نگاهی به بازی Grand Theft Auto: Vice City؛ شاهکار کلاسیک راک‌استار

در آستانه عرضه بازی GTA VI، نگاهی داریم به بازی خاطره‌انگیز Grand Theft Auto: Vice City و بررسی دلایل ماندگاری و محبوبیت بی‌نظیر آن پس از سال‌ها.

تتیم تحریریه۱۳ دقیقه مطالعه۰ بازدید۷ روز پیش
نگاهی به بازی Grand Theft Auto: Vice City؛ شاهکار کلاسیک راک‌استار

در طول چند ماه آینده، قصد دارم نگاهی به تک‌تک نسخه‌های اصلی مجموعه Grand Theft Auto بیندازم و همزمان با نزدیک شدن به انتشار Grand Theft Auto 6، آن‌ها را دوباره تجربه کنم. مطالبی که آماده می‌کنیم بررسی‌های سنتی و همیشگی نخواهند بود و امتیاز جدیدی از سوی IGN دریافت نمی‌کنند، اما بررسی مجدد این موضوع هستند که چه چیزی هر کدام از نسخه‌های GTA را در زمان انتشارشان به یادماندنی کرده است. تا پایان این پروژه، با استفاده از سیستم سطح تحت تعقیب شش‌ستاره‌ی قبلی GTA، باید بتوانید ایده‌ای از جایگاه تقریبی هر یک از این بازی‌ها در علاقه بلندمدت من به این مجموعه به دست آورید.

امروز وقت آن رسیده است که این بال‌های شکسته را بگیریم و دوباره پرواز کردن را در Grand Theft Auto: Vice City یاد بگیریم.

بازی Grand Theft Auto: Vice City نمادی از یک دوران منقرض شده است. البته منظورم در واقع فضای مشهور دهه ۱۹۸۰ آن نیست، بلکه منظورم صنعت بازی به طور کلی است. در حالی که ما مجبور بوده‌ایم بیش از ۱۲ سال صبر صبورانه را بین GTA V و GTA VI تحمل کنیم، نسخه Vice City محصول سال ۲۰۰۲ تنها ۱۲ ماه پس از بازی تعیین‌کننده سبک GTA III روی پلی‌استیشن ۲ (PlayStation 2) عرضه شد. هیچ چیزی به خوبی Vice City دیگر این‌قدر با سرعت اتفاق نمی‌افتد. و اشتباه نکنید – این بازی بسیار، بسیار خوب است.

بازی Vice City انواعی از وسایل نقلیه و سلاح‌های جدید را معرفی می‌کند و ماموریت‌های آن بلافاصله تخیلی‌تر و متنوع‌تر از نسخه قبلی خود هستند. همچنین رویکرد متفاوتی را در داستان‌سرایی خود اتخاذ می‌کند و مفهوم شخصیت اصلی بی‌صدا را کنار می‌گذارد تا یک شخصیت اصلی کاملاً صداگذاری شده داشته باشد و به او این توانایی را می‌دهد تا تعاملات بسیار سرگرم‌کننده‌تری با بازیگران مکمل به یادماندنی‌تر از متحدان و آنتاگونیست‌ها داشته باشد. با این حال، بالاتر از همه چیز، به لطف پس‌زمینه دهه ۸0 خود، شخصیت و سبک بی‌رقیبی را تراوش می‌کند و به لطف موسیقی متنی که از نظر صوتی غیرقابل اشتباه است، به ارتفاعات غیرقابل دسترسی ارتقا یافته است. من عاشق این بازی هستم. این بازی من را می‌گیرد و تکانم می‌دهد تا زمانی که مطمئن نیستم مرد هستم یا زن. سپس به یاد می‌آورم که من Luke Reilly هستم – آقای Luke Reilly – و این شرکت Rockstar North با بازی GTA: Vice City است.

به طور واقع‌بینانه، بازی Vice City می‌توانست چیزی بیش از بخش دیگری از فرمولی نباشد که بازی‌های جهان‌باز را کاملاً متحول کرده بود و باز هم بارها به فروش می‌رفت. در واقع، برای مدت کوتاهی، کار خود را دقیقاً به همین صورت آغاز کرد. پس از نهایی کردن بازی GTA III روی رایانه‌های شخصی، اولین کاری که تیم پشت آن انجام داد این بود که شروع به فکر کردن در مورد وسایل نقلیه، سلاح‌ها و ماموریت‌هایی کرد که به طور بالقوه می‌توانستند در یک بسته ماموریت برای سندباکس جنایی پرفروش آن‌ها قرار بگیرند. با این حال، پس از اینکه متوجه شدند محتوای زیادی وجود دارد که نمی‌توان در یک الحاقیه جای داد، فصل بعدی حماسه GTA به جای آن تبدیل به یک دنباله تمام‌عیار شد.

حدس می‌زنم، به بیان دقیق، تصمیم برای کنار گذاشتن زمان حال و قرار دادن اکشن Vice City در سال ۱۹۸۶ در واقع آن را به یک پیش‌درآمد تبدیل می‌کند. هرچه می‌خواهید آن را بنامید، خیره‌کننده بود – و امروز نیز چنین باقی مانده است.

آغاز یک ماجرا (Wanna Be Startin’ Somethin’)

در حالی که بازی GTA III مسیر مجموعه GTA را برای همیشه تغییر داد – و زمینه را برای یک اکوسیستم کامل از بازی‌های اکشن جهان‌باز فراهم کرد تا دنباله‌رو آن باشند – بازی Vice City به عنوان نسخه‌ای از GTA قابل توجه است که به درستی طیف وسیع‌تری از تنوع وسایل نقلیه را که امروز از این مجموعه انتظار داریم، معرفی کرد. موتورسیکلت‌ها اولین حضور مجدد خود را از زمان دوران دوربین از بالا به پایین داشتند، و اکنون ما می‌توانیم به طور موثر هواپیماها – از جمله هلیکوپترها، و یک هواپیمای آب‌نشین با مجموعه کاملی از بال‌ها – را هدایت کنیم. این بازی همچنین تغییر لباس، خرید ملک، و حتی یک نقشه داخل بازی را به همراه آورد (اگرچه همچنان یک نقشه کاغذی هم داشت).

با این حال، مهم‌تر از همه، بازی Vice City یک شخصیت اصلی با صدای خودش را معرفی کرد. در بازی GTA III، دیالوگ‌ها معمولاً شامل مونولوگ‌های یک‌طرفه است – یا کاراکترهایی که به سادگی مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های ماموریت را به سمت شما پارس می‌کنند. بازی Vice City کاملاً متفاوت است. به لطف حضور مرد اول داستان، Tommy Vercetti که صدایی از خودش دارد – که توسط ستاره نمادین فیلم رفقای خوب (Goodfellas)، یعنی خود Ray Liotta ارائه شده است – بازی Vice City از نظر لحن و روح بسیار نزدیک به فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی کلاسیک جنایی است که در وهله اول الهام‌بخش آن بوده‌اند. این بازی به لطف توانایی تامی در پاسخ دادن، ابراز احساسات، و صدا دادن به جاه‌طلبی‌هایش، خنده‌دارتر، سریع‌تر و پر از شخصیت‌های بسیار بیشتر است. جاه‌طلبی تامی در واقع بخش بسیار مهمی از معادله است، و چیزی است که بیشتر Vice City را از GTA III متمایز می‌کند. یعنی در حالی که بازی GTA III درباره بقا به عنوان یک ماهی کوچک در یک برکه بزرگ است، Tommy Vercetti اینجاست تا به کوسه سفید بزرگ Vice City تبدیل شود. بازی Vice City درباره به سختی گذراندن امور نیست؛ تامی اینجاست تا کل این شهر را تصاحب کند.

راک‌استار از آن زمان تاکنون تا حد زیادی از به‌کارگیری بازیگران سرشناس فیلم‌ها برای شخصیت‌های GTA فاصله گرفته است، اما در دوران Vice City این عمل در اوج خود بود. در کنار Ray Liotta، بازی Vice City میزبان بازیگرانی چون Tom Sizemore، Dennis Hopper، Burt Reynolds، William Fichtner، Robert Davi، Luis Guzmán، Gary Busey، Lee Majors، Danny Trejo، Danny Dyer و حتی Philip Michael Thomas در نقش Lance Vance است. بله، ریکاردو تابس افسانه‌ای سریال میامی وایس (Miami Vice) برای یک نقش کلیدی در Vice City دعوت شد. بازی Vice City بدون شک و با زبانی طنزآمیز به ادای احترام به درام‌های جنایی کلاسیک میامی مانند میامی وایس و صورت‌زخمی (Scarface) می‌پردازد. قطعا تصادفی نیست که عمارت دیاز عملاً هنوز اثر باسن آل پاچینو را روی صندلی اداری خود دارد، یا – اگر سطح تحت تعقیب خود را به سه ستاره برسانید – توسط کارآگاهان لباس شخصی جوخه معاونت (Vice Squad) که با خودروهای اسپورت چیتا (Cheetah) ظاهر می‌شوند، مورد حمله قرار خواهید گرفت.

احساس سر و صدا (Cum On Feel the Noize)

در سال ۲۰۰۲، بازی Vice City فوراً مرا مجذوب خود کرد. من معتاد شده بودم و نمی‌توانستم بازی کردن را متوقف کنم. در سال ۲۰۲۶، من دوباره کاملاً مجذوب آن شده‌ام. من صادقانه فراموش کرده بودم که تماشای آن چقدر عالی است، قطعاً با استانداردهای پلی‌استیشن ۲. من واقعاً نمی‌دانم چه چیزی بهتر به نظر می‌رسد: عصرها، یا طلوع خورشید. من همچنین تمام ریزه‌کاری‌های تعبیه‌شده در آن را دوست دارم – از درخشش امواج اقیانوس گرفته تا روش ظریف تکان خوردن لباس‌های تامی هنگامی که با موتورسیکلت در هوا شلاق می‌کشد. دوچرخه‌ها و موتورسیکلت‌ها افزودنی بسیار عالی هستند و سوار شدن بر آن‌ها حس فوق‌العاده‌ای دارد، و من واقعاً نحوه تنظیم آن‌ها را دوست دارم که به شما اجازه می‌دهد آن‌ها را به طور تهاجمی به داخل پیچ‌ها سر دهید بدون اینکه به طور ناگهانی چسبندگی پیدا کنند و تامی را به طرز خطرناکی به بیرون پرتاب کنند. خودروها نیز نسبت به GTA III تیزتر هدایت می‌شوند و حس وزن بهتری دارند که برای من بخش بسیار مهمی از بازی‌های اکشن جهان‌باز است.

مبارزه؟ خب، من هنوز یک رابطه عشق و نفرت با تیراندازی کلی آن دارم. بله، هدف‌گیری خودکار در قفل کردن و از پای درآوردن مخالفان شما موثر است، اما تنها زمانی که روی مخالفان واقعی شما قفل می‌کند – و نه متحدان واقعی شما که شخصاً آن‌ها را به تیراندازی رسانده‌اید. من فقط کاش می‌دانست پلیس‌هایی که مستقیماً جلوی من هستند تهدید بزرگ تری نسبت به موتورسیکلت‌سوار دوری هستند که سعی در فرار از صحنه دارد، و این همچنان یک ویژگی آزاردهنده از این دوران GTA است، به‌ویژه زمانی که باعث می‌شود من در یک ماموریت شکست بخورم. هنوز هیچ پست بازرسی میان‌ماموریتی در Vice City وجود ندارد، اما این بازی سفرهای تاکسی خودکار و مفیدی را به نقطه شروع ماموریت‌هایی که در آن‌ها از بین رفته‌اید، معرفی می‌کند. با کاهش دادن سفرهای تکراری، Vice City نه تنها به زمان ما احترام بیشتری می‌گذارد، بلکه فکر می‌کنم خطر ایجاد خستگی در بازیکنان نسبت به بخش‌های خاصی از نقشه که ممکن است مجبور باشند بارها و بارها از این سو به آن سو رانندگی کنند را کاهش می‌دهد.

با این حال، برای من سخت است که از حضور در یک وسیله نقلیه در Vice City خسته شوم، دلیل آن هم موسیقی متن است که از موزیک‌های دارای حق نشر به قدری موفقیت‌آمیز استفاده کرد که به تنهایی ریشه‌شناسی بسیاری از این آهنگ‌ها را در مغز من دوباره ابداع کرد. آیا می‌توانید آهنگ «بال‌های شکسته» (Broken Wings) از گروه میستر میستر (Mr. Mister) را بدون فکر کردن به Fernando Martinez بشنوید؟ من نمی‌توانم. شاید چشمگیرترین اثر جانبی داشتن یک موسیقی متن به این بزرگی، به یاد ماندنی و به طور ماهرانه‌ای تنظیم شده، روشی باشد که به روش‌های مختلف برای دوره‌های مختلف بازی به ماموریت‌ها طعم می‌دهد. تقریباً ربع قرن پس از اولین تجربه‌ام، خود را در یک تعقیب و گریز با موتور کراس در کوچه‌های پس‌کوچه‌های واشنگتن بیچ (Washington Beach) با آهنگ پاپ 99 بادکنک (99 Luftballons) یافتم. آهنگی که من برای یک تعقیب و گریز پرسرعت و آشفته در نظر نمی‌گرفتم – و با این حال این قطعه پاپ ریتم‌دار معجزه کرد. این واقعیت که شما می‌توانید به شکلی غیرمنتظره و درخشان با موسیقی پس‌زمینه خود را به سبک فیلم بیبی درایور (Baby Driver) هدایت کنید، یکی از بزرگترین نقاط قوت مجموعه GTA است، و Vice City مسلماً اوج مطلق آن است. تا جایی که به من مربوط می‌شود، این نه تنها بهترین موسیقی متن مجموعه GTA است – که بالاتر از San Andreas و Vice City Stories قرار می‌گیرد – بلکه یکی از بهترین موسیقی متن‌های تمام دوران در بازی‌های ویدیویی است.

هرگز خیلی زیاد نیست (Never Too Much)

بازی Vice City جایگاه ویژه‌ای در تاریخ این مجموعه دارد به عنوان اولین بازی از تیم توسعه‌دهنده تازه نام‌گذاری شده‌ی آن، یعنی Rockstar North – اگرچه باید توجه داشت که این استودیو تا حدی شروعی نسبتاً جلوتر داشت. این عملیات در ابتدا به عنوان بازوی ادینبورگ از خالقین اصلی GTA یعنی شرکت DMA Design تاسیس شده بود، اما شعبه اصلی DMA در داندی اندکی پس از آن تعطیل شده بود. به عبارت دیگر، پیش‌تاریخچه راک‌استار نورث به تأسیس DMA در دهه ۸۰ میلادی بازمی‌گردد – بنابراین به طور اتفاقی بسیار مناسب است که اولین پروژه رسمی آن به بارزترین ادای احترام بازی‌ها به آن دهه تبدیل شد.

برای انصاف داشتن در حق برخی از برجسته‌ترین همتایان هم‌سبک مجموعه GTA، بازی Vice City اولین بازی اکشن و رانندگی جهان‌باز نبود که از گذشته به عنوان پس‌زمینه استفاده کرد. بازی‌های فونکادلیک Driver و Driver 2، که در زمانی نامشخص در مقطعی از اواخر دهه ۷۰ یا اوایل دهه ۸۰ تنظیم شده بودند، سال‌ها قبل از Vice City عقربه‌های ساعت خود را به عقب کشیده بودند. علاوه بر این، نسخه اصلی Mafia ما را در طول فصل پایانی دوران ممنوعیت الکل در ایالات متحده به سفری به دهه ۱۹۳0 برد. با این حال، چیزی غنی‌تر و خاص‌تر در مورد روشی که Vice City شما را به ساحل و افراط و تفریط نئونی سال ۱۹۸۶ بازمی‌گرداند، وجود دارد.

ترکیبی از عناصر وجود دارد که همگی با یکدیگر هماهنگ کار می‌کنند تا جو را به ارتفاعات غیرقابل مقاومی برسانند. ناوگان بزرگی از ابرخودروهای عجیب و غریب زاویه‌دار و نهنگ‌های زمینی جعبه‌شکل آمریکایی در جاده‌ها، که با تابش آفتاب روی شیشه‌های جلوی آن‌ها می‌درخشند. عابران پیاده‌ای که با لباس‌های سرهمی چرمی که به نظر می‌رسد مستقیماً از تن مایکل جکسون (Michael Jackson) بیرون آورده شده‌اند، در پیاده‌روها راه می‌روند. یک چشم‌انداز شهری روشن و آفتاب‌بسته که بسیار متفاوت از خاکستری‌های متراکم و چرک لیبرتی سیتی (Liberty City) است، و بر روی زیرپوستی ناپاک از کشتار با اره برقی، آشوب کارتل، کوکائین و پورنوگرافی ارزان قیمت قرار دارد. شلوارهای پاستلی، خیابان‌های ردیف شده از درختان نخل، موسیقی متن تپنده – همه این‌ها در هماهنگی با هم، Vice City را به یک کپسول زمانی غوطه‌ورکننده جادویی تبدیل کرد که هیچ بازی دیگری در آن زمان نداشت و تعداد کمی از بازی‌ها از آن زمان تاکنون داشته‌اند.

دیده‌ام که استدلال می‌شود Vice City بسیار موفق به عنوان کاتالیزور اصلی موج خروشان ناسیالیسم دهه ۸۰ که به دنبال آن آمد خدمت کرده است – نقطه‌ی صفر برای وسواس در حال انفجار با این دهه مبتنی بر رنگ‌های پاستلی – اما من کاملاً متقاعد نشده‌ام با آن نظریه. اشتباه نکنید، Vice City یک غول فرهنگی واقعی بود؛ اما من فکر می‌کنم بهتر است به آن به عنوان یک بخش قابل توجه از یک تصویر بسیار وسیع‌تر نگاه شود. از این گذشته، بخش پایانی فیلم شب‌های بوگی (Boogie Nights) در سال ۱۹۹۷ به شدت به اوایل دهه ۸۰ تکیه داشت، و فیلم خواننده عروسی (The Wedding Singer) بسیار مشهور و موفق ما را در زمان اکران در سال ۱۹۹۸ به سال ۱۹۸۵ بازگرداند. فیلم‌های ۲۰۰ سیگار (200 Cigarettes) در سال ۱۹۹۹، روانی آمریکایی (American Psycho) در سال ۲۰۰۰، و تابستان داغ و مرطوب آمریکایی (Wet Hot American Summer) در سال ۲۰۰۱ همگی پیش از ورود Vice City کارها را به دهه ۸۰ بازگرداندند. نوستالژی برای مدت طولانی قدرتمند و سودآور بوده است. در دهه‌های ۹۰ و ۲۰۰۰، اگر قرار نبود به دهه ۸۰ بازگردیم، پای دهه ۷۰ در میان بود، از طریق سریال‌های سال‌های شگفت‌انگیز (The Wonder Years)، مبهوت و سرگشته (Dazed and Confused)، استودیو ۵۴ (54)، آن نمایش دهه ۷۰ (That ‘70s Show)، و دیترویت راک سیتی (Detroit Rock City).

خیر: راک‌استار لنز یکپارچه‌سازی با سیستم‌عامل قدیمی را با Vice City کشف نکرد، و نوستالژی دهه ۸۰ را نیز اختراع نکرد. با این حال، تمام نمونه‌های بالا فیلم یا سریال تلویزیونی هستند. Vice City هیچ‌کدام از این‌ها نیست. Vice City یک بازی ویدیویی است، و احتمالاً نیازی نیست به شما توضیح دهم که چرا این موضوع آن را متمایز می‌کند. Vice City صرفاً پنجره‌ای به گذشته نبود که ما برای مدت زمان از پیش تعیین‌شده‌ای از پشت آن نظاره‌گر باشیم. بلکه، آن تبدیل به یک پورتال زنده و تنفس‌کننده به گذشته شد که به ما اجازه داد واقعاً یک دوران مدت‌ها به پایان رسیده را کشف کنیم، تجربه کنیم و در آن ساکن شویم.

نتیجه‌گیری (Verdict)

تا به امروز، لحظات اولیه بازی GTA: Vice City یکی از به‌یادماندنی‌ترین تجربه‌های بازی من تا به امروز باقی مانده است. پس از سوار شدن به اولین خودروی خود، بلافاصله خط باس غیرقابل اشتباه آهنگ Billie Jean اثر Michael Jackson را خواهید شنید. این یک لحظه کوچک اما معنادار است که فوراً شما را به گذشته پرتاب می‌کند و شبیه به یک تصادف خوش‌یمن به نظر می‌رسد، اما اینطور نبود – طراحی شده بود که همیشه Billie Jean باشد. همه آن را شنیدند. یا حداقل، آن‌ها شنیدند تا زمانی که نسخه‌های مجدد و بازسازی‌های بعدی بازی متأسفانه آن را از موسیقی متن حذف کردند. در هر صورت، من از آن لحظه کاملاً مجذوب Vice City شدم. در سال ۲۰۲۶؟ من هنوز هم نمی‌توانم به اندازه کافی از آن سیر شوم. با تنوع گسترده وسایل نقلیه، سلاح‌ها و ماموریت‌ها، بازیگران معروف با صداهای شناخته‌شده، و فضای بی‌نظیرش، Vice City ممکن است در زمان به عقب برگشته باشد – اما این یک گام رو به جلو بزرگ برای این مجموعه و یکی از مورد علاقه های همیشگی من است.

برای بازتاب‌های بیشتر در مورد مجموعه باورنکردنی Grand Theft Auto، می‌توانید بررسی‌های جدید میراث (Legacy Reviews) ما را برای بازی‌های Grand Theft Auto، Grand Theft Auto 2، و Grand Theft Auto III بخوانید، و مطالب بیشتری در ماه‌های آینده دنبال خواهد شد.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.