چرا خشونت کلید ساخت بهترین بازی ولورین است؟

بررسی اینکه چرا خشونت عریان و بی‌محابا، بخش بنیادین و ضروری شخصیت ولورین (Wolverine) و ساخت یک بازی ویدیویی فوق‌العاده از این ابرقهرمان است.

تتیم تحریریه۱۰ دقیقه مطالعه۰ بازدید۱۱ روز پیش
چرا خشونت کلید ساخت بهترین بازی ولورین است؟

وقتی حتی چند ثانیه از گیم‌پلی بازی ولورین مارول (Marvel’s Wolverine) را تماشا می‌کنید، یک موضوع بلافاصله توجه شما را جلب می‌کند: این بازی به شکلی خیره‌کننده‌ای خشن است. خون بسیار زیادی در جریان است. پس از مبارزه با تنها یک دشمن، ولورین (Wolverine) غرق در خون و گوشت خودش پاره‌پاره می‌شود. با فاصله زیادی، اثر جدید استودیوی اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games) در ادامه سری مرد عنکبوتی (Spider-Man)، خشن‌ترین بازی ابرقهرمانی به نظر می‌رسد که تا به امروز دیده‌ایم.

اگرچه مجموعه‌ای از تنظیمات سفارشی‌سازی خشونت برای بازیکنان حساس‌تر وجود خواهد داشت، اما مهم است بدانید که خشونت عظیمی که در اینجا به نمایش گذاشته می‌شود، افراطی نیست. این موضوع در واقع کاملاً با شخصیت او همخوانی دارد. هرچه بیشتر درباره ولورین، که با نام جیمز هاولت (James Howlett) متولد شد، بدانید، خونریزی‌های شدید منطقی‌تر به نظر می‌رسند. این فقط خشونت به خاطر خشونت نیست. بیایید تاریخچه پیچیده کتاب‌های کمیک ولورین را بررسی کنیم تا ببینیم چرا خشونت کلید ساخت بهترین بازی ولورین است.

کمیک‌ها (و به‌ویژه آثار مارول (Marvel)) به مناسب بودن برای کودکان شهرت دارند، اما بیشتر شماره‌های تمرکزیافته روی ولورین بسیار خشن هستند و برای خوانندگان بزرگسال‌تر در نظر گرفته شده‌اند. مقادیر خیره‌کننده‌ای از خون و مرگ در آن صفحات وجود دارد. در واقع، یکی از توانایی‌های داخل بازی ولورین، به نام «حالت خشم» (Rage Mode)، به نظر می‌رسد مستقیماً از کارهای لوگان در سری کمیک سال ۲۰۲۰ به نام ولورین: سیاه، سفید و خون (Wolverine: Black, White & Blood) الهام گرفته شده است.

اگر تنها تجربه شما از لوگان (Logan) از طریق فیلم‌های مردان ایکس (X-Men) است، این ممکن است تعجب‌آور باشد. در حالی که بسیاری از آن‌ها عالی هستند، فیلم‌ها نسخه بسیار خانواده‌پسندتری از ولورین را ارائه می‌دهند. هیو جکمن (Hugh Jackman) بخش زیادی از صحبت‌های هوشمندانه و نگرش شاخص این شخصیت را ارائه می‌دهد، اما بیشتر حضورهای او فاقد خشونت درونی و چشم‌پوشی است که این شخصیت بارها و بارها در کمیک‌ها ارائه کرده است. فیلم‌های لوگان (Logan) و ددپول و ولورین (Deadpool & Wolverine)، که هر دو دارای رده‌بندی سنی R هستند، بیشترین نزدیکی را به کشف ماهیت واقعی او دارند، اما حتی آن‌ها نیز کمی پایین‌تر از کمیک‌ها قرار می‌گیرند - بله، حتی آن قطع سر دندان‌خنجری (Sabretooth) نسبتاً ملایم است.

کاهش شدید خشونت از دیدگاه فیلم‌سازی (و گیشه) منطقی است، اما بخش اصلی از آنچه او را به حرکت درمی‌آورد را از این شخصیت سلب می‌کند. پاکسازی خشونت، خود مرد را پاکسازی می‌کند. کمیک‌ها درباره شخصیتی هستند که فقط در صورت لزوم برای محافظت از دوستانش مبارزه نمی‌کند - خشمی در ولورین وجود دارد. خشونت فقط چیزی نیست که او قادر به انجامش باشد، بلکه بخش ذاتی اوست که نمی‌تواند بدون آن زندگی کند. این همان کسی است که هالک (Hulk) را از درون پاره کرد (WOLVERINE: OLD MAN LOGAN GIANT SIZED 2009 #1)، و این نوع خشونت مهارنشده همان چیزی است که یک بازی عالی ولورین به آن نیاز دارد - این بازی باید رابطه افراطی او را با خشونت افراطی بررسی کند.

منشا

این رابطه زود شروع شد. در کمیک ولورین: منشا (Wolverine: Origin) (2001)، جیمز هاولت جوان به عنوان «فردی ضعیف و بیمارگونه» توصیف می‌شود. پدرش، جان (John)، مهربان و دوست‌داشتنی است، اما مادرش از زمان مرگ پسر بزرگش بر اثر بیماری، منزوی شده است. شما عملاً می‌توانید دلشکستگی را در چهره‌اش احساس کنید وقتی جان به بالکن مادرش نگاه می‌کند، به این امید که حتی نگاهی اجمالی به او بیندازد. او پسری شیرین و دوست‌داشتنی است که به مگس هم آزار نمی‌رساند - فاصله زیادی با قاتل چنگال‌داری که روزی خواهد شد دارد.

یک لحظه همه چیز را تغییر می‌دهد: جیمز تماشا می‌کند که مردی به نام لوگان (Logan) پدرش را با تفنگ ساچمه‌ای می‌کشد. این لحظه‌ای است که او هرگز نمی‌تواند از آن بازگردد. کاملاً و مطلقاً مغلوب خشم، چنگال‌های استخوانی برای اولین بار از دستانش بیرون می‌آیند و او به سمت لوگان می‌پرد و شکم او را پاره می‌کند. این یک حرکت طبیعی و سریع است، انگار جیمز تمام عمرش برای این کار تمرین کرده است. دیگر آن کودک ضعیف و ملایم نیست: اکنون او یک قاتل وحشی است که چنان غرق در اندوه شده که خشونت تنها پاسخ می‌شود. در آخرین فریم شماره دوم داستان، او روی کشتاری که به راه انداخته زانو می‌زند و غرش بدوی سر می‌دهد، ترکیبی سمی از اندوه و خشم. او دیگر جیمز نیست. اکنون، او ولورین است. معصومیتی که از دست داده برای همیشه رفته است.

این یک لحظه ضروری در درک این موضوع است که چرا ولورین مستعد خشونت است. او از پیش مستعد خشونت است؛ وقتی اتفاقات بدی رخ می‌دهد، او تردید نمی‌کند یا پنهان نمی‌شود، بلکه خشن می‌شود. او خود را به دل ماجرا پرتاب می‌کند و به پشت سر نگاه نمی‌کند. این روند از زمانی که او برای اولین بار در کمیک‌های مارول در سال ۱۹۷۴ ظاهر شد، ثابت مانده است. در حالی که بسیاری از قهرمانان از کشتن امتناع می‌ورزند، ولورین هیچ مشکلی در گرفتن یک جان ندارد. و بنابراین هر بازی که شامل لوگان باشد باید شخصیتی را کانالیزه کند که به عنوان یک پاسخ ذاتی به دل خشونت می‌پرد.

لایه‌ای دیگر در این لحظه در کمیک‌ها وجود دارد، لایه‌ای که ممکن است تأیید کند خشونت ولورین در واقع ذاتی است. مردی که پدر جیمز را به قتل رساند، دقیقاً شبیه ولورین بزرگسال به نظر می‌رسد. حتی موهای او هم یکسان است. این موضوع هرگز تأیید نمی‌شود، اما به شدت القا می‌شود که لوگان در واقع پدر بیولوژیکی جیمز است. این به این معناست که ولورین جوان نه تنها پدر خودش را کشت، بلکه خشونت ولورین صرفاً یک پاسخ فیزیکی به شرایط سخت نیست. این یک پاسخ ژنتیکی است؛ خشونت در دی‌ان‌ای (DNA) او تعبیه شده است. این اساساً همان چیزی است که ولورین را به ولورین تبدیل می‌کند.

سلاح ایکس (Weapon X)

در دهه ۱۹۶۰، ولورین خود را بخشی از تیم ایکس (Team X)، یک واحد نظامی عملیات سری که توسط سلاح پلاس (Weapon Plus) و سازمان سیا (C.I.A) اداره می‌شد، یافت. تحت فرمان آن‌ها، ولورین چیزی بیش از یک قاتل مزدور نیست. او راه خود را از میان دشمنان با بریدن و تکه‌تکه کردن باز می‌کند، در حالی که در یک مبارزه وحشیانه پس از دیگری، با گلوله‌ها سوراخ شده و سطل‌ها خون از دست می‌دهد.

آنچه در مورد حضور ولورین در تیم ایکس بیش از همه آزاردهنده است، میزان خونریزی او نیست - که غیرقابل محاسبه است - بلکه نحوه رفتار اداره‌کنندگان تیم با اوست. کمیک‌های منشاهای ولورین (Wolverine Origins) (شماره‌های ۶-۷، ۲۰۰۶) نشان می‌دهند که چگونه، پس از هر ماموریت، سربازان او را با گلوله سوراخ می‌کردند و سپس منتظر می‌ماندند تا فاکتور التیام‌بخش او، او را احیا کند.

سلاح ایکس تنها به تشدید روان آسیب‌پذیر و رفتار خشن ولورین کمک کرد.

ولورین همچنین مجبور می‌شد قرص‌هایی حاوی کربنادیوم (Carbonadium)، یک فلز بسیار رادیواکتیو که قدرت‌های التیام‌بخش او را مسدود می‌کند، ببلعد. این جهش ژنتیکی نه تنها گوشت و استخوان ولورین را دوباره به هم جوش می‌دهد و زندگی طولانی‌اش را تضمین می‌کند؛ بلکه به عنوان نوعی مکانیسم بقا، فاکتور التیام‌بخش خاطرات او را نیز سرکوب می‌کند. اما سلاح پلاس نمی‌خواهد خاطرات ولورین سرکوب شوند: آن‌ها می‌خواهند خاطراتش به طور کامل پاک شوند. و بنابراین آن‌ها جهش‌یافته تسلیم‌شده را روی صندلی الکتریکی شکنجه می‌کنند تا دیگر هیچ چیز را به یاد نیاورد. آن‌ها حتی تلاش می‌کنند هویت ولورین را از او سلب کنند و او را با نام آزمایش ایکس (Experiment X) صدا می‌زنند. از دیدگاه آن‌ها، آزمایش ایکس دیگر یک انسان نیست، بلکه به عنوان ماشین کشتار نهایی طراحی شده است.

کمیک‌های مارول پرزنتس (Marvel Presents) برنامه سلاح ایکس را با جزئیات زیادی بررسی کردند و آزمایش‌های دردناک بی‌شماری را که ولورین متحمل شد به تصویر کشیدند. تصاویر موجود در صفحات کمیک تقریباً به اندازه خود آزمایش‌ها آزاردهنده هستند. پنل‌ها غرق در رنگ‌های نارنجی، صورتی، قرمز و بنفش تیره هستند که حس تهوع‌آوری ایجاد می‌کنند. آثار هنری بری ویندزور-اسمیت (Barry Windsor-Smith) کیفیت خام و لبه‌دار زیبایی‌شناسی اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ مارول را ترشح می‌کند که با عناصر دیوید کرونبرگ (David Cronenberg)، استاد ژانر وحشت جسمانی، تقویت شده است - ما ولورین را می‌بینیم که در مخازن غوطه‌ور است و لوله‌ها و سوزن‌های بی‌پایانی به او فرو رفته است. تجربه‌ای مانند این هر کسی را برای تمام عمر آزار خواهد داد. اما وقتی کسی را که قبلاً زندگی‌های خشن زیادی داشته شکنجه می‌کنید، سلاح ایکس تنها به تشدید روان شکننده و رفتار خشن ولورین کمک کرد.

سلاح ایکس دلیلی است که ولورین چنگال‌های آدامانتیم (Adamantium) دارد - این فلز با اسکلت او و در نتیجه چنگال‌هایش پیوند خورده است. این یک عمل جراحی غیرقابل تحمل دردناک است، اما سلاح ایکس به کار خود ادامه می‌دهد، بدون اینکه نگران رفاه لوگان باشد و منحصراً به ساخت یک سلاح فوق‌العاده علاقه دارد. در طول عمل، ولورین از خواب بیدار می‌شود، پوستش از بدن جدا شده، با فریاد از سر درد شدید می‌گوید: «با من چه کرده‌اید؟» این کاملاً یک کابوس است، اما شاید همچنین تنها تصویری باشد که به بهترین شکل نشان می‌دهد چرا ولورین این‌گونه است. این مردی است که چنان شکنجه شده که به معنای واقعی کلمه به عنوان یک انسان غیرقابل تشخیص است و تا استخوان‌های وحشی‌اش عریان شده است.

از آنجا که همه با او مانند یک جانور وحشی رفتار می‌کنند که منحصراً توانایی خشونت را دارد، دقیقاً این‌گونه است که ولورین خودش را می‌بیند.

در دنیای ولورین، خشونت به‌طور مداوم خشونت بیشتری به بار می‌آورد. سرانجام، مردی که زمانی جیمز هاولت بود، بالاخره به هوشیاری خود بازمی‌گردد و از تأسیسات فرار می‌کند و سطحی از خشونت را به کار می‌گیرد که قبلاً هرگز از او ندیده بود. بی‌رحمی خاصی در فرار او وجود دارد، به طوری که سربازان را به گونه‌ای از هم می‌درد که خون یک پنل را پس از دیگری اشباع می‌کند. او این کار را بدون گفتن کلمه‌ای انجام می‌دهد - سلاح ایکس او را به چیزی بیش از یک جانور درنده تقلیل داده است. حتی زمانی که او بعدها هوشیاری خود را به دست می‌آورد و شروع به یادآوری خاطراتش می‌کند، آن حس درنده خویی هرگز به طور کامل او را ترک نمی‌کند.

از آنجا که همه با او مانند یک جانور وحشی رفتار می‌کنند که منحصراً توانایی خشونت را دارد، دقیقاً این‌گونه است که ولورین خودش را می‌بیند. این دقیقاً همان چیزی است که یک بازی ولورین باید آن را بررسی کند. کنترل مردی که خود را تنها به عنوان یک حیوان وحشی می‌بیند که قادر به کشتن انسان‌ها در یک چشم به هم زدن است، چه حسی دارد؟ پریدن از فردی به فرد دیگر با چنگال‌های بیرون‌کشیده و با تنها هدف گرفتن جان آن‌ها چه حسی دارد؟ این همان چیزی است که استودیوی اینسامنیاک (Insomniac) باید برای موفقیت داستان ولورین (و به تبع آن، گیم‌پلی) بررسی کند.

خاطرات

نجات ولورین زمانی اتفاق می‌افتد که او به چارلز اگزاویر (Charles Xavier) می‌پیوندد تا یکی از مردان ایکس شود. اینجاست که لوگان واقعاً شروع به درک این موضوع می‌کند که او چیزی بیشتر از یک ماشین کشتار است. به عنوان بخشی از مردان ایکس، او سرانجام می‌تواند به خیر عمومی خدمت کند و شروع به تبدیل شدن به فردی گرم‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌کند - البته بدون از دست دادن لبه تند همیشگی‌اش. اما بازی اینسامنیاک قبل از پیوستن ولورین به مردان ایکس اتفاق می‌افتد. در این نقطه از زندگی‌اش، تمام چیزی که او می‌شناسد پرخاشگری است.

از آنجا که کمیک‌های مارول دارای خطوط زمانی متعددی هستند, غیرممکن است در این مرحله بگوییم بازی ولورین اینسامنیاک دقیقاً کجای کار قرار می‌گیرد. آنچه ما می‌دانیم این است که بازی ولورین را پس از سه سال دوری به تیم ایکس بازمی‌گرداند. نسخه بازی از این گروه ویژه به نظر می‌رسد شامل جین گری (Jean Grey) باشد که در کمیک‌ها عضوی از تیم نیست، بنابراین قطعا تفاوت‌های کلیدی وجود خواهد داشت. ولورین همچنین دارای چنگال‌های آدامانتیم است، بنابراین به نظر می‌رسد که به تجربه او با سلاح ایکس نیز اشاره خواهد کرد. اما از آنجایی که بازی قبل از پیوستن ولورین به مردان ایکس اتفاق می‌افتد، در این نقطه از زندگی‌اش، تمام چیزی که او می‌شناسد پرخاشگری است. به همین دلیل است که خشونت بازی بسیار ضروری است.

چه بخواهیم و چه نخواهیم، خشونت در هویت ولورین تنیده شده است. و به نظر می‌رسد آخرین اثر اینسامنیاک این موضوع را بهتر از هر بازی ولورین یا مردان ایکس دیگری که در گذشته بازی کرده‌ایم، درک کرده است. ما برای دیدن نحوه آشکار شدن همه‌چیز در ۱۵ سپتامبر لحظه‌شماری می‌کنیم.


منبع: ign.com

نظرات۰

برای نوشتن نظر، وارد حساب خود شوید.

ورود / ثبت‌نام

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفری باش که نظر می‌دهد.