نکات کلیدی پیشنمایش:
- بازی در نقش یک اسکیون (Skaven) باعث میشود حرکت در مقایسه با دیگر بازیهای دوبعدی سایداسکرولر بینظیر به نظر برسد.
- طراحی مرحله مرا به یاد بازی Hollow Knight انداخت.
- کیفیت داستان پس از تجربه کوتاه ۳۰ دقیقهای من هنوز نامشخص است.
به ندرت پیش میآید که موشمردان غولپیکر و ترسناک اسکیون (Skaven) نقش اول یک بازی از دنیای وارهمر (Warhammer) را بر عهده داشته باشند، با وجود اینکه آنها یکی از منحصربهفردترین و محبوبترین جناحها هستند. آنها معمولاً گوشت دم توپیهایی هستند که در یک بازی شلوغ مانند Vermintide از بین میبرید. بنابراین بازی Warhammer Age of Sigmar: Deathmaster بلافاصله با قرار دادن شما در لباسهای پاره و متعفن وینهک (Vihneek)، یک جونده مدبر که در حال پرت شدن بیتشریفات به درون چالهای پر از جسد به ما معرفی میشود، خودش را متمایز میکند. احتمالاً این آن چیزی نیست که او برنامهریزی کرده بود تا روزش را با آن بگذراند. اما با برخاستن از شرایط ناگوار خود، او به سرعت به مخفیکاری و قتل در روحیه نسل خیانتکار خود در انواع محیطهای دوبعدی سایداسکرولر تاریک و پر از موش روی میآورد که حتی در این نسخه نمایشی کوتاه نیز چالشهای متنوعی را فراهم کرد.
شوالیه جوونده
محیطهای اولیه وینهک خونین، متعفن و تقریباً ناامیدکننده هستند. یعنی کاملاً برای یک بازی با ستارهداری اسکیون مناسب است، با غارهای لایهلایهای که به پسزمینه امتداد مییابند و هر شکاف و بوم پارهای که با یک خباثت تاریک رنگ شده است. من خیلی متخصص لور Age of Sigmar نیستم، اما با آمدن از پسزمینه Warhammer Fantasy، لزوماً نمیتوانستم بگویم که این یک محیط متفاوت است. اسکیونها هنوز هم در تمام جلال دو رویانه خود کاملاً قابل تشخیص هستند، کارهایی مانند مخفیکاری و نقشهکشی را در یک دنیای زیرزمینی که توسط کلانهای زیادی اداره میشود و اغلب درگیر رقابتهای تلخی هستند، انجام میدهند.
من تقریباً بدون هیچ قدرتی شروع کردم، در حالی که پنجههای کوچکم در چوببستها بسته شده بود و فقط میتوانستم به آرامی در هر جهت راه برم. اما پس از رهایی خود با مقداری حل مسئله ضربهای، متوجه شدم که وینهک یک شیطنتگر کوچک و چابک است که کنترل او در چالشهای مختلف پلتفرمینگ بسیار لذتبخش است. بهویژه، شما میتوانید در امتداد بیشتر دیوارها و سقفها بدوید، که بلافاصله ایده بازی به عنوان یک اسکیون را به فروش میرساند و باعث میشود حرکت بسیار متفاوتتر از بازیهای سایداسکرولر مشابه به نظر برسد. انیمیشنهایی که این را زنده میکنند نیز دقیق هستند. وینهک فقط یک آدم کوچولوی عجیب است و من از او حمایت میکنم.
برای اولین لحظه پس از این فرار مخفیانه، تحرک و مخفیکاری تنها ابزار من بودند. هنوز مشخص نبود که چگونه به اینجا رسیدهام، اما گوشههای پرپیچوخمی که در هر جهت امتداد یافته بودند، به نظر میرسید نوعی زندان باشند. قرار گرفتن در تماس نزدیک با هر یک از نگهبانان مسلح به معنای مرگ فوری و راهاندازی مجدد در مکانی است که وارد اتاق فعلی شدهام، و این زندانبانها همچنین میتوانند پرتابههای تکاندهندهای دقیقی را پرتاب کنند تا اگر شما را دیدند، از یک بلندی پایین بیاورید.
پنهان شدن پشت پردهها، خاموش کردن چراغها و پرتاب جمجمههای رها شده به عنوان حواسپرتی از جمله راههای بسیار برای عبور از آنها است. وینهک همچنین دارای یک حالت دید غریزی مفید است که با نگه داشتن L2 فعال میشود و او را در جای خود قفل میکند، اما به او اجازه میدهد چیزهایی مانند مخروطهای دید دشمن و اشیاء قابل تعامل را ببیند که ممکن است به او اجازه دهد جعبهای را از روی جرثقیل روی یک دشمن بیندازد، به عنوان یک نمونه. چوب راست همچنین میتواند دوربین را چند فوت در هر جهتی، از جمله بالا یا پایین، حرکت دهد، که من اغلب در پیدا کردن لبه بعدی یا خروجی که باید به آن برسم مفید یافتم.
آن را پیچیده کن
طراحی مرحله مرا کمی به یاد بازی Hollow Knight انداخت، به این دلیل که به اکتشاف پاداش میداد و باعث میشد متوقف شوم و در مورد چگونگی حرکت در اتاقهای خاص فکر کنم. در حالی که تلاش میکرد بگریزد، وینهک میتواند به دنبال سنگ تارپ (warpstone) ارزشمند بگردد - کوکائین فضایی جادویی (بله، واقعاً) که اسکیونها به آن obsesed هستند، زیرا این همان چیزی است که باعث شد آنها به انساننماهای باهوش تکامل پیدا کنند و بیشتر فناوری آنها را نیرو ببخشد. این اختیاری است، اما امتیازات مهارت اضافی نیز به شما میدهد. در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت.
سرانجام، به سپری برخوردم که میتوانستم از آن در مواقع اضطراری برای کوبیدن مغز نگهبانان استفاده کنم، که جریان گیمپلی را کمی تغییر داد. به جای اینکه مجبور باشم به سادگی مخفی شوم و پنهان شوم، میتوانستم پشت دشمنان معمولی قرار بگیرم و آنها را در نمایشی خونین از خباثت با یک ضربه دکمه اعدام کنم. با این حال، دویدن یا حتی پایین آمدن از یک نقطه بلند سر و صدا ایجاد میکند، بنابراین من هنوز باید مراقب میبودم.
همچنین، تکه چوب تیز و اسفناک من وقتی در نهایت توسط یک موش اوگر (rat ogre) تعقیب شدم، هیچ فایدهای نداشت، فقط توسط یک جوندگان سفید مرموز با تیغ به عنوان دست نجات پیدا کردم که به من انتخاب زیادی نداد جز اینکه در کلان او استخدام شوم.
با این حال، اینجاست که هم چیز جالبتر میشود. وینهک به عنوان یک دونده شب (Night Runner) پذیرفته میشود که تا حدودی شبیه به آدمکشهای نینجا نخبه دنیای اسکیون است. این کار با یک لباس جدید و باحال همراه است، اما مهمتر از همه، مجموعه جدیدی از قدرتهاست. اولین مورد از اینها، که بلافاصله باز میشود، یک قلاب گرپل (grappling hook) است که به من اجازه داد به مکانهای مختلفی که قبلاً غیرقابل دسترس بودند، صعود کنم. بقیه با سنگ تارپ خریداری میشوند و شامل همهچیز از بیصدا کردن قدمهایتان گرفته تا توانایی مستقر کردن بمبهای دودی است. متأسفانه، نتوانستم در طول نسخه نمایشی به مخفیگاه کلان بازگردم تا اینها را خریداری کنم.
این نقطهای است که Deathmaster شروع به احساس کردن شبیه به یک فانتزی قدرت میکند. شما هنوز هم بسیار شکننده هستید، اما احساس کردم که من شکارچی شدهام و بقیه اکنون طعمه هستند. اوه، شاید آن موش اوگر نه. هر منطقه کمی شبیه به یک پازل شد زیرا من برای تلههای محیطی، حواسپرتی و مخفیگاهها اسکن کردم تا بفهمم کدام نگهبانان را میتوانم غافلگیر کنم و به چه ترتیبی، بدون اینکه دوستانشان را آگاه کنم.
پلتفرمینگ به خودی خود خیلی دشوار نبود، حداقل تا کنون، اما مشاهده دقیق دنیای زیرزمینی اغلب مرا به پاداش سنگ تارپ هدایت کرد. نام بازی پیشرفت بسیار کندتر و کاملی است برخلاف اجرای سخت، اگر چه اتاقهایی وجود داشت که مجبور بودم برنامهام را سریع اجرا کنم تا توسط نگهبان گرفتار نشوم.
با این حال، داستان هنوز کمی مبهم است. من مطمئن نیستم چرا وینهک مانند زبالههای در حال پوسیدگی در یک چاله انداخته شد. ما نمیدانیم چرا او نوعی ضمیمه عجیب و درخشان دارد که به معنای واقعی کلمه در جایی جوش داده شده است که نیمه پشتی دم او قبلاً بوده است، یا چرا همکلانیهایش او را به تمسخر «نیمهموش» مینامند. تمام خشونتهای تاکنون از نوع اسکیون علیه اسکیون بوده است. و این بسیار مناسب است. دلیل اصلی اینکه Vermintide هنوز دنیا را در این جهان فرا نگرفته است این است که فرزندان موش شاخدار بزرگ (Great Horned Rat) زمان زیادی را صرف توطئه و قتل یکدیگر میکنند که به نژادهای دیگر میکنند.
اولین ماموریت من از بین بردن یک سوراخ جویدن کلان رقیب بود که اساساً گذری است حتی عمیقتر به جهان که آنها میتوانند از آن برای احضار نیروهای کمکی استفاده کنند. با این حال، قبل از اینکه بتوانم به آنجا برسم، نسخه نمایشی بسیار کوتاه ۳۰ دقیقهای به پایان رسید. ما توانستیم کمی بیشتر دستبهسینه را ببینیم، از جمله نبرد رئیس با یک Stormvermin مرگبار که نیاز دارد وینهک از محیط - و در نهایت یک توپ صاعقه مجهز به سنگ تارپ - برای برنده شدن در نبرد استفاده کند که اگر او منصفانه بجنگد، او را شکسته و رها میکند. و چه اسکیون خوبی منصفانه میجنگد؟
من یک زمان شگفتانگیز شیدایی با بخش بسیار کوچکی از Warhammer Age of Sigmar: Deathmaster که توانستم بجوم داشتم. سبک هنری تاریک و کثیف است در حالی که بسیار قابل خواندن باقی میماند. ترکیب اصلیهای بازی مخفیکاری با پلتفرمینگ به سبک Hollow Knight به طور یکپارچه به هم میپیوندد. کاوش و خنجر زدن از پشت در مناطق گاهی دشوار آن در حالی که به تدریج به تواناییهای جدید دسترسی پیدا میکنم، همهچیز را تازه نگه داشت. و دیدن Age of Sigmar از چشمان مهرهدار کوچک اسکیون باعث میشود همهچیز دوباره جدید به نظر برسد. شاید کمی کپک زده، اما جدید.
به طور کلی، من فقط مشتاقانه منتظر بازی کردن بیشتر هستم. حتی پس از سه بار اجرای نسخه نمایشی، اشتهای من برای آشفتگی خزدار سیر نشده است. همه ما خواهیم توانست Warhammer Age of Sigmar: Deathmaster را در چنگالهای دو رویانه خود در سال 2027 بگیریم.
منبع: ign.com
