انتظار برای بازی نقش‌آفرینی تاج و تخت را متهم کنید و به نسخه اروپایی بسنده کنید

بازی نقش‌آفرینی کامپیوتری بازی تاج و تخت (Game of Thrones) ساخته استودیو سایانید (Cyanide) در سال ۲۰۱۲ با وجود ایرادات فنی، روایتی عمیق و منطقی از جهان وستروس ارائه می‌دهد که ارزش تجربه را دارد.

تتیم تحریریه۸ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۴۰۵/۵/۲۰
انتظار برای بازی نقش‌آفرینی تاج و تخت را متهم کنید و به نسخه اروپایی بسنده کنید
آخر هفته عجیب

آخر هفته عجیب ستون شنبه‌های ما است که در آن عجایب بازی‌های رایانه‌ای شخصی را جشن می‌گیریم: بازی‌های عجیب، نکات بی‌سابقه‌ی عجیب، و تاریخ فراموش‌شده. هر آخر هفته سر بزنید تا متوجه شوید جرمی، جاش، تد و ریک این بار شیفته چه چیزی شده‌اند؛ چه ارتفاع متعارف گرت در بازی دزد (Thief) باشد یا آن زمانی که شخصی در واتیکان بازی فوتبال منیجر ۲۰۱۳ را هک و کپی غیرمجاز کرد.

یک بازی نقش‌آفرینی کامپیوتری (CRPG) بر اساس بازی تاج و تخت (Game of Thrones) گزینه‌ای بسیار واضح برای اعطای حق امتیاز است، با این حال از نظر فرهنگی و شرکتی، همیشه به نظر می‌رسد دو قدم با واقعیت فاصله دارد.

شاید استودیوی وارهمورس (Warhorse Studios) محتمل‌ترین گزینه پس از دو شبیه‌سازی قرون وسطایی سرسختانه تحت نام پادشاهی برخاست (Kingdom Come) باشد. اما مالک این استودیوی چک، یعنی شرکت امبرسر (Embracer)، شرکت نه چندان خوش‌نام میدل-ارث انترپرایزز (Middle-earth Enterprises) را نیز در اختیار دارد، و بنابراین آینده وارهمورس متعلق به ارباب حلقه‌ها (The Lord of the Rings) است. در مورد آن غول دیگر بازی‌های نقش‌آفرینی، یعنی آب시دین (Obsidian)؟ من جاش سایر (Josh Sawyer) را دیده‌ام که بیش از حد در شبکه‌های اجتماعی از آرایش‌های جنگی غیرواقعی سریال اچ‌بی‌او (HBO) شکایت کرده است تا انتظار داشته باشیم چنین اتفاقی هرگز رخ دهد.

و به همین دلیل به تاریخ روی می‌آوریم، درستهمان‌طور که جرج آر. آر. مارتین (George RR Martin) بارها هنگام یافتن الهام برای رمان‌هایش این کار را انجام داده است. اگر زمان را به سال ۲۰۱۲ برگردانید، بازی تا حد زیادی فراموش‌شده‌ی بازی تاج و تخت (Game of Thrones) را کشف خواهید کرد؛ عنوانی که انتشار بازی دیگری با دقیقاً همین نام توسط تلتیل (Telltale) تنها دو سال بعد، کمکی به ماندگاری‌اش در تاریخ نکرد.

بازی تاج و تخت محصول سال ۲۰۱۲ اثری از استودیوی سایانید (Cyanide) بود؛ یکی از پروژه‌های پرتعداد توسعه‌دهنده پاریسی که دارای تم فانتزی و ویژگی‌های خاص بازی‌های اروپایی بود. اگرچه این استودیو امروزه بیشتر به خاطر بازی‌های استیکس (Styx) و بلاد بول (Blood Bowl) شناخته می‌شود - که دومی از نظر مکانیکی و موضوعی بسیار غنی است - اما این استودیو در آن زمان در حال آزمایش بازی‌های نقش‌آفرینی کامپیوتری (CRPG) بود. در همان سال عرضه‌ی بازی تاج و تخت، بازی کانفرونتیشن (Confrontation) که در دنیای یک بازی جنگی رومیزی فرانسوی جریان داشت، و همچنین بازی آف اورکز اند من (Of Orcs and Men) که پیش درآمدی بر استیکس بود و در آن کنترل یک ارک درشت‌هیکل را به دست داشتید، منتشر شدند.

کاملاً مشهود است که کارکنان سایانید مطالعات عمیقی روی رمان‌ها داشته‌اند.

هر سه بازی با نظرات متفاوتی روبرو شدند، اما به نظر من بازی تاج و تخت بهترین انتخاب در میان آن‌هاست؛ بازی با بودجه کم و بافت‌های زمزمه‌وار، که با تعهد به بافتن یک داستان در تار و پود فشرده وستروس ارتقا یافته است. من مظنون هستم که این امر تا حدی به این دلیل است که به عنوان یک اثر اقتباسی از تلویزیون طراحی نشده بود.

بله، در حالی که در مناطق گایفت (Gift) و کینگز لندینگ (King's Landing) پرسه می‌زنید، به صداها و چهره‌های بازیگران اچ‌بی‌او (HBO) برخورد خواهید کرد. رندر مغرورانه‌ای از لنا هیدی (Lena Headey) تخت پادشاهی را اشغال کرده است. نگهبانان شب (Night's Watch) توسط فرمانده مورمونت با بازی جیمز کاسمو (James Cosmo) سرپا نگه داشته شده‌اند. و در لحظه‌ای حیاتی، از توطئه‌های مرموز لرد واریس با بازی کانلت هیل (Conleth Hill) بهره‌مند خواهید شد. اما در غیر این صورت، کاملاً مشهود است که کارکنان سایانید (Cyanide) مطالعات عمیقی روی رمان‌ها داشته‌اند.

این ویژگی بیشتر در ساختار نقش‌آفرینی تاج و تخت مشهود است: شما فصل به فصل بین دو زاویه دید جابه‌جا می‌شوید. این یک ابزار رایج در ادبیات فانتزی است، اما در رسانه خودمان بسیار کمتر دیده می‌شود و تأثیر عمیقی بر نحوه تجربه بازی دارد. از یک سو، شما نقش دو کلاس مختلف از شخصیت‌ها را بر عهده دارید: یک کشیش آتش‌پرست از رهلور (R'hllor) که انتخاب غیرمعمول خود در زمینه خداپرستی را با ملیساندر (Melisandre) جادوگر سرخ به اشتراک می‌گذارد، و یک برادر از نگهبانان شب که با ضربات گرز و ضربات سر سر و کار دارد.

سایانید نهایت بهره را از این روایت دو شاخه می‌برد تا داستان خود را از زوایای مختلف روایت کند. در حالی که بازی را با مبارزه علیه مشکلات ظاهراً بی‌ارتباط آغاز می‌کنید، این دو به تدریج با یکدیگر تلاقی می‌کنند و مشخص می‌شود که ممکن است دو قهرمان اصلی شما منافع مشترکی نداشته باشند. کشیش عناوین خود را از دست می‌دهد و اگر امیدی به پس گرفتن کرسی خود به عنوان یک لرد قلمرو داشته باشد، باید به سگ دست‌آموز لنیسترها تبدیل شود. در همین حال، مرد شما در شمال خود را مشغول شکار سگ‌های دست‌آموز می‌یابد تا از پاشیده شدن شیرازه نگهبانان شب جلوگیری کند. همان‌طور که مشخص می‌شود، مقدار کمی طلا می‌تواند تمام چیزی باشد که برای تبدیل کردن یک برادر به دشمن همرزمانش لازم است. و لنیسترها به خاطر دسترسی به طلا مشهور هستند.

اکشن بازی یک یا دو ماه قبل از مراحل آغازین سریال تاج و تخت شبکه اچ‌بی‌او (HBO) آغاز می‌شود، که صندلی ردیف اول را برای تماشای رویدادهایی که منجر به جنگ در وستروس می‌شوند به شما می‌دهد. رابرت براتیون (Robert Baratheon) همچنان در حال تقلاست و شکم خود را با گرازهایی پر می‌کند که هنوز موفق به شاخ زدن او نشده‌اند. و سرسی لنیستر (Cersei Lannister) مشغول جابه‌جا کردن مهره‌های شطرنج روی تخته است. شما شاید یک پیاده نظام نباشید، اما قطعاً نقش یکی از شوالیه‌های او را بازی می‌کنید و به سرعت در نقشه‌های تاریک شریک می‌شوید.

اقتباس‌های بازی اغلب در حاشیه‌های آثار اصلی خود اتفاق می‌افتند، و بازی نقش‌آفرینی تاج و تخت ممکن است تا مرز بی‌ارزشی حاشیه‌ای به نظر برسد. اما جرج آر. آر. مارتین (George RR Martin) همیشه از عاملیت نقش‌های فرعی استقبال کرده و به جای کاهش، بازیگران داستان‌های خود را در طول زمان گسترش داده است، و این روحیه به شما اجازه می‌دهد در اینجا احساس کنید بخشی از چیزی بزرگ‌تر هستید. این امر با داستان‌سرایی نسبتاً فشرده سایانید برای استودیویی که تا این لحظه به خاطر داستان‌پردازی شناخته نشده بود، کمک می‌کند. گفتگوی آن مستقیم و صریح با توطئه‌هایش است - صراحتی لازم در پس‌زمینه‌ای از جهانی متراکم با تاریخچه‌های گره‌خورده. در همین حال، اجراهای اصلی پر از طنین تئاتریکال و بم هستند.

این امر با داستان‌سرایی نسبتاً فشرده سایانید برای استودیویی که تا این لحظه به خاطر داستان‌پردازی شناخته نشده بود، کمک می‌کند.

البته، بسیاری از اجراهای صوتی دیگر کاملاً مزخرف هستند - احتمالاً توسط یک گروه بازیگری کوچک ضبط شده‌اند که به شدت در درون خود به دنبال یک لهجه چهارم یا پنجم بودند که بتوان آن را به طور منطقی به یک دهقان در کک‌باکم (Flea Bottom) نسبت داد. و اگر بگویم بودجه از راه‌های دیگر احساس نمی‌شود دروغ گفته‌ام: خیابان‌های بی‌نام و نشان کینگز لندینگ که بیشتر شبیه دانکستر (Doncaster) است تا دوبروونیک (Dubrovnik); بازدیدهای مکرر از بخش‌های نامشخص وستروس؛ و ترفندهای زیبایی‌شناختی مبهمی که توسعه‌دهندگان اغلب برای پوشاندن انبوهی از گناهان کیفیت در طول دوران ایکس‌باکس ۳۶۰ (Xbox 360) استفاده می‌کردند.

اما من کاملاً به المانی علاقه‌مندم که در بررسی‌های آن زمان به عنوان یکی از مورد انتقادترین بخش‌ها برجسته شده بود: سیستم مبارزه.

مسلماً، من با نزاع‌های زمان واقعی همراه با توقف بزرگ شده‌ام. این ویژگی در بسته شروع هزاره با مسنجر ام‌اس‌ان (MSN Messenger) و یک حساب ایمیل ای‌او‌ال (AOL) منقرض‌شده عرضه شد، بنابراین من جایی که دیگران ممکن است ناامید شوند، بخشنده‌ام. اما اگر از من بپرسید، سایانید تنش واقعی را از قرار دادن شما در سناریوهایی که در آن‌ها عرق‌ریزان و محاصره شده‌اید استخراج می‌کند - به سختی تلاش می‌کند تا گیج‌سازی‌ها و سرنگونی‌ها را با یک همراه موقت که جوانی خود را بیهوده صرف به کمال رساندن تیراندازی با کمان کرده قبل از پیوستن به شما شانه به شانه در یک سیاه‌چال تنگ، انجام دهد. من حتی بخش‌هایی را که به عنوان یک تغییردهنده شکل، کنترل یک سگ را برای پاره کردن گلوی نگهبانان بی‌احتیاط به دست می‌گیرید و بوها را برای ریشه‌کن کردن خیانت در نگهبانان شب دنبال می‌کنید، کاملاً دوست دارم.

مانند خوشه‌ای از تخم‌های اژدها، بازی تاج و تخت سایانید کیسه‌ای از برکت‌های مختلط است. گاهی اوقات وقتی در قلعه سیاه (Castle Black) قدم می‌زنم، آن علامت مشخصه یک بازی نقش‌آفرینی دهه‌ی ۲۰۰۰ نیمه‌کاره را می‌شنوم: یک پیرمرد فرضی، با صدای یک صداپیشه ۳۰ ساله پرمشغله صحبت می‌کند. و در آن لحظات، تعجب می‌کنم که آیا ممکن است در نهایت این ژانر را برای همیشه کنار بگذارم.

اما بعد به یاد می‌آورم که یکی از ویژگی‌های مثبت طرفداران بازی‌های نقش‌آفرینی دهه‌ی ۲۰۰۰ این بود که وقتی با مکانیک‌های عجیب و جهان‌های جذاب روبرو می‌شدیم، نقص‌ها را می‌پذیرفتیم. و اینکه، وقتی به بازی بسیار مجلل‌تر بازی تاج و تخت: جاده پادشاهان (Game of Thrones: Kingsroad) نگاه می‌کنم که سال گذشته عرضه شد، تقریباً هیچ اثری از روح جرج آر. آر. مارتین (George RR Martin) در آن نمی‌بینم. داستان‌های واقع در وستروس نباید صاف و صیقلی باشند. آن‌ها باید تکان بخورند و با صدا در جای خود قرار گیرند، به آرامی و سپس به طور همزمان، درست مانند رویدادهای زمین‌ساختی که به تصویر می‌کشند. و این همان چیزی است که بازی‌های نقش‌آفرینی کامپیوتری برای آن ساخته شده‌اند.

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.