من تا زانو در گودالی از خون ایستاده بودم. همکاران، رفیقان و دوستانم به غذایی برای مرغهای دریایی بیروح تبدیل شده بودند. به یک مرد ماهی بده و او ممکن است ماهی را به دهان یک ماهیگیر خسته پرتاب کند، به یک مرد ماهیگیری بیاموز و او خشم یک خرچنگ عنکبوتی (Spider Crab) را برمیانگیزد که میداند چگونه با چاقوی خودتان به شما ضربه بزند.
این اولین تجربه من از بازی چندنفره و جدید شبیهساز ماهیگیری ها تو فیش (How to Fish) بود و اکنون میتوانم ببینم چرا این بازی به چنین اثر پرمخاطبی در میان گروههای دوستانه خسته و مرز بین خشونت تبدیل شده است.
این بازی فرضیهای ساده دارد: شما و حداکثر چهار نفر از دوستانتان یاد میگیرید که چگونه ماهیگیری کنید. چرخه کاری شامل این است که بازیکنان ابتدا یک قلاب ماهیگیری ساده میخرند، از آن برای صید ماهی و سختپوستان استفاده میکنند و سپس آنها را با مشتهای برهنه، پنجه بوکس یا یک چاقوی خفن تا حد مرگ کتک میزنند. سپس میتوانید صید خود را بخورید تا سلامتی یا گرسنگی خود را بازیابید یا آن را به ماهیگیر تنهایی بدهید که روی اسکله نشسته و در ازای کار سخت شما به شما سکه میدهد. با سکههای به دست آمده میتوانید ابزار بیشتری برای کمک به ماهیگیری، مانند چاقو، یا تجهیزاتی که میتوانید به عنوان طعمه استفاده کنید، مانند نصف هاتداگ یا قوطی خالی آبجو، خریداری کنید.
وقتی برای اولین بار در جزیره از خواب بیدار شدم، با یک مشت دوستانه در صورتم روبرو شدم.
برخی چیزها میتوانستند آن כך ساده باشند که خلآور شوند، و شاید بازی ها تو فیش (How to Fish) اگر فقط شما و ماهیگیر در جزیره بودید در این دام میافتاد. اما وقتی سه نفر دیگر را با چیزی برای از دست دادن و دسترسی به شلیک به خودی اضافه میکنید، اوضاع به بهترین شکل ممکن از کنترل خارج میشود.
وقتی برای اولین بار در جزیره از خواب بیدار شدم، با یک مشت دوستانه در صورتم روبرو شدم. از آن به بعد، من و دوستانم با هم کار کردیم، همراه با مبارزات مشتزنی گاهبهگاه، تا میزان پول نقد و منابع خود را برای شکست دادن اولین رئیس بازی آماده کنیم. آه، یادتان میآید وقتی به سلامتی اشاره کردم؟ بله، به همین دلیل است که به آن نیاز دارید.
مشخص شد که استفاده از یک قوطی آبجو برای ماهیگیری، یک خرچنگ عنکبوتی غولپیکر را جذب میکند که با خشم برخاسته از اقیانوس ظاهر میشود که تنها اوج تکامل میتواند آن را احضار کند. موسیقی تغییر میکند و نوار سلامتی عظیمی ظاهر میشود — شما باید این هیولا را شکست دهید تا به یادگیری ماهیگیری ادامه دهید.
اولین برخورد ما تقریباً تصادفی رخ داد و ما برای آن آماده نبودیم. در کمترین زمان ممکن از پا درآمدیم و حتی توسط یک مرغ دریایی گرسنه ربوده شدم. با این حال، مبارزه دوم کمی بهتر پیش رفت.
من تصمیم گرفتم عقبنشینی کنم، زیرا تنها فردی بودم که به پنجه بوکس مسلح بودم و چاقو نداشتم. به جای جنگیدن، به عنوان پزشک عمل کردم و رفقای مردهام را با سیلی به زندگی بازگرداندم در حالی که فریاد میزدم: «حق نداری اینقدر زود تسلیم من شوی!» سپس بدنهای گیج و بدبخت آنها با کلمات الهامبخش من و مقداری صدف، به مبارزه با خرچنگ عنکبوتی بازمیگشتند.
من در حالی که خرچنگ گیج شده بود، چند مشت زدم. حتی موفق شدیم نوار سلامتی آن را به زیر یکسوم پایانی برسانیم. اما افسوس که شکست خوردیم و بدن من بار دیگر توسط یک مرغ دریایی گرسنه به سوی غروب آفتاب پرواز داده شد.
متأسفانه مجبور شدیم جلسه خود را کوتاه کنیم، اما این باعث نشده است که برنامهریزی برای شکار بعدی خود را متوقف کنیم. من قطعاً منتظر هستم تا دوباره به بازی برگردم تا چند ماهی را کتک بزنم و شاید یاد بگیرم که چگونه واقعاً ماهیگیری کنم. من همچنین چشم به آن تفنگ تکتیرانداز و سایر سلاحهایی که بعداً میتوانید بخرید دوختهام — این کار آن خرچنگ عنکبوتی لعنتی را سر جایش مینشاند.
منبع: pcgamer.com
