که اولترا ۲ توسط اولترا ۳ کنار گذاشته شده است، اکنون میتوانید آن را با قیمت کاهشیافته پیدا کنید، اما به خاطر مقایسه سیب با... ام... سیب؟ سامسونگ در قیمت برنده میشود.
اما این یک پیروزی کامل نیست. برای مثال، من دوست دارم که خلاصه دویدن شما روی اپل واچ اولترا ۲ بیشتر از گلکسی واچ اولترا باقی بماند. همچنین، در حالی که گلکسی واچ اولترا ۲ یک ساعت زیبا است، من کاملاً به طراحی قاب ترکیبی مربع-دایره آن متقاعد نشدهام.
برداشت نهایی من این است که ببینم اپل واچ اولترا ۴ چه چیزی در آستین دارد، اگر و زمانی که در چند ماه آینده عرضه شود. سپس تصمیم خواهم گرفت که آیا وابستگی خود را به اپل برای یک سال دیگر ادامه دهم یا برای تمرینات آینده به سمت سامسونگ کوچ کنم.
پوشیدنی انتخابی شما برای ضبط فعالیتتان چیست؟ در نظرات زیر به من بگویید که آیا اپل را ترجیح میدهید یا سامسونگ (یا تفاوت را کنار گذاشته و با گارمین پیش میروید).
