انیمیشن بره ناقلا: هیولای ماسی باتم (Shaun the Sheep: The Beast of Mossy Bottom) در تاریخ ۱۸ سپتامبر روی پرده سینماها میرود.
در پنجاهمین سالگرد جشن تاسیس استودیوی انیمیشنسازی آردمن (Aardman Animations)، بیشتر افراد به ماجراهای در حال جریان والاس و گرومیت (Wallace & Gromit) فکر میکنند. اما قهرمان بیادعاتر این استودیوی استاپموشن همچنان بره ناقلا (Shaun the Sheep) است که برای اولین بار در فیلم کوتاه برنده جایزه اسکار در سال ۱۹۹۵ به نام یک اصلاح نزدیک (A Close Shave) معرفی شد. او و گله مزرعه ماسی باتم از آن زمان تاکنون در چندین سریال، فیلم کوتاه و یک سهگانه سینمایی ایفای نقش کردهاند. قسمت سوم این سهگانه، یعنی «بره ناقلا: هیولای ماسی باتم»، نامهای عاشقانه به دوران فیلمهای هیولایی کمپانی یونیورسال (Universal Monsters) و ادای احترامی جذاب به کمدی بصری دوران سینمای صامت است.
در راستای فیلم «بره ناقلا» محصول ۲۰۱۵ و «فیلم بره ناقلا: فارماگدون» محصول ۲۰۱۹، «هیولای ماسی باتم» نیز جهان و شخصیتهای خود را ساده و قابل فهم نگه میدارد. این داستان با محوریت هالووین در مزرعه ماسی باتم آغاز میشود که توسط کشاورز ناآگاه و سگ گله بسیار باهوش او با دندانهای برجستهاش، بیتزر (Bitzer) اداره میشود (هر دو با صداپیشگی کمدین جان اسپارکس (John Sparkes)). گله او که توسط شان (Shaun) فوقالعاده خلاق و ماجراجو (با صداپیشگی جاستین فلتچر (Justin Fletcher)) هدایت میشود، در مزرعه رها شده است. با آگاهی از اینکه کشاورز به طور کلی فردی دردسرساز است، گله یک مزرعه مخفی کدو تنبل پرورش داده که آن را با دقت برای جشن هالووین خود پرورش داده و به کمال رساندهاند؛ مزرعهای که از چشم کشاورز و پاها بسیار دستوپا چلفتی او پنهان است.
کشورز البته راهی برای خراب کردن مزرعه پیدا میکند که این امر شان مأیوس را وادار میکند تا راه حلی پیدا کند تا کوچکترین بره یعنی تیمی و گله بتوانند مهمانی خود را برگزار کنند. شان با پیدا کردن یک کتاب علوم دستساز در انبار، مانند دکتر فرانکشتاین عمل میکند — از جمله آزمایش در آزمایشگاه آسیاب بادی خود — تا سرمی بسازد که روی بذر کدو تنبلها بریزد تا آنها به موقع برای هالووین دوباره رشد کنند. و کدو تنبلها به شکلی غیرقابل کنترل رشد میکنند و شان را برای اصلاح اشتباهش به دردسر میاندازند.
در داستان فرعی در هم تنیده فیلم، کشاورز علاقه مخفیانهای به دامپزشک محلی یعنی نینا سوسانیا (Nina Sosanya) دارد، اما از عقب رفتن خط موی سر خود خجالت میکشد. او همچنین هنگامی که به طور اتفاقی با بطری قدیمی رشد مو (که به تازگی با سرم اضافی شان پر شده است) برخورد میکند، به دنبال یک درمان سریع میگردد و تصمیم میگیرد از آن استفاده کند تا به اندازه کافی اعتماد به نفس پیدا کند تا از خانم دکتر درخواست بیرون رفتن کند. شما میتوانید آشفتگی مویی که در پی آن رخ میدهد را تصور کنید.
قدرت فیلمنامه مارک برتون (Mark Burton) و جیلز پیلبرو (Giles Pilbrow)، و در واقع بیشتر آثار شان و آردمن، در این است که موقعیتهای به طور فزاینده وخیم هر فیلم ناشی از داستانهای بیش از حد پیچیده نیست؛ بلکه آنها از تشدید اقدامات شخصیتها و اثر دومینو سرچشمه میگیرند که روایتی ساده را ایجاد میکند. در اینجا، این موضوع به فیلمی تبدیل میشود که بینندگان جوانتر میتوانند به راحتی آن را دنبال کنند، در حالی که همچنان با زیربناهای کلاسیک فیلم خود برای فصل هالووین، برای بینندگان مسنتر نیز جذاب است. به علاوه، نویسندگان و انیماتورها هر فریم را با تخممرغهای عید پاک بصری سینمای وحشت، شوخیهای بصری بیپایان و اجراهای عالی شخصیتها پر کردهاند. «هیولای ماسی باتم» تقریباً بدون دیالوگ است، اما همه چیز کار میکند زیرا کارگردانان اولین فیلم بلند یعنی استیو کاکس (Steve Cox) و مت واکر (Matthew Walker) روایت اصلی را واضح نگه داشتهاند و فیلم را با شوخیهای نسلی پر کردهاند که به طور هوشمندانهای به وحشتهای امروزی و همچنین بخشهایی از فیلم فرانکشتاین (Frankenstein) اثر جیمز ویل (James Whale) و آروارهها (Jaws) اثر استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) اشاره دارند.
همچنین قابل قدردانی است که کارگردانان، مزرعه را گسترش داده و به جنگلهای نگرانکننده ماسینگهام رساندهاند، آن آسیاب بادی لایق صحنه را اضافه کردهاند، شهروندان گسترش یافته ماسینگهام را در هم آمیختهاند و یک سکانس اکشن کامل در دریا را گنجاندهاند. این سطح از مقیاس برای «هیولای ماسی باتم» مانع از آن میشود که مزرعه کوچک برای یک داستان سینمایی خیلی کوچک به نظر برسد و به فشار دادن محدودیتهای جادوی استاپموشن تیم آردمن ادامه میدهد. به همین مناسبت، انیماتورها با گنجاندن مقادیر انبوهی از موهای در حال حرکت در رپرتوار انیمیشن خود، هنگامی که کشاورز کاملاً شبیه ساسکواتچ میشود، از خود پیشی گرفتهاند؛ آنها همچنین آبپاشی و موجودات آبزی را به هم میبافند. آسان است که فراموش کنیم و بدیهی بدانیم که تک تک شخصیتها و مکانها دستساز هستند و به صورت فردی توسط انیماتورها دستکاری میشوند که این امر دستاورد خیرهکننده دیگری و نمایشی از صبر و صنعتگری استودیو است.
تقدیر ویژه همچنین به موسیقی ناتالی هولت (Natalie Holt) تعلق میگیرد که کار سنگین احساسی فوقالعادهای را در آنچه اساساً یک فیلم صامت است، انجام میدهد. او و ارکسترش با شکوهمندیهای خود به سبک ترکیبهای کارل استالینگ (Carl Stalling) برای لونی تونز (Looney Tunes) و مری ملودیز (Merrie Melodies)، شوخیها را به ثمر مینشانند یا لحظات احساسی را به طور عمده خلق میکنند که با نتهایی در میان غرغر کردن شخصیتها یا صحبتهای بیمعنی به آن میپردازند.
«بره ناقلا: هیولای ماسی باتم» افزوده بزرگی به سهگانه مزرعه آردمن و تاریخ تولید بزرگتر آنها است. این اثر به وضوح توسط تیمی از خورههای سینمای وحشت دوران صامت و برخی از سریعترین لطیفهپردازان این صنعت ساخته شده است. دلگرمکننده است که تعهد مستمر استودیو را به تکنیک استاپموشن در حالی که به آنچه پیش از این در ژانر وحشت آمده است احترام میگذارد، میبینیم. اگرچه ممکن است به اندازه فیلم والاس و گرومیت: انتقاد مرغی (Wallace & Gromit: Vengeance Most Fowl) صیقلی یا ارتقا یافته نباشد، اما «هیولای ماسی باتم» مستحق تماشای سینمایی است و باید به عنوان یک کلاسیک آینده هالووین شناخته شود.
منبع: ign.com
